گنجور

حاشیه‌ها

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

بدین بی‌روغنی مغز دماغم غم دل ...

بی روغنی:کنایه از ضعف

با چراغ ایهام تناسب دارد

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

درین منزل که پای از پویه ...

رسیدن به مقصود

شدن از جهان و مردن

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

به تو باد هلاکم می‌دواند خطا گفتم که خاکم می‌دواند

خاک دوانیدن ظاهرا کنایه از مردن است.

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

ز بی‌شرمی کسی کاو شوخ‌دیده‌ ...

ولی اگر مثل نرگس بی شرم و گستاخ باشی، کلاه زر به تو می دهند. گل نرگس وسطش زرد است و برگهایش سفید.

بنفشه خمیده است و رو به پایین

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

بر آن کس چون ببخشد نشو خاکی‌؟ ...

اگر مثل بنفشه سر به زیر و شرمناک باشی چیزی به تو نمی دهند.

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

کسی را روبرو از خلق بخت است ...

کسی بخت و اقبال دارد که مانند اینه سخت رو و بی شرم باشد. عامیانه این است که هر چه پررو تر باشی بیشتر شانس داری.

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

تراشم سنگ و این پنهانی‌ام ...

سنگ در پیشم است که می تراشم در پیشانی ام نیست و سنگ پیشانی نیستم. سنگ پیشانی کنایه از بیشرمی است.

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

ندانم خصم را غالب‌تر از خویش ...

از نظر طلسم و جادو و نام آن ها و حروف مربوط، فرهاد باید بر پرویز غالب باشد ولی برعکس شده

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

ز پرویز و ز شیرین و ز فرهاد ...

ظاهرا اشاره به مبحث طلسم و جادو دارد در خصوص اسامی و حروف آن ها

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

کشم هر لحظه جوری نونو از تو ...

جوجو یعنی پاره پاره

هر لحطه جوری تازه از تو می کشم

که همه این جورها اندازه یک جو کوچک است نزد تو

ای که از تو پاره پاره ام

بین جو و جور و جوجو جناس ایجاد کرده

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

اگر نگذاری ای شمع طراز‌م که پیهی در چراغت می‌گدازم

که مانند پیهی در چراغ بگدازم

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

و گر خاکم تو ای گنج خطرناک ...

گنج خطرناک: گنج بزرگ و ارزشمند

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

چه بد کردم؟ که با من کینه ...

بد افتد گر بدی کردم نگویی:

بد باشد اگر من بدی ای کرده ام و نمی گویی

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

به یاد آرم چو شیر خوشگوار‌ان ...

مانند شیر خوشگوار که هر روز از حوض میخوری و فراموش نمیکنی مرا هم فراموش مکن و مانند طفل شیرخوار فراموشکار نباش

برمک در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۶ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غازی غزنوی:

یک توده شاره های نگارین به ده درست

یک خانه بردگان نو آیین به ده درم

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

من از عشق تو ای شمع شب‌افروز ...

من از عشق تو امروز به این روز افتاده ام.

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

اگرچه ناری ای بدر منیر‌م پس ...

اگر چه ای بدر منیر مرا به یاد نمی آوری

پس از حج عمره ای که در طواف کوی تو کردم

 

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

به الماس مژه یاقوت می‌سفت ز ...

به الماس مژه یاقوت می سفت: گریه می کرد.

محسن عبدی در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

به هر خارش که با آن خاره کردی ...

با هر ضربه ای که به سنگ میزد یک تکه بزرگ از سنگ جدا می کرد.

۱
۴۴
۴۵
۴۶
۴۷
۴۸
۵۷۲۵