گنجور

 
مولانا

فعل نیکان محرض نیکیست

همچو مطرب که باعث سیکیست

بهر تحریض بندگان یزدان

از بد و نیک شاکر و شاکیست

نکر فرعون و شکر موسی کرد

به بهانه ز حال ما حاکیست

جنس فرعون هر کی در منیست

جنس موسی هر آنک در پاکیست

از پی غم یقین همه شادیست

و از پی شادی تو غمناکیست

خاک باشی گزید احمد از آن

شاه معراج و پیک افلاکیست

خاک باشی بروید از تو نبات

گنج دل یافت آنک او خاکیست

ما همه چون یکیم بی‌من و تو

پس خمش باش این سخن با کیست