سعادت در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹۴:
اون زمان از کجا میدونستن با مغز تفکر میکنیم ؟؟؟
واقعا عجیبه
ژوز در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را:
این همه بحث با زبانهای خودنمایانه سر هیچ و پوچ. که چی؟ خب هر بچه دبستانی میفهمد که ننگِ زنان است. اگر بدانند که قافیه چیست و ردیف چیست. ننگ که با دستک قافیه نیست، پس زنان مصراع اول جمع زن است. حالا مثلاً زن-ستیزی مولوی را ماست-مالی کردید، مشکل دیگری به نظرتان در اندیشه-های والای ایشون نیست؟ مشکل مولوی نیست. مشکل شمایید که دوست دارید مولوی را با معیارهای سازمان ملل متحد بسنجید
فرزین پرهام در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۱:
با سلام و تشکر از گنجور دوست داشتنی، کاربری به نام شوریده چندی پیشتر از این حاشیه ای که من مینویسم مطلبی مطرح نمودند که در هیاهوی سمانه نام ها، بی پاسخ ماند و همه راجع به کلمه مرد و حضورش و یا عدم حضور آن در بیت مطالبی مطرح کردند، چون گمان میکردند بیت شامل زنان نخواهد بود، باری، از من بپذیرید که دوباره می پرسم چون در منابع مولتی مدیا(یا چند رسانه) بیت مورد بحث همواره به شکل زیر مطرح می شده است و چون از لحاظ وزن و بویژه از لحاظ معنا مناسب تر به نظر میرسد اگر دوستان دارای دسترسی به نسخه های خطی قبول زحمت کرده و پژوهش کنند کدام درست است، دنیادار یا دنیا دوست ، سپاسگزار ایشان خواهیم بود. اهمیت این مطلب در این است که دنیا دار صفت ناپسندی محسوب میشود و دنیا دوست لزوما ناپسند نیست.
"گفت چشم تنگ دنیا دار را/یا غناعت پر کند یا خاک گور"
عباس خسروی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹:
وزنش فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن است.
رضا در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۶۵:
این رباعی منسوب به ابن سینا هم هست در سریال بوعلی از زبان خود او خوانده میشود اما رباعی دیگری هم هست که با اندکی تغییر به عطار نسبت داده اند از نظر شما بزرگواران ممکن است بین این اشعار و شاعرانشان نوعی الگو برداری یا حتی کپی برداری وجود داشته یا همه اینها به دلیل اختلاف منابع به جود آمده اند؟
عطار » مختارنامه » باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان » شمارهٔ ۱۵/
جباری در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲:
آنانکه خاقانی را پهلوان عرصۀ قصیده برشمردهاند با رجوع به این غزل و غزلیات متعدد او، اذعان خواهند کرد که او غزلسازی کم نظیر بوده است. شکوه قصاید او و لطافت غزلیاتش از او آدمی پارادوکسیکال ساخته است. اگر چه در خلال قصایدش ابیات لطیف هم سروده؛ مثل:
شکستهدلتر از آن ساغر بلورینم. که در میانۀ خارا کنی ز دست، رها
محمدی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۴ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزباننامه » باب اول » بخش ۱ - در تعریف کتاب و ذکر واضع و بیان اسباب وضع مرزباننامه:
لطفا اصلاح بفرمایید:
و از حلیتِ کمالی که مینماید، عاطلست
صفحه 43 تصحیح استاذ خطیب رهبر
علی علیمردانی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:
غزلی ساده اما پر مایه
دیدگاه عطار را همچون اغلب آثار مثنوی هایش به خوبی نمایش می دهد. شیخ فرید الدین عطار آن کونه که میدانیم به «وحدت وجود» قائل بود و بر آن اصرار می ورزید. در این غزل نیز به ویژه در بیت سوم بر آن تأکید می کند .
اما موضوع مهمتر این است که عطار اولین شاعر عارفی ست که از «رندی» دم می زند ؛ حدود یک قرن و نیم پیش از حافظ که به حق والاترین رند عالم سوز بوده و هست. و جالبتر این که این رندی همانند حافظ در مقابله کامل با دین داران ظاهر اندیش است.(بیت اول غزل بالا )
در ابیات بعدی نیز در همراهی معنی بیت اول و در جهت تکمیل طرد ظاهرپرستی از یک سو و جذب شدن در معشوق (فنا در حق ) از سویی دیگر است. غزلی که نسخه عطاری «عطار» در طریقت است.
در بیت آخر ، اما عطاری خویش را با تواضع، مًجاز و بیهوده می انگارد و « بی عطر سر زلفش» عطاری و نسخه پیچی سلوک و طریقت را باطل میداند.
-----------------
شیخ فخر الدین عراقی که در زمان فوت عطار کودکی بیش نبوده غزلی معروف دارد که درست در همین وزن عروضی ست (مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن - هزج مثمن اخرب ) و آن غزل معروف این است :
من مست می عشقم هشیار نخواهم شد
وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد
امروز چنان مستم از بادهٔ دوشینه
تا روز قیامت هم هشیار نخواهم شد
تا هست ز نیک و بد در کیسهٔ من نقدی
در کوی جوانمردان عیار نخواهم شد
آن رفت که میرفتم در صومعه هر باری
جز بر در میخانه این بار نخواهم شد
از توبه و قرایی بیزار شدم، لیکن
از رندی و قلاشی بیزار نخواهم شد
از دوست به هر خشمی آزرده نخواهم گشت
وز یار به هر زخمی افگار نخواهم شد
چون یار من او باشد، بییار نخواهم ماند
چون غم خورم او باشد غمخوار نخواهم شد
تا دلبرم او باشد دل بر دگری ننهم
تا غم خورم او باشد غمخوار نخواهم شد
چون ساختهٔ دردم در حلقه نیارامم
چون سوختهٔ عشقم در نار نخواهم شد
تا هست عراقی را در درگه او باری
بر درگه این و آن بسیار نخواهم شد
-----------------
هم از بعد لغات مشترک و هم از بعد مفهومی غزل «عراقی» بی شک متأثر از غزل عطار بوده است .
در پناه حق باشید
فریبرز در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۸ - ناتوان:
جوانی نگه دار،کین مرغ شیدا
نه مرغ زیبا
محمد مهدی دانشی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۳ - در وصف خزان و مدح احمدبن عبدالصمد وزیر سلطان مسعود:
اشتباه تایپی در سطر 38
خردک نگرش صحیح است
شهریار مشکین در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۲ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول » بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود چون به حجرالاسود رسید همه مردمان به یک جانب شدند تا نقبیل حجرالاسود کرد یکی از اعیان شام که همراه هشام بود پرسید که این چه کس است؟ هشام گفت نمی شناسم از ترس آنکه مبادا اهل شام به وی رغبت نمایند. فرزدق شاعر آنجا حاضر بود گفت من می شناسمش و در جواب سائل قصیده ای انشا کرد بیست بیت کما بیش در تعریف و تمدیح امام زین العابدین رضی الله عنه:
بیت 3 مصراع دوّم: بهرِ
بیت 14 مصراع دوّم: ناودان
بیت 30 مصراع دوّم: مدانَش
بیت 34 مصراع دوّم: گر بریزد نَمی، نگردد کم
بیت 36 مصراع دوّم: بُغض
بیت آخر مصراع دوّم: نامشان
رهی رهگذر در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۵۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
درود، با عرض معذرت فکر کنم این غزل بر وزن "فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن" (رمل مثمن سالم) باشد. سپاس
حپ در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۰:
منظور از «ناگاه نبشت» مصراع دوم و کلا معنای بیت دوم چیه؟
امیر بیگلر در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:
من در اشعار مولوی بهیچوجهی تناقض نمیبینم. در واقع مولوی اینجا شما را به صحت دعوت میکند و میگوید که اگر طلب قرار(آرامش) میکنی به ناآرامی خودت باور بیاور یا حالت ناگوارشی در برابر گوارش یا بیمرادیت بخاطر مرادهای فراوان تو است.
شهاب الدین شمس در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱۳:
علیرضا قربانی در کنسرتی به عنوان خیام خوانی در کانادا همراه با خانم درصاف حمدانی تونسی دو بیت از این شعر را خوانده و هچون این دو بیت مابین رباعیات خیام خوانده شده و البته شباهت بسیاری هم با رباعیات خیام دارند. همگان فکر میکردند این یک رباعی خیام هست وبنده شخصا یک بار کامل رباعیات خیام را مرور کردم دنبالش.
ساقیا برخیز و می در جام کن
وز شراب عشق دل را رام کن
اتش بی عشقی اندر چرخ زن
خاک تیره بر سر ایام کن.
دکتر محمد ادیب نیا در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
ذکر تشرف حافظ شیراز خدمت ولی عصر علیه السلام؛
آری، بعد از غیبت کبری هزاران نفر از اقشار گوناگون در طلب گوهر وصل، ترک تعلقات نموده و در نهایت به فیض زیارت آن حضرت نائل گشته و می شوند؛ ولی حافظ اجازه بازگو کردن دیدار خود را نداشته و می بایست آتش این عشق را چون رازی سر به مهر حفظ کند.
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز / ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
* * *
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست / که آشنا سخن آشنا نگه دارد
البته وصال حضرت کار آسانی نبوده و نیست؛ زیرا او محبوب عالی مقام است و به سادگی نمی توان به قرب او دست یافت. اما حافظ خستگی ناپذیر است و دست از جستجو برنمی دارد. او بدون لحظه ای درنگ همواره منزل به منزل در طلب دوست لحظه های عمر را سپری می کند و نشان استراحت گاه محبوب را از باد صبا و نسیم سحر جویا می شود.
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست / منزل آن مه عاشق کش عیّار کجاست؟
و در جای دیگر می گوید:
ز کوی یار بیار ای نسیم صبح غباری / که بوی خون دل ریش از آن تراب شنیدم
و سرانجام حافظ شیرازی زیارت جمال باهر النور امام زمان ـ علیه السلام ـ را چنین بیان می کند:
در خرابات مغان نور خدا می بینم / این عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو / خانه می بینی و من خانه خدا می بینم
خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن / فکر دورست همانا که خطا می بینم
و شرایط دیدار و حال خود را چنین توصیف می کند:
سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب / این همه از نظر لطف شما می بینم
واین نظربازی حافظ شیرین سخن، نتیجه محبت الهی است که عایدش شده است؛
دوستان عیب نظر بازی حافظ مکنید / که من او را ز محبان شما می بینم
دکتر محمد ادیب نیا در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:
آری، با ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ درد و رنج از جهان رخت برمی بندد و شادی و نشاط جایگزین اندوه و تشویش می شود. در آن هنگام حیات و زندگی راستین به زمین و اهل زمین باز می گردد و عالم پیر و فرسوده نیز جوان و تازه خواهد شد.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد / عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام حقیقی به سخن خواهد داد / چشم «نرگس» به «شقایق» نگران خواهد شد
و در اواخر این غزل مطرح می کند که روزی غم هجران عاشقان حضرت و درد هجر پایان می پذیرد و عاشقان پس از تحمل اندوه و فراق از شدت رنجی که از بابت دوری محبوب کشیده اند، بی اختیار تا بارگاه دوست فغان کنان پیش می روند.
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل / تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید/ از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
و مراد از خورشید، حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ است که روزی ظهور خواهد کرد.
والحمد لله رب العالمین علی کل حال
فرزانه در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
جز اینقدر نتوان گفت در جمال تو عیب
که((خال)) مهر و وفا نیست روی زیبا را
دیوان، انجوی شیرازی
با توجه به روی زیبا فکر میکنم که خال صحیح تر باشه
دکتر محمد ادیب نیا در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:
لسان الغیب حافظ شیرازی در غزلیات خود اشارات زیادی درباره شباهت حضرت مهدی علیه السلام به پیامبران دارد. در این بین، چند نمونه از ابیاتی که به صورت پراکنده در اشعار دیوان حافظ آمده است، را ذکر می کنیم؛
1. حضرت سلیمان:
گر چه شیرین دهنان پادشاهند ولی / «او سلیمان» زمانست که خاتم با اوست
2. حضرت عیسی:
مژده ای دل که «مسیحا» نفسی می آید / که از انفاس خوشش بوی کسی می آید
* * *
از روان بخشی «عیسی» نزنم پیش تو دم / زانکه در روح فزایی چو لبت ماهر نیست
3 . حضرت یوسف:
«یوسف» گم گشته باز آید به کنعان غم مخور/ کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
* * *
حافظ مکن اندیشه که آن «یوسف» مه روی / باز آید و از کلبه احزان به در آیی
* * *
گفتند خلایق که تویی «یوسف ثانی» / چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی
شیرین تراز آنی به شکر خنده که گوییم / ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی
محمد در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۶۰: