گنجور

حاشیه‌ها

احمد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان:

سلام، نوشته های آقا مهدی برگرفته از سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی است که در تاریخ 9 اردیبهشت سال 1393 در سومین همایش تجلیل از چهره های برتر تبلیغ استان تهران در اداره تبلیغات اسلامی استان تهران برگزار شد می باشد.
نمی دانم منظور اشان چه بوده ولی بنظر می رسد این داستان هشداری است برای ما و عبادات ما ، چرا که خداوند برتر و منزه است از آنچه به وصف آید و .....
همه باید بترسیم که توصیف و عبادات ما ممکن به عبادت و توصیف شبان هم نرسد.

کعبه در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:

در بیت آخر به جای کلمه رنگ ، زنگ درست تر است زنگی و یا زنگیان همان سیاه پوستان است که به هیچ طریقی سیاهی از پوستشان زایل نمی شود

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲:

معانی لغات غزل (202)
بود آیا:آیا امیدی هست، آیا ممکن است ، آیا روزی می رسد.
خود بین:خودخواه ، مغرور ، متکبر.
به صفای دل رندان :سوگند به صفای دل رندان.
صبوحی زدگان:نوشندگان شراب بامدادی.
مفتاح:کلید.
نامه تعزیت دختر زر بنویسید:مرثیّه نامه شراب را بنویسید ، تعزیت نامه شراب را نوشته و اعلام عزدارای کنید.
حریفان: هم پیاله ها.
گیسوی چنگ: تارهای چنگ.
مغبچگان: بچه مغان ، نوجوانان مغ میکده ها.
زلف دوتا بگشایند:زلف و گیسوی دو طرف سر خود را پریشان و دَرهَم کنند.
فردا: به زودی ، فردای قیامت.
ببینی فردا:به زودی خواهی دید، در قیامت خواهی دید.
که چه زنار:که چگونه زُنّار.
به جفا:به قهر وغلبه.
معانی ابیات غزل(202)
(1) آیا ممکن است که در میکده ها را گشوده ، گره از کار فروبسته ما باز کنند؟
(2) اگر (عده یی) برای رضای خاطرزاهد خودخواه بستند مطمئن باش که( عده دیگری ) برای رضای خاطر خدا باز خواهند کرد.
(3) سوگند به دل پاک و ضمیر روشن رندان که باده نوشان بامدادی چه بسیاری در ها بسته را با کلید دعا خواهند گشود.
(4 )در مرگ شراب ، تارهای چنگ را ببرید تاهمه نوجوانان خادم میکده گیسوان دوتای خود را پریشان کنند.
(5) سو ک نامه شراب را بنویسید ( و برخوانید) تاهم پیاله ها ، به جای اشک، خون از نوک مژه ها جاری کنند. (6) در میخانه را بستند. ای خدا را ضی مشو که در (برابر آن)در خانه ریا و فریب کاری باز کنند .
(7) حافظ، بزودی خواهی دید که از زیر این خرقه ریایی که بر تن داری چگونه با قهر و غلبه رشته زنار را باز می کنند (و بیرون می کشند ).
شرح ابیات غزل(202)
وزن غزل:فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لان
بحر غزل: رمل مسبغ مخبون اصلم مسبغ
*
فخر الدین عراقی: بود آیا که خرامان ز درم باز آیی گره از کار فروبسته ما بگشایی
*
امیر مبارزالدین ، این مرد خشن و متعصب که خود در ایام جوانی شرابخوار بود پس از رسیدن به حکومت شیراز به حکم سیاست و مردم فریبی ، دستور بستن میخانه ها وخرابات را صادر و خلایق را به نماز جماعتکه خود در روزهای جمعه امامت آن را به عهده داشت فرا می خوانند تا طبقه روحانی و شیوخ و متولیان شریعت را که از باز نمودن میخانه ها در زمان شاه ابو اسحاق دل خوشی نداشتند راضی و همراه سازد . این غزل را حافظ به این مناسبت سروده و در دهان مردم انداخته ودر آن یک پیش بینی جالب نمده که به حقیقت می پیوندد.
حافظ در مطلع غزل خطاب به خود می گوید: آیا ممکن است این دارو دسته یی که در میخانه را بستند دوباره باز کنند وکار ما باده نوشان را سرو سامان بخشند؟ و بلافاصله در بیت دوم می گوید همانطور که این دارو دسته برای رضایت خاطر یک مشت متشرّعین ریا کار در میکده ها را بستند مطمئن باش که دارو دسته دیگری می ایند و برای رضای خاطر خدا دوباره آن باز می کنند. فاعل (بستند) با فاعل ( بگشایند) در این بیت دو شخصیت است و نمی تواند یک نفر باشد زیرا معنای شعر دچار تزلزل می شود و نمی توان تصور کرد که حاکم متعصبی ، در میخانه را برای خاطر زاهدببندد و بعد برای خاطر خدا باز کند. این پیش بینی چند سال بعد به وقوعد پیوست وشاه شجاع آب رفته را به جوی برگردانید . شاعر در بیت سوم به صفای دل رندان و درویشانی چون خودش ، با ایمان تمام سوگند می خورد که باده نوشان بامدادی به هنگام دعا ونماز سحر، از سر صدق و صفا از خدا می خواهند که این در بسته را دوباره باز کند و بازهم خواهد شد.
شاعر در بیت چهارم و پنجم در سلوک مرگ می ناب داد سخن داده و در بیت ششم که ضرب المثل را یج و ورد زبان مردمان ، به هنگام بر خورد با حاکمان متظاهر و ریا کار است از خدا می خواهد که حالا که ریا کاران در پناه مذهب در میخانه را بستند تو هم راضی مشو که در گشودن در خانه ریا موفقیتی حاصل کنند . و در بیت مقطع ، حافظ طبق روال احتیاط و سنت استتار همیشگی، خود را به جای طرف مقابل نهاده به خود خطاب می کند که این خرقه که برای تظاهر و مردم فریبی بر تن کرده و در زیر آن رشته زنار بسته یی به زودی از تنت بیرون خواهند آورد تا رشته زنّار آشکار شده آنگاه با قهر و غضب آن را باز کرده و تو را مفتضح خواهند نمود . طرف خطاب شاعر در این شعر ، امیر مبارزالدین است و همانطور که حافظ پیش بینی کرده بود پس از 4 سال حکومت توأم با سخت گیریهای فراوان به دست فرزندش کور و از سلطنت خلع گردید.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

Sousan Fatai در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:

این بیت کاملاً دوپهلوست و ایهام دارد:
شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا
بر مُنتَهای همت خود کامران شدم
هم شکر خدا می‌کند و هم می‌گوید با همت و تلاش خودم، کامران شدم.

کمال داودوند در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۰:

14716

مسعود هوشمند در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۵:

حافظ این غزل را به عنایت به مضمون بیت زیر:
از جان دعای دولت او می کنند خلق
یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن
که از ضیاء الدین خجندی شاعر شیرازی اوایل قرن هفتم هجری است به منظور گله و شکایت از شاه شجاع سروده است و صراحتاً در بیت ششم در قالب طنز اشاره به رفتار شاه شجاع که با رقیبان او گرم گرفته و نسبت به او بی اعتنا ست، دارد و در بیت هفتم بی اعتباری این دنیا را به او یادآور می شود و در بیت مقطع غزل با تضمین مصراع ضیاء الدین خجندی تقاضای ملاقات با شاه شجاع را می کند، به این معنا که برخلاف منظور ضیاء الدین خجندی برای دولت شاه دعا نکرده بلکه تقاضای ملاقات و تجدید دیدار دارد تا حضوراً آنچه را در ابیات ششم و هفتم این غزل سروده بازگو و از شاه شجاع بخواهد تا نسبت به او و خطّ مشی او روی موافقت نشان دهد.
ذکر این نکته ضروری است که حافظ مضمون بیت دوم این غزل را از خاقانی اخذ نموده است. خاقانی می‌گوید:
گر چشم ما گلاب فشان شد حق است از آنک دلهای ماست آینه گردانِ صبح گاه
شرح جلالی

۸ در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۵:

جناب قنبریان
تاسه اندوه است، دلتنگی ، بی قراری ، نگرانی، غم دوری از یار و دیار، تنگی سینه است و........
و نه تاس گرمابه
سفارش میکنم پیش از پرداختن به حاشینه نویسی مانای واژگان را در فرهنگ ها بیابید.

۷ در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۴۰:

نشسته در بر حافظ شبی به عالم خواب
ملول و غمزده دیدم به چشم خویشتنش
نظر به سوی من افکند و باب شکوه گشود
شنید این سخن آنگاه گوشم از دهنش
چرا از مردم کرمان یکی که اهل وفاست
به سر نمیگذرد هیچگه خیال منش
مگر نه بلبل دستانسرای کرمانم
چرا فسرده در این آشیان ویرانم
این شعر احمد سهیلی خوانساری است که دیوان خواجو را تصحیح کرده است.بیشترین و بزرگترین ادیبان.ایران از کرمانند و همه جور کتاب ترجمه و تصحیح کردند مثلا اژدهای هفت سر و کلاغ خبرچین_هفت عروس و هفت باجناق _از هفت شنبه تا دوشنبه-مار هفت خط و هفت دخترون_اسی پلنگ ابی مشنگ_دور ابرقو در هفتاد روز-از عجب شیر تا نرماشیر-دختر فندک فروش پسر آدم فروش-گوگوش و داریوش ابی و عموش
ولی یک بار هم نگفتند خواجو چه خبر?پاهات هنوز درد دارد?
بردار جان مدادت را زمین بگذار!

رضا در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۹:

محسن چاوشی در آهنگ "صید جگر خوار" بخش هایی از این شعر را خوانده است.

نعمت الله در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵:

اثبات توحید

نعمت الله در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱:

احسنت
یا علی

سید حسن حسینی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:

سلام علیکم
من خیلی سررشته ای در شعر ندارم ولی دو نکته فکر کردم بگم
1 گردن برای طوق کاربرد دارد نه طوف
2 فکر کنم پایان شعر مصرع یعنی اسیر و بنده ام و مبتلای دوست باشد چون ابیات بعد . از لحاظ حال و هوا کاملآ با ابیات بالا تفاوت کرده
ته

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۰:

آن قلمی که نقش کرد چونک بدید نقش تو
گفت که های گم شدم این ملک است یا بشر
جان و جهان چرا چنین عیب و ملامتم کنی
در دل من درا ببین هر نفسی یکی حشر
آن اول نقاش عالم هستی پس از خلقت انسان که فرمود تبارک الله احسن الخالقین و این فرشته است یا بشر بلکه از فرشتگان بلند مرتبه تر .
فرشتگان زبان به ملامت گشودند که آیا ما را برای پرسش لایق ندانستی پس علت خلق بشر چه بود و حضرت باریتعالی میفرماید من رازی را میدانم که شما نمی دانید و آن زنده شدن این انسان به من میباشد در هر نفس که به معنی هر آن و لحظه میباشد .پس مولانا حشر و قیامت انسان راهر آن و هر لحظه میداند که میتواند به حضور او زنده شده از من ذهنی و توهمی خود جدا و با اصل خدایی خود یکی شود .
در پناه حق باشید

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۰:

طعنه زند مرا بکین ،رو صنمی دگر گزین
در دو جهان یکی بگو ، کو صنمی ؟ کجا دگر ؟
اشاره به وحدت وجودی انسان و کل هستی و زندگی که از باور های مولانا و سایر عرفا میباشد .

سید در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل:

سرکار خانم شیما. بهتر است در مورد عقاید مولانا و ظرایف عرفانی با دقت بالاتری سخن بگوییم. تعبیر روح واحد آن هم کیهانی تعبیر دقیقی نیست. اینکه هر کس بفهمد به ان روح میپیوندد این هم تعبیر صحیحی نیست. اصلا اینکه می‌پیوندد یا خیر خود بحث عمیقی است.
فرقی ندارد ... باشی یا علی علیه السلام! حقا که این گفتار خود فریاد از عدم درک عرفان می‌زند. اصلا شما می‌دانید علی کیست و چه جایگاهی دارد؟ در قرآن کریم خداوند در جواب پیامبر فرمود که روح از امر من است.
اینطور تعابیر و سخنان بی دقت از ارزش شعر مولانا می‌کاهد. ان شاالله که با دقت بیشتری در مورد این حقایق سخن برانیم.
و من الله التوفیق

بابک صداقت کمال در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰۴:

هر چند در نسخه های در دسترس ، قافیه در مصرع (بگذر از این کار و نترس) کار است ؛ شایسته است با توجه به معنی و صحت قافیه از "کان" در غزل استفاده شود. شکی نیست کار جدال معنایی و آوایی با کل غزل دارد و احتمالا در تصحیحات مورد توجه قرار نگرفته است

سهیلا در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۸:

خواستم از اساتید بپرسم منظور از بیت "
یکی جانیست در عالم که ننگش آید از صورت
بپوشد صورت انسان، او انسان من باشد "
چیست؟

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۵:

در ادامه
ای مزاجت سرد کو تاسه دلت
اندر این گرمابه تا کی این قرار
بنظر میرسد تاسه دل در آن زمان مصطلح بوده و به این دلیل که تاس در حمام در دست مشتریان دست بدست می شده کنایه از این دارد که آن سرد مزاج ( من ذهنی ) با چیز های این جهانی هم هویت شده و باری دل در گرو اموال دارد و روزی دل در گرو شهرت و مقام و روزگاری دیگر دل به باور های ذهنی سپرده و با آنها هم هویت میشود ، روز بعد با همسر و فرزند خود هم هویت می گردد و قس علیهذا. و مولانا به ما میگوید تا به کی در این گرمابه که به شش جهت یا فرم های دنیوی تعبیر نموده می خواهیم بمانیم بلکه باید از آنها گذر کرده به روزن و اصل زندگی برسیم .
دوزخ است آن خانه کان بی روزن ست
اصل دین ای بنده روزن کردن است

ثریا در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:

دوستان عزیز گوش دادن به هر خواننده غیر از استاد شهرام ناظری، کاری بیهوده است. ناظری سالها روی مولانا کار کرده و می داند این شعر را چگونه بخواند تا حق مطلب ادا شود. اصلا حجم صدا و تکنیک های سایرین با استاد ناظری قابل مقایسه نیست.

جهانگیر در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸:

سلام
همانطور که انگور برای بدست آوردن شراب نیست ، تیغ هم به منظور ستم کاری کردن درست نشده است. این دیگر این همه نفی و تائید لازم ندارد. به گمان من اگر هر دو شاعر بزرگوار هم به (ستمکاری کردن) شهادت بدهند،باز بی جهت به استناد دست نوشته ناسخی که در جائی به غلط (ستمکاران کردند) آورده، به این لفظ بی معنا اصرار می کنید. اصلا (تیغ کردن) که گذشته آن تیغ کردند می شود چه معنائی می دهد؟ آیا کردن به معنی ساختن است؟ پس (ویران کردن) چه میشود؟ تا آنجا که به (کردن) مربوط است،این لفظ بخش چندمین افعال مرکب است. چون دیدار کردن؛تماشا کردن ، تمنا کردن و قص علیهذا. استادان ودانشمندان گرانقدری که بیش از پنجاه سال پیش، بر تنظیم و تهیه کتابهای درسی همسالان من نظارت داشتند،لابد نسخه صحیح و نزدیکتر به معنی مورد نظر حکیمانه ناصر خسرو را در دست داشته اند که این قصیده را با عنوان((ناصر خسرو گوید)) آغاز کرده بودند. ضمنا انتساب این قطعه به قصیده سرای بزرگ ابوعبداله جعفربی محمد ملقب به رودکی، بیشتر به دلخوشی پسوند( سمرقندی) آن پارسی گوی ایرانی است.

۱
۲۹۶۸
۲۹۶۹
۲۹۷۰
۲۹۷۱
۲۹۷۲
۵۷۳۰