گنجور

حاشیه‌ها

مسیح نقیبی در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۶:

با اشتباه تایپی دو کلمه " غوکان در " در پاراگراف آخر به هم چسبیده است که نیاز به اصلاح دارد
ممنون از سایت فوق العاده زیبا ، کارا و فاخر فارسی و ایرانی گنجور

nabavar در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۵ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۸ - و لی فی‌المدیحه:

در بیت دوم{ شکن} اضافه می نماید
در سینهٔ من یاد غمش یونس و ماهی
در خاطر من نقش{ شکن} رخش یوسف و زندان
با احترام

نادر.. در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۳۷:

هزار پرده دریدی، هنوز زیر نقابی...

نادر.. در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹۸:

صافت چگونه باشد، چون جان فزاست دُرده..

نادر.. در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷:

به دی بگوید گلشن که هر چه خواهی کن،
تو برگ من بربایی، کجا بری و کجا؟..

نادر.. در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش سی و هشتم » بخش ۱ - المقالة ‌الثامنة و الثلثون:

گر چه حس افتادت اول اوستاد..

موسی روستایی در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱:

گر تو نشاط درگه جیلان کنی من قصد سوی درگه رحمان کنم
جیلان: گیلان، نام جاهای بسیار از بلاد طبرستان که نسبت به بلاد را «جیلانی» و نسبت به شخص را «جیلی» گویند. ممکن است ناصرخسرو از کلمه جیلان حاکمان طبرستان را اراده کرده که به چهار «جیل» تقسیم شده اند.

موسی روستایی در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۰ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۹:

عدل و احسان تو طوق است در این گردن
غرقهٔ عدل تو و بندهٔ احسانم
عدل و احسان مستنصر به طوقی تشبیه شده که بر گردن ناصر خسرو است و نیز به دریایی تشبیه شده که شاعر خود را غرق در دریای عدل و احسان مستنصر می داند.

هوشیار در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

با پوزش خواهی از افتادگی واژه "دلان" در مصراع نخست.
به جانِ زنده دلان، سعدیا! که ملکِ وجود
نیرزد آنکه وجودی ز خود بیازارند

هوشیار در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

باسلام خدمت ادب دوستان عزیز، به ویژه علی و سجاد!
لطفا" به ردیف و قافیه این شعر سعدی دقّت فرمائید. متاسفانه از آفتهای جدّی در ادب پژوهشی معاصر، کم دقّتی و شتابزدگی در اظهار نظرهاست.
باتوجّه به این که درقالبهای شعری قصیده و غزل، قافیه نخستین مصراع با مصاریع زوج یکسان میباشند؛ بنابراین، صورت صحیح بیت، چنین خواهد بود:
به جانِ زنده سعدیا! که ملک وجود
نیرزد آنکه وجودی ز خود بیازارند
منبع: (غزلهای سعدی، به تصحیح مرحوم دکتر یوسفی، انتشارات سخن، ص26)

سعید در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:

یکی از گزینه های سوال ادبیات کنکور رشته ریاضی سال 90 بود.شعر بسیار زیباییه

موسی روستایی در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۹:

بیت 14
ناصرخسرو از بابت قبل از چهل سالگی که دگرگونی روحی برای او پیش آمده افسوس می خورد. می گوید که دیروز (گذشته ها) خاطر آن روزهایی که مورد غفلت واقع شده بود. روزهای غم و ناراحتی بود که برای چه و به چه می خندیدم و خوش بودم. امروز دل من خسته و مجروح است و گریانم. به خاطر ان روزهایی که موردغفلت واقع شده است

hamun در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:

ضمن تقدیر از این همه عاشقان و حافظ دوستان
به این نتیجه رسیدم که گوهر خویش بر دکه بقال مبر...
بهتر دیده میشه
یعنی نمیشه که به این هم بگو به اون هم بگو
بهتر اینه که بااین بگو و با اون مگو
موفق باشید

nabavar در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۳۵ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۴ - در ترشیح اصل این شجره به رشحه توحید و توشیح صدر این مخدره به وشاح تحمید و فی مناجات:

این شعر در ” بخش 5 - دست تضرع به مناجات برآوردن و در حلقه اجابت قبله حاجات استوار کردن
نیز آمده

nabavar در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۳۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۴ - در ترشیح اصل این شجره به رشحه توحید و توشیح صدر این مخدره به وشاح تحمید و فی مناجات:

نوید جان
حق همسایگیم دار نگاه
سایه وارم مفکن خوار به راه
همان خوار درست تر می نماید
مرا چون سایه خفیف و ناچیز مشمار.
زنده باشی

علیرضا در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۴۵ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹:

سلام
در بیت سوم با توجه به وزن شعر، منظور شاه احتمالا عمرو بوده نه عمر. که مشخصه اولی amr و دومی omar خونده میشه.

بیگانه در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۰:

چه قدر لطیف و غم انگیز بود این غزل... چه قدر...

رضا در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:

اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد
وَر از طلب بنشینم به کینه برخیزد
شاعرعاشق پیشه ی ما که درطول زندگانی پربارخویش عشق های مجازی وزمینی زیادی راتجربه کرده است طبیعتاً موردِ بی توجّهی ها نامهربانی هاوکم لطفی های زیادی نیزشده وبارهاشیشه ی نازک ِدل نازنین به سنگ جوروجفاشکسته است.
بنظرمی رسداین غزل نیزکه واگویه ای ازشرح حال دل شاعراست درهمین راستا بوده باشد.
فتنه: اختلاف رأی و نظر داشتن . 2 - گناه ورزی . 3 - (اِ.) آشوب . 4 - عذاب ، رنج . 5 - گناه . 6 - ستیزه ، خلاف . 7 - شگفتی . 8 - (اِمص .) دیوانگی .
فتنه برانگیزد: آشوب برپاکند.
وَرازطلب بنشینم: واگرازاو دست بردارم
معنی بیت: اگربه دنبال او (معشوق) بروم ناسازگاری وستیزه جویی کند،آشوب برپاکند تا مرارنجیده خاطر کند واز دیدارش محروم سازد. واگرازجستجو منصرف شوم وازجستن دست بکشم اوبازآرام نمی نشیند وبه ستیز ودشمنی بامن برمی خیزد! خلاصه اینکه ازبداقبالی هرکاری انجام دهم به مذاق معشوق ناخوشآیند می آید وکاری می کندتامرا بیازارد ورنجیده خاطرسازد.
ازثبات خودم این نکته خوش آمد که جور
درسرکوی توازپای طلب ننشستم
و گر به رهگذری یک دَم از وفاداری
چو گَرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
رهگذری: گذرگاهی
معنی بیت: واگربه گذرگاهی معشوق راببینم وازروی وفاداری وعشق ورزی، همچون گَردِ راه به دنبالش بیافتم چونان باد بگریزد تا مبادا که به دامنش بیاویزم.
ندارم دستت ازدامن مگردر خاک وآن دَم هم
چوبرخاکم روانگردی بگیرد دامنت گردم
و گر کنم طلبِ نیم بوسه صد افسوس
ز حُقّه ی دهنش چون شکر فروریزد
افسوس: سرزنش، اظهار تأسف از ناکامی.
حُقّه: ایهام دارد: 1- جعبه ی کوچک مخصوص نگهداری جواهرات گرانبها،2- حیله و نیرنگ.
1-دهان معشوق به سبب اینکه دندانهای سپید ومروارید گونه ی اورا درخودجای داده به حُقّه تشبیه شده است.
2- ازطرف دیگر چون معشوق درمقابل درخواست بوسه ی عاشق،باجمع کردن لبهاافسوس می گویددرظاهر بنظرمی رسد که قصد بوسه دادن دارد درحالی که اینگونه نیست ودرحقیقت این نیرنگ وحیله ی معشوق است. امّا همین افسوس گفتن معشوق نیزبرای عاشق که ازدهانش فرومی ریزد همچون شکرشیرین است.
معنی بیت: من اگرازمعشوق درخواست نیم بوسه بکنم اوازحُقّه ی دهانش صدها افسوس درمخالفت بامن بیرون می ریزد که آن هم برای من همچون شکرشیرین است.
بوسه بردُرج عقیق توحلال است مرا
که به افسوس وجفا مُهروفانشکستم
من آن فریب که در نرگس تو می‌بینم
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
"نرگس" استعاره ازچشم معشوق است.
معنی بیت: من آن فتنه ونیرنگی که درچشمان تومی بینم آنقدراثربخش وویران کننده هست که می تواند آبروی خیلی ازعشّاق رابه خاک بریزد ودین ودل خیلی هارابرباددهد.
مراچشمیست خوان افشان زچشم آن کمان ابرو
جهان بس فتنه خواهددیدازآن چشم وازآن ابرو
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
فراز وشیب: پستی وبلندی
معنی بیت: تمام پستی وبلندی های طریق عشق،پُرازخطر ودام وبلاست. کجاست آن بیباک وشجاعی که ازبه دام افتادن وگرفتارشدن دربلا ومصیبت نهراسد وگام دراین طریق پُرآشوب گذارد؟
طریق عشق پُرآشوب وفتنه است ای دل
بیافتدآنکه دراین راه باشتاب رود
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
هزاربازی ازاین طُرفه‌تر برانگیزد
شعبده باز: تردستی، نیرنگ باز.
طرفه تر: شگفت انگیزتر.
معنی بیت: ای دل، توآرزوی سلامتی وطول عم وشکیبایی داشته باش وازاین اتّفاقات(کم لطفی ونامهربانی معشوق) ناامید وسرخورده مباش چرخ شعبده باز ازاین بازیهازیادارد. اندوه به دل راه مده، هرلحظه اززندگانی آبستنِ حوادثی شگفت انگیزتراست. چه بسا در روزهای آینده ورق برگردد واوضاع وفق مراد تو رقم بخورد.
دورگردون گر دو روزی بر مُراد مانرفت
دائماً یکسان نباشدحال دوران غم مخور
بر آستانه ی تسلیم سر بنه حافظ
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
ستیزه: مقابله ونافرمانی، لج کردن وناسازگاری.
این بیت نیزدارای نکته ای نغزوحافظانه ودرادامه ی بیت قبلی، تاکیدی دیگربر داشتن رضایت وهماهنگ بودن با اتّفاقات وحوادثِ پیرامونیست که آدمی رابه سعادت ورستگاری رهنمون می گردد.
معنی بیت: ای حافظ سر برآستانه ی تسلیم بنه وراضی باش اگربرخلاف جریان وحوادثِ پیرامونی حرکت کنی وستیزه جویی پیشه سازی روزگارنیزباتوبه ستیز برمی خیزد وبی تردیدخوراک توجز خون دل چیزی بیشترنخواهدبود.
بیا که هاتف میخانه دوش بامن گفت
که درمقام رضاباش وازقضامگریز

مسعود در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

با سلام
معنی بیت ای صبا با ساکنان شهر یزد...
چیست؟

نوا در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

خوشا ایام آزادی و در گلشن "پریدن ها"
فکر میکنم صحیح باشد.
(با توجه به مضمون مصرع اول همین بیت و همچنین آمدن "دویدنها" در مصرع دوم بیت نخست)

۱
۳۰۶۵
۳۰۶۶
۳۰۶۷
۳۰۶۸
۳۰۶۹
۵۷۳۷