رسولی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۰:
قالت: رای فوادی من هجرک القیامه
گفت: در قلب من از دوری تو قیامت برپاست.
قالت: دموع عینی لم تکف بالعلامه
گفت آیا اشک چشمم به عنوان نشانه کفایت نمی کند؟
قالت: فمر صحیحا بالخیر و السلامه
گفت: امیدوارم سفرت به خیر و سلامتی بگذرد.
من جرب المجرب حلت به الندامه
هر کس که آزموده ها را بیازماید، فقط پشیمانی عایدش می شود. (آزموده را آزمودن خطاست)
قالت: ترید وصلی سرا و لا کرامه
گفت: تو بودن با من را پنهانی می خواهی (نمی خواهی من در آشکار به تو مهر بورزم)
قالت: الست تدری العشق و الملامه
گفت آیا عشق به همراه ملامت دیده ای؟
ترجمه ی کلی
دیشب (در زمانی که انتظارش را نداشتم) از معشوقم نامه ای به من رسید ... (در نامه گفته شده بود): در قلب من از دوری تو قیامت برپاست.
(به او پاسخ دادم): عشق علامت و نشانه (ی آشکاری) دارد ... گفت: آیا اشک چشمم به عنوان نشانه کفایت نمی کند؟
گفت برای چه در حال آماده شدن هستی؟ .. گفتم: می خواهم به سفر بروم ... گفت: امیدوارم سفرت به خیر و سلامتی بگذرد.
گفتم: تو خیلی بی وفایی ... گفت: مگر آزمایش کردی (که به این نتیجه رسیدی؟) ... (در پاسخ گفتم:) هر کس که آزموده ها را بیازماید، فقط پشیمانی عایدش می شود.
گفتم: برای بدرقه ی من نمی آیی و برای خداحافظی مرا به آغوش نمی کشی؟ (رسم مرسوم خداحافظی را به جای نمی آوری؟) ... گفت: تو بودن با من را پنهانی می خواهی (نمی خواهی من در آشکار به تو مهر بورزم)
گفت: این تکه موی مرا بگیر ... گفتم: سزاوار سرزنش می شوم ... گفت آیا عشق به همراه ملامت دیده ای؟ ( استفام انکاری است ... عشق و ملامت یک جا جمع نمی شوند)
*(به موی کنار گوش زلف می گویند)
*(زلف در اصطلاح صوفیه به معنی قرب آمده ... زلف را به نشانه ی نزدیکی و همراهی داده)
رسولی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
نی رایت دهرا من هجرک القیامه
از دوری تو دنیا را همچون قیامت دیدم
لیست دموع عینی هذا لنا العلامه
آیا این اشک چشمهای من نشانه ی (غم هجران) برایمان نیست؟
من جرب المجرب حلت به الندامه
هر کس که آزموده ها را بیازماید، فقط پشیمانی عایدش می شود. (آزموده را آزمودن خطاست)
فی بعدها عذاب فی قربها السلامه
در دوری او عذاب و سختی است و در نزدیکی اش سلامت و ایمنی
و الله ما راینا حبا بلا ملامه
به خدا ما عشقی بدون سرزنش ندیدیم
حتی یذوق منه کاسا من الکرامه
تا ساغری (جامی) از کرامت (عشق) بچشد
حافظ
ترجمه ی کلی
از عمق دل خونم نامه ای برای دوست نوشتم ... مضمون نامه این بود: از دوری تو دنیا برایم همچون روز قیامت سخت شده است.
من از فراقش داغ های زیادی چشیده ام که چشمهایم نمایانگر آن است ... آیا این اشک چشمهایم نشانه نیست؟
هر چقدر راه های مختلف را آزمایش کردم (تا به معشوق برسم) سودی از او عاید من نشد ... هر کس که آزموده ها را بیازماید، فقط پشیمانی عایدش می شود.
از طبیبی در مورد بودن در پیرامون معشوق پرسیدم، گفت: در دوری او عذاب و سختی است و در نزدیکی اش سلامت و ایمنی
با خود گفتم اگر در اطراف معشوق باشم چیزی جز ملامت عایدم نمی شود ... (به خودم پاسخ دادم): به خدا ما عشقی بدون سرزنش ندیدیم!
آن زمان که حافظ به بهای جان شیرین خود، خواهان جامی شراب از معشوق شد فقط قصدش این بود تا (جامی) از کرامت (عشق را از دست معشوق) بچشد.
تماشاگه راز در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:
سلام جناب شمس الحق
ممنون از توضیحات ارزنده شما
من مدتهاست که از حاشیه تویسی های شما و دیگر بزرگواران در این سایت استفاده می کنم و خوشحالم که بزرگوارانی چون شما در این سایت حضور دارید و شمع محفل این سایت ادبی هستید.
میلاد احمدی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶:
این شعر را استاد تاج اصفهانی در مایه اصفهان خوانده اند که شنیدنی تست و البته مصرع گر چه صبحیش نظر بر همه ... رو میخوانند گر چه صبحش نظری....
ناشناس در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:
با درود استاد شجریان این غزل را به زیبایی در تاجیکستان اجرا کرده اند . فیلم این کنسرت :
پیوند به وبگاه بیرونی
در دقیقه 45 اجرا غزل است
مهدی همدانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۷ - حکایت در عزت قناعت:
مینا خانم معنی حکایت بصورت اجمالی این است که:
نیشکر فروشی بدنبال مشتری بود و به صاحبدلی رسید و گفت این نیشکرها را بگیر و هر وقت داشتی پولش را بده
آن خردمند صاحبدل نیز جواب داد: تو مگر برای من صبر نمیکنی تا پول را پرداخت کنم ولی من میتوانم برای نیشکر صبر و قناعت کنم تا در زمان داشتن پول خرید کنم
نیشکر نسیه شیرینی ندارد وقتی اضطراب تقاضای تلخ طلب از جانب شما بیادم آید
روفیا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۲ - سخنی چند در عشق:
از خدمات ارزنده شما برای گسترش فرهنگ غنی پارسی سپاسگزارم
در بیت اول بین مرا و کز فاصله است یعنی مرا که از نه marakez
yekketabkhob.blogfa.com در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۸۰ - در مرگ پروین:
زندان بان
طبل زندان به صدا میآید
ماندهام
که دنیا در زندان من است
یا که من اسیرِ آن
تنها به تنهایی خود میگریم
که چنین گرفتار و
زندانبان شدهام.
کتاب چنگ شکسته-ناهید حکیمی
پوریا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:
«باده تویی» - کنسرت گروه هم آوایان، به آهنگسازی استاد علیزاده
امیدی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۸:
اکثر متون اینچنین دیده ام : گویند بهشت و حور عین خواهد بود آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک چون عاقبت کار چنین خواهد بود
نیما در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:
باسلام در بیت آخر از غرقه ما خبر ندارد است که در کتاب اول دبیرستان این چنین چاپ شده است.
نیما در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:
با سلام من دانش آموز اول دبیرستان هستم وکه در کتاب ما در بیت آخر نوشته از غرقه ما خبر ندارد.
محمد لر بزرگ در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » در دستگاه ماهور:
من با صدای قمرالملوک و سپیده سادات بسیار شندیمش
مهرداد در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۷ - آرزوی پرواز:
خیلی قشنگ بود
پرویز در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
با عرض درود و سلام ؛ این غزل حضرت حافظ کاملاً مشابه به غزل حضرت سنایی است ,
.
ساقیا دانی که مخموریم در ده جام را
ساعتی آرام ده این عمر بی آرام را
میر مجلس چون تو باشی با جماعت در نگر
خام در ده پخته را و پخته در ده خام را
قالب فرزند آدم آز را منزل شدست
انده پیشی و بیشی تیره کرد ایام را
نه بهشت از ما تهی گردد نه دوزخ پر شود
ساقیا در ده شراب ارغوانی فام را
قیل و قال بایزید و شبلی و کرخی چه سود
کار کار خویش دان اندر نورد این نام را
تا زمانی ما برون از خاک آدم دم زنیم
ننگ و نامی نیست بر ما هیچ خاص و عام را
ناشناس در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۴۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱۷ - ای آن که غمگنی:
بیت دوم هم گرچه در نسخ مختلف به همین شکل آمده اما قطعا صحیح نیست و هیچ پیوند معنایی-ساختاری در این بیت به چشم نمی خورد واحتمالا از جمله سیئات مصححین کم خرد بوده است ورنه پدر شعر پارسی را بی تردید جایگاهی والاتر از عیار خرد طراران سخن نا شناس است
ناشناس در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۲۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱۷ - ای آن که غمگنی:
گوئی گمارده ست بلایی او بر هر که دل بر او تو چو بگماری
م.م.ز. در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۹ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین غزنوی:
ب 28) آهن کَش: آهن ربا؛ از آن ...: به سبب آن است که ...
.
م.م.ز. در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین غزنوی:
بیت 2) مصرع اول: «گَردان گشته» صفت مرکب برای سیلاب است. مصرع دوم: گَردان گِردبادی تندگَردی تیره اندروا: یعنی گردبادِ گردانی که تند می گردد و می چرخد و تیره و معلق است.
یونس در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹: