گنجور

حاشیه‌ها

قورباغه در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:

تا جایی که ممکنه باید به نسخه ها پابند بود و "استحسان" نکرد. مگه علم و ادب کسی که در حد ادیب پیشاوری باشه و حتی اشعار امثال ناصرخسور و خاقانی رو اغلب صحیح، تصحیح کنه. شکل صنوبر درسته به قلب صنوبری تناسب داره ولی "شاخ" با "باغ" بی نسبت نیست. سعدی هم میگه:بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را/بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم...البته خیلی مهم نیست! وقتی طرف تو رو به هیچ حساب نکنه چه شاخ باشی چه شکل فرقی نداره.

منصور در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:

سلام بر شمس الحق و همه دوستان
ممنون از راهنمایی شما. البته بجا فرمودید.
سپاس از توجه و تذکر خوبتان.

بشیر احمد نوا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۳ - شرح فایدهٔ حکایت آن شخص شتر جوینده:

بیت 11 و 12 از آخر > کلمه [سیتم] به [سیِّئاتم] تصحیح شود . تقابل با نسخه چاپی انبشارات اروند سال 1385

خرد در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

نخست آفرینش خرد را شناس نگهبان جان است و آنِ سه یاس
فکر می کنم باید در واژه ی (آن) (ن) را با کسره خواند تا وزن شعر درست شود .

ابوالفضل در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:

سلام .( را ) در مصرع اول بیت آخر اضافه است .

ابوالفضل در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:

سلام به دوستان .
به شیر بودن یعنی شیرخواره بودن. در این غزل یعنی شور عشق هرگز از طراوت وشعف نخواهد ماند . شور عشق جوادانه است .

بشیر احمد نوا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیب‌بین:

از پایان بیت یازدهم
لفظ چون وَکـرست و معنی طایر است> سخن بمنزلهء آشیانه و معنای آن چون پرنده است.

بشیر احمد نوا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیب‌بین:

بُد در آخر بیت دهم بمعنی[ گزیز ] یا [چاره]

جمشید پیمان در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

خواند میر در کتاب خود ، حبیب السیر، درباره ی این بیت " گر مسلمانی از این است که حافظ دارد ــــ وای اگر از پس امروز بوَد فردائی) داستانی آورده است و یکی از خوانندگان در حاشیه ای که نوشته اند، منعکس کرده اند. به نظر من این داستان ساخته و پرداخته ی ذهن خواندمیر است و تهی از واقعیت تاریخی است. تا پیش از خواند میر هیچ کسی از چنین رویدادی یاد نکرده است. خود خواند میر هم نگفته است که آن را از کجا دیده یا شنیده است. درباره شان نزول بعضی از غزل های حافظ افسانه پردازی های عجیب و غریبی شده است که این هم یکی از آن موارد است.اگر قرار بودحافظ را تکفیر کنند بهتر می بود شعر هائی را بهانه کنند که خطا ناپذیری خدا را مستقیما نقض کرده است. مثل: آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست ـــــ عالمی دیگر بباید ساخت واز نو آدمی. و نظایر این که فراوانند.

جمشید پیمان در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » جواب هدهد » حکایت شیخ سمعان:

دکتر صادق گوهرین با استناد به بعضی نسخ متاخر " شیخ سمعان" را پذیرفته است.عده ای گفته اند چون در روم دیرهایی به نام "دیر سمعان" وجود داشته است ،به این اعتبار که شیخ مقیم یکی از این دیرها شده بودنام داستان باید "شیخ سمعان" باشد. دکتر فروزانفربا ذکر توضیحات مکفی، " سیخ صنعان" را مرجح دانسته است. دکتر تقی پورنامداریان در اثر بدیع خودبا نام " تفسیر دیگری از شیخ صنعان" با توضیح دقیق تر و استناد به نسخه های کهن تر این داستان مانند نسخه مجلس شورای ملی( لابد حالا شده است شورای اسلامی) و نسخه معروف به نسخه پاریس، " شیخ صنعان" را درست دانسته است.

قدرت عربزاده در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

هر کس از صنعت شعر اطلاع داشته باشد می داند که بعضی وقتها شاعر برای رساندن مطلب از یک تمثیل یا استعاره یا نامی مشهور استفاده می کند و منظورش دقیق همان نام نیست در این شعر هم سمرقند و بخارا مظهر ثروت و قدرت در آن زمان بوده اند یعنی هر چه دارم و ندارم را می %D

ابراهیم اقبالی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۲ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۶۵:

بگذاشت هزار طشت لعل از لاله درست تر می نماید.دقت شود که لفظ شکوفه ایهام لطیفی به شکوفه کردن یعنی (قی کردن )داردکه با طشت بسیار زیبا افتاده است.

رضا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
اگر امکان داردپیرامون این بیت توضیح بفرمایید.

عیسی سده در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

چه رباعی زیبایی، چه زیبا از آرایه تکرار استفاده کرده این شاعر بزرگ

lyam در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۸ - در هجو سید احمد کسروی:

باور نمیکردم از بزرگمردی چون بهار چنین سخنانی در هجو و بیمقدارنمودن کسی . یا برای تأئید اشعارش با توهین به تبریزی ها ی عزیز متوسل به نارواگویی شود هم بهار و هم کسروی بزرگمردانی درین خطه ی بزرگ پرورند و کاش با اغماض از خطای یکدیگر میگذشتنند ، یا لااقل بدبینی خود را علنی نمی کردند.
میبینم بعضی حاشیه نویسان نیز آتش بیار معرکه اند و این تأسف آورست . کمی به خود آییم که کجا ایستاده ایم . عجب و خود خواهی بد صفتی ست

عباس نصر در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

بنام خدا - برداشت من این است که به معشوق اش می گوید که ماجرا را کم کن وسخت نگیر وبرگرد که مردم با چشم خودشان خرقه مرا از سر م بدر آورده (مرابی آبرو نموده ) و (از حسادتی که بمن دارند ) شکر گویان خرقه حیثیت مرا می سوزانند- موفق باشید

امین افشار در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۶:

درود بر همگان
در خواندن مصراعی که می گویید کافی است پس از مکث از پس واژه "چنان"، باقی " یابم (و) قدر دانمش" خوانده شود. صد البته وزن شعر استاد سخن همواره برقرار و درست است.
لذت وقت‌های خوش، قدر نداشت پیش من
گر پس از این دمی چنان... یابمُ قدر دانمش

منصور در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:

سلام خدمت دوستان
از جملات و گفتار نوشته شده و نیز از مدح و تقبیحی که به کار برده شده پیداست نه تنها شعر رو درک نکردیم بلکه نخوندیم.
نفخ نفخت کرده‌ای در همه دردمیده‌ای
چون دم توست جان نی بی‌نی ما فغان مکن
اگر بی نی او فغان کنیم همه تضاد و ضد و نقیض میشود (چیزی که دنیا پر شده از آن) تنها دم ما که از جان جان است با نی جان جور و کوک است.
با تشکر

داود نبی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۷:

معنی سراغ در این مصرع جستجو است.
سراغ چیزی را کردن یا جستجوی چیزی را کردن است.
در اکثر ابیات بیدل در قالب استعاره در جستجوی خود است ولی هدف از سراغ نمودن خود یعنی همان جستجوی فطرت اصلی انسان است.

آزاده در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:

با تشکر از زحمات شما، دو بیت از این غزل جا افتاده:
ز رشک تار زلف یار بر باد سحر می داد
صبا هر نافه مشکی که از تاتار می آورد
به قول مطرب و ساقی برون رفتم گه و بیگه
کز آن راه گران قاصد خبر دشوار می آورد

۱
۴۶۱۴
۴۶۱۵
۴۶۱۶
۴۶۱۷
۴۶۱۸
۵۷۳۲