نیکومنش در ۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:
درود بی کران بر دوستان
حافظ در مسیر عاشقی و دلدادگی ازلی خویش در جامعه خفگان شریعت مآبی آن زمان که زهد افیونگر را بر جامعه تزریق می کند در جرگه سالکان الهی قرار می گیرد و محبوب زمینی خویش را ملاقات می کند
وچون جامعه متحجر آن زمان پذیرای روابط مریدی و مرادی سلوک را ندارد با استفاده از یک سری کلید واژه ها به خلق آفرینی بزرگترین غزل عاشقانه و عارفانه تاریخ می پردازد که تنها عاشقان واقعی اجازه برداشت معانی از آن را دارند
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
پیر مغان :قطب و صاحب واولی به امر الهی
شاهد:افراد خالص و صادقی که از سوی قطب مامور به افاضه فیض الهی هستند
مراد از شاخ نرگس :قطب و پیر مغان
مراد از گلرخان :همان شاهدان که چشم بر هم زدنی از پیر بر نمی دارند
اشعار حافظ قابل تفسیر و تاویل نمی باشند فقط دل و چشم عاشق را می خواهند که بتواند انها را تعریف و باز گو کند
در پناه حق باشید
مصطفی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۹ - اندرز و ختم کتاب:
عجبا از شکوه نظامی از اینهمه افتادگی و دعوت به افتادگی .به چه زیبایی تمام تجربیاتش از زندگی رو گاهی به رمز گاهی به نصیحت پدرانه گاهی به جزییات گاهی به اجمال و گاهی به تفصیل ...و زیباتر:کسی مو بر نظامی میبرد رشک
نفس بی آه بیند دیده بی اشک
چقدر ناز و پر معنی تکتک ابیات جای ساعتها بحث و گفتگو داره
درود بر نظامی شیرین سخن
مسیحا در ۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۰:
مولانا داره از زبان مسیح صحبت میکنه و شام آخر رو در بیت اول کاملا شرح داده
رضا ساقی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۵:
یارب آن آهوی مُشکین به خُتن بازرسان
وان سَهی سرو خرامان به چمن بازرسان
آهوی مُشکین: مُشک مادّه ای معطّر وخوشبوییست که معمولاً از نافه ی جنس نرآهوی خُتن گرفته میشود. کیسه ای در زیر شکم این آهو وجود دارد که در آن ماده ای لزج و شکلاتی رنگ هست در فصل بهار آهو آن را در اثر خارش به سنگ میکشدوبوی مُشک منتشرمی گردد.
نافه در اصل دو غدّه ی بزرگ در دو طرف نشیمنگاه آهوی نر ختن میباشد. آهوبرای جذب جنس مخالف نشیمنگاه را بر تنه ی درخت و سنگ میمالد و با انتشار بوی مُشک آهوی مادّه تحریک شده وجذب نرمی شود.
دراینجا آهوی مُشکین کنایه ازمعشوق است. معشوق درنظرگاه عاشق بوی معطّردارد بویی که ازمُشک وعبیرهم فرحبخش تراست.
خُتن: سرزمین ختن، ناحیه ای در تاتارستان چین، دراینجاکنایه از شهر شیرازاست.
باز رسان: باز برسان ، دوباره برگردان، باتوجّه به اینکه"باز رسان " به عنوان ردیف این غزل زیبا انتخاب شده،معلوم است که معشوق پیش ازاین درنزدعاشق ودردسترس بوده لیکن مدّتیست که ازشهرخارج شده وعاشقان خودرابه هجران مبتلا نموده است. احتمالاً مخاطب غزل شاه شجاع جوان وخوش قدوقامت است که توسط برادرش شاه محمود ازتخت شاهی به پائین کشیده و به بیرون ازشهررانده شده است.
سَهی سرو: سرو قامت وبالابلند
خرامان: باعشوه و ناز نرم نرمک راه رفتن.
چمن: باغ وگلشن دراینجا کنایه ازشهرگل وبلبل شیرازاست.
معنی بیت: خدایا آن محبوب گیسو معطّروخوشبوی مارا دوباره به شیراز بازگردان یارب سببی ساز که آن سروقامت خوش قد وبالا دوباره دراین گلشن(شیراز) بخرامد.
دراین چمن چودرآید خزان به یغمایی
رهش به سرو سَهی قامت بلند مباد
دل آزرده ی ما را به نسیمی بنواز
یعنی آن جانِ زتن رفته به تن بازرسان
معنی بیت: خداوندا دل رنجدیده وملول مارا به نسیم لطف خویش نوازش کن . اوهمچون جانیست که ازتن ما خارج شده است عنایتی کن و آن عزیزسفرکرده رادوباره به نزد ما بازگردان
بیا که دردل خسته توان درآید باز
بیا که درتن مرده روان درآیدباز
ماه وخورشید به منزل چو به امر تورسند
یار مَه روی مرا نیز به من بازرسان
"به منزل رسیدن ماه وخورشید" کنایه ازاین است که هرروز بی آنکه دچارحادثه ای بشوند دریک مسیرمعیّن بی وقفه به کارخویش مشغول هستند.
معنی بیت: ای خداوندی که ماه وخورشید به فرمان تو درگردشند وبه امرتوهر روزصحیح وسالم به منزل خویش بازمی گردند لطف کن معشوق ماه روی مرانیزدوباره صحیح وسالم به منزل بازگردان.
جان می دهم ازحسرت دیدارتوچون صبح
باشد که چوخورشید درخشان بدرآیی
دیدهها در طلب لَعل یمانی خون شد
یارب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان
لَعل: عقیق، سنگی گرانبها،سرخ رنگ ودارای خواص فراوان، "لعل" معمولاً دراشعارحافظ کنایه ازلب سرخ وگاه کنایه ازاشک خونین است. دراینجا کنایه ازخودمعشوق است. بدان سبب که معشوق همانند لَعل، ارزشمند، زیبا وگرانقدر است.
لعل یمانی : عقیق یمنی که به واسطه ی کیفیّت مطلوب شامل رنگ وخواص آن معروف تر است.
کوکب : ستاره
رخشان: درخشان
"کوکب رخشان" : ستاره ی درخشان، ستاره ی سهیل، شِعرای یمنی که همان ستاره ایست روشن که به طرف جنوب تابد و چون یمن به طرف جنوب غرب واقع است لذا به یمن نسبت کرده اند و بعضی نوشته اند که غروب او بر طرف یمن باشد.
درهرصورت منظوراز"کوکب درخشان" کنایه از معشوق است. معشوقی که همچون ستاره ی سهیل درعین درخشندگی ِ زیاد، بسیارکم پیداست وشاعرآرزو دارد خداوند اورابه یمن(شیراز)بازگرداند. "یمن" معدن سنگهای قیمتی،عقیق ولعل های ارزشمنداست شیرازنیزمعدن لعل لب ودلبران ارزشمنداست ازهمین رودراینجاکنایه ازشیراز است. ضمن آنکه محل طلوع وغروب ستاره ی شِعرای یمنی نیزیمن است وازاین جهت نیزپیوندمعنایی دارد.
معنی بیت: چشم های عاشقان درحسرت لبِ لعل معشوق خونبار است خداوندا آن محبوب گرانقدر، زیبا وارزشمندراکه همچون ستاره ی سهیل کم پیداشده دوباره به وطن خویش (شیراز) بازگردان.
قدیمیان براین باوربودند که اگرسنگهای لعل را پس از استخراج مدّتی در دلِ جگربخوابانند خون جگربه مرور زمان درسنگ نفوذ کرده و آن را خوش رنگ و جذّاب می نماید "خون شدن دیده ی عاشق درطلب لعل یمانی" اشاره به این باورنیزدارد.
گویندسنگ لعل شود درمقام صبر
آری شود ولیک به خون جگرشود
برو ای طایر میمون ِهمایون آثار
پیش عنقاسخن زاغ وزغن بازرسان
طایر میمون: پرند ی خوش اقبال و مبارک
همایون آثار: نیک بخت وخجسته پی
عَنقا: سیمرغ، کنایه ازمعشوق، ضمن آنکه تخلّص شاه شجاع نیزهست هم اوکه خودشاعر واهل شعر وادب بود.
"زاغ وزغن" کنایه ازعاشقان است. جائی که معشوق عنقا بوده باشد عاشقان جز زاغ وزغن چه می تواندباشد؟
معنی بیت: ای پرنده ی خوش اقبال وخجسته پی، به سوی سیمرغ بشتاب وسخنان زاغ وزغن را به آن محبوب بی همتا برسان. امّا "سخن" چیست؟
سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات
بشنوای پیک خبرگیر وسخن بازرسان
پیکِ خبرگیر: قاصد، همان مرغ همایون آثار که وظیفه اش بردن سخن زاغ وزغن و آوردن پیام عنقاست.
معنی بیت: سخن ما این است : ای معشوق ، مابدون توزندگی نمی خواهیم ونمی توانیم زندگی کنیم" ای قاصد خجسته پی، این سخن رابشنو وازطرف ما به عنقا برسان ودوباره سخن عنقا را به ما بازگردان.
آن که بودی وطنش دیده ی حافظ یا رب
به مُرادش ز غریبی به وطن بازرسان
معنی بیت:خدایا آن کس که وطنش دیدگان حافظ بود(همیشه مقابل چشم حافظ بود) اورا که اکنون دورازوطن افتاده ودرجایی دورازچشم حافظ است دوباره به موطن اصلی خویش بازگردان
تارفت مرا ازنظرآن چشم جهان بین
کس واقف مانیست که ازدیده چهارفت
علی احمدی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸:
درود
غزل بالا ایراد وزنی دارد و مصرع اول و دوم با بقیهی مصرعها همخوانی ندارند.
به نطر شکل صحیح این شعر چنین است:
ِخوش می تپم به خون و به تیرم چنین زده است
باز این چه ناوک است که عشق از کمین زده است
مشکل که مرگ روی به میدان ما نهد
از بس که فتنهها به یسار و یمین زده است
نیشی است زهر داده ی معشوق کاوکاو
مهری که عشق بر لب جان حزین زده است
ناقوس عشق می زنم و رقص می کنم
بوی کدام مغبچه بر مغز دین زده است
عرفی نماند هیچ به درویشی اش سری
از بس که باده با من خلوت نشین زده است
بهروز صفاییان حقیقی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:
در این غزل شیوا حضرت حافظ دربیت چهارم منظور از طفل همان شعر وی میباشد که دست به دست شده و مورد تمجید عام و خاص قرار میگرفته در بیت مذکور طفل(همان شعر تازه سروده شده ) که با اینکه تازه متولد شده علاوه براینکه راه میرود(که این خود عجیب ومتحیر کننده است )طرفه این که راه راهم بسیار سریع واعجاب انگیز در دوقید زمانی ذکر شده طی میکند که مراد خواجه سرعت اشتهار شعر خود را خاطر نشان میسازد بنابراین باید بعد از قرائت کلمه طفل کمی توقف کرد وآن را خواند وگرنه یکشبه حالت صفت پیدا کرده و مراد شاعر را تامین نمینماید واگر بدان صورت خوانده شود باید دید که این طفل یکشبه این راه یک یا صد ساله را درچه مدت طی میکند با این اوصاف آن را بصورت قیدی باید خواند نه بصورت صفت و موصوف
محسن در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۶ - حکایت:
در این بیت
بدرد چو گل جامه از دست خار
که خون در دل افتاده خندد چو نار
منظور از «نار» چیست؟ آیا منظور «اَنار» است یا «آتش» است؟
ایرانی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۸:
الحق که سرودن غزل در چنین وزنی خیلی دشواره و این کار سخت فقط از عهده استاد سخن سعدی بر می آید نه کس دیگه ای.
شهین شبیریان در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰:
میتوان گفت : هر چقدر ناراحت هستی و روزگارت سخت، بازم خونسردی و آرامش خودت را حفظ کن و از سختی روزگار ناله و ندبه نکن
یاسین در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مسمطات » در منقبت حضرت حجة (ع):
ترانه ی : دیو چو بیرون رود فرشته در آید
بر همین وزن است
جالب است
امین در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:
در بیت چهارم "جز" به اشتباه "جر" تایپ شده .
علی رستمی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳۳:
در جواب علی:
در بیت هشتم سنجاب مجاز از پوست سنجاب و استعاره از ابر بارانزاست (بواسطه رنگ خاکستری) یعنی از آنجا که آیینه ما (استعاره از دل) گرد تعلق نمیپذیرد نیازی به باران برای پاک شدن ندارد.
در بیت نهم هم باز سنجاب مجاز از پوست سنجاب و پوستین ساخته شده از پوست سنجاب میباشد. یعنی گرگها (استعاره از حریصان) همه تن خویش را به پوستین های گرانبها از پوست سمور و غیره میپوشانند، ولی ما بیدهنان (استعاره از قناعت پیشگان) بخت و اقبال داشتن پوستین سنجاب نداریم. (از این تعلقات آزادیم)
ایرانی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹:
بر مینیاید از دل تنگم نفس تمام
چون ناله کسی که به چاهی فرو بود.
امین در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲:
طمع مدار وصالی که بی فراق بود
هرآینه پس هر مستیی خمار آید
ز چرخ عربده جو بس خدنگ تیر جفا
بجست و در دل مردان هوشیار آید.
ایرانی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲:
درود بر روان پاک سعدی شیرازی.
ایرانی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:
هر شبی روزی و هر روز زوالی دارد
شب وصل من و معشوق مرا آخر نیست
حمید در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:
خانم مهشید
اگر جایی از اشعار خیام پیدا کردید که خود را عارف معرفی کرده باشد ممنون میشم بگید.
این ما هستیم که به شعر شعرا با دید رمز وراز نگاه میکنیم
شعرا با بهترین و گویاترین زبان کلمات را کنار هم میچینند ولی ما آن رارمز آلود میکنیم
رضا در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
سمن بویان = صفت جانشین موصوف ، زیبارویان سمن بو - غبار غم = اضافه تشبیهی ، غم به غبار تشبیه شده است) معنی بیت : زیبارویان سمن بو هنگامی که کنار عاشقان بنشینند غبار غم را از خاطر می زدایند و هنگامی که با عاشق لجاجت می کنند آرام و قرار از دل عاشق می برند .
(فتراک = حلقه یا تسمه ای که پشت زین اسب می بندند و شکار را به آن می آویزند -2- فتراک جفا = اضافه تشبیهی - عنبر = ماده خوشبویی که از شکم یک نوع ماهی به همین نام می گیرند - عنبرین = عنبر آگین ، معطّر ) معنی بیت : وقتی دلهای عاشقان را جفا کارانه شکار کرده به فتراک می بندند دیگر رها نمی کنند ، هنگامی که گیسوی معطّر خود را باز می کنند جانهایی که در آن گرفتارند بر قدومشان می ریزند یا عشاق بر گیسوی آنان جان افشانی می کنند
3- ( نهال شوق = اضافه تشبیهی ) معنی بیت : در تمام عمر اگر یک لحظه در کنار ما عاشقان بنشینند بلافاصله بلند می شوند و هنگامی که از ما جدا می شوند نهال اشتیاق را در دلهای ما می کارند . سعدی می فرماید : ” دیدار می نمایی و پرهیز می کنی / باز خویش آتش ما تیز می کنی ” با رفتن معشوق اشتیاق عاشق بیشتر می شود . سعدی جای دیگری می فرماید : ” شوق است در جدایی و جور است در نظر / هم جور بـه که طاقت شوقت نیاوریم ”
4- (سرشک = اشک - گوشه گیران = استعاره از عاشقان و صاحبدلان - مهر = ایهام دارد هم به معنی خورشید است هم به معنی مهربانی) معنی بیت : اگر به مفهوم و ارزش اشک عاشقان صاحبدل پی ببرند اشک آنان را چون دانه های مروارید خواهند دید و چنانکه ارزش سحر خیزی و شب زنده داری ( بی خوابی از روی عشق) درک کنند با عاشقان شب زنده دار نا مهربانی نخواهند کرد یا همانند آفتاب که بیداری عاشقان را تا صبح می بیند و بر آنها می تابد یا زردی و نور خودرا از آنها می گیرد ، آنان نیز روی آفتاب گون خودرا از سحر خیزان بر نمی تابند .
5- ( لعل = یاقوت ، استعاره از اشک - رُمّانی = انار گونه ، به رنگ انار ) معنی بیت : هنگامی که زیبا رویان می خندند اشکهای خونین از چشمم فرو می ریزند و چون چهره ی زرد مرا می بینند راز پنهانی ام(عاشقی) را می فهمند . تناسب زیبایی بین خندیدن زیبا رو یان و لعل رمانی وجود دارد ، وقتی زیبارویان می خندند دندانهای مروارید گونه ی آنها پیدا می آید و چون عاشق می گرید اشک سرخ لعل مانندش آشکار می شود.
6- ( دوا = دارو ، درمان - درد = معانی بسیاری دارد : بیماری ، سوز ، شوق ، غم و اندوه ، تعهد ، فهم و درک - فکر = اندیشه ، دراینجا به معنی خیال و گمان) معنی بیت : کسی که او درمان سوز درونی عاشق را آسان می شمارد یا چه کسی علاج درد عاشق را آسان می داند ، آنان که به خیال خام خود چاره ی درد عاشق را می جویند در این کار خود خواهند ماند .
7- ( منصور = حسین بن منصور حلاج عارف معروف قرن چهارم هجری که به خاطر گفتن ” انا الحق ” او را به طرز فجیعی به دار کشیدند و کشتند - مراد = مقصود ، آرزو - بر دارند = بهره مندند - بر دارند = بر دار کشیده شده اند ) معنی بیت : کسانی که مانند منصور حلاج به مقصود خود(لقاءالله) می رسند بر دار کشیده می شوند یا کسانی که مانند منصور بر دارکشیده شوند از مراد خود بهرهمند می شوند ، اما وقتی حافظ را به این مقام فرا می خوانند ، به مراد نرسیده رانده می شود .
8- ( حضرت = درگاه ، آستان - مشتاقان = آرزومندان - نیاز = مقابل ناز ، اظهار محبت ، تمنّا - ناز = در مقابل نیاز ، استغنای معشوق نسبت به عاشق) معنی بیت : در این آستان هنگامیکه آرزومندان عاشق عرض حاجت و اظهار محبت می کنند معشوق اسغنا می ورزد عنایتی به عاشق نمی کند که اگر با این درد عاشقی در پی درمان هستی ، علاج نخواهی یافت
امیر در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:
در مورد بیت به موافقت بیابد تن و جان سماع جانی /ز رباب و دف و سرنا و ز مطربان بیاموز
ساز ها هر کدام در موافقت و هماهنگی باهم است که ملودی و موسیقی می سازند و این هنر مطربان است که چنین هماهنگی ایجاد می کنند و با این موسیقی است که جان آدمی به رقص و سماع در می آید . از مخالف نوازی انتظار هنر نمی توان داشت . ما نیز باید هر یک ساز موافق خود را بنوازیم و در این سماع جانی همراه شویم .
جنگ ساز مخالف است . چراغ خاموش ساز مخالف است . ...
تماشاگه راز در ۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷: