گنجور

حاشیه‌ها

امیرحسین علی محمدی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:

شنیدن این شعر از زبان استاد دکتر سروش که شعر رو خطاب به حضرت رسول ( ص ) می خوندند واقعا شنیدنی ولذتبخشه

علی امینی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:

حضرت حافظ در مصرع اول بیت اول اشاره به استغفار و گریه در جهت پاکی و بخشش حضرت حق دارند.

علی امینی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:

اشاره حضرت حافظ در بیت اول به داستان معروف حضرت یونس در قرآن است ، و تفکر اساسی عرفا ، لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین، که ظاهرا این بخش از آیه از اذکار مجرب و توصیه شده توسط اساتید عرفان است.

هاشمی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۹ - حکایت اتابک تکله:

تصور بنده اینست که اگر جناب سعدی در این روزگار می زیستند این بیت را اینچنین تغییر می دادند
عبادت بجز خدمت خلق نیست
به سجاده و مسجد و دلق نیست

عبداله جوادی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

خاطره ی من از این شعر در جلسه ی استیضاح عطا اله مهاجرانی وزیر ارشاد خاتمی بود که وقتی فهمید که براش چه خوابهایی دیدند در پایان این غزل رو خوند وپایین اومد
ایین تقوا ما نیز دانیم .......

عارف در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:

دوستان گلم با سلام و عرض ادب
هر کس از دوستان به نسبت درک و شعور ادبی و عرفانی دیدگاهی دارند مسیر حافظ و سعدی و پیامبران و دیگر شاعران روشنست دنبال تناقضشان نگردید که همه فلشی است به سمت انسان بودن و انسان گونه زیستن . در جزییات ک غرق شوید کل فراموش میشود.
میفرماید :
مستور و مست هر دو چو از یک قبیله‌اند
ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست.
با وجود این همه راهنما در زندگیمان گمراه شدن ظلمیست بسیار سنگین در حق خویش.
به امید
انسان بودن وانسان ماندن وانسان مردن ه

خشک نباشیم در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:

با سلام خدمت دوستان گنجوری. حاشیه ای که حقیر می نویسم نظر شخصی اینجانب می باشد و صرفا جهت مشارکت در بحث بسیار جذاب حاضر نوشته شده و هیچ قصد مجادله ای ندارم.
یکی از اشکالات بزرگ ایرانیان این است که فردی را بسیار ارجمند کرده و مجال نقد اورا از دیگران می گیرند.البته من هم با اینکه سعدی زن ستیز بوده مخالفم ولی البته انسان میاد آفریده شده و باید همه چیز را حتی برخی قوانین اسلام را زیر سوال برو چرا که بدون دیدن عیب های چیزی هرگز چیز بهتر دیگری را نخواهیم یافت.مثلا حافظ در بسیاری از ابیات به برخی قوانین اسلام ایراد گرفته و حتی دنیا و "عقبی"را زیر سوال برده:
سرم به دنیا و عقبی فرو نمیرود ...
جناب سعید نیز انسان بوده و با توجه به شرایط همان دوره سخن می گفته و دوستانی که گفته اند جناب مولانا زن ستیز بوده باید گفت که دز کتاب فیه ما فیه صرفا به شاگردانش گفته که از حضور و وابستگی های عاطفی به زنان خودداری کنند و دلیل آن کاملا واضح است , چرا که وجود زن در زندگی انسان مسولیت های زیادی به بار می آورد کمااینکه در این دوره نیز ازدواج یک مسولیت بسی از سنگین است ,و صوفیان زمان مولوی که گاها چهل روز به عبادت می پرداختند و مدام در سیر و سلوک بودند چگونه می توانستند بار یک زندگی دیگر را به دوش بکشند آنهم در دوره ای که فقط مردان کار نی کردند?مولوی می گوید برای آنکه وابسته نشوید و از کار های خود باز نمانید بهتر است که کمتر با زنان سر و کار داشته باشید و به هیچ وجه زن ستیزی را نمی توان دید و نقد شخصیت افرادی چون سعدی و حافظ به آسانی و آن هم از روی چند بیت و کتاب میسر نمی شود.نقل قولی از استاد ادبیات گذشته ماست که می گفت:هر بیت حافظ ایهام دارد و هیچ بیت بدون ابهامی پیدا نمی کنید !
پس نقد اشعار این اشخاص بسیار مشکل است و بررسی شخصیت آنها به مراتب مشکل تر!
زود قضاوت نکنیم.

علی تاریویردیلو در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶۱:

واقعاً خیلی خوب گفته این شاعر گرانقدر
بدترین دشمن هر کس فکر افکار رفتار خودش هست
و هیچ کس دل سوز تر از خودش به خود ش نخواهد بود

شهره در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۳:

اولین بار این شعر قشنگ حافظ را تو سریال اشوب شنیدم
اما یکم فرق داشت انگار
مرسی از نگارش شما

دکتر امین لو در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۲۶ - قصیدهٔ مرآت الصفا، در حکمت و تکمیل نفس:

بیت 31
نترسم زآنکه نباش طلیعت گور بشکافد
که مهتاب شریعت را به شب کردم نگهبانش
در مصرع اول طلیعت صحیح نیست و طبیعت درست است.

دکتر امین لو در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۲۶ - قصیدهٔ مرآت الصفا، در حکمت و تکمیل نفس:

بیت 30
که گور کشتگان باشد به مون اندوده بیرون سو
ولیکن ز اندرون باشد به مشک آلوده رضوانش
مصرع اول "مون" صحیح نیست و خون صحیح است.

دکتر امین لو در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۲۶ - قصیدهٔ مرآت الصفا، در حکمت و تکمیل نفس:

بیت 29
میان چار دیواری به خاکش کردم و از خون
سر گورش بیند و دم چو تلقیم کردم ایمانش
مصرع دوم به صورت زیر اصلاح شود
سر گورش بیندودم چو تلقین کردم ایمانش

دکتر امین لو در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۲۶ - قصیدهٔ مرآت الصفا، در حکمت و تکمیل نفس:

بیت 19
چو طوطی کینه بیند شناسد خود بیفتد پی
چو خود در خود شود حیران کند حیرت سخندانش
در مصرع اول این بیت "کینه" صجیج نیست و گاینه صحیح است . کاینه مخفف که آیینه است. این بیت اشاره به نحوه تعلیم طوطی دارد. و خاقانی خود را در مقابل پیر تعلیم مانند طوطی بینی می بیند که هر چه او می گوید تقلید می کند.به عبارت دیگر شاگرد هرچه می گوید تکرار سخن استاد است.

یوسف در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۱:

به نام آن مهربان و با ذکر و یاد حکیم گرانقدر
با احترام به همه دوستان و عزیزانی که نظر خودشون رو بیان کردند. احساس کردم باید دین خودم رو با عنوان کردن درکم از این رباعی به حکیم عزیز ادا کنم. قریب به 22 ساله که من در مورد تک تک رباعیات حکیم تحقیق کردم و تامل کردم. همونطور که مستحضرید در مورد حکیم چندین روایت وجود داره عده ای گفتن میخوار بوده عده ای گفتن نبوده عده ای گفتن ریاضی دان بوده و منجم عده ای گفتن شاعر بوده. هر سه این روایت ها درست هستن. حکیم به دنبال اسرار هستی و نیستی شدیدا وابسته به می بوده چرا که در رباعی میگه من بی می ناب زیستن نتوانم بی باده کشید بار تن نتوانم. من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم. این نشون میده که با می زندگی میکرده. اما در رباعی بالا حکیم به بیداری روحانی میرسه و به خداوند نزدیک میشه. و در واقع قطع مصرف میکنه چون از جام الست مست میشه. وجودش سرخوش از عشق خدا میشه و به همین دلیل میگه اکنون که تو بر دلم نشستی نخورم.
با سپاس از گنجور
پاینده باشید.

اسماء جوان در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

الحمدلله شکر و سپاس فراوان که اطمینان حاصل شد میل یار به ماست و مزاحمت های ما برای شما باعث نگرانی نیست .خوشحالی هایمان روزافزون شادی هایمان پی در پی حاجتمان روا و نذرمان ادا گردید. همراه با خدا و فرشتگان صد صلوات برای سلامتی و توفیق شما .
برقی از خیمه لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد
گلبن عیش می‌رسد.ساقی گلعذار کو
باد بهار میوزد باده خوشگوار کو.
گفت مگر زلعل من بوسه نداری آرزو
مردم از این هوس ولی قدرت اختیار کو
آمد بهار جانها ای شاخ تر برقص آ
چون یوسف اندر آمد مصر و شکر برقص آ
مرسدس یوسف مصری همه اقرار دهید
می خرامد چو یکی تنگ شکر بار دهید
غم مرد و گریه رفت و بقای من و تو باد
هر جا که گریه ای است کنون خنده میشود
جویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم
خویش را چون زهر دیدم در شکر آویختم
مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
شادیهایت بی پایان باد
این شور و شعف هم مرهون سایت معظم گنجور
و با امید

کیان علیزاده تبریزی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۱ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۷:

من هم از کودکی بیت ششم رو چنین شنیده ام که:
عاشقانِ تو همه، نام و نشانی دارند
آنکه در پیشِ تو بی نام و نشان است، منم...

^_^ در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می داد:

واقعا هر وقت میخونمش گریم میگیره
چه کارا ک برامون نکرده و ما مثل اون نوجوون مغرور بودیم
چه عزیزی که نکردی با من...

۰۰۷ در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵۹:

با تشکر از همه‌ی دوستان که با اقرار به عدم آگاهی کامل، باز هم جرأت می‌کنند و نظرشان را انتقال می‌دهند.

جباری در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶۷:

غیر از بیت هشتم، از نظر رسم الخط، بین «را» و «مانم»، یعنی ردیف، در ابیات دیگر باید فاصله قرار گیرد زیرا دو مقولۀ دستوری هستند

بهنام در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۳۲:

اگر فقرمد نظر نباشد منظور کسی است که میخواهد پایبند عبادت باشد پس نباید دلش به دنیا و...وابسته باشدباید غم و همش معبود باشد هر چند که اهل و عیال داشته باشدو باید برایشان بکوشد اما نباید خود را محدود به آن کند ...حکایت کسی است که دلش مشغول دنیاست و میخواهد آخرت را به دست آورد ! آیا میسر میشود؟ پس باید از بند مال و فرزند خود را برهاند و قلبش را مشغول معبود کند همانند ابراهیم خلیل که به خاطر معبود نفس خود را قربانی کرد که فرزند محبوبش بود

۱
۲۶۰۷
۲۶۰۸
۲۶۰۹
۲۶۱۰
۲۶۱۱
۵۷۲۹