به نام او در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳:
مصرع هفت : گوهر پاکی که خدا به ما عطا کرده جایگاه والایی دارد
مصرع هشت: به چه دل خوش کرده اید؟{چیزهای پست}؟
بار را ببندید و نیکی کنید و ثواب برای اخرت فرستید تا به جایگاه بالاتر نایل شویم
مصرع 9 و 10 : بخت همراه ماست کسی که از ما جلوتر است و راه را به ما نشان می دهد حصرت محمد است که فخر جهان است
بقیه مصرع ها اشاره به معجزه شق القمر و نعمت های بسیاری است که خدا به پیامبر داده است و عهد الست و جدا شدن از شهوات و دنیویات و به نیک گراییدن است
به نام او در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳:
مصرع اول :هر لحظه صدای دلنشین عشق و نیکویی از همه جا به گوش ما می رسد( گویی که عشق تنفس دارد و در نفس کشیدن خود ما را به سمت خود جذب می کند ) و باعث می شود که به ما جان بخشیده شود و ما زنده و پر شوق گردیم و پر از زندگی ... که البته افرادی که خود را در چاه شهوات و فساد و مادیات باشد این آواز و تنفس و دعوت عشق را به خوبی نمی شنود و چاره پاک ساختن خود و عمل صالح است
مصرع دوم :که عشق و زیبایی می گوید ما(عاشقان و نیکویان و خود عشق ) به سمت آسمان پرواز می کنیم به سمت خدا به سمت حقیقت چه کسی می خواهد با ما همسفر شود؟چه کسی می خواهد وارد دنیای زیبایی و عشق و نیکی شود؟
مصرع سوم : آدم و حوا {جد ما}در بهشت بوده است و یار و همنشین و همکلام فرشتگان بوده است در چنین جایگاه بلند و رفیعی بوده است و گناه بود که او را به این دنیا و هجران از خدا و زیبایی و قشنگی کشید ولی خدا وعده داد انسان هایی که کارهای نیک کنند و نیک باشند را باز به مقام قبلی{یعنی بهشت و همنشینی فرشتگان} باز خواهم گرداند به شرط اینکه نیکی کنید
مصرع چهارم: پس انسان های نیکو به آنجا دوباره خواهند رفت و همه ی آن جا شهر و دیار اصلی ماست
و خدا از روح خود در ما دمیده است
انا لله و انا الیه راجعون
مصرع پنجم:انسان ها بدانید که ما از آسمان و دنیا برتریم و از فرشتگان نیز جایگاه بالاتری داریم
بخش از آیه 70 سوره اسراء { فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا } هست که می فرماید که ما انسان را برتری دادیم بر بسیاری از مخلوقات خود برتری دادیم
و آیه 34 بقره {وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَیٰ وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ} هست که می فرماید خدا به فرشتگان دستور به سجده انسان داد و همه فرشتگان سجده کردند جز شیطان که تکبر ورزید و از گمراهان گشت
و بخشی از ایه 30 بقره « قالَ رَبُّک لِلْمَلائِکةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً» هست که می فرماید پروردگارت به فرشتگان گفت در زمین جانشین و خلیفه می گمارم که همه این ایات اشاره به ارزش انسان دارد
ولی عده ای این جایگاه را به بهای اندک فروختند
مصرع ششم: از هر دوی این ها فرشته و آسمان و دنیا چرا نگذریم چون که جایگاه ما والاتر است
دکتر امین لو در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۳ - در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکه:
رح القدس آن صفا کز او دید از مریم پاک جان ندیده است
در مصرع اول "روح القدس" صحیح است.
دکتر امین لو در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۳ - در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکه:
رح القدس آن صفا کز او دید از مریم پاک جان ندیده است
دکتر امین لو در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۴ - در مدح صفوة الدین بانوی شروان شاه:
بیت 15
تا روز و شب دو خادم رومی و نوبیاند هر یک به صدق عنبر جان بر میان اوست
روز را به علت سفیدی و روشنایی به رومی تشبیه کرده است و شب را به علت سیاهی به نوبی تشبیه کرده است . نوبی ها مردمان سیاه پوست هستند که در سودان زندگی می کنند.
"جان بر میان" صفت مرکب است به معنی کسی که جانش را برای فداکاری در میان گذاشته است. موصوف این صفت در بیت فوق عنبر می باشد عنبر نیز کنایه از کنیز است.
دکتر امین لو در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۵ - در بیاعتنایی به دنیا:
بیت 28 مضمون این بیت ناصر خسرو را دارد:
من آنم که در پای خوکان نریزم مر این قیمتی در لفظ دری را
دکتر امین لو در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۵ - در بیاعتنایی به دنیا:
بیت 28 .
هیچ دُرها سوی دَرها نبرم که نه زین به دُرَری خواهم داشت
دُر یعنی مروارید.
خاقانی سخن خود را به مثابه مروارید می داند.
دَر یعنی دربار بزگان و پادشاهان.
او نمی خواهد سخنان مثل دُر خود را به دربار پادشاهان ببرد و بهتر از سخنان خود که به منزله مروارید می باشند دُرهای دیگری نمی خواهد.
دکتر امین لو در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۵ - در بیاعتنایی به دنیا:
بیت 23
من چو برجیس ز حوت آمدهام سرطان مستقری خواهم داشت
خاقانی سه اصطلاح نجومی به کار برده است. 1 – برجیس که همان ستاره مشتری است و آن را سعد اکبر هم چنین قاضی فلک گویند. خانه این ستاره در صورتهای فلکی قوس و حوت است. 2 – حوت که آن دوازدهمین صورت فلکی است و هر وقت خورشید از مقابل آن عبور کند آغاز ماه اسفند است. این برج یکی از خانه های مشتری است. 3 – سرطان نیز یکی از صورتهای فلکی است و هر وقت خورشید از مقابل آن عبور کند ماه تیر شروع می شود. وقتی خورشید از مقابل این صورت فلکی عبور می کند در اوج (بالا ترین ارتفاع ) قرار دارد.
خاقانی در این بیت خود را می ستاید و می گوید من مانند ستاره مشتری سعد اکبر هستم منزلگاه من حوت است اما مانند خورشید که اوج می گیرد و در صورت فلکی سرطان جای می گیرد من هم می خواهم اوج بگیرم و در بالا ترین مقام مستقر شوم.
دکتر امین لو در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۵ - در بیاعتنایی به دنیا:
بیت هشتم
از بر عالم گوساله پرست رخت بر گاو ثری خواهم داشت
در این بیت خاقانی به دو اسطوره اشاره دارد. 1 – "عالم گوساله پرست" اشاره به این حکایت دارد : بنی اسرائیل سالیان دراز زیر شکنجه فرعون بودند تا این که موسی آنان را از عذاب فرعون رهانید و از سرزمین مصر بیرون برد؛ ولی بنی اسرائیل در نبود موسی به پرستش گوساله سامری روی آوردند. سامری در نبود موسی گوسالهای از جنس طلا ساخت و آن را به جواهرات مزین کرد و بنیاسرائیل را به پرستش آن دعوت نمود. 2 – "گاو ثری" هم مبتنی بر عقاید قدماست که گاوی در زیر زمین است و کره زمین بر روی دو شاخ گاو مزبور قرار گرفته است و هروقت این گاو شاخ خود را تکان دهد زلزله ای رخ می دهد. و گاوی هم در آسمان وجود دارد که برج دوم صورت های فلکی است که به آن ثور می گویند و هروقت کره زمین در گردش خود به دور خورشید از مقابل آن عبور کند ماه ثور که همان ماه اردیبهشت است آغاز می گردد. ستاره پروین هم در گوشه این صورت فلکی قرار دارد. براساس این عقیده خیام رباعی طنزی دارد :
گاویست در آسمان و نامش پروین یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت باز کن از روی یقین زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین
دکتر امین لو در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۵ - در بیاعتنایی به دنیا:
میوه دارم که به دی مه شکفد که نه برگی نه بری خواهم داشت
کلمه "میوه دار" صفت فاعلی مرکب است به معنی "میوه دارنده " یعنی درخت میوه و حرف میم به معنی من پس معنی میوه دارم یعنی "درخت میوه من" که فاعل جمله است.
خاقانی می گوید "درخت میوه من" در ماه دی که فصل سرما و یخبندان است شکوفه می دهد بنابراین میوه وحاصلی نخواهد داشت. خلاصه اینکه خاقانی از بخت بد خود شکایت می کند و می گوید عمر من بی حاصل است.
آرمین عبدالحسینی در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ وطواط » قصاید » شمارهٔ ۷۴ - ذوقافتین در مدح ملک اتسز:
واقعا زیبا سروده همچنین بدلیل اینکه ذو قافیتین است ارزش کنکوری بالایی دارد
ناشناس در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۳:
فرونورد به سکون دال. به معنی: طی کردن، پیچیدن، جمع کردن. رجوع به لغتنامه دهخدا شود ذیل مداخل "فرونوردیدن" و "بساط".
در اینجا به معنی کشتن و به پایان رساندن عمر است: روزگار، سفره عمر مرا جمع کن.
بیژن در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲:
سلام
مصرع اول بیت سوم از نظر وزنی مشکل دار!
صحیح : زر میطلبی که دل دهی باز
سعید در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱۶:
آقای سیاوش ناظری این شعر رو زیبا و با بیان خوب متکی به معنا خوندن. لذت بردم. متاسفانه دو اشتباه در خوانش دارن: نازک و نازک که یکی از دوستان فرمودن. دوم "زادبارک" که به معنی "از ادبار تو" است رو "زاد بارک" که بی معنیه، خوندن. کاش این هنرمندان خوش ذوق، از مشورت و نظارت ادب دانان بهره ببرن.
بیگانه در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۰:
هین خمش باش که گنجیست غم یار ولیک
وصف آن گنج جز این روی زراندود نکرد...
محمد سعید در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
آقای محسن عزیز که نوشته ای سنایی از خدای خویش یک بت ساخته است و میتوان در شعر او واژه خدا را با هیچ جایگزین کرد; باید بگویم که اتفاقا متوجه نکته جالبی شده ای در نگاه عرفا خداوند همان هیچ چیز است . هیچ چیزی که به همه چیزها مجال بودن میدهد. درست مثل تخته سیاهی که به نوشته های روی خودش امکان وجود میدهد. البته درک این مطلب از عهده ذهن خارج است.
محمد سعید در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
به راستی که سنایی عزیز با این شعر حق بندگی را نسبت به معبود ادا کرده استِ. در واقع بهتر بگوییم حق عاشق را نسبت به معشوق
تارا در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:
سخن و شهد و شکر
درست است.
سخن گقتن با هیچ مگو صنعت تضاد دارد
شهد و شکر صنعت مراعات نظیر
در ضمن صفت شیرین که به سخن نسبت داده می شود به شهد و شکر جور در می آید نه با شمع.
نادر جوانمرد در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلواتالله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره:
آن یکی در کنج زندان مست شاد وان دگر در کاخ ترش و بی مراد
محمد در ۷ سال قبل، جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۶ - حکایت در معنی صید کردن دلها به احسان: