احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ عمعق بخاری » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵ - در مدح نصر:
مصرع دوم بیت 5 به شکل «یکی ز درد و دریغ ویکی زیاد محن» نا مفهوم است. به استناد نسخه خطی مجلس به شماره ثبت 76431، این مصرع عبارت است از «یکی ز دردِ دریغ و یکی ز بار محن» که معنای کاملا روشنی دارد.
درخور یادآوری است که در یک نسخه خطی (به شماره ثبت 13642) و نیز نسخه تصحیح شدۀ علیرضا شعبانلو (انتشارات آزما، تهران 1389)، به جای «بارِ محن»، ترکیب «بادِ محن» را میبینیم که البته مفهوم روشنی ندارد.
نسخه خطی مورد استناد (به شماره ثبت 76431) و وجود موارد زیر، درستی «بارِ محن» را تایید میکنند.
1- گذشته از رواج «بار محنت» در سراسر ایرانِ فرهنگی، این اصطلاح روشن، 48 بار در متونِ به ثبت رسیدۀ گنجور به کار رفته است.
2-به کار برده شدن اصطلاح «بارِ محن»، از سوی سه تن دیگر از سخنوران به ترتیب،
2-1-«سپهر بارِ محن جاودانه برگیرد/از آن کسی که به خدمت بر تو یابد بار» (بیت 28، قصیده 208 امیرمعزی)
2-2-«مده از عشق آخور، هم چو خر، تن زیر بار اندر/که بس بار محن آخر درین دار محن بینی» (بیت 29، قصاید و قطعات، شماره 37 قائم مقام فراهانی)
2-3-«قامتم خم گشته از بار محن/از غم بیدستی عباس من» (بیت 23، الروایات و المصائب، شماره 35 صامت بروجری)
*بهرهگیری از نگرش سیستمی، یعنی افزایش توانایی در کار پژوهشی و بازخوانی نسخههای ارزشمند موجود.
مهدی مقدم در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را:
بدان ای شهنشاه ترکان و چین
گسسته دل روشن از به گزین
معنی بیت بالا چی میشه؟
علی احمدی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰:
به دامِ زلفِ تو دل مبتلایِ خویشتن است
بکُش به غمزه که اینَش سزایِ خویشتن است
دل من در زلف تو گرفتار شده و بیمار است آن هم بیمار و گرفتار خودش (از بس که تو را ندیده )پس بیا و با غمزه خودت آن را بکش که از این بیماری رها شود این سزای اوست که به این راه عاشقی وارد شده است
گَرَت ز دست برآید مُرادِ خاطرِ ما
به دست باش که خیری به جایِ خویشتن است
این آرزوی ما عاشقان است اگر امکان دارد دست به کار شو که برای خودت هم خوب است
به جانت ای بتِ شیرین دهن که همچون شمع
شبانِ تیره، مُرادم فنایِ خویشتن است
ای بتی که خوش سخن هستی واقعا من شبها مثل شمعی که می سوزد آرزویم مرگ در راه عاشقی است
چو رای عشق زدی با تو گفتم ای بلبل
مَکُن که آن گلِ خندان به رای خویشتن است
اینجا خودش را بلبل می خواند و می گوید ای بلبل عاشق وقتی به فکر عاشقی افتادی به تو گفتم که این کار را نکن چون معشوق به مصلحت خودش عمل می کند و هر وقت بخواهد رویش را نشان می دهد و عطر افشانی می کند
به مُشکِ چین و چِگِل نیست بویِ گُل مُحتاج
که نافههاش ز بندِ قَبایِ خویشتن است
لازم هم نیست که عطر و مشک و زیورآلات داشته باشد گل اگر گلبرگ هایش را باز کند تو فیض خواهی برد و مست خواهی شد
مرو به خانهٔ اربابِ بیمُروتِ دهر
که گنجِ عافیتت در سرایِ خویشتن است
در این روزگار مبادا به سوی خانه کسانی بروی که به ظاهر همه چیز دارند ولی انصاف ندارند .در زلف یار خود اگر هم بیمار باشی بازهم گنج عافیت را در همین سرای خودت (زلف یار) جستجو کن
بسوخت حافظ و در شرطِ عشقبازیِ او
هنوز بر سرِ عهد و وفایِ خویشتن است
راه عشق اینگونه است که با سوختن همراه است ولی باید وفادار به پیمان خود با معشوق بمانی و این عین عافیت است نه گرفتاری .
یکی از درسهای ابن غزل در عشق های زمینی است .عشقبازی عهد است نباید به آن به شکل گرفتاری نگاه کرد .چیزی که متاسفانه در اذهان بسیاری از متاهلان جامعه می بینیم .
فریما دلیری در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۰:
عالی
محمد مرادی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۱ - پادشاهی هوشنگ چهل سال بود:
عالی
عادل مینایی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۳:
همچو موسی کی خوریم از دایه شیر
زانک مست شیر و بستان توییم
به جای کی خوریم اشتباها «کم خوریم» نوشته شده که طبیعتا هم با داستان حضرت موسی که از دایه های دیگر هیچ شیری نخورد تضاد دارد و هم در ادای مصرع دچار سکته ای خفیف است که با «کی خورد» بر طرف می شود
نظر شخصی:
پستان هم صرفا به واسطه ی قرابت معنایی در این مفهوم کاملا می نشیند! اما شیر در معنای سلطان جنگل است که با «بستان» آشناست مفهوم نیز منتقل می شود.
نیما در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۵۰ در پاسخ به جعفر عسکری دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
سلام؛ نه مشکلی نداره، نگارش صحیحتر اینه که:
پری را خاصیت آن است، که از مردم نهان باشد
فرهود در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۴ - رجوع به قصهٔ رنجور:
بله بسیاری از مشاغل با پسوند «گر» هستند
مثل کمانگر که یعنی کسی که کمان میسازد، یا َآهنگر
دروگر مخفف درودگر است
در لغتنامه دهخدا نوشته شده درود یعنی چوب، تخته.
علی.نیشابور در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۵۰ در پاسخ به سیدعلی (رضا) ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
سلام رضا نازنین
اینقدر خاکی و بی ریا و اینقدر پخته آگاهی می بخشی.
سپاس بیکران
بهرام چگینی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۳۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹:
مصرع اول چجوری تلفظ میشه؟
فرید وحدت در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۵۶ در پاسخ به محمد رضا نظام دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » کتان و ماه:
درود بر شما،توضیحی عالی داده اید،جالب است که در بیتی از صائب به ترکیب ماه و کتان بر خوردم،...هر چند پایه تو به گردون رسیده است....ای ماه از کتان خبری می گرفته باش...که در جستجو به توضیحات عالی و مکفی شما رسیدم سپاس بسیار🙏
یار در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۴۸ در پاسخ به همایون دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:
رباعی با فضای فکری سعدی همخوانی دارد
البته من اشعار ابوسعید را نخواندم
از هر کدام است، روحش شاد!
کوروش در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۵ - قصهٔ سلطان محمود و غلام هندو:
هرکه مستوحش بود پر غصه جان
کرده باشد با دغایی اقتران
یعنی چه
کوروش در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۵ - قصهٔ سلطان محمود و غلام هندو:
صبر شیر اندر میان فرث و خون
کرده او را ناعش ابن اللبون
یعنی چه ؟
کوروش در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۵ - قصهٔ سلطان محمود و غلام هندو:
چون زره دان این تن پر حیف را
نی شتا را شاید و نه صیف را
یعنی چه ؟
کوروش در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۴ - رجوع به قصهٔ رنجور:
گرچه آن صوفی پر آتش شد ز خشم
لیک او بر عاقبت انداخت چشم
صوفی بر چه عاقبتی چشم انداخت ؟
کتک زدن اون مرد چه مشکلی میتونست برای صوفی بوجود بیاره ؟
کوروش در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۳۵ در پاسخ به فرهود دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۴ - رجوع به قصهٔ رنجور:
پس دروگر یعنی نجار ؟
محمد مهدی فتح اللهی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱۸:
در بیت سوم برخی از منابع حرف (سلح) را نیاوردهاند و بجای ان (قلج) آورده اند که در زبان ترکی بهمعنای سلاح و شمشیر است
محمد مهدی فتح اللهی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱۸:
اصالت مولوی نه چیزی به معنای اشعار و آثار ایشان اضافه میکند و نه کم اما بههرحال مولویدوستان، مشتاق فهمیدن اصالت ایشان هستند. آنچه که روشن است هم از لحاظ تاریخی و هم با کاوش در اشعار ایشان این است که مولانا ترک است.زادهی بلخ( که شهر بلخ هم تحت سلطنت ترکان بوده در ان زمان و هم فرهنگی ترکی دارد).
خود مولانا میگوید: اصلم ترک است اگرچه هندی گویم
ابوالفضل رعیت پیشه در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۱۰: