رسته در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۲۶ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵:
متن کامل از روی نسخۀ انصاری:
ذوق در خاک تپیدن اگر از دل برود
تا ابد کشتۀ ناز از پی قاتل برود
به وداعی که مرا می بری ای دل بگذار
که بمیرم من و جان از پی محمل برود
بحر عشق است و به هر گام هزاران گرداب
این نه بحریست کزو گشته به ساحل برود
گر بمیرم منما چهره به من روز وصال
حسرت روی تو حیف است که از دل برود
آید انگشت گزان روز جزا در محشر
آن که ابله به جهان آید و عاقل برود
چارۀ کار ز تدبیر نیاید، هیهات
کو رسولی که بر جادوی بابل برود
گر بمانم قدمی آن کند این جذبۀ شوق
که دل دوست ز دنبالۀ محمل برود
تا به زانو به گل از گریه فرو شد عرفی
ور چنین گریه کند تا مژه در گل برود
رسته در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۰۷ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:
متن کامل غزل از روی نسخۀ انصاری
عشق اگر مرد است، مرد تاب دیدار آورد
ورنه چون موسی بسی آورد و بسیار آورد
تا فریبد ابلهان را در متاع روی دست
آسمان پیش از تو یوسف را به بازار آورد
جان به زخم ناوکی دادم که شکر لذتش
در قیامت هر سر مویم شکر بار آورد
بس که زخم غمزه اش خوردم زمین مشهدم
خرمن خنجر به جای بوته ی خار آورد
کافری دان عشق را کز شغل من گر وارهد
گردن روح القدس در قید زنار آورد
مگذر از دارالشفای عشق کز بهر علاج
هر نفس آید مسیح آن جا و بیمار آورد
مو به مویم دوست شد، ترسم که استیلای عشق
یک انالحق گوی دیگر بر سر دار آورد
ای که عرفی را مسلمان خوانده ای، او را بکاو
تا ز کفرآباد دل، بت های پندار آورد
رسته در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۵:۵۱ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:
متن کامل غزل ار روی نسخۀ پرفسور محمد ولی الحق انصاری
در ازل رفتم به سیر کعبه، دیّاری نبود
آمدم در دیر، راهب بود و بیکاری نبود
کفر و دین و کعبه و دیر از ازل بودند، لیک
صلح و جنگی بر سر تسبیح و زناری نبود
در سبک روحی مثل بودند طاعت پیشه گان
از مصلای ریا بر دوش کس باری نبود
سیر کوی زاهدان کردم، چه ها دیدم، مپرس
هیچ سر بی کوبش سنگی و دیواری نبود
باز کردم دیده را دزدیده بر باغ مجاز
مشت زاغی بود و دستانی و جز خاری نبود
در تماشاگاه حسن، اهل نظر بودند جمع
دیده ها بگشوده و محروم دیداری نبود
بر سر خم رفتم و زاهل خرابات مغان
اولین جوش خم می بود و هشیاری نبود
دشته می خایید شریان وفاداران، ولی
الامانی برنیامد، بانگ زنهاری نبود
از لب هر ذره ام خون اناالحق می چکد
طعنۀ نامحرم و اندیشۀ داری نبود
عشق بود، اما دل خود می گزید و جان خویش
بود بیماری ولی ممنون تیماری نبود
عشق اگر غم داد و جان و دل ستد، عیبش مکن
بیع اول بود و آشوب خریداری نبود
نیک سنجیدم در میزان وحدت، حسن و عشق
بود فرقی در میان و لیک بسیاری نبود
همچو لذت در شدم در ریشه ی دل های ریش
راست گویم چون دل من چاشنی زاری نبود
داستان هستی عرفی و دعوی های او
این زمان گویا برآمد، در ازل باری نبود
مرضیه در ۱۴ سال قبل، جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۱۷ - کودک آرزومند:
این شعر بسیار پند آموز است و در عین حال جذاب و خواندنی است.من این شعر را دوست دارم.
نیما در ۱۴ سال قبل، جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:
در مورد مصراع اول بیت 3 : استاد شجریان این بیت را به صورت ؛شبی که ماه مراد از افق طلوع کند؛ خوانده اند
رضا کاشی ساز در ۱۴ سال قبل، جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:
عزیزان بس است صحبت از تقطیع هجایی واژگان و قافیه و از این دست صحبت ها به درّ کلام مولانا توجه کنید او گفته :رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم . پس بیاییم به جان سخن او بیشتر توجه کنیم. انتظار داشتیم در حاشیه ی این شاهکار مولانا بیشتر مطالبی عرفانی ببینیم نه بحث درباره قافیه و بیت.هرچند که لطافت شعر او نیز شهره عالم است.
مرضیه در ۱۴ سال قبل، جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲۱ - ای مرغک:
اشعار پروین اعتصامی بسیار پند آموز است.
این شعر هم یکی از همین شعرهای اوست .
این شعر یکی از شعرهای مورد علاقه ی من است
مرضیه در ۱۴ سال قبل، جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
این شعر بسیار زیبا و دلنشین است. من به این شعر علاقهی بسیاری دارم.
رضا در ۱۴ سال قبل، جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷۷:
استاد همایون شجریان این شعر رو در قالب یک تصنیف بسیار زیبا در اپرا عروسکی مولوی خوانده، حتما اون رو تجربه کنید.
مرضیه در ۱۴ سال قبل، جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
این شعر در وصف پیامبر اکرم گفته شده و بسیار دلنشین است.
محسن در ۱۴ سال قبل، جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۴:
بهترین بیت این شعر از نظر من:
در نجاتش مات هست و هست در ماتش نجات
زان نظر ماتیم ای شه آن نظر بر مات باد
به به.
دیوانه کنندست!!!
آریا در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:
"مستتر" غلط می باشد.
"ای لولی بربط زن تو مست تری یا من" صحیح است.
ساقی در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » اول:
مسله!
مسئله می باشد
محمد ذهابی کرمانشاهی در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۳:
با سلام
من هم با آقا ایمان کاملا موافقم . بی عفتی در کلام ایرانیان دقیقا از این قرن شروع به کار کرده .
mohammad.2903@yahoo.com
در مورد این حاشیه ها هم بگم واقعا جالبه چه اشکالی داره انسان رای مخالف خودش رو هم بشنوه . نمی دونم چرا بعضی ها رای مخالف رو نمی پذیرن و مخالف این حاشه هستن.
ناشناس در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۸:
اشتباه تایپ شده بر چرخ فلک هیچ کسی چیره نشد نه چیر نشد
سید مهدی در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ اقبال لاهوری » رموز بیخودی » بخش ۱ - رموز بیخودی:
خیلی ممنونم باسپاس فراوان
محمود در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:
نمی دانم چرا محسن نامجو که این غزل را خوانده، در مصرع دوم بیت اول، دو کلمه را چیز دیگری خوانده است. مثلا شبی را دستی خوانده است.
استادسیدعلی اصغرموسوی در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:
سلام
و درود برشما و کارتان!
غزل عظمت انسان در ملکوت را بیان می کند و اورا به ترک تعلق و تعین وامی دارد.
بیت الغزلش همان بیت :بیا برچشم ... است البته مصرع دوم چندان مثل اولی نیست.
اما بیت عالی اش همان بیت چهارم است که متاسفانه در مصرع دوم ((خویش )) را خویشتن نوشته اند و وزن غزل اشکال پیدا کرده است .
به نظر می رسد باید این گونه بوده باشد :
چرا از خویش بگریزی و با بیگانه بنشینی !
----
یاحق!
استاد سید علی اصغرموسوی
بهاالدین در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:
بیت دوم مصرع آخر سوالی نیست
رسته در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۷:۱۶ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶: