گنجور

رباعی شمارهٔ ۳۳

 
خیام نیشابوری
خیام » رباعیات
 

در خواب بدم مرا خردمندی گفت

کاز خواب کسی را گل شادی نشکفت

کاری چه کنی که با اجل باشد جفت؟

می خور که به زیر خاک می‌باید خفت

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 29

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس در ‫۱۳ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۷، ساعت ۱۴:۳۹ نوشته:

mey khor ke bezire khak basi bayad khoft
---
پاسخ: ضبط مورد نظر شما از نظر وزنی ایراد دارد و فکر می‌کنم در نسخه‌های چاپی رباعیات خیام ضبط متداول همینی باشد که اینجا هست. تغییری اعمال نشد.

 

deadshadow در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۴۲ نوشته:

می خور که به زیر خاک بسی خواهی خفت

 

سکرات در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۳۷ نوشته:

در جواب هر دو دوستان (سعید و deadshadow ) میخواستم بگم که :
می خور که بزیر خاک می باید خفت
درست ترین است چه از لحاظ وزنی و چه از لحاظ سرچشمه شناسی .

 

داریوش از تنگ طه در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۱ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۹:۴۸ نوشته:

خیام می گوید تا انسان زنده است بایئد در پی نوشیدن شراب عرفانی یا همان شناخت معشوق حقیقی باشد چرا که اگر در این دنیا معشوق را به راستی پیدا کردی می توانی در آن دنیابا خیال راحت به دیدارش نایل گردی .

 

ناشناس در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۰۷ نوشته:

واقعا نمیفهمم که خیام در کجای اشعارش به معشوق حقیقی مورد نظر آقای داریوش اشاره کرده و یا از کدام رباعی خیام بر میاد که اعتقادی به به معاد داشته باشه! این که همه ما اعتقاداتی داریم بسیار محترم ولی لزومی نداره که بزرگانی رو که دوست داریم به رنگ اعتقادات خودمون در بیاریم. شاعر رباعی زیر چه اعتقادی به معاد داره؟
گویند کسان بهشت با حور خوشست
من میگویم که آب انگور خوشست
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوشست
به نظر من می در اشعار خیام معنی کاملا اپیکوری داره و مقصود از می خوارگی بهره بردن از لذتهای مادیه و هیچ ربطی به عرفان نداره.خیام یک دانشمند و ریاضی دان بود نه یک صوفی و عارف و درویش و امثالهم

 

ملیکا رضایی در ‫۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۶ پاسخ داده:

اگر میدانستید ریاضی یعنی چه و چه ارتباطی با جهان دارد این نمیگفتید 

ریاضی با همه چیز ارتباط دارد 

از فیزیک علمی تر و فهم ش سخت تر 

فیزیک تجربی ست و درک ش ساده 

ریاضی اما سخت چون فرمول است ؛

اما این طور نیست !

فرمول نیست

ریاضی با هر علمی و منطقی ارتباط دارد حتی با دین ؛

نمیگویم چه ارتباطی که اگر بگویم کسان بسیاری مخالفت میکنند ...

ولی همین که خیام ریاضی دان بوده و دانشمند مطمئن باشید که این جهان رو آن جهان را اعتقاد داشته و یک دید علمی فلسفی داشته ؛علمی چون دانشمند و ... بوده فلسفی چون شاعر و ریاضی دان بوده 

 

حالا برخی میگویند که اشعار خیام فلسفی نیست ؛

ولی هست ...

هر شعری فلسفه ای دارد چون شاعر فلسفه ای دارد و هر انسانی فلسفه ای ست پس هر چیز به فلسفه متصل و با فلسفه معنی میشود ...اصلا اگر فلسفه نباشد که وجود آدمی زیر سوال میرود 

با عرفان یا غیر عرفان بودن اشعار خیام ولی کاری ندارم فعلا مطالعات من کم و گستره افکار من تا آنجا نیست که در این مورد اظهار نظر کنم ...

سپاس

 

محمدرضا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۷ نوشته:

کسی که می میخورد (می عرفان یا می انگور)هوشیار میشود.خیام پند میدهد که هوشیار باشید که مردن و فنا هم هست.

 

حاجیکلایی در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۱۸ نوشته:

با سلام
به زیبایی به این نکته مهم اشاره کرده است و ان اینکه وقت برای خواب زیاد داریم و دنیا جای خوابیدن نیست!.باید خود را بسازیم و آماده شویم برای مرحله دیگری از زندگی!

 

عبدالمعروف کوشا صمدی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۲۳ نوشته:

در خواب بدم مرا خردمندی گفت
شرح: من بیخبر از لذتهای دنیا بودم در بیخبری شادی میکردم
کز خواب کسی را گل شادی نشکفت
شرح: خردمندی مراگفت در بیخبری نمیتوان از زیبائی ها لذت برد
کاری چکنی که با اجل باشد جفت
شرح: بیخری ویا خواب مانند مرگ است
می خور که بزیر خاک میباید خفت
شرح: قبل از اینکه از جهان روی شادی کن از دینا لذت ببر باز مرگ خواه مخواه است.

 

فرهاد در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۵ نوشته:

"در خواب بودم که خردمندی گفت: چرا به کاری مشغولی (خواب) که شبیه مرگ است؟ بیدار شو و شادی کن که مرگ خواه ناخواه تو را به خواب ابدی خواهد برد"

 

ناشناس در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۳۲ نوشته:

«فوق العاده
است»

 

حمید سامانی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۸ نوشته:

بسیاری از اشعار مندرج در گنجور دچار اشکالهای املایی هستند
در مصراع دوم بیت اول کز صحیح است نه کاز
کز مخفف که از است
استفاده از علامت سؤال در شعر مناسب و جایز نیست و اضافه است
سؤالی نیست که احتیاج به جواب داشته باشد، جمله (مصراع) ادراکی است

 

ستار در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۱۴ نوشته:

دیگه حضرت خیام با چه زبونی باید بفهمونه آقا جان من می میخورم تو رو سنه نه ؟؟؟بحث عرفان و فلان سر جاش به قول یکی از دوستان جز به حال مستی این اشعار رو نمیشه گفت

 

کویر در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۴ نوشته:

چرا غلط املایی مصرع دوم اصلاح نمیشه ادمین محترم؟
دوستانی که بر سبیل انکار شاعر مطلب مینویسن،توجه داشته باشن که حکیم،این اشعار رو جهت انتشار ننوشته ن.
و به نظر بنده دقیقن به همین دلیل،من بر این گمانم که منظورات ایشون،همون معانی ظاهری کلامش هستن.
تصدیق بفرمایید خوانندگان محترم که همین ما،وقتی در تنهایی و با خودمون حرف میزنیم،نمادین حرف نمیزنیم.لخت و بی پیرایه و دقیق و بدور از هر مصلحتی حرفای دلمون رو میزنیم.
خیام یه شک گراست.چون یه دانشمند علوم طبیعیه.هر کسی به خودش جرئت تفکر مستقل رو بده،در همه چیز میتونه شک کنه.حتا به چشمهای خودش.

 

ماهی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۳ نوشته:

در جواب ناشناس باید بگم اول برو مطالعه کن ببین اپیکور چی گفته و منظورش از لذت چی بوده و بعد اینکه انسان با کمی تعقل متوجه میشه که منظور خیام از شراب و خمر باده ، شراب عرفانی است. از آدم به اون بزرگی مشخص که به دنبال حق و وصال اهی است
اپیکور در وصف اخلاق مبتنی بر لذت چنین آورده است:
«آنچه زندگی را دل انگیز می‌کند، شرابخوارگی یا زنبارگی یا خوان رنگین توانگران نیست، بلکه فکری مقرون به قناعت است که علل هر شوق و هر نفرتی را با آن توان دریافت و آرایی را که موجب اضطراب نفوس باشد، از سر به در کرد.»

 

ماهی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۶ نوشته:

در جواب ناشناس باید بگم : شما چرا انقد اصرار داری تا ب دلیل سطحی نگری و عدم تفکر خیلم را باده خوار و انسانی بی قید وبند جلوه بدهی . در مورد اپیکور هم برو مطالعه کن
اپیکور در وصف اخلاق مبتنی بر لذت چنین آورده است:
«آنچه زندگی را دل انگیز می‌کند، شرابخوارگی یا زنبارگی یا خوان رنگین توانگران نیست، بلکه فکری مقرون به قناعت است که علل هر شوق و هر نفرتی را با آن توان دریافت و آرایی را که موجب اضطراب نفوس باشد، از سر به در کرد.»

 

میم-عین در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۰ نوشته:

با توجه به فضای اگزیستانسیالیستی که بر اشعار خیام حاکم هست به نظرم صحبت ایشون در این شعر بیش از هر چیز به سائق مرگ و مرگ آگاهی اشاره داره. با پذیرش اگزیستانسیال بودن خیام و با تکیه بر نظرات دیگر اگزیستانسیال های معاصر مرگ باید پایان زندگی آدمی در نظر گرفته شود این به معنی نفی معاد نیست صرفا به ای خاطر که اطمینان وجود نداره(خیام که گفت دوزخی خوهاد بود،،،که رفت بدوزخ و که آمد زبهشت) پس بهترین کار این است که جوری زندگی کنیم که انگار آخرین فرصت برای زیستن است.می نیز در اینجا نمی تواند به مستی اشاره مستقیم داشته باشد چرا که چنین زندگانی با دیدگاه اگزیستانسیال در تعارض است و از اصالت بی بهره.
برخی از ابیاتی که استدلالم حول آنهاست:
پر کن قدح باده و بردستم نه،،، نقدی ز هزار نسیه خوشتر
می خور که هزار بار بیشت گفتم ،،، باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی
کاین یکدم عاریت در این کنج فنا،،،بسیار بجوئی و نیابی دیگر
چون عاقبت کار جهان نیستی است،،،انگار که نیستی چو هستی خوش باش
تو زر نئی ای غافل نادان که ترا،،،در خاک نهند و باز بیرون آرند

 

خیام شناس در ‫۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۹ نوشته:

گر رازت بود فاش این چرخ خوش حسابست
پس مهرخموشی می‌نهم وچیزی نمی‌گویم
همچی درسته منو سننه هروقت نیاز شد برملا میشه راز خدا رحمتت کنه

 

محدثه در ‫۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۰ نوشته:

سلام. لطفا این اشکلات را رفع کنید:
1. در مصراع دوم «کاز» اشتباه است؛ «کز» درست است.
2. در بیت سوم علامت سوال باید حذف شود.
3. به‌جای «می خور» باید « برخیز» نوشته شود.
با تشکر.

 

حمیدرضا در ‫۴ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۶ نوشته:

طبق نظر استاد میرافضلی در این نوشتهٔ تلگرامی مالکیت این رباعی مدعیان دیگری چون پوربهای جامی و نجیب گلپایگانی دارد. این نوشته و  این نوشته را هم ببینید.

 

حمید رضا۴ در ‫۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۰۰ نوشته:

بعید نیست توماس ادیسون، دانشمند و مخترع بزرگ، این رباعیِ خیام را خوانده و بکار گرفته بود!

به گفته خودش، او شبها یک پیمانه می مینوشیده تا بیشتر بیدار مانده و به کار و اختراعات بیشتری بپردازد.

درود بر او که در طول عمر هشتاد و چهار ساله اش، خدمات بیشماری به جامعه انسانی کرد.

 

ملیکا رضایی در ‫۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۹ نوشته:

واقعا ... درود بر او ...

سپاس

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.