متین در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵۷:
سلام دوستان کسی می دونه که شعر تو چنین شکر چرایی مولانا زود تر سروده شد یا شعر تو چنین خوب چرایی سعدی؟؟؟
نبی آریا در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۵ - جواب خرگوش نخچیران را:
این بیت به این شکل نوشته شود صحیح تر است:
نام و ناموس ملک را درشکست
کوری آن کس که در حق در شکست
"درشکست" مصراع نخست به معنی "خرد کرد" است.
"در شکست" مصراع دوم به این معنی است: "در تردید است".
حامد در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵:
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
این چه حرف است که در عالم بالاست بهشت؟
هر کجا وقت خوشی رو دهد آنجاست بهشت
باده هر جا که بود چشمه کوثر نقدست
هر کجا سرو قدی هست دو بالاست بهشت
دل رم کرده ندارد گله از تنهایی
که به وحشت زدگان دامن صحراست بهشت
از درون سیه توست جهان چون دوزخ
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
دارد از خلد ترا بی بصریها محجوب
ورنه در چشم و دل پاک مهیاست بهشت
هست در پرده آتش رخ گلزار خلیل
در دل سوختگان انجمن آراست بهشت
عمر زاهد به سر آمد به تمنای بهشت
نشد آگاه که در ترک تمناست بهشت
صائب از روی بهشتی صفتان چشم مپوش
که درین آینه بی پرده هویداست بهشت
علیرضا احمدی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۱:
دوست عزیزی که عصاره بینش سعدی بزرگ رو به دنیا در «عیش» خلاصه کردی، به نظر میاد از مجموعه آثار سعدی فقط چند تا غزل از دوران جوانیش رو خونده باشی.همانهایی که بعدا بهشون گفته «گفته های پریشان»
علیرضا احمدی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۰:
دوستانی که اشاره کردن کلمه «من» در بیت سوم اضافه ست باید عنایت داشته باشن که معمولا (تاکید میکنم معمولا، نه همیشه) در اشعار فارسی صدای «آ» در دومین حرف «ل» در لفظ جلاله «الله» رو به قصر میخونن (به جای صدای مدّی «ا» با صدای کوتاه « ََ » میخونن)، یعنی نمیخونن اَلّاه، بلکه میخونن اَلَّه. حالا در بیت سوم اگر لفظ جلاله الله رو به قصر بخونید یعنی بخونید «یعلمُلَّه» ، اون وقت کلمه «من» به درستی سر جاش قرار میگیره.
نظیر این گونه خوندن لفظ جلاله در غزل معروف مولوی هم هست. اونجا که میگه : بالله که شهر بی تو مرا حبس می شود. در واقع خوندن میشه بِلَّه که شهر...
همینطور در دوبیتی معروف باباطاهر که میگه خوشا آنان که الله یارشان بی، که باید خونده بشه خوشا آنان که اَلَّه... در غیر این صورت مشکل وزنی پیدا میکنه.
ولی همونطور که عرض کردم این امر همیشگی نیست. مثلا در این بیت سعدی الله به صورت معمول خونده میشه:
باز آ که در فراق تو چشم امیدوار
چون گوش روزه دار بر الله اکبر است
دوستان عزیزم جسارتا باید عرض کنم که مطالعه ادبیات کهن فارسی بدون آشنایی با ادبیات عرب و متون قرآن و حدیث، باعث میشه خیلی جا ها یا متوجه منظور نشیم یا نتونیم درست بخونیم.
نوذر در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷۹:
سلام در بیت ششم فکر میکنم بجای رزاق که آمده زراق به معنی فریبکار درست باشد
کمال داودوند در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۰:
8303
محسن حیدرزاده جزی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷۵:
در بیت 5 به جای نشود ، نود تایپ شده است .
محسن حیدرزاده جزی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۳۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷۰:
در مصرع نخست بیت 8 اشکال تایپی هست :
چه ضرورست کنی راست به آتش خود را....
محسن حیدرزاده جزی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶۰:
در بیت سوم به جای قدم ،قدح درست است :
کج مکن پیش قدح گردن خود چون مینا .....
محمدی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۱ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۳۰ - باقی سخنان شنزبه:
لطفا اصلاح شود: چگونه گمان توان داشت
محمدی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۷ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۳۰ - باقی سخنان شنزبه:
لطفا اصلاح شود: هر چه به زرق و افترا ساخته شود
محمدی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۲۶:
لطفا اصلاح شود:سخن تا نگویی توانیش گفت
حسین علویانی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:
ببخشید تصحیح میکنم (آنکس که جان به خون دلش پروریده بود)
یاسین در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ شیخ بهایی » شیر و شکر » بخش ۲ - فی المناجات و الالتجاء الی قاضی الحاجات:
وزنی بسیار زیبا و جالب است بسته به نوع خواندم می خواند بسیار اهنگین و طرب انگیز باشد و یا حتی حماسی
بیگانه در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۸۱:
زان می بازم...
که تا بمانم با تو...
محمدی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۲۵:
اصلاح شود: دشمن به مهلت قوت گیرد
محمد حسین علیرمضانی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
سلام
با توجه به اینکه کل نظرات را خواندم برای تمام نظرات یک جواب دارم که آنهم جواب خداوند به تمام انسانهاست
خداوند میفرماید راه و روشت را پیدا کن مسیر و هدفت را مشخص کن قدم در راه بگذار و من خداوند حامی و پشتیبان هستم حال هر کس در وادی شعر حافظ وارد شده است و یکی برداشتش امام حسین و شهدای کربلاست و یکی می و مطرب و یکی هم بی دینی و رهایی و یکی هم کفر خدا هم پشتیبان ولی آن چیزی که در آخر مهم است انتخاب های ماست که در چه مسیری ثابت قدم هستیم
پس مواظب باشید انتخابتان شرمنده تان نکند.
یا حق
دکتر محمد ادیب نیا در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷:
معانی اجمالی غزل
بی خبر: نا آگاه، جاهل، آن کسی که از اسرار خلقت خود و هدف غایی کاینات خبری ندارد.
صاحب خبر: عارف، کسی که درجات مختلف سیر و سلوک را طی و از علم الیقین به عین الیقین و حق الیقین و به سوی کمال راه سپر باشد.
راهرو: سالک، سالک راه طریقت.
راهبر: پیشوا، مرشد، صاحب مقام ارشاد، رهبر.
مکتب حقایق: جایی که حقایق را در آنجا فرا می گیرند، مَدْرَس حقیقت (کنایه از مکتب حقه ی شیعه ی امامیه).
ادیب عشق: (اضافه تشبیهی) عشق به ادیب یعنی آداب دان و آموزنده ادب تشبیه شده است(کنایه از مولا امیرالمومنین علی علیه السلام).
هان: (شبه جمله) هشیار باش، آگاه باش.
پسر: فرزند، کنایه از سالک و راهروِ بی تجربهِ بی خبر.
پدر: کنایه از رهبر و مرشد صاحب خبر(کنایه از انسان کامل).
مس وجود: (اضافه تشبیهی) وجود به مس تشبیه شده(کنایه از وجود ناخالص و ناقص).
مردان ره: مردان راه، سالکان طریق الی الله، انسان های پاک باخته، ( کنایه از اولیاء الله).
کیمیای عشق: (اضافه تشبیهی) عشق به کیمیا تشبیه شده است(کنایه از شهادت در راه خدا).
مرتبه: رتبه و مقام و موقعیت.
آنگه رسی به خویش … : آنگاه به مقام و مرتبه خویش برسی … .
غریق: غرق شده(کنایه از فناء فی الله)، فانی الهی.
بحر خدا: (اضافه تشبیهی) خدا به بحر تشبیه شده(کنایه از اسماء و صفات الهی).
هفت بحر: هفت دریا، در قدیم هفت دریا را در روی زمین می شناخته اند که عبارت بوده است از دریای عمان- دریای احمر- دریای بربر- دریای اقیانوس- دریای روم- دریای اسود- دریای اخضر(کنایه از تجلیات الهی).
ذوالجلال: صاحب جلالت، صاحب بزرگواری، صفتی از صفات الهی.
وجه خدا: چهره خدا، کنایه از راه رضایت الهی(لوجه الله)، جهت ذات حق.
مَنظَر: نظرگاه، دیدگاه. / نَظَر: دیدار. / منظر نظر: دیدگاه عقلانی
در دل مدار: در ضمیرت هیچ باکی نداشته باش، هیچ تصور باطلی مکن.
هوای وصال: آرزوی دیدار و رسیدن به محبوب و هوای معشوق.
اهل هنر: صاحبان فضیلت، دانایان و عارفان و صاحبان کمال(کنایه از اهل بیت علیهم السلام است).
هنر: مخفف دو کلمه هُوَه (هوا و آسمان)+ نَرَه (نردبام)= آسمان نوردی، آسمان پیمایی، تعالی یافتن و معراج رفتن، اهل هنر یعنی اهل معراج آسمانی و تعالی که منظور بیت اشاره به اهل بیت علیهم السلام می باشد.
معانی ابیات غزل
(1) ای آنکه از اسرار و هدف خلقت خود و کاینات بی خبری، سعی کن تا دل آگاه شوی. تا سالک و رونده راه نباشی چگونه می توانی به مقام راهبری برسی.
(2) ای پسر، در مدرسه حقایق(مذهب حق) و در نزد آموزگار عشق(امام معصوم) سعی کن تا مثل پدر مجرب و آگاه شوی.
(3) مانند سالکان راه حقیقت از وجود خود که چون مسی کم ارزش است چشم بپوش تا به اکسیر عشق دست یافته و به طلای ناب و ماندگار مبدل شوی.
(4) اندیشه خواب و خوراک تو را از مقام واقعی خود دور کرده است، لذا وقتی به مقام درخور خویش دسترسی پیدا می کنی که فکر خواب و خوراک را از سر به در کنی.
(5) اگر پرتو عشق الهی به دل و جانت بتابد، سوگند به خدا که از آفتاب جهانتاب روشن تر خواهی شد.
(6) یک لحظه خود را در دریای (اسما و صفات) الهی غرق کن و مطمئن باش که آب هفت دریا(تجلیات) یک موی از بدن تو را تر نخواهد کرد.
(7) اگر در راه خداوند ذوالجلال بی قرار شده سر از پای نشناسی(به اخلاص برسی)، سراپای وجود تو را نور خدا فرا خواهد گرفت.
(8) اگر خوشنودی و رضایت خدا مورد نظرت باشد بی گمان روشن ضمیر و بینا دل خواهی شد و با نور خدا خواهی دید.
(9)در نتیجه اگر بنیاد هستی تو (همانطور که توصیف شد) دگرگون شود، هیچ مپندار که دگرگونی و خللی در وجود و روح تو راه یابد.
(10) حافظ اگر در سر، خیال رسیدن به محبوب را می پرورانی، باید که خاک درگاه مردمان صاحب فضل و هنر (اهل بیت علیهم السلام) شوی.
سعید در ۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸: