سعید در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸:
بسیار شعر عالی و پر محتوایی است.
به نظرم مصرع
خلیل ار نیستی چه بود تو با عشق آی در آتش
بهتر بود به صورت
خلیل ار نیستی لیکن تو با عشق آی در آتش
بیاید.
سپاهی لایین در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ رهی معیری » منظومهها » سنگریزه:
سلام.
در چند بند این شعر، به قرار زیر نیاز به اصلاح هست.
در بند سوم:
ای خواجه، لعل نیز زآغوش سنگ خاست....
بند چهارم:
لبریز کرده از می عشرت...
بندآخر:
من خم شدم به چارهگری در برابرش...
رضا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳:
روی بنمای که صبر از دل صوفی ببری
پرده بردار که هوش از سر عاقل برود
محمدامین احمدی فقیه در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:
سلام و درود
دو و چهارده می تواند اشاره به قرآن حکیم و چهارده معصوم علیهم السلام باشد!
و نیز تعبیری از «سبعا من المثانی» که درک آن برای هرکه ایجاد شود دریایی از علم و دانش و معرفت برای وی گشوده خواهد شد.
دانا و توانا باشید!
farzam در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
دوستان زیاد خودشونو در مورد دین ونگاه حافظ نکشن
حافظم در مجلسی دردی کشم در محفلی
بنگر این شوخی که چون با خلق صنعت میکنم
خودش میگه سرکارین!
علیرضا مختار در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:
خواندن این شعر به عنوان گوشه مثنوی در آواز دشتی مناسب باشد.
ستاره در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:
ممنونم جناب دکتر ترابی. تفسیر زیبایی بود و به فهم و درک شعر کمک شایانی کرد. اگر مقدور هست درباره بیت دوم نیز توضیح محنصری بفرمایید.
_________
آقای چنگیز؛ این همه سفسطهی خنده دار برای چه؟ آنهم در شعر روان و گویای حافظ.
1- آخر چگونه میتوان از بین دو گیسوی کسی عبور کرد؟!!! حتی عجیب ترین ایهام هم باید در عقل بگنجد.
2- بسته بودن جان آدمی به تار مویی یا به زنجیر کشیدن عشاق و... چه ربطی دارد به زندگی کردن در مو؟!
3- ضمن اینکه "تو" در اینجا معشوق است و نه خواننده. خود اوست که از بین موهایش زیرچشمی نگاه میکند و بیقراران را میبیند؛ که هم "گیسوان در تابند" و هم مردمان بی تاب. این مصرع را این گونه بخوانید:
ز زیر زلف دوتا -چون گذر کنی- بنگر
رضا ک. در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۴ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۰:
با سلام؛
1) در بیت چهارم، مصراع دوم، "هم" جا افتاده و لغزش وزنی ایجاد کرده است. به صورت زیر تصحیح می شود:
بر دل فرهاد کوه بیستون هم بار نیست
2) صورت تغییر یافته ای از این غزل در فیلم " فریاد مورچه ها" ساخته مخملباف در قالب آواز گروهی استفاده شده است؛ با این مطلع:
کافر عشقم،مسلمانی مرا در کار نیست هر رگ من تار گشته، حاجت زنار نیست
با سپاس.
ناشناس در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:
شش جهت ،منظور چهار جهت اصلی راست،چپ،جلو،عقب بالا وپایین است در یک فضای سه بعدی
مریم در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:
چرا ترتیب ابیات اینجا با ترتیب ابیات استاد شجریان تفاوت داره و چه جوری میشه متوجه شد کدوم نسخه صحیح تره.
هنگامه حیدری در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶:
سوفسطایی
سوفسطایی . [ ف ِ ] (ص نسبی ،اِ) سوفسطائی . سوفسطاییان . استاد. دانشور زبردست . کسی که در امور زندگی هوشمند و زیرک است . خردمند. در اواخر قرن پنجم قبل از میلاد جماعتی از اهل نظر در یونان پیدا شدند که جستجوی کشف حقیقت را ضروری نمیدانستند، بلکه آموزگاری فنون را بر عهده گرفته ، شاگردان خویش را در فن جدل و مناظره ماهر میساختند، تا در هرمقام خاصه در مورد مشاجرات سیاسی بتوانند بر خصم غالب شوند. این جماعت بواسطه ٔ تتبع و تبحر در فنون مختلف که لازمه ٔ معلمی بود به سوفستس معروف شدند، و چون برای غلبه بر مدعی در مباحثه به هر وسیله متشبث بودند، لفظ سوفیستس که ما آنرا سوفسطایی گوئیم علم شد برای کسانی که بجدل می پردازند و شیوه ٔ ایشان سفسطه نامیده شده است . افلاطون و ارسطو در تقبیح سوفسطاییان و در مطالب ایشان بسیار کوشیده اند، ولیکن در میان اشخاصی که به این عنوان شناخته شده اند مردمان دانشمند نیز بوده اند، از آن جمله افرودیقوس است و او از حکمای بدبین بود یعنی بهره ٔ انسان را در دنیا درد و رنج و مصائب و بلیات یافته بود و چاره ٔ آن را شکیبایی و استقامت و بردباری و فضیلت و متانت اخلاقی میدانست . دیگری جورجیاس است که با استدلالاتی شبیه بمباحثات زنون و برمانیدس مدعی بود که وجود موجود نیست و نمونه ٔ آن این است که : کسی نمیتواند منکر شود که عدم عدم است (یا بعبارت دیگر لاوجود لاوجود است ). ولیکن همین که این عبارت را گفتیم و تصدیق کردیم ناچار تصدیق کرده ایم به این که عدم موجود است . پس یکجا تصدیق کرده ایم که عدم موجود است ، و جای دیگر ثابت کرده ایم که عدم موجود نیست ؛ بنابراین محقق میشود که میان وجود و عدم (لاوجود) فرقی نیست . پس وجود موجود نیست . جورجیاس بهمین قسم مغالطات دو قضیه ٔ دیگر را هم مدعی بود، یکی اینکه فرضاً وجود موجود باشد قابل شناختن نیست ، دیگر اینکه اگر هم قابل شناختن باشد معرفتش از شخصی بشخص دیگر قابل افاضه نخواهد بود. معتبرترین حکمای سوفسطایی فروطاغورس است
لغت نامه دهخدا
نکته ای که وجود دارد مولانا سوفسطایی را به عنوان مقابل و متضاد معنویت به کار برده است.
هنگامه حیدری در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹:
استاد گرانقدر مرحوم فروزانفر در ذیل این غزل در خصوص دو بیت نخستین فرموده اند. این دو بیت قطعا از مولانا نیست و ر کشف الاسرار این دو بیت آمده است.
ناشناس در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:
باسلام
چرا شاعر میفرماید که هرکجا ویران باشد امید گنج هست؟ممنون میشم اگر توضیح بدید.
هنگامه حیدری در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:
جواب آن غزل که گفت شاعر ....
منظور مولانا در این بیت احمد بن حسین متنبی(تولد 303 در حوالی کوفه - مرگ 354 حوالی بغداد) شاعر و ادیب ، مدیحه سرا و نامدار شیعه مذهب عرب در قرن چهارم هجری قمری است که در دوران خلافت عباسی می زیست. متنبی(یعنی کسی که ادعای نبوت دارد، البته متنبی هرگز چنین ادعایی نکر) دارای اشعاری است که بسیار مورد توجه قرار گرفته و از این نظر که توجه بسیاری از شعرا را به خود جلب کرده به انوری شبیه است. او شیعه بوده و با سیف الدوله حمدانی و خاندان او در ارتباط بوده است. ویژگی بارز شعرهای او اغراق است. او علاوه بر شاعری یک فیلسوف بود و در عهد فارابی می زیست. او در میانه سده چهارم هجری در سال 354 در یک درگیری به همراه فرزند و غلامش در نزدیکی دیر عاقول کشته شد. مرگ وی شبیه کشته شدن فارابی است.
مولانا این بیت را با توجه به بیت زیراز متنبی سروده است:
بقایی شاء لیس هم ارتحالا
و حسن الصبر زمُوا لاالجمالا
شاعر در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:
من یه شاعرم و عاشق شعر های مولانا.
یه نظر داشتم لطفاً شمام کمک کنید و نظر بدید.
البته من به اشعار مولانا خورده نمیگیرم.
به نظر شما بهتر نیست تو مصرع
شاعر در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:
من یه شاعرم و عاشق شعر های مولانا.
یه نظر داشتم لطفاً شمام کمک کنید و نظر بدید.
البته من به اشعار مولانا خورده نمیگیرم.
به نظر شما بهتر نیست تو مصرع
هنگامه حیدری در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸:
در بیت 9 آمده است:
استاد، خدا آمد، بی واسطه صوفی را
استاد کتاب آمد صابی و کتابی را
صابی: آن که از دینی به دینی شود. گلمه ای کلدانی است به معنی شوینده و صابئین چون همیشه در کنار نهرها و آبها جای دارند و خود را بسیار می شویند بدین نام خوانده می شوند. در خوزستان هنوز مردمی بر ساحل کارون هستند که آنها را مغتسله می نامند و آن ترجمه لفظ صابئی کلدانی است.
کتابی: شرعا کافری است که به پاره ای از کیشه های کتابهای منسوخ متدین باشد.
مطلبی که در این بیت جلب توجه می کند مصراع اول این بیت است...استاد خدا آمد بی واسطه صوفی را
آیا با این بیت مولانا می خواهد نیاز به پیر را انکار کند...و معتقد است که صوفی حقیقی همه چیز را به واسطه ضمیر و دل آگاهش از خدا دریافت می کند؟ والله اعلم بالصواب
فرشته در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۱ - مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست:
دومو : جوگندمی
آیینه دار : آرایشگر
وفاق : دوستی
در بیت ششم سیلی زن نهاد ، می به معنای من و مفعول است و «می بزن »یعنی مرا بزن.
در بیت نهم : «بیستم» به معنای توفق کردن یا تفکر روی مسیله است.
|یام در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:
اجرای متفاوت این شعر را با صدای سپیده رییس سادات حتما گوش کنید
سعید در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸: