جوینده حقیقت در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:
با درود به جویندگان حقیقت
یه نکته قابل توجه اینه که این غزل شباهت زیاد به غزل 27 عراقی داره تو همین سایت میتونید برید بخونید و اینکه دوستانی که بدنبال کاوش و رمزگشایی غزلیات حافظ عزیز هستن حتما به غزلیات عراقی هم سر بزنن چون غزلیات عراقی هم خانواده غزلیات حافظ هست و اینکه هر دو شاعر از کلمات ، خرابات ، دیر مغان ، پیر مغان و بسیاری از کلمات مشابه استفاده کردن ، حافظ هم تو غزلهاش گفته که غزلیات عراقی رو میخونه پس حتما دوستان عراقی رو هم بخونن
غزلیات عراقیست سرود حافظ
که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد
یوسف جمالی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۲۰:
سلام و عرض ادب خدمت دوستان عاشق به شعر
خدمت شما دوستان عرض نمایم که در جای دیگری خوانده ام به جای «مرغ دلم بکش بالله ثوابه» مصرع «اگر قتلُم کری(!) والله ثوابه» درج شده بود. استاد شجریان نیز در البوم «مرغ خوشخوان»، قطعه «ساز و آواز دشتسنتانی» نیز مصرع دوم را خوانند و اجرا کردند. زحمت این است که بررسی شود.
فررانه در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
و باز هم چون سابق یک بیت جا افتاده:
بگرفت همچون لاله دلم در هوای سرو
ای مرغ بخت کی شوی آخر تو رام ما
دیوان،انجوی شیرازی
آرین در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
سپاسگزارم اگر کسی معنی مینغنوم و مینشنوم رو بهم بگه
رسول در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷۱:
خطاب به دوست عزیز ب علوی نام های سپاهان و حجاز و عراق در اینجا نه نام منطقه، که نام مقام های موسیقی دورۀ مولانا هستند و در زمان او نام هیچیک از مقام های موسیقی «خراسان» نبوده است همچنان که در بیت قبلی نام های مکان «ایران» و «توران» در کمان نیامده اند
مهدی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴۰:
به یاد آر آخرین باری را که دلتنگی گلویت را چنان محکم میفشرد که چهرهات تیره گشته بود. به سختی نفس میکشیدی و هر جرعهی هوا را با تلاش، از میان دستان پر قدرت اندوه که گردنت را احاطه کرده بود، عبور میدادی. حالتی که پس از رفتن عزیزی به تو دست داده بود.
به این حالتِ دلتنگی و اندوه شدید، تاسه میگویند.
غمِ غریبی است و به قول مولانا: بگرفت تو را تاسه و حال تو چنان است…
اگر به تاسه، الف و نونِ حالت را اضافه کنیم، تاسیان را خواهیم داشت. واژهای که برای زبان گیلکیست و در آنجا طبق گفتهی هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه):
تاسیان را برای حالتی به کار میبریم که در اولین غروبِ پس از رفتنِ عزیزی که مدتی خانهیمان مهمان بوده، به ما دست میدهد. حالتی که به خاطر نبودن اوست.
آن زمان است که میگوییم تاسیان است.
همچنین، اولین غروبی را که کسی از دنیا رفته است و جای او خالی است، تاسیان مینامیم.
به نقل از
پیوند به وبگاه بیرونی/
شهاب در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹۶:
تصور میکنم در بیت نهم اشکالی وجود داشته باشه و مصرع دوم اینگونه باشه
مردم سنجیده را در حشر از میزان چه باک
برگ بی برگی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
بر دست من نه جام جان ، ای دستگیر عاشقان
دور از لب بیگانگان ، پیش آر پنهان ساقیا
با درود .مولانا میخواهد که ساقی و کسی که از عاشقان دستگیری و آنان را یاری میکند(حافظ پیر مغان میخواندش) آن جام می عشق را در دست او نهد چرا که انسان کامل مانند او قدر آن می را میداند و نه بیگانگان با عشق که دلبسته چیز های این جهانی هستند و حتی فراتر از آن از ساقی درخواست میکند پنهان از بیگانه با عشق به او می عشق دهد چرا که بسیارند ببگانگانی که با افکار و رفتار خود سعی میکنند بر روی سالک راه عشق تاثیر گذاشته ، او را از آدمه راه منصرف ساخته و یا موجب کاهلی شوند و مولانا در ابیات زیادی به پویندگان طریقت عشق توصیه میکند به سایرین و بخصوص بیگانگان با عشق و زندگی در باره سعی و کوشش خود برای رسیدن به حضرت دوست و زنده شدن به خدا یا زندگی حرفی نزنند و خموشی برگزینند .
موفق و در پناه حق باشید
رضا صدر در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۱:
عجب غزلی از نابغه ما. جستجو می کردم برای همان مصرع «زهی سلام که دارد زنور دنب دراز» که به اینجا رسیدم. بازهم آفرین به گرداننده یا گردانندگان گنجور که واقعاً گنجی ارزشمند را گرد آورده و نگهبانی میکنند.
در جواب بانو معصومه، معنی دقیقش را نمی دانم و مهم نیست، مثل هر هنری تصویری زیبا می سازد که من و شما به آن شکلی بدهیم و معنایی فراخور تخیلمان. این مصرع را بزرگی مثال زده بود در جایی، شاید استاد شفیعی کدکنی در مقدمه گزیده غزلیات شمس. فکر میکنم آن را نمونه آورده بود از تخیل آزاد و وحشی مولانا.
در ضمن وزن مصرع زیر غلط است
به خاک پای تو هر دم همیکنند پیغام
احتمالا ضبط درست اون چیزی بوده مثل:
به خاک پای تو هر دم همی کنند پیام
یا حتی با معنی بهتر و با توجه به مصرع بعدی:
به خاک پای تو هر دم همی دهند پیام
محمد مهدی جوزقی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۲ - در حکمت آفرینش:
کناغ ، کرم پیله باشد یعنی کرمی که ابریشم می تند
محمد مهدی جوزقی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۲ - در حکمت آفرینش:
قرطه معرب کرته است و به معنی نیم تنه ، جامه کوتاه است
یوسف در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۲:
حکیم داره به جبر اشاره میکنه و از طرفی داره به خودش دلداری میده که در واقع قصد مخاطبه. میگه خود فلک هم ناتوان در مقابل تصمیم خداوند پس زیاد فلک رو مسبب مشکلات ندونیم. و مشخصه زمانی که این رباعی رو گفته در آرامش بوده. چونکه یه جای دیگه از روی ناراحتی میگه ای چرخ فلک خرابی از کینه توست. بیدادگری شیوه دیرینه توست.
محمد مهدی جوزقی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۲ - در حکمت آفرینش:
صبغه الله به معنای داشتن رنگ اخلاص و بندگی و عبودیت است
محمد مهدی جوزقی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۲ - در حکمت آفرینش:
ز کل من علیهادفان یبقی بخشی از ایه 28 سوره الرحمن می باشد یعنی : هرکه روی زمین است دستخوش مرگ و فناست
یوسف در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰:
حکیم با تمام دانش و تجربه علمی که به دست آورده، باز هم از خودش توقع بالاتری داره که برای دنیا کاری نکرده. حکیم هدف از آفرینش رو زیر سوال نبرده و در مورد آمدن و رفتن خودش به این دنیا سخن گفته. جای دیگری گفته....ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود. نی نام زما و نی نشان خواهد بود.زیش پیش نبودیم و نبد هیچ خلل. زین پس چو نباشیم جهان خواهد بود. خیلی شفاف داره میگی بودن و نبودن هر انسانی در دنیا باعث نمیشه جهان متوقف بشه. پس در رباعی بالا فقط در مورد خودش سخن گفته و انتظارش از خودش بالاتره.
سیمین در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۲:
درود بر شما
از این همه شعر، سپاس گذارم
سالهاست که گنجور خدمات ارزشمند عرضه می کند
مهران باقری در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۵:
مانده در کمند
به نظر حقیر *ماه در کمند* صحیح می باشد .
بین قطع هم
*بیع قطع* به معنی فروش نهایی و غیر قابل فسخ صحیح می باشد .
خان قلی خان در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۹:
با سلام
بنظر بنده در بیت دوم قطار وزن شعر را بهم میریزه. و اصلا مگه اون زمان قطاری وجود داشته. و چنانچه از واژه قاطر اضافه بشه تناسب معنایی بیشتری با ساربان و کاروان و ... داره و از طرفی وزن شعر رو هم بهتر و روون تر میکنه.
مهران در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
بارها گفته ام و صد بار دگر میگویم،،،بیا بیا که دل و جان من فدای تو باد
این حسی است مشترک که بنده نیز احساس میکنم هنگام مراوده با حضرتعالی ،گمان میکنیم جنابتان را در معذوریت جواب قرار میدهم و مزاحمت ایجاد مینمایم.
بنده نیز توفیق روز افزون عالیقدر را از پروردگار منان مسئلت مینمایم.
تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج،،سزد اگر همه دلبران دهندت باج
دهان شهد تو داده رواج آب خضر،،لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج
دهان عشق میخندد، دو چشم عشق میگرید،،که حلوا سخت شیرینست و حلواییش پنهانی
حلاوت را تو بنیادی، که خوان عشق بنهادی،،کی سازد اینچنین حلوا جز آن استاد حلوایی؟!
معشوق شده همسایه و دیوار به دیوار،،در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
مرسدس یوسف مصری همه اقرار دهید؟ مرسدس؟ انشاالله که از مرسدس سواران باشید.
مهدی م در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳: