گنجور

حاشیه‌ها

م.ب در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶ - زندان زندگی:

بشر از مادر ایام نمیزاد ای کاش
تا عنا ن در کف تقدیر نمیداد ای کاش
این غزل بسیار زیبارو هم لطفا بگذارید رو صفحه

فرزان در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:

سلام
با پوزش از بزرگواران در نسخه ای ، این مصرع را خواندم:
"با" آب دیده ما ، صد جای ، آسیا کن
با تشکر

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۴:

دل گشتن یک بازی معنایی دارد . خود قلب معنای گردیدن و زیر و رو شدن دارد .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۴:

از ناگهان واژه ی ناگهانگی را هم داریم که برابر suddenness است یا soudainite

رضا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۳۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۳۵ - گفتار اندر تقویت مردان کار آزموده:

به پیکار دشمن دلیران فرست
هژبران به آورد شیران فرست

مهروانی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۰:

بجای " ای جان ها ماکوی او... " بخوانید " ای جان ما ماکوی او....."

محمد جواد کریم پور در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » نیلوفر:

با سلام و عرض ادب
من سواد ادبی بالایی ندارم ولی ذوق شعری دارم.
بیت اول و چهارم منو اذیت می کنه یعنی به لحاظ وزنی درست نمی تونم بخونمشون و فکر می کنم در مقایسه با سایر بیت ها اون استحکام لازم رو ندارن.

منصور در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۹:

این برای کسانی خوبه که همه کاریسرمون میارن همه بلایی وانتظار دارن با اونا خوب باشیم اگه نباشیم بدیم بی جنبه ایم بچه ایم و... دل نیست کبوتر
درود بر وحشی و چاوشی

mj در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲۱ - ای مرغک:

قالبش مسمط دهخداییه

سحر در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

دوستان من حیدر بابا رو ترجمه کردم
چند قسمت اولشو میزارم لطفا ایراداتشو بگیرید. ممنون.
1
حیدر بابا, وقتی آسمان رعد و برق میزند
وقتی آب جوی ها و چشمه ها موج میزند با آن صدای دلنشینش
هنگامی که دختران در کنار هم ایستاده و محو تماشای این زیبایی ها می شنود
سلام میدهم به بزرگی و تبار و قدمت تو
در آن هنگام نامی هم از من بر زبان بیاور و مرا یاد کن
2
حیدربابا, وقتی کبکها پرواز می کنند
از زیر بوته خرگوشی فرار می کند
باغ و بوستانت به گل مینشینند
در آن هنگام اگر به یادت ماند از ما هم یادی کن
دلهای غم گرفته را بدین واسطه شاد کن

سحر در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

جناب آقای (مثلا دکتر)حامد.
در جواب بی ادبانه و پر از کینه شما باید بگم که شاید از نظر شما شهریار تریاکی بوده اما علم و شعور و هنرش اگه بالاتر از نیما و اخوان و شاملو نباشه کمتر نیست. لااقل یه نظر زندگینامه شاملو و اخوان رو نگاه میکردی تا با این حرفات به اونا هم که مثلا طرفدارشونی توهین نمیکردی.
شما که اطلاعاتت در حد پیش دبستانی هم نیست پس بهتره اول پی علم و ادب و هنر بری بعد به خودت اجازه بدی درباره دیگران اظهار نظر کنی.

عباس در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانهٔ کعبه:

واقعا زیباست

سعید یوسفی خواه در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

دوستان آنچه نظر اکثر کارشناسان امر را با خود همراه ساخته اینگونه خوانده می شود:
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پا بستی
گفت شیخا،هرآنچه گویی هستم
آیا تو چنان که مینماِی هستی؟

عباس مشرف رضوی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

تفاوتها در ضبط:
تو زر داری و زن داری و سیم و سود و سرمایه
به
تو زر داری و سر داری و سیم و سود و سرمایه
( زن داری دور از ذهن است.. "سر" در عباراتی مانند "سری دارند و سودایی" .. "سر سودایی" (سر سودازده) یا درهمینجا: "سر - یعنی: قصد - سودای" درویشان
گر از یک نیمه زور آرد، سپاه مشرق و مغرب
به
گر از یک نیمه رو آرد، سپاه مشرق و مغرب
گرت آیینه‌ای باید، که نور حق در او بینی
به
گرت آیینه‌ای باید، که نور حق در آن بینی
دو عالم چیست تا در چشم اینان قیمتی دارد
به
دو عالم چیست تا در چشم ایشان قیمتی دارد (اینان مناسب نیست)

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۱۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۰:

پادشاهی بکشتن بیگناهی فرمان داد. گفت: ای ملک بموجب خشمی که ترا بر منست آزار خود مجوی که این عقوبت بر من بیک نفس بسر آید و بزه آن جاوید بر تو بماند
دوران بـقا چـو بـاد صـحـرا بـگذشـت تلخی و خوشی و زشت و زیبا بگذشت
پنداشت ستمگر که ستم بر ما کرد در گـردن او بـمـانـد و بــر مـا بــگـذشـت
ملک را نصیحت او سودمند آمد و از سر خون او درگذشت

سید عامر هاشمی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۴۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۶:

با سلام و تشکر از زحمات شما
دیشب عرض کردم که این حکایت ناقص است.
امشب پس از بررسی چند نسخه قدیمی، حکایت مذکور را از از نسخه: (گلستان چاپ 1319 چاپخانه مجلس ـ تصحیح محمد علی فروغی ـ برای تدریس در دبیرستانها ـ صفحه 65) ـ
با دقت رونویسی کرده و خدمتتان ارسال میدارم:
--------------
حکایت
زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون بطعام بنشستند، کمتر از آن خورد که ارادت او بود، و چون بنماز برخاستند، بیش از آن کرد که عادت او ـ تا ظنّ صلاحیت در حقّ او زیادت کنند.
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی + کاین ره که تو میروی به ترکستان است
چون بمقام خویش آمد، سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاصب فراست داشت، گفت: ای پدر، باری بمجلس سلطان در، طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که بکار آید. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که بکار آید.
ای هنرها گرفته بر کف دست + عیبها بر گرفته زیر بغل
تا چه خواهی خریدن ای مغرور + روز درماندگی بسیم دغل
--------------

lyam در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

بانو روفیای گرامی
با درود
قیاس مع الفارق فرمودید . قطاری در کار نیست و همچنین سقوطی . راهیست بی پایان و چرخه ایست طولانی . نه وحشتی در کارست و نه آتشی که دستآورد کسی بسوزد. . بنده با این کم سن و سالی که هنوز دانشجو هستم به اعتقادات همه اگر احترام نگزارم بی احترامی نمیکنم . همه حق دارند هرچه میخواهند بیاندیشند و آزاد باشند . ولی اگر کسی به آنچه که شما معتقدید معتقد نبود سزاوار سرزنش نیست. به ساحل گرامی عرض کردم شما به راه خود و ما هم به راه خود . ولی اگر مارا به نام رانده و درمانده خواندی پای در کفش ما کرده ای
خواهش میکنم نوشته ی ایشان را با دقت بخوانید و ببینید که خود را همنشین بزرگانی چون فردوسی یافته اند و نیک اندیش و استوار و دیگری را که با شما نیست بی نصیب از همه ی این مواهب . این طرز تفکر جز خود بزرگ بینی نیست . هیچ دلیلی نمیبینم که دید ما از دید شما که با او هستید عقب افتاده تر باشد . وقتتان را بیشتر نمیگیرم ولی خوشحالم که بحثی را آغاز کردید که شاید راه به جایی ببریم
با درود و احترام
لیام

عارف در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:

با سلام٬ واقعا کار شما عالیه٬خسته نباشید.. من از اول شاهنامه رو خوندم٬وقتی این بخش خوندم خیلی ناراحت شدم... روانت شاد باد فردوسی بزرگ...

حامد در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۲:

بیت 11
تا چه گولم می کند...
از نظر وزن درست بنظر نمی رسد..ممکن است لطفا معنی آن را بفرمایید و طرز صحیح خوانده شدن آن را؟
متشکرم

روفیا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸:

مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او
عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
یعنی مردمک دیده در چهره او از فرط لطافت عکس خود را دید و گمان کرد بر چهره او نقطه سیاهی وجود دارد .
یعنی تنها سیاهی بر صفحه هستی خودبینی است و باقی همه نیکی و زیبایی است .
اگر فقط خودمان را ببینیم فقط سیاهی نصیبمان می شود .

۱
۴۶۱۵
۴۶۱۶
۴۶۱۷
۴۶۱۸
۴۶۱۹
۵۷۳۲