گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم

با چشم تو می گویم من مست چنین خواهم

من تاج نمی‌خواهم من تخت نمی‌خواهم

در خدمتت افتاده بر روی زمین خواهم

آن یار نکوی من بگرفت گلوی من

گفتا که چه می خواهی گفتم که همین خواهم

با باد صبا خواهم تا دم بزنم لیکن

چون من دم خود دارم همراز مهین خواهم

در حلقه میقاتم ایمن شده ز آفاتم

مومم ز پی ختمت زان نقش نگین خواهم

ماهی دگر است ای جان اندر دل مه پنهان

زین علم یقینستم آن عین یقین خواهم

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین افشار در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۵ نوشته:

درود
این چه طلب است؟ چنین سیری ناپذیر و بی پایان! طلب مستی ای چون مستی چشمانش، خدمتتش افتاده به زمین، گلو گرفتنش، همراز مهین، عین یقین. حضرتش خود در فیه مافیه چنین شرح می دهد:

همه چیز را تا تجویی نیابی، جز این دوست را تا نیابی نجویی. طلب آدمی آن باشد که چیزی نایافته طلب کند، و شب و روز در جست و جوی آن باشد. الا طلبی که یافته باشد و مقصود حاصل بود و طالب آن چیز باشد. این عجبست؛ این چنین طلب در وهم آدمی نگنجد و بشر نتواند آن را تصور کردن، زیرا طلب او برای چیز نویست که نیافته است. و این طلب چیزی که یافته باشد و طلب کند این طلب حق است، زیرا که حق تعالی همه چیز را یافته است و همه چیز در قدرت او موجود است که: کُن فَیَکون (موجود باش آن چیز بی درنگ موجود خواهد شد – انعام -73). اَلْواحِدُ الْمَاجِدُ، واجد آن باشد که همه چیز را یافته باشد و مع هذا، حق تعالی طالب است که: هُوَالطّالِبُ وَالْغَالِبُ.
پس مقصود ازین آنست که ای آدمی، چندانکه تو درین طلبی که حادث است و وصف آدمیست، از مقصود دوری، چون طلب تو در طلب حق فانی شود و طلب حق بر طلب تو مستولی گردد، تو آنگه طالب شوی به طلب حق.
بدرود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
گمنام-۱ در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۲۹ نوشته:

جناب امین افشار،
این گلو گرفتن و بر زمین افتادن کمی مشکوک می نماید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۶ نوشته:

محسن چاوشی در آهنگ "صید جگر خوار" بخش هایی از این شعر را خوانده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نیما در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۹ نوشته:

این شعر کمی مشکوک است.ادبیات ساده تری نسبت به سایر اشعار دارد و آن جانمایه خلاق و پیچیده ذهنی مولانا و در هم تنیدگی کلمات و عبارات که در سایر اشعار ایشان وجود دارد ، در این شعر وجود ندارد.بیشتر مانند این است که کسی خواسته چیزهایی را در وصف مولانا ، از زبان خود مولانا بیان کند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Vafa در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۳ نوشته:

گفتم که همین خواهم !!!
گاهی اوقات خدا گلوی بعضی آدما رو میگیره!
ولی کو گوش شنوا و کو چشم بینا !
ما آدما نمیدانیم از هر جا که رسد درد همانجاست دوا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.