گنجور

حاشیه‌ها

سمانه در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

خدا یعنی حق!این حق میتونه ریختن به ظلم خون امام حسین باشه یا تهدید مرگ گالیله به خاطر اینکه گف زمین گرده!هرچن که درجه اینا باهم فرق داره.ولی جفتشون حقن!مردم ما مهاجم شدن یا به زور میگن میری جهنم به ائمه اعتقاد داشته باش!یه سریا هم سریع جبهه میگیرن میگن نه ائمه خدا نیستن!فقط دل مهمه و وجدان اگه آدم منصفی باشی میفهمی چی میگم

سمانه در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

سعی نکنید مثل تاجرا با آخرت برخورد کنید.سعی نکنید کسی و به زور معتقد کنید.اگه فرد لایق باشه خودش ایمانش قوی میشه.کسی که به زور میخواد کسیو مومن کنه خودش مومن نیس.

سمانه در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

من مطمئنم این شعرو برا امام حسین گفته وتوش شک ندارم میدونید چرا؟چون قلبم اینو میگه قلب بدون تعصب بهترین راه عقلانیو نشون میده_نزدیکای عاشورا بود که دیوان حافظ وباز کردم این شعر اومد بعد خوندن شعر یکم شک کردم !یکم بعد تلویزیونو رفتم خاموش کنم دیدم همین غزلو داره دکلمه میکنه

مازیار در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۹:

وزن غزل چنان گیرا و چیره است که خود به خود، سهو املاییِ «بهر زه» در مصرع دوم از بیت ماقبل آخر، به همان صورت درست خود یعنی «به هرزه» خوانده می‌شود.

مازیار در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:

غزلی‌ست نغز و دلکش! شاید نیازی به تذکر نباشد اما در مصرع نخست از بیت چهار، «قدمش» درست است؛ آن قدر این غزل زیباست که به گمانم کسی متوجه این سهو املایی نمی‌شود و ناخودآگاه درست می‌خواندش.

محمد علی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:

در دیوان حافظ چاپ یونسکو سال 1367 این شعربعد از خط چهارم هرگز نمیشودزسرخود خبرمرا=تاردمیان میکده سر برنمکنم= به این صورت آمده است
این تقویم بست که چون واعظان شهر
نازو کرشمه بر سر منبر نم کنم
ناصح بطعن گفت که رو ترک عشق کن
محتاج چنگ نیست برادر نم کنم
حافظ جناب پیر مغان مامن وفاست
من ترک خاک بوس این در نم کنم

روزبه سرداری در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۴۱ - نوای طاهره:

از صفحه ویکی پدیای خانم بزرگوار طاهره قره العین برای رگ های متورم "مصی" ! :
محیط طباطبایی با ذکر مخمسی از میرزا محمد طاهر وحید که صد و ده سال پیش از طاهره می‌زیسته‌است، نشان داده که این غزل نه از طاهره و نه از میرزا طاهر، بلکه از طاهر کاشی است.[175] نصرت‌الله محمدحسینی، نویسنده بهائی نیز می‌گوید:«[این غزل] به احتمال قوی سروده طاهر کاشانی است. استناد نگارنده به جُنگی از اشعار شاعران پارسی‌گوی است که در زمان فتحعلی‌شاه قاجار فراهم گشته و در کتابخانه ملک طهران موجود است.» [176]

هادی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ - در مدح سلطان اعظم سنجر:

شاعر در بیت 2 هر چهار عنصر آّب و باد و آتش و خاک را آورده است که امهات اربعه هستند وبه آنها آخشیج می گویند

فرشته آشوری در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح:

سوسن و نرگس در زبان فارسی نماد هستند. سوسن با داشتن ده زبان خاموش است و ندگس هم نماد چشم به ویژه چشم خمار و مست

احمد در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت پیرزنی که به ده کلاوه ریسمان خریدار یوسف شد:

بیت ماقبل آخر بپاکی چون بین بپا و کی فاصله افتاده ممکنه در خواندن مشکل ایجاد کند.

حسین در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳:

با درود فراوان وعرض خسته نبأ شید در بیت سوم مصرع دوم
کو بگو از لب شیرین و لطیفت که چشید. صحیح است
با سپاس

زادمهر همیشه سرافرازبه پارسی بزرگ ایرانی(:رودسری) در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:

با درود فراوان
خاقانی استاد ادبیات است و به ویژه ازسرآمدان ادب پارسی.
آغاز سروده این است:
هان ای دل عبرت بین ازدیده عبر کن هان ...نه ازدیده نظر کن..
چون خاقانی خود بهتر می دانست که آنگاه که دل عبرت بین باشد ،بایدازدیده عبرتهابیاموزد.
...امیدوارم درست شود.
...بدرود.

کاظم ایاصوفی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۲۶:

بیت سوم مصرع دوم بجای شود باید شد نوشته شود

مصطفی جمشیدی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۱ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » فضل امیرالمؤمنین:

خدارحمت کند این شاعر بزرگ را

دکتر هاتف سیاه کوهیان در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:

در بیت:
آنان که در بهار به صحرا نمی‌روند
بوی خوش ربیع بر ایشان محرمست
استاد سخن سعدی، با مهارت تمام کلمه ربیع و محرم به کار گرفته و کلمه محرم در این بیت فقط معنی«حرام » را افاده نمی کند. بلکه کلمه محرم در یک افق دلالت فرهنگی ایرانی در برابر کلمه «ربیع» بکار برده شده است ، در این بیتکلمه ربیع دال بر بسط و سرور بوده و کلمه محرم علاوه بر مفهوم حرام، معنایی مرتبط با حزن و ملال و قبض دارد. و گرنه مصرع دوم می توانست به این شکل هم باشد:
بوی خوش بهار بر ایشان محرمست.
پس سعدی کلمات «محرم و ربیع» را را از سر عمد در تقابل با یکدیگر آورده است در غیر این صورت اگر فرض کنیم که ربیع در این بیت به معنای بهار و محرم به معنای حرام باشد، بیت فاقد لطفت و زیبایی پیشین خواهدبود.

حمید در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۰۷:

آهن سخت که بر ....

هنگامه حیدری در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:

در بیت چهارم می فرماید:
قد وجدت امراه تملکهم
اوتیت من کل شی و لها
این بیت برداشتی است از آیه 23 سوره نمل آنجا که هدهدبرای حضرت سلیمان بلقیس ملکه سبا را توصیف می کند:
إِنِّی وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِن کُلِّ شَیْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِیمٌ ﴿23﴾
من [آنجا] زنی را یافتم که بر آنها سلطنت می‏کرد و از هر چیزی به او داده شده بود و تختی بزرگ داشت (23)
بیت بعد ادامه همان توصیفات هدهد است که می گوید ایشان خورشید را سجده می کردند و الخ

هنگامه حیدری در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:

در بیت آخر می فرماید
عشق آمد این دهانم را گرفت
که گذر از شعر و بر شعرا برآ
شعرا یا شعری به فتح ش نام دو ستاره درخشان در پهنه آسمان است که یکی را شعرای یمانی (که در صورت فلکی کلب اکبر جای دارد) و دیگری را شعرای شامی (که جای آن در صورت فلکی کلب اصغر است) را گویند.

شباهنگ یا شِعرای یمانی درخشانترین ستارهٔ آسمان شب است. این ستاره در پارسی با نام‌های کاروان‌کش، وَراهَنگ، شب‌کش، خُنُک، تیر و تیشتَر نیز نامیده می‌شود. نام عربی آن شِعرای یمانی و نام انگلیسی آن Sirius است.

شباهنگ کمابیش از همهٔ نقاط مسکونی زمین دیده می‌شود و در نیمکرهٔ شمالی به عنوان یک رأس مثلّث زمستانی شناخته می‌شود. شباهنگ با 8٫6 سال نوری یکی از نزدیکترین ستاره‌ها به زمین است. جرم شباهنگ 2٫4 برابر جرم خورشید، و قدر ظاهری آن منفی 1٫47 است.
این ستاره در پیکر آسمانی (صورت فلکی) سگ بزرگ قرار دارد به همین شوند (دلیل) در زبان انگلیسی به آن Dog Star هم می‌گویند. نام آن در سامانه ی نام‌گذاری بایر «آلفا سگ بزرگ» (به انگلیسی: Alpha Canis Majoris) است.

در اسطوره‌های ایرانی و زرتشتی٬ ستاره شباهنگ، تیشتر یا تیر (با سیاره تیر یا عطارد اشتباه نشود) نامیده می‌شود، و نماد تیشتر٬ ایزد باران و باروری خاک شناخته می‌شود. تیشتر ایزدی نیرومند است که به صورت مردی شکوهمند بر گردونهٔ خود آشکار می‌شود که هزار تیر و هزار کمان زرّین و هزار نیزه و هزار خنجر و هزار گرز فلزین دارد و زمانی به شکل گاوی بزرگ درمی‌آید و گاهی، به شکل اسبی سفید با سم‌های بلند، و بر اپوش، دیو خشکی می‌تازد. ستاره نماد اپوش‌دیو٬ قلب عقرب است که درخشان‌ترین ستاره صورت فلکی کژدم است.
همچنین در عرب جاهلی این ستاره مورد پرستش بوده است، که قرآن در آیه 49 سوره نجم این باور را تخطئه کرده است: «و او(خداوند یکتا) پروردگار ستاره شِعری(شباهنگ)» که اشاره به این است که باید آفریننده ستاره را پرستید نه ستاره را.
اطلاق کاروان کش و ستاره صبح به شعری تنها در تابستان به ویژه در ماههای مرداد و شهریور و در نواحی آذربایجان درست است، چه در این ایام و این ماه ها سپیده دمان یا اندکی پس از آن صورت فلکی جبار از مشرق طلوع می کند و به دنبال ستاره شعری خود را از افق شرقی نشان می دهد و در قدیم برخی کاروانیان با طلوع شعری که منطقه شرقی را اندکی روشن می کند به گمان آنکه سپیده دمیده است محمل ها را می بستنذ و به راه م یافتادند و در راه گرفتار دزدان گردنه گیر می شدند و غارت می شدند و احیانا کشته می شدند، به همین سبب این ستاره به کاروان کش شهرت بافته است.
نجوم قدیم و بازتاب آن در ادب پارسی دکتر عباس ماهیار
ص 230

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲۹:

با سلام :
باید عرض کنم که به فرض ، این اشعار از مولانا باشد .
بنابراین تمام کسانی که به این اشعار و امثالهم اعتقاد دارند ناچار
یا باید تمام سروده های مولانا که در مدح ام المومنین عایشه و خلفا و ... می باشد را قبول کنند .
بنابراین یا باید به تمام اندیشه ی پاک و اسلامی مولانا ایمان داشته باشیم و اگر به غزلی از او اشاره می کنیم کل اندیشه ی او را و مسلمان بودنش را و احترام او به صحابه را بپذیریم
در تایید این تقکر ، نظر الله رب العالمبن را ذکر می کنم که می فرماید :
"پس آیا به برخی از ( احکام ) کتاب ( تورات ) می گروید و به برخی دیگر کفر می ورزید؟"
پس بنابراین یا باید احترام و ارادت او به ام المومنین عایشه و خلفا (رضیه الله عنهم اجمعین) را بپذرند
یا باید به صورت کلی مولانا را کنار بگذارند که درنتیجه ی آن فروسی و سعدی و حافظ و نظامی و ... و تمامی بزرگان ادبیات را که مسلمان بودند (و رافضی نبودند به قول مولانا) را نیز رد کنند ...
تعصب مانع فکر کردن درست می شود ...
و ما را به نتیجه ی درست نمی رساند ...
موفق باشید ...

سیاوش در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:

من معنای بیت دوازدهم رو نمی دونم،منظور شاعر از بازار سپیدکاری چیه؟
ممنون

۱
۴۶۴۶
۴۶۴۷
۴۶۴۸
۴۶۴۹
۴۶۵۰
۵۷۱۲