بهداد در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹۷:
به نظر من توی بیت آخر میچمی درست تر باشه.باید اصلاح بشه.حافظ هم یه شعر داره با این مصرع "سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند" چمیدن سرو یعنی کژ و راست راه رفتن و عشوه گری.توی این بیت مولانا هم رعنا اومده بعدش که همون تداعی کننده سرو رعناست.پس می چمی درستشه.
احمد سالک در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
سلام،
به نظرم ختنها در واقع دو کلمه خُتن و ها است. میدانید که ختن شهری است در چین که مشک آن در خوشبویی مشهور است و شاعران معمولاً عطر دل انگیز زلف معشوق را به آن تشبیه میکنند. اینجا نیز ابوالمعانی بیدل میگوید: خوشبویی زلف تو به تنهایی رونق بازار ختن و مشک پرآوازه آنرا شکسته است. امیدوارم بر خطا نرفته باشم
ATAA در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴:
خوش باش و میندیش: فکر کردن خیلی از آدم انرژی میگیره پس باید به جا و به اندازه ازش استفاده کرد. خیلی از ماها همیشه درگیر فکر هستیم و اصطلاحا نشخوار ذهنی داریم یعنی افکار بیجهت و بیفایده و بی نتیجه. که باعث میشه از لحظه حال لذت نبریم.
مغز انسان روزانه حدود 300 کالری میسوزاند یعنی حدود 23% از انرژی بدن توسط مغز مصرف میشود. البته این مسئله بستگی زیادی به این دارد که ما روزانه چقدر فکر میکنیم.
ATAA در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴:
بیت اولش منو یاد این شعر لری انداخت
سه چیه، قیمتیه، قَدرِس ندونی
شو مَه، فصل باهار، عهد جوونی
شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۲۹ - مثل شیطان بر در رحمان:
اب تتماج است آب روی عام ...... در بیت یازدهم این بخش صحیح است
... در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ عراقی » عشاقنامه » فصل دهم » بخش ۴ - حکایت:
نکته ای به ذهنم رسید که ذکرش خالی از لطف نیست، در مورد ابیات «هرکه از دوست دوست می خواهد / جوهرش را عرض نمی کاهد» و «اگرت هست قوت مردان / اینک اسب و سلاح و این میدان».
اصل موضوع یکی از زمینه های اختلاف بین فقه و تصوف هست. در فقه اسلام هرچند بعضی از احکام در شرایط مختلف زمانی و مکانی و سایر شرایط، برای یک فرد ممکنه متغیر باشن (به عنوان مثال در شرایط اضطرار که برخی احکام ساقط میشن)، اما تمام احکام برای تمام افراد یکسان هست و فرد به فرد متغیر نیست. از شخص پیامبر تا یک انسان عادی همه ملزم به رعایت احکام هستن.
اما در تصوف در موارد بسیاری به این دست مسائل برخورد می کنیم که احکام برای افراد (عمدتاً بنا بر ظرفیت فرد) متغیر هست. نمونه های بسیاری از این تفکر در آثار مختلف وجود داره. به عنوان مثال «همچو نی زهری و تریاقی که دید» به همین موضوع اشاره داره که نی (شاید بشه معادلی برای حکم موسیقی در فقه در نظر گرفت) بنا بر ظرفیت فرد میتونه زهر باشه یا تریاق. در حالی که در فقه چنین دیدگاهی وجود نداره. مثال دیگه مسئله سماع هست که تقریبا در تمام منابع صوفیه گفته شده برای مبتدی محل فساد هست ولی برای شیخ کامل مایه تعالی و نوعی عبادت هست.
در این ابیات هم عراقی معتقده کسی که با نگاه به خوبرویان به زیبایی معشوق حقیقی میرسه، این نظربازی برای او باعث تعالی میشه و در غیر این صورت مایه فساد هست. پس اگر مرد میدان هستی وارد شو و اگر نیستی نه.
عموماً این احکام در تصوف برای مسائلی از قبیل سماع و جمال پرستی و موسیقی و از این دست مسائل بحث برانگیز در تصوف هست که همیشه هم محل نزاع فقها و عرفا بوده و دقیقا آفرینش های هنری متصوفه هم حول همین محورها می چرخه.
... در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
مریم بزرگوار
«ازانی» یک کلمه نیست، در واقع باید «از آنی» خونده بشه.
«قبله از آنی مرا» به این معنی که «از آن، قبله ای مرا».
مفهوم کل بیت هم به عرفان شهودی مولوی اشاره می کنه و میگه هرچند عقل و وهم و فهم راهی به سوی تو پیدا نکرد، اما با جانم راهی به تو یافتم.
من فکر می کنم در مورد «از آن» دو امکان وجود داره. اول اینکه از آنجایی که با جانم به تو راه یافتم، تو را شناختم و قبله ام قرار دادم. در این تعبیر، «از آن» به مفهوم علیت اشاره می کنه و میگه به این علت قبله ام شدی.
احتمال دوم اینکه از طریق عقل و وهم و فهم راهی به سوی تو نبود و این حواس نمی تونن قبله باشن، ولی از طریق جان میشه به تو رسید و قبله از آنی مرا به مفهوم قبله از طریق جانی مرا. در واقع قبله به مفهوم راهی به سمت معشوق و «آن» ضمیری که مرجعش جان هست.
تعبیر دوم به نظر خودم هنری تر هست، ولی تعبیر اول هم میتونه مورد نظر باشه.
از نظرات دوستان هم استفاده می کنیم اگه برداشت های دیگه ای داشتن.
عارف در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
سر و دست برفشاندن: بی اعتنایی کردن ، روی گرداندن
(دهخدا)
محمدامین در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۴۹ دربارهٔ عطار » مظهرالعجایب » بخش ۳۰ - قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «ان لحوم بنی فاطمه محرمة علی السباع»:
سلام و درود
عالی بود عالی!
ازین شعر در برگردان و ترجمه و تفسیر سوره عادیات بهره بردم.
رو تو علم معنی از قرآن بگیر
زانکه باشد علم قرآن دستگیر
مریم علی نژاد در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
سلام. پیشنهاد میکنم به منظور روخوانی درست برای برخی کلمات اعراب گذاشته شود.
ضمنا واژه"ازانی" به چه معناست? در واژه یاب هم یافت نشد.
سیاوش مرتضوی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴۷:
وزن مصراع «بازم شه روحانی می خواند پنهانی» نادرست به نظر می رسد، شاید «بازم شه روحانی می خواند "به" پنهانی» درست باشد. ممنون.
سیاوش مرتضوی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:
«بازما» در واقع دو کلمه با فاصله «باز میا» هست. لطفا اصلاح کنید، سپاس.
محمد تقی صابری در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۵۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
استاد گوهری عزیز، با سلام ، از منظر من هیچ ایرادی بر تلاش چهل ساله جنابتان بر فهمیدن یا فهماندن حتی یک واژه از ادبیات کهن ما وارد نیست ، من حسابدارانی را دیده ام که هزاران تومان هزینه میکنند تا یک مغایرت چند ریالی را در بیاودند . و صد البته که عمر شریف حضرتعالی در این چهل سال ، در تحفیفات و تتبعات مفید و ارزشمند دیگری نیز صرف شده است . اما در موضوع ما نحن فیه ، بنده ناچیز در مقام جسارت ، عرایضی چند با جنابتان دارم که اگر عنایت فرمائید شاگرد نوازی فرموده اید : اول : ضمیر اشاره یا اسم اشاره (این ) در ترکیب کزین برتر ....به کدام محصول راجع است ؟ توضیحا عرض میکنم که فردوسی در این بیت ، خدا را به دو مخلوق نه چندان والای او یاد کرده و معتقد است اندیشه بشری ، بیش ازین نمیتواند از مخلوقات کردگاری ، سر در بیاورد . در این باب ، حضرتتان را ارجاع میدهم به ابیات 3545 به بعد از دفتر دوم مثنوی مولوی که از بیان عارفی ربانی ، خود اندیشه را به چیزی نمیگیرد : حاکم اندیشه ام ، مجکوم نی // زانکه بنا حاکم آمد بر بنی // من چو مرغ اوجم ، اندیشه مگس // کی بود بر من مگس را دسترس ؟ // الی آخر . ملاحظه میفرمائید که در مباحث ماورائی ، اندیشه جائی و محلی از اغراب ندارد . آنچه حکیم ما به آن اشاره دارد اندیشه عادی بشر معمولی است که قادر نیست برتر از خلقت جان و خرد ، برای ذات لایزال ، مخلوق برتری را تصور کند . و اگر بخواهد چنین کند یا به چنین مقامی برسد به قول ابوالعلای معری باید همین خرد را به یکسو نهد که میفرماید : الانسان اثنان : ذو عقل بلا دین و ذو دین بلا عقل ، درک چیستی روز نشور ، درک ماهیت وحی ، درک کیفیت خلقت حبرئیل و امثالهم را خرد ما عاجز و ناتوان است . فردوسی در این گزاره ، به حداقل اکتفا کرده و مسلما بر این باور نیست که اندیشه ، محصولی بیش ازین نمیدهد و از آن گذشته ، چون حکیم است ، یقینا بر این اعتقاد نیست که اندیشه ، والاترین عطیه الهی است . ...دوم : در ششمین بیت از همین ابیات آغازین ، میفرماید : نیاید بدو نیز اندیشه راه //که او بر تر از نام و از جایگاه // ملاحظه میفرمائید که همان مطلب مولوی و همان فرموده ابو العلای معری است که به لحاظ سابفه ، میتوان گفت که آنان از فردوسی این مطالب را به وام گرفته اند . با این دو گزینه که عرض کردم آیا تصور نمیفرمائید که همان خوانش همگان ، مورد نظر آن جکیم فرزانه بوده است ؟
امید راهی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
با سلام.
مخاطب بنده آذردیماهی است که نوشته اند عرفای ایران. این حرف شما نشانۀ تعصب است آقا. اول اینکه عرفا هرگز منسوب به سرزمینی نیستند. بقول علامه اقبال لاهوری(رح).
نه هندیم نی ترک و تتاریم.... چمن زادیم و از یک شاخساریم
تمیز رنگ و بو بر ما حرام است.. که ما پروردۀ یک نوبهاریم.
عرفا در دامان اسلام حقیقی(نه شیعه و نه سنی) و مکتب قرآن و سنت پرورش می یابند و همه از آل رسول گرامی اسلام اند. با نسبت دادن عرفای بزرگ اسلام که نوعی سرقت ادبی هست، نمیشود یک ملت بر دیگری برتری یابد. ثانیاً زندگی نامۀ حضرت مولانا و سنایی را مطالعه بفرمائید، که حضرت مولانا از ولایت بلخ که در شمال افغانستان واقعست میباشد و ابوالمجد مجدود ابن آدم سنایی غزنوی از ولایت غزنی که در جنوب افغانستان واقع هست میباشد. هنوز مولانا بنام بلخی ملقب است و سنایی به غزنوی. ولی افغانها هیچ گاهی همچون کثیری از ایرانیان سعی نکرده اند عرفای دیگر سرزمین ها را (مثلاً حافظ و سعدی) را بگویند افغانی اند، چون با این قدر گفتن نمیشود کلاه خود را کج بگذاریم در حالیکه در خورجین ما هیچ چیزی هم نباشد. ما وقتی بر یک دیگر برتری میتوانیم داشته باشیم که به فرمودات این بزرگواران عمل کنیم و خط مشی آنها زا طی کنیم. امیدوارم درین طرز تفکر تان تجدید نظر نکنید. ممنون شما.
مهناز ، س در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:
گرامی مهمان
در فارسی با به ” به “ تبدیل می شود و بر عکس
مثال : من و ساقی به هم سازیم { تازیم } و بنیادش بر اندازیم
درین مانا که باهم می سازیم
به جان با آسمان عشق رفتم
به ضرورت وزن به جای ” به “ ” با “ آورده و از تکرار هم پرهیز کرده
مانا باشی
آرش در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:
دوستانی که نقد بر استاد شجریان برایشان گران است چرا به حاشیه می زنند یکی اومد گفت و سوال داره چرا چمبر شهوت شده و...شما میگی استاد یگانه آواز و فلانی گفت فیلسوفه و.... اصلا ربطی داره آیا؟؟؟
سید سجاد در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
شعر بسیار عالی و حرف مولا امیرالمؤمنین رو میزنه که فرمود موتوا قبل أن تموتوا بمیرید قبل از اینکه بمیرید
کاش در کنار همه معارفی که یاد میگیریم منابع و ماخذی که اشعار دارند رو هم پیدا کنیم
محمد در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۱:
چودیدی نا پسندی رابگفتار
تفکرکن به عقل خویش بسپار
اگرزشت است وناهنجارجانم
توازانجام زشتش دست بردار
شاهین به آیین در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۲ - ستایش سلطان محمود:
بر آن شهریار ، آفرین خوانده ام
نبودم درم ، جان برافشانده ام
بهداد در ۹ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سیام: