چنگیز گهرویی در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
دوست گرامی.اقای نیما .اگر در نسخی اینگونه تصحیحی انجام شده اگر درست نباشد قطعا غلط نیز نمیباشد .استدلال حقیر نیز همین میباشدکه از حافظ با عرفان و رافت ومهر ورزی ...احتمالاینکه منفی حرف بزند بسیا ر ناممکن کینماید مگر دلیلی باشد که ما بدان معرفت نداشته باشیم .لطفا در این بیت نیز که مضمون بیت بالا را دارد و باهمان شیوه و معرفت امده است دقت فرمایید .(بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم .به شرط انکه (ننمایی )به کج طبعان دل کورش .)و نظر من .(بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم . به شرط انکه (بنمایی)به کج طبعان دل کورش .به هر در تمام نسخ معتبر این دو بیت به همان صورت منفی امده اند که ما از چرایی و منطق و معرفت ان عاجزیم
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
دوست گرامی اقای محمد صادق .بیت مذکور به هیچ وجه نمی تواند بیت نخستین یا مطلع باشد در ان صورت رعایت قافیه صورت نگرفته است
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۴:
با سلام .دوست گرامی اقای ضیایی.در بیت . جمال کعبه مگر عذر رهروان خواهد ...*یعن مگر جمال کعبه از رهروان به خاطر تحمل سختیهای راه عذر خواهی میکند یا از انها دلجویی میکند وا به معنی عذر خواهی کردن است عذر کسی را خواستن با از کسی عذر خواهی کردن و عذر کسی را پذیرفتن سه معنای متفاون دسن میدهد که کاردان و نکته دان تیز بینی چون حافظ کاملا این سه مفهوم را تشخیص و بجا در سه بیت بکار برده است و در بیت .خار ار چه جان بکاهد ...*مراد عذر خار را خوستن نه عذر ان را پذیرفتن یا عذر خواهی کردن است .
ناشناس در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:
لگن ظرف زیر شمع است
کیارش در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را:
دوستان خوب بحث بر سر واژه هل نباید ما را از اصل مطلب دور کنه.اصل مطلب اینه که حرف دل گوینده این اثر عظیم را دریابیم و در روزگاری که انسانها همه چیز های خوب و ارزشها را فدای منافع زودگذر خود کرده اند بیش از ه
سپهر در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:
از نظر من حق با کاوه س
سعید در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:
بسیار زیباست این غزل.
مصرع اول بیت سوم اشتباه نوشته شده...
شهریار در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
سلام همیشه دوست داشتم یه جواب برای این غزل زیبا و به یاد ماندنی استاد بنویسم و نوشتم امیدوارم دوستانی که می خوانند خوششان بیاید:
آمدم دیر آمدم اما پشیمان آمدم
سر به زیر و خسته و زار و پریشان آمدم
سینه ای شوریده اما پای در سنگ داشتم
در میان خنده های بخت، گریان آمدم
گرچه عمر ما ز فروردین و مردادش گذشت
من به امید وصالت در زمستان آمدم
من که خود غرق نیازم نازنینم ناز کو
خسته از بار جوانی همچو پیران آمدم
اعتبار عمر عاشق در گذار سال نیست
غفلت از یادت نکردم با دل و جان آمدم
بر زمینش وا نهادم قصه ی شیرین که خود
«قیس» تر از شوق لیلی در بیابان آمدم
از شب هجران نگو آن شاهد بخت سیاه
سالها با او ز شب، تا صبح پایان آمدم
آسمان هم در عزای عشق شاید تیره شد
دلشکسته چون بهار با ابر گریان آمدم
در سکوتی تلخ فریادم فرو افتاده بود
در هوای غربتش افتان و خیزان آمدم
شهریارا! تا قیامت با توام «تنها چرا»؟
در فدای قهر چشمانت به قربان آمدم
ممنون از نگاههای گرمتون
به ما هم سری بزنید: shahriaraneha.blogfa.com
سعید در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۴ - حکایت:
با آرش جان موافقم. ضمنا سعدی معتبرتر است از آقای خالقی مطلق. من شاهنامه تصحیح ایشان را دیده ام به نظرم نباید به سراغ شاهنامه میرفتند. ذوق سلیم در کارشان ندیدم. مور که خودش خرد و کوچک است و نمونه کوچکی چگونه کاف تصغیر بگیرد؟
مرغک شاید اما مورک...؟
کسی مورک را در جای دیگری دیده؟
سعید در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲ - گفتار اندر نواخت ضعیفان:
چه مایه ابیات زیبا در این شعر هست
چو انعام کردی مشو خودپرست، مشو تا توانی ز رحمت بری
سعدی دارویی برای گرفتاریهای جامعه آن روز تجویز کرد که هنوز کاربرد دارد و امروز بیش از همیشه نیازمند آنیم: ادب، مهربانی، گذشت، دستگیری و ...
هنگامه حیدری در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۹:
در بیت دوم می فرماید:
عشق را بوحنیفه درس نکرد
شافعی را در او روایت نیست
این بیت از سنایی است چاپ مدرس رضوی ص 605
هنگامه حیدری در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۸:
در بیت اول می فرماید:
فعل نیکان محرض نیکیست
همچو مطرب که باعث سیکیست
سیکی:
(س یَ) (ص نسب .) شراب ، شرابی که به سبب جوشش دوسوم آن تبخیر شده باشد. که در مذهب او حنیفه این شراب بلامانع است.
هنگامه حیدری در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵:
در بیت دوم می فرماید:
تو در جنگ آیی روم من به صلح
خدای جهان را جهان تنگ نیست
مصراع دوم منسوب است به آتسز و اول آن چنین است:
به خوارزم آید به سقسین روم
(روضه الصفا در ذکر آتسز خوارزمشاه) و مضمون آن مستفاد است از : وارض الله واسعه
قرآن کریم 10/39
هنگامه حیدری در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:
در بیت دوم می فرماید:
هر آن کسی که چو ادریس مرد و بازآمد
مدرس ملکوت است و بر غیوب حفیست
ادریس: پیغامبری پیش از بنی اسرائیل . مؤلف برهان گوید: نام پیغمبریست مشهور. گویند از جهت درس گفتن بسیار بدین نام علم شد و او را مثلث النعمة خوانند و نعمای ثلثه ٔ او پادشاهی و حکمت و نبوت بود و او حیات جاوید یافت و اکنون در بهشت میباشد - انتهی . نام پیغمبری که بحیات در جنت رفتند. (غیاث اللغات ). نام پیغمبری معروف که بتن در بهشت است و «رفعناه مکاناً علیاً » در شأن اوست و آن مشتق از دروس است و دروس ناپدید شدن نشان باشد و او را بدان نام بردند بدین که ناپدید شد نشان او از این جهان . (مؤید الفضلاء)
حفی: مهربان
هنگامه حیدری در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۱:
در بیت پنجم می فرماید:
نبود باد دم عیسی و دعای عزیر
عنایت ازلی بد که نور استادست
عزیر: نام پیغامبری که در احیاء موتی شک کرد و خدای جان او و خرش بستد و پس از صد سال از نو زنده کرد و هنوز میوه های چیده ٔ او تازه مانده بود. و یهود او را پسر خدای گفتندی .
هنگامه حیدری در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۹:
در بیت آخر می فرماید:
ابیت عند ربی نام آن خراباتست
نشان یطعم و یسقن هم از پیمبر ماست
ماخوذ از این حدیث نبوی
انی ابت یطعمنی ربی و یسقینی
یا ابیت عند ربی یطعمنی و یسقین
من در در نزد پروردگارم خانه گرفتم که او مرا می خوراند و می نوشاند.
هنگامه حیدری در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۹:
در بیت آخر می فرماید:
"ابیت عند ربی" نام آن خراباتست
نشان " یطعم و یسقن" هم از پیمبر ماست
اشاره به این حدیث پیامبر (ص)
انی ابت یطعمنی ربی و یسقینی
یا ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی
من در نزد خدایم مسکن دارم او مرا می خوراند ومی نوشاند.
هنگامه حیدری در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷:
در بیت هفتم می فرماید:
دریده پهلوی همیان از آن زر بسیار
دریده قوصره هاشان ز بار قند و نبات
قوصره : زنبیل ، سبدی که در آن خرما ریزند.
ابوالفضل در ۱۱ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:
سلام دوستان بیت دوم از این رباعی کاملا مشکل داره و صحیحش اینه:
زنهار تن مرا چو شمعِ تنها
مشمار که او جمله نمکزار خدا
ایران در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳ - برهان قاطع در حدوث آفرینش: