علی در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
این حافظ نیست که باشعرش مقام امام حسین ع را بالا می برد بلکه این حسین ع است که با نامش شعر حاقظ را ارزش می دهد واگر فرض را بر این بگذاریم که منظور حافظ از تشنگان بی سر شهدای کربلا نیست شعر حافظ خیلی مبتذل وبی ارزش می شود به قول ان شخص که گفت یا علی خلافت تورا بالانبرد اما تو خلافت را آبرو ومقام دادی ما هم می گوییم شعر حافظ در صورتی آبرو وارزش دارد که متصل به آن دریای عظیم شود رها کنیم این حرفهای نژاد پرستانه که حافظ ایرانی بوده وامام حسین ع عرب بلکه امام حسین ع متعلق به انسانیت است وانسانهای بزرگ امثال گاندی در برابر او خضوع داردند وهیچ کسی را مثل حسین ع انسانهای بزرگ باهرمرام ومذهبی در مورد اظهار نظر نکرد ه اند
دکتر ترابی در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۰۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:
جناب شمس ، از تاخیر دکتر کیخا سو استفاده میکنم !!!
کرور به گمانم پانصد هزار باشد و بیشتر از آنرا با هزار با ر بیش می شمرده اند.
دکتر ترابی در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۵۷ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۶۰:
آنچه زنده یاد دهخدا کب یا کپ گفته اند همان است که ما کفت میگفتیم ( با صدای پیش ) که همان گونه است و هم مانای جرعه دارد کفت آب و کفتی چای و کفتی........
دکتر ترابی در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۱:
از روزگار سخت سخن گفتم و اینکه چه بسیار کسان از برای نگهداری مال و خواسته پیشوندهای تازی و پساوندهای مغولی بر نام های نا مبارک خویش افزودند . دودیگر که مبادا هم میهنان شهر نشین از بخشی از این نوشته برنجند ، که من خود اینک کلان شهر نشینم!!
دکتر ترابی در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۱:
روفیا و ساحل بسیار گرامی،
"
" آفرین بر نظر پاک خطا پوشتان باد" !
جایی که بر قلم صنع خطا میرود، خطا بر قلم ملای روم و شیخ شیراز و ....جای گله ندارد.
اما نیک میدانیم که این خویش برتر بینی برخی شهریان هنوز هم در واژه های دهاتی، روستایی و..... تا به آن سوی جهان در سر زمین والت ویتمن و زادگاه تی اس الیوت ، باقی و برقرار است
( واژهی رد نک را می گویم که بار مانایی آن حتا بد تر از دهاتی خودمان است).
من اما به دهگان زادگی خویش افتخار میکنم و ارزو دارم روزی همهی این برده زاران سیمان و آهن که برتن زخم خوردهی مادر زمین روییده اند جای خویش به روستاهایی دهند که بردگان سراب و سرمایه را با فضل و بزرگمردی و آزادگی آشتی دهد.
یاد تبعیدی درهی یمکان زنده و گرامی که از روزگار سخت سخن میگفت روزگارانی که بسیاری سر خود گرفتند و بزرگمردی وا نهادند تا روستاییان باشتین از زمینش بر گیرند.
بختتان سبز ، روزگارتان سپید و چهرتان هماره سرخ باد. بیش باد کم مباد.
م سهرابی در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۶ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱:
بهنظر میرسد که:
در بیتِ دوّم، «برشکسته» درست است؛ بهقیاسِ «سرمه کرده» در مصراعِ دوّم.
در بیتِ سوّم، بهجایِ «چوگان»، «چو کمان» درست است؛ بدونِ تردید؛ و بینیاز از مراجعه به نسخهیِ معتبری از دیوان. (ضمناً، فاصلهیِ میانِ «تیر» و «انداز» هم بیجاست.)
در بیتِ چهارم، «جنگ» درست است.
جابر در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۲۸ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۹:
دستت نمی رسدچو بچینی گلی زشاخ /باری به یای گلبن ایشان گیاه باش
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:
انشاالله سلامت باشید
جسارت نمودم
اللهم ارزقنا و السلام
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:
عرض حقیر
فرمودید: ما در دو دنیای متفاوت و بسی دور از هم زیست می کنیم...
فرمایش شما را متوجه نمی شوم ؟ شرمنده ام...
استاد بی ادبی نشود ولی برای مقدمه مطالبی از عبدالرزاق لاهیجی اوردم...
ولی اساتید همچون شما به من اموخته اند که قران جهان شمول است و برای همه ی اعصار ؟
درخدمت هستم...
ناشناس در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۲:
حریف او باشی درست نیست. حریف اوباشی.
محمد رضا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۵ - زاری کردن مجنون در عشق لیلی:
سلام به همه خیلی جالبه منم با فیلم دل شکسته جذب این اشعار شدم خیلی عالی بود خوشحالم که اون فیلم رو بارها دیدم بعدشم این اشعارو پیدا کردم
حاج آقا در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۷:
اگر سعدی هم قرار بود مثل مشتی زاهد کور دل تاریک اندیش فکر کند هرگز عارف نمیشد.
داود در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۰:
عشق مولانا به شمس فراتر از روابط انسانی است که ما میشناسیم. انسانها در نهایت علاقه هم اعتماد دیوانه واری به هم ندارند. مولانا چنان خود را غرق در شمس میبیند که در تمجید و تکریم او چنان پیش میرود که گاه خواننده گمان میبرد شاید مولانا در حال وصف معبود خوبش است . مشاهده کمالات ذات حضرت حق در وجود شمس (در مقام خلیفه الهی انسان) چنان عمیق بوده که باعث شده برخی پیروان او نسبت کفر به شمس داده و او را برانند. شاید وجود حضرت شمس از بارزترین مصادیق اختلاف پیروان مولانا در قونیه و مولانا شناسان عارف مسلک در ایران باشد.
mahdi در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۰:
از لحن گزنده خودم عذرخواهی میکنم
نکته ای به ذهنم رسید و شاید درست باشه:
مولانا حتما آینده نگر بوده و مسلماً اونقدر شاعر قهّاری بوده که با پس و پیش کردن کلمه ها دقیقا منظورش از "او" رو بگه. مشخص نکردن او میتونه هنری باشه که باعث بشه هرکسی با شعر ارتباط برقرار بکنه .شاید اگه شخص خاص یا کلا موجود خاصی رو بیان کنه به علت متفاوت بودن سلیقه ها دیگه امثال این شعر ها مخاطب جذب نکنه و حال و هوای عرفانی نده. شاید بهتر باشه ماهم مثل خودش اینقدر نخوایم منظور مولانارو از "او" تفسیر کنیم. یا حداقل نظر خودمونو از "او"ی مولانا بیان نکنیم و بگیم منظورش این بوده.
موفق باشید
عنایت الفت در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۵:
در مصرع « در قژاکند مرد باید بود » وازه قژاکند بطور مجزا و بصورت دو واژه با فاصله نوشته شده بدین ترتیب « قژا کند» و از این رو در جستجوی معنی لغتنامه نمیتواند آنرا پیدا کند. معنای آن هم زره و جامه جنگی میباشد.
حسین در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۵:
با سلام .
این شعر فکر کنم بیشتر معنای زمینی و مادی دارد تا عرفانی و روحانی !
نظر دوستان چیست ؟؟
حسین توفیقی در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۶۰:
زابگر را بر لپ (lop) یعنی گونه می زده اند، نه بر لب. این اشتباه برای سعید نفیسی پیش آمده و صحیح آن در لغت نامه دهخدا چنین است:
من کنم پیش تو دهان پر باد - تا زنی بر لپم تو زابگری
فخار در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۱:
درود و سپاس
سیروس شمیسا در کتاب عروض و قافیه صفحه 47 تمرینات ، شماره ی 3 نوشته اند( ما به بغداد جهان لاف اناالحق می زدیم ) و در این صفحه ( ما به بغداد جهان جان اناالحق می زدیم) بنابراین مایلم بدانم کدام مصرع صحیح می باشد جان انالحق یا لاف اناالحق
متشکرم.
ایران در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:
در بیت 8 کلمه دامن کاملاً اشتباه است وبه جای آن کلمه ساعد باید نوشته شود چرا که این بیت دارای واج آرایی حرف( سین )است باتشکر
فرداد در ۱۱ سال قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۷: