گنجور

حاشیه‌ها

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷:

معانی لغات غزل (237)
زدلبرآمدم:از دل برآمدم ، از عهده دل برآمدم ، جلوی تندرویهای دل را گرفتم.
کار نمی آید:کار به نتیجه نمی رسد. کار به انجام نرسیده و عملی نمی شود
.زخود برون شدم: از خانه خود بیرون شدم ، خانه را خالی کردم .
درین خیال به سر شد:عمر گرانمایه در این خیال سپری شد.
بَسَم:از بس مرا
به بخت من:من به خاطر بخت من ، به خاطر بخت نامساعد من.
معانی ابیات غزل: (237)
(1) جلوی زیاده خواهی های دل را گرفتم ولی کار به نتیجه نمی رسد . از خانه دل خود بیرون شدم اما یار در آن پا نمی نهد . (2) عمر عزیز در این خیال به سر آمد که زمان فتنه انگیزی زلف سیاه تو روزی به پایان خواهد رسید اما هنوز می بینم که این فتنه به پایان نمی رسد. (3) بسیار از دل خود گفتنی های دارم که با نسیم سحر در میان گذارم ، اما از بخت بد من امشب سحر نمی شود! (4) افسوس که عمر و مال در راه دوست فدا نکردیم دریغا که در راه عشق اینقدر فداکاری از دست ما ساخته نیست . (5) هیچ وقت تیر ناله های سحری من به خطا نمی رفت. نمی دانم چه شده که اکنون یکی از آنها هم به هدف اجابت نمی رسد. (6) از بس دل بیمناک حافظ از همه کس رمیده شده ، اکنون هم که در حلقه زلف تو پای بند است از آن بند بیرون نمی آید.
شرح ابیات غزل(237)
وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن بحر غزل: مجتث مثمن مخبون اصلم
*
همانطور که در شرح غزل 236 پیش از این گفته شد و چه بسا که با ساختن و پرداختن ابیات این دوغزل ومضامین متناسب با قافیه، قصد شاعر براین بوده استکه از انتخاب ابیات سروده شده، یک غزل بیافریند . کاری که بعدها حافظ پژوهان در این ایام کرده اند اما واقعیت امر این است که ابیات این دوغزل در دونسخه در دستها باقی مانده و بعدها در نسخ مختلف ثبت شده است. وجود ابیات و مصراعهای مشترک در بعضی از ضبطها در گذشته هم به همین سبب است شاعر مضمون بیت:
خلوت دل نیست جای صحبت اغیار دیو چو بیرون رود فرشته در آید
را به هنگام سرودن مطلع این غزل در جلوی چشم مجسم داشته و بیت نخست غزل را سروده است یعنی خود را غیر به حساب اورده و از خانه دل بیرون رفته معذلک یاراو به درون نیامده است.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

Behzad Behzadi در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

درود
به قول سعدی صاحب سخن
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
دنبال تایید و رد نظر دوستان و برزگان در خصوص دین و آیین و طریق و سلک فکر و اندیشه نیستم.مکلف و موظفم که همه ایده ها و اندیشه ها و نظرات را محترم بشارم .در خصوص بیت
خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز
کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت
بنظر نمی آید که در مورد یک معشوق فرازمینی (خدا) باشد.حافط یک فرد خداشناس است.خدا زا آنقدر بزرگ و بی نیاز و آگاه و عالم می داند که نیاز به آغوش یک ذره ناچیز زمینی نداشته باشد و نمی تواند داشته باشد.و اینکه حافط نگران خواب و آسایش خدا باشد و خدا را قیاس و نیاز مادی کردن با خداشناسی حافط منافات دارد.حتی منظور حافظ پیر و مرشد و خواجه و شیخ هم نمی باشد.ریزا که نوعی کوچک شمردن و بی احترامی به آنان است و ناآگاه دانستن آنها .بحافط نگران است.نگران کسی که برایش مهم است و دوستش دارد.نگران کسی که به لحاط عقل و سن به نظر حافط کبیر نیست. قابل فریب خوردن و در دام افتادن است.نگران کسیست که برایش عزیز و دلبند است. حافط در این بیت نگران یک معشوقه ،یک شاهد زمینی است.البته که این ایراد و عیب بر حافظ نیست.خافط هوش و ذوق و خلاقیت ودید و دامنه فکری و سیعی داشته است.دز عزل هایش هم این دید وسیع باعث شده که روی یک موضوع تمرکز نداشته باشد و با کثرت موضوعات مواجه باشیم.به امید انکه روزی کسی فراتر از حافط خلق شود و ارتباط زنجیرهای گسسته ابیات حافط را کشف نماید.
لطفا دوستان نظر بدهند
takhtjamshidking@gmail.com
@behzaadshabaani

سیدمرتضی طاووسی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷۵:

دست در سوراخ میداری ز مار اندیشه کن
پای بر گل مینهی از زخ خار اندیشه کن
راز خود با یار خود هر چند بتوانی مگوی
یار را یاری بود از یار یار اندیشه کن

یاسمن در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:

سلام در همین وزن و چند قصیده سند سازی شده 1371 دیوان فروغی که از سعدی نیست آقای محمدی یا سوری یا کیشانی هر کسی هستی مطلب را جدی بگیر و برای خودت لا اقل جایی ثبت کن

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

دردنیای وارونه وشیطانی
عشق یا هرساده ای پیچیده و سخت میگردد
سادهترازعشقدرجهان الهی وپیچیدهترازآن دردنیایشیطانی نیست.وحافظ ومولانا و... ازدرد عشقگویند که شماهرگز بفهمید

مهدی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲۵:

از اساتید گرامی خواهش میکنم توضیح مختصری در مورد معانی واژه ها و ابیات بفرمایند تا شاگردان استفاده کنند.
پیشاپیش سپاسگزارم.

میثم سعدی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:

سیر گشت: مصدر مرکب مرخم؛ سیر گشتن، آزرده و ملول گشتن.
مردی: جوانمردی
معنی: بیزاری از یار از بهر ستم و نامهربانی‌اش، شرط جوانمردی نیست، اگر بی‌مهری یار را مردانه برنتابم، جوانمرد نیستم.

حضرت سعدی در چامه‌هاش این همه مهر و محبت نسبت به زن داره، حالا بیاد در جایی توهین کنه و دستاورد دوگانگی بشه! جالبه.
البته همه رو میشه نقد کرد.
حالا این خوبه، طرف میاد انگ بچه بازی و نزدیکی با حیوانات را بهش نسبت میده!

محمد بیات در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۵ - جواب:

تعین نقطهٔ وهمی است بر عین
چو صافی گشت غین تو شود عین
هیچ بیتی ندیدم که بهتر از این رابطه انسان و خدا رو توضیح بده و انسان رو اینقدر بالا ببره، فقط تعجب می‌کنم که چرا در شرح لاهیجی و همین طور شرح دکتر دینانی حق این بیت ادا نشده و هرو بزرگ معنای عین و غین را ع و غ مراد کرده اند در حالیکه اصل سخن اینجاست...

شیرین در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۳:

این غزل را باید مواقع ناامیدی و افسردگی مرتب خوند و گوش کرد.

حمید در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:

چرا آدم سیر نمیشه از این آهنگ با صدای چاوشی 10000 بار گوش دادم بازم خسته نمیشم. انگار مولانا یقه آدم رو میگیده میگه شماها کجای کارین به خودتون بیاید.

منوچهر فداکار در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » بلالی باش:

سلام در بیت اول مصرع دوم که نوشته جوتچی گوروبسیز اوکوزه اوکوز گویا
در اصل معنی غلطی پیدا میکنه البته تا اونجایی که من یادم هست ودر یکی از کلیپ هایی که با صدای خود استاد از همین شعر بود شنیدم که گفته شد جوتچی گوروبسیز چوبوقا اوکوز گویوب بیزو گوشا که چوبوق به همان چوبهایی گفته میشه که گاو نر به آن بسته میشه جهت شخم زدن
پس این نوشته میتونه غلط و بی معنی باشه

سیدمسعود در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

به بی دین می گویم
شما که اصرار داری حافظ عارف نبوده و از مدعیان عارف و الهی بودن حافظ دلیل می خواهی
کدام دلیل محکم تر از دلیلی که در تمام غزلهای حافظ بدون استثنا موجود است و آن تخلص " حافظ " است
این تخلص به چه معنی است جز اینکه او حافظِ قرآن بوده و به این موضوع در چند مورد اشاره و به آن افتخار کرده است
عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت
یا
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
به هر حال ایشان به تعداد غزلهایش از تخلص حافظ استفاده نموده پس چگونه می توان ایشان را غیر عارف و غیر الهی دانست
این به آن می ماند که ما مجنون را که همیشه نام لیلی ورد زبان اوست بخواهیم عاشق عذرا بدانیم
شما خود را بی دین می دانید ایرادی نیست ولی حافظ قرآن را نمی توانید بی دین قلمداد نمائید

سیدمسعود در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱:

جناب تبکم
با سلام
شکل صحیح شعر همین است که گنجور نوشته
البته حافظ بنا به ضرورت رعایت وزن شعر کلمه " مَخرَجاً " را بالاجبار از آیه حذف کرده
و این شعر را حافظ از آیات 2 و 3 سوره طلاق درقرآن کریم اقتباس کرده
وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا» (قرآن کریم سوره طلاق آیات 2و3)؛

صالح در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۵:

سلام دوستان عزیز. چند بیت ابتدایی رو یک نفر لطف میکنه توضیحی ارائه کنه استفاده کنیم؟ ممنون

شاهین در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

درده،در زبان بختیاری معنیِ بچرخان رو میده،
ای ساقی بلند شو و بچرخان جام را...

شاهین در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

درده،در زبان بختیاری معنی بچرخان رو میده، ای ساقی بلند شو و بچرخان جام را

sajjad sajjad.mmm.۱۵۰۰@gmail.com در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۶:

باعرض سلام
تمام حواشی که دوستان نوشته بودند راخواندم که خیلی در معناومفهوم وپیام اخلاقی این رباعی تغییری را بازگونمیکند بلکه بنظر بنده که این رباعی باساختار دیگررباعیات خیام بسیارمتفاوت است
لازم است عرض کنم بنده نه فیلسوفم ونه ادیب وبیسوادم اما به ادبیات سخت دلبستگی وعلاقه دارم وبدلیل تفاوت ها وصراحت نقادی خیام اورابیشترپیگیری میکنم
ساختار این رباعی بادیگر رباعیات خیام که بنوعی مباحث فلسفی رابه نقد میکشندویابزبان ساده تر هدف ازخلقت بشر را به چالش میکشندکمی تفاوت دارد
دربین نظرات اولین نظر قابل تامل تر بود:
ناشناس نوشته:
می شود گفت اغلب ابیات حافظ که در نهی ریاکاری است از این رباعی الهام گرفته شده.

سیدمسعود در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:

به قول معروف :
نه به آن شوری شور و نه به این بی نمکی
گروهی سعی بر این دارند که به هر تدبیری متوسل شوند تا اشعار حافظ را طبق علایق خود تفسیر کنند و به کمک حساب ابجد و تاویلهای بی اساس به سلیقه خود وجهی برای اشعار حافظ بتراشند
مثلا می دو ساله را به نزول قرآن در دو سال تفسیر می کنند در حالی که اگر کمترین مطالعه ای در تاریخ قرآن داشتند می دانستند که قرآن کریم در طول 23 سال نازل شده است نه 2 سال
و گروهی دیگر سعی دارند که روز روشن را شب تار جلوه داده و حافظ قرآن را قلندری جسور و بی دین و شراب خواره و اهل شهوت و عیاشی که به ارزش های دینی تاخته ، جلوه دهند
و البته در توجیه اشعاری از حافظ مانده اند
اصلا خواجه شمس الدین اسم حافظ را چرا به عنوان تخلص برگزیده است
ندیدم بهتر از شعر تو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری
یا
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
یا
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
یا
عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت
یا
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
یا
بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
می‌خواند دوش درس مقامات معنوی
یعنی بیا که آتش موسی نمود گل
تا از درخت نکته توحید بشنوی
و از این نمونه ها و تعابیردینی و قرآنی در اشعار حافظ فراوان است که نشان دهنده انس و علاقه بی حد و مر حافظ به قرآن و دین و معارف دینی است

محمودیان در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳۴:

مفهوم بیت ششم
هر کس از تە دل عاشق باشد می تواند بە حریم حسن معشوق راە یابد
حلقە بر در زدن کنایە از رسیدن و متوسل شدن
حریم حسن: اضافه تشبیهی

رضا ساقی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۳:

چو سرو اگر بخرامی دَمی به گلزاری
خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری
خرامیدن: باناز واِفاده راه رفتن
معنی بیت: اگرهمانند سرو باناز واِفاده به گلزاری قدم نهی وخرامان خرامان جلوه فروشی کنی هرگلی بادیدن رخسارتو نیش خار رشک وحسرت خواهد خورد.
بر رهگذرت بسته‌ام از دیده دو صد جوی
تا بو که تو چون سرو خرامان به درآیی
ز کُفرزلف توهرحلقه‌ایّ و آشوبی
ز سِحرچشم توهرگوشه‌ایّ وبیماری
کفر: ناسپاسی وانکار کردن نعمت،
کفر زلف: زلف ازآن رو که نعمت رخسار معشوق راازدید عاشقان پوشانده به کفروَرزی تشبیه شده است.
هر حلقه ا یی و آشوبی : هر انجمنی وگروهی را نابسامانی وشور وغوغا فراگرفته است.
معنی بیت: ازاینکه زلف سیاه توازشدّت پریشانی وآشفتگی، روی ماه توراپوشانده وعاشقان راازلذّت دیداررویت محروم نموده، هرانجمن وگروهی رادر شوروغوغا ونابسامانی فروبرده است درهرگوشه ای ازنادیدن رویت بیماری به ناله وزاری مشغول است.
خم زلف تو دام کفر و دین است
ز کارستان او یک شمّه این است
مرو چو بخت من ای چشم مست یاربه خواب
که در پی است ز هر سویت آه بیداری
معنی بیت: ای چشم مست وشهلای یار همچون بخت خواب آلودمن به خواب مروکه ازهر طرف آهِ عاشقِ شب بیداری به دنبال تو روان است. (اندکی حال عاشقانت را دریاب وباآنها مداراکن)
خواب بیداران ببستی وانگه ازنقش خیال
تهمتی برشبروان خیل خواب انداختی
نثار خاک رهت نقد جان من هر چند
که نیست نقد روان را بر تو مقداری
نقد: 1- ارزش وبها،سکّه ی پول 2- خلاف نسیه،چیزی که حاضر وموجود باشد
نقدجان: 1-جانی که نقداست نه نسیه 2- سکّه ی جان(جان به سکّه تشبیه شده است)
نقد روان:1- سکّه ای که رایج ومعمول است، 2- روان به معنی روح وجان، سکّه ی جان
بر ِ تو: برای تو، درنزدتو
مقداری: ارزشی
معنی بیت: نقدجان نثارخاک راه توباد هرچند که نقدجان برای نثارکردن درراه توارزشی ندارد
جان نقد محقّراست حافظ
ازبهرنثار خوش نباشد
دلا همیشه مزن لافِ زلف ِدلبندان
چو تیره رای شوی کی گشایدت کاری
دلبندان ایهام دارد:1- دلبران کسانی که آنهاراازته دل دوست داشته باشند. 2- دلهای عاشقان را باکمندزلف خویش می بندند
تیره رای: اعتقادوباوری که تحت تاثیراحساسات شکل بگیرد، اندیشه وفکرتاریک
معنی بیت: ای دل درتوصیف وتعریف ازجاذبه های زلف دلبندان زیاده روی مکن اگرچنین کنی تحت تاثیراحسات وعواطف قرارمی گیری واعتقادی با اندیشه ی تاریک پیدامی کنی درآن صورت گرهی درکارت می افتد که به آسانی گشوده نمی شود وبافکرتاریکی که پیدامی کنی نمی توانی ازهیچ کاری گرهگشایی کنی.
حافظ درحال پند دادن به دلِ عاشق پیشه ی خودهست تا اورا ازنزدیک شدن ودلبسته شدن به زلف یاربرحذردارد. زلف سیاه دلبربرای دل بسیارجذّاب ودلکش است وحافظ نیک می داند که اگردلش جذب این سیاهی گردد سیاهی تمام اندیشه ووجودش رافرا خواهد گرفت وگره در کارش خواهدافتاد ودرهیچ کاری گشایش نخواهدداشت.
گفتم گره نگشوده ام زان طرّه تامن بوده ام
گفتامنش فرموده ام تاباتوطرّاری کند
سرم برفت و زمانی به سر نرفت این کار
دلم گرفت و نبودت غم گرفتاری
معنی بیت: سرم را برسر عشقبازی به باد دادم امّا هیچگاه به سرانجام نیک(وصال) نرسید دلم بارها دراین کار اندوهناک شد لیکن هرگز توغمخواری نکردی توازغم عاشقی فارغی چه می دانی که حال عاشقی چه مشکل حالیست.
به لب رسید مراجان وبرنیامدکام
به سررسید امید وطلب به سرنرسید
چو نقطه گفتمش اندر میان دایره آی
به خنده گفت که ای حافظ این چه پرگاری
پرگار: 1- وسیله ای برای کشیدن دایره واندازه گیری 2- مکر و حیله و نیرنگ
معنی بیت: به محبوب گفتم بیا داخل ومیانِ دایره، همچون نقطه مرکزیت این دایره ی عشق باش! (محبوب رندی مرافهمید...) گفت ای حافظ چه حیله ای درسرداری وچه نقشه ای کشیده ای!
گرمساعد شودم دایره ی چرخ کبود
هم بدست آوَرمَش بازبه پرگار دگر

۱
۲۸۴۳
۲۸۴۴
۲۸۴۵
۲۸۴۶
۲۸۴۷
۵۷۲۹