گنجور

حاشیه‌ها

سپیدار م در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

احتمالا بیت شش باید این طور باشه:"آنگه از خواب اندر آید مردم نادان که مرد"

ارغوان در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶:

کسی میدونه یا من قسم القهوه والکاس و علینا یعنی چی؟

هنگامه حیدری در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴:

در بیت ششم
هم بزن بر صافیان آن دُردِ دَرد انگیز را
هم بخور با صوفیان پالوده ی بی دود را
معنی پالوده:
پالوده . [ دَ / دِ ] (ن مف ) مصفّی . مروّق . پاک کرده از غش ّ. (اوبهی ). صاف و پاک شده . رائق . صافی . صافی کرده . پاک کرده . (صحاح الفرس ).
علت آوردن واژه دود آن است که برای پالودن یا صاف کردن شراب از بیدسوخته استفاده می شده است.
بید سوخته . [ دِ ت َ / ت ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) زغال درخت بید که آنرا برای تصفیه ٔ شراب بکار برند :
زان می گلگون که بید سوخته پرورد
بوی گل و مشک بید خام برآمد.
خاقانی .
مجلس غم ساخته است و من چو بید سوخته
تا بمن راوق کند مژگان می پالای من .
خاقانی

روفیا در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

دوستان مثل اینکه یادتون رفته که ما قبل از ترک و فارس بودنمون یه وجه اشتراک بزرگ داریم و اون اینه که ما آدمیم .
جان گرگان و سگان از هم جداست
متحد جان های شیران خداست

y در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:

لطفا معنی شعر هم بنویسید .

روفیا در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۳:

اگر خود عشق هیچ افسون نداند
نه از سودای خویشت وارهاند
مشو چون خر بخورد و خواب خرسند
اگر خود گربه باشد دل در و بند
به عشق گربه گر خود چیرباشی
از آن بهتر که با خود شیرباشی
این کلمات جواهر گون از نظامی اشاره بهمان بیت :
به می پرستی از ان نقش خود بر اب زدم
که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن
داره .
که میگه ادمی از غم این عالم خاکی نجات پیدا میکنه وقتی مشغول عشق ورزیدن به کسی یا چیزی غیر ازخودشه .
یا این شعر :
متاع تفرقه در کار ما همین دل بود
خداش خیر دهد هر که این ز ما بربود
مقصود حافظ از می پرستی همان مستی یا بی خویشی است .

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:

کاش یکی معنیش می کرد

سامان در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۴:

آقا شکل درست آینه (در پس این پرده مرو...)

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:

دانشور گرامی، جناب امین کیخا! بسیار سپاسگزارم که پرسشم را پاسخ گفتید و مرا مرهون دانش و منش خویش فرمودید. خوبی‌ها جبران ناپذیرند و آنچه دیگران در برابر خوبی می‌نمایند اندازه‌ی توان‌شان در نمودن درک خوبیِ نیکوپیشگان است. بزرگی سزایتان

Mazdak در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۸:

1- از دید هنر چامه سرایی، آمدن دو "ز" پشت سر هم بی اینکه آوایی میان آنها باشد، کژاهنگ است ( هنر نیز زیرانیان..)
2- از دید هنر چامه سرایی، سیلاب های واژه ی "ایرانیان" در لنگه نخست و "شیر ژیان" یا "کـَرگ ژیان" هم ‌کالبد میباشند و سیلاب "ایر" در لنگه ی نخست ، همتای سیلانب "شیر" یا "کـَرگ" در لنگه ی دوم است و به آسانی میتوان دید که "ایر" با "شیر" هماهنگ تر و زیباتر است و در پی آن، "ایرانیان " با "شیر ژیان".
3- از دید چم نیز، " و بس" نشانه ی تکینه بودن و بی همتایی است ، همچنان که چند رج بالاتر آن آمده است:
شهنشاه بهرام گورست و بس
چنو در زمانه ندانیم کس
". در زمانه های نوین، از ترس اینکه نگویند که ما نژادپرست بوده ایم و برای " political correctness"! آمده اند و ماست مالی کرده اند که گویا "و بس" برابر بسیار و فراوان است که چنین نیست ، خود "پس" را پیش از زاب و نام میتوان چنین برداشت ولی آمایش " و بس" در پایان همواره ، نشانه ی تکینگی و بیهمتایی exclusion است. همچننی آمده اند و از "نزدِ"، آمایش ناجور " نیز زِ" را آورده اند که آری، هنر تنها نزد ایرانیان نیست و ... در جاییکه، در شاهنامه ی کهن، این بخشی از لاف زدن ها و خودستایی های جنگی بوده است که در آن، همه ی هنر ها و بزرگی های خود را می ستایند. هتّا در نبرد های رستم و اسپندیار و .. هرکس پیش از نبرد، خوبی ها، نژاد و هنر خود را میستاید و یک خورده هم به دیگری جا نمیدهد!
4- در این لافنامه، ایرانیان همان بهرام گور نیستند، بهرام گور در جایگاه شاهنشاه، چند رج بالاتر و در آغاز نوشتار، ستایش شده است و پس از او نوبت به "ایرانیان" رسیده است.
همه یکدلانند و یزدان‌شناس
...
اگر پایه این باشد که هرچه را که بهرام گور کشته باشد به پای ایرانیان بنویسیم، بازهم میبینیم که در بخش "پادشاهی بهرام گور" آمده است:
دو شیر ژیان پیش آن بیشه دید
کمان را به زه کرد و اندر کشید
بزد تیر بر سینهٔ شیر چاک
گذر کرد تا پر و پیکان به خاک
پس تازه شیر ژیان هم کشته است و آنهم دوتا.
5- اگر چامه سرا، از واژه ی "نیز" در باره ی ایرانیان سود جسته بود، بایستی در رج پیش از ان، ستایشی از "ایرانیان" کرده باشد تا بتواند "نیز" را اینجا در جایگاه پیوند با بیاورد ولی میبینیم که پیش از این رج، هیچ چیزی در باره ی "ایرانیان" گفته نشده و تنها از بهرام گور در چند رج ستایش و آفرین آمده است. پس اینجا ، کاربرد "نیز" نادرست است.
6- همانگونه که پیشتر گفتیم، ایرانیان بایستی در دلاوری، و هنر، که شکار هم از پاره های آن است، با برترین جانور جنگی و شکاری سنجیده شوند که همانا شیر است، چرا که کرگدن با همه ی خشمناکی، شکارگر نیست و هنر جنگی ، به مانند شیران ندارد.

بهنام در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:

این غزل را استاد ایرج(حسین خواجه امیری)به زیبایی هرچه تمام دراوازی وصف نشدنی در دستگاه همایون اجرا کرده اند که ازماندگار ترین اواز های همایون است

باران در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

در مصرع دوم بیت ششم ترکیب طفل مشرب نادرست است... صحیح آن طفل مکتب است.

باران در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

به نظر می رسد شکل صحیح مصرع دوم بیت ششم، با توجه به مصرع اول این باشد:
پیش این سیلاب کی دیوار می ماند به جا

حسین در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۰۴:

لامرد نام شهری در استان فارس می باشد بنابراین معنیه (به لامردم مکان دلبرم بی) میشه: دلبر یا عشق من در لامرد زندگی میکنه همچنین نام شیراز که در بیت دوم آورده شده و پیشینه اشعار دیگر باباطاهر به زبان عربی سندی بر این ترجمه بنده می باشد و به نظرم صحیح تر از ترجمه شما که لامرد رو به خیمه چادرنشینان لر نسبت داده اید می باشد .

علی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۳۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

با سلام
علمای بلاغت تکرار واژه ی قافیه را عیب فاحش شمرده اند .مگر اینکه ابیات شعر از بیست و سی بیشتر باشد ،یا قصیده دارای دو مطلع، باشد .به علاوه تکرار واژه ی قافیه مصرع اول را در غزل عیب ندانسته اند ،حتی تکرار آن را در مصرع چهارم صنعت رد القافیه به حساب آورده اند .
با این اوصاف گاهی شعرا در غیر از این موارد هم قافیه را تکرار کرده اند ،که مصرع پنجم وششم این شعر یکی از مصادیق آن است .
برای نمونه میتوان به این بیت از حافظ اشاره کرد
دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمیگیرد ..........................
که سه واژه ی دیگر ،ساغر،خوش تر،در یک غزل تکرار شده.
منبع: ادبیات پیش دانشگاهی رشته ی علوم انسانی

علی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۲۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

با سلام اگر به بیت پنجم غزل بعدی نگاه کنید متوجه میشید که همون کلمه ی عقبی درسته .اینجا هم غلط تایپی باید باشه .در غزل بعدی چند بیت از همین غزل عینا یا با تفاوت خیلی کم اومده .
موفق

حمید در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را:

بیت ششم تلمیح یست به ایه 195 سوره بقره : وَأَنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، و نیکی کنید که خدا نیکوکاران را دوست می‏دارد.)
بیت هفتم تلمیح یست به ایه 133 سوره ال عمران :
وسارعوا الی مغفره من ربکم و جنه عرضها السموات و الارض اعدت للمتقین. (و بشتابید به سوی آمرزشی از ناحیه پروردگارتان و به سوی بهشتی که پهنای آن همه آسمانها و زمین را در بر گرفته و برای پرهیزکاران مهیاشده است )

حمید در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۶۵ - در آمدن حمزه رضی الله عنه در جنگ بی زره:

بیت اول بنظر از قلم افتاده است:
در جوانی حمزه عمّ مصطفی‏ با زره می‏شد مدام اندر دغا

داوود در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۲ - در شکایت از تیره روزی خویش گوید:

باسلام
نسخه من از انتشارات سمیر بر اساس نسخه غنی قزوینی و قدسی است که دارای ترجمه انگلیسی به قلم ویلبر فورس کلارک میباشد
اینقدر تفاوت ها هست که دانه دانه گفتن آن خیلی وقت گیر است لطفا بنگرید متوجه منظور من میشوید

بالی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۴:

حیرت انگیز است.

۱
۴۶۴۸
۴۶۴۹
۴۶۵۰
۴۶۵۱
۴۶۵۲
۵۷۱۲