بهرام مشهور در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵:
جناب حسین کرمانشاهی نظرتان کاملاً درست است و اصولاً انگار همه شاعران بزرگ ایران دارای یک روح بوده اند
امیر در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
درکارگلاب وگل حکم ازلی این بود...کاین شاهدبازاری وان پرده نشین باشد..به ضمایرتوجه فرمایید..کاین ...گلاب ...وان ...گل
پس شاهدبازاری گلاب است وگل درپرده وپرده نشین
درعالم معنا وظاهرهم اصولا گل پرده نشین است واین گلاب است که دربازارفروش می رود.
بهرام مشهور در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۷:
تا چند کنی با گل مردم خواری درست است یعنی تا چقدر دیگر می خواهی با گل مردم بی احترامی بکنی
بهرام مشهور در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۰:
این شعر از خیام نیست
بهرام مشهور در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۸:
درویش عزیز درست نوشته و چیر مخفف چیره است و خیام می گوید بر چرخ فلک هیچ کسی چیره (مسلط) نشده است
Behrouz در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۸ - حکایت:
ممکن است شخص مولانا بوده باشد با توجه به اینکه مولانا بگفته سلطان ولد 3 روزه بوده و وقتی چیزی میخورده استفراغ میکرده و در اشعار خود در دیوان شمس بر نخوردن و روزه داری و همچنین شب زنده داری تاکید دارد. اشعار و حکایات سعدی بیشتر شرح آفتق و سفرها و تجربیات وی است اما مولانا استاد درون است و حالات عرفانی شاید به همین دلیل هم سعدی با یک شب مهمان او بودن او را قضاوت کرده و مولانا را بخوبی نشناخته باشد هرچند قطعی نیست که شخص مورد نظر سعدی هم مولانا بوده باشد.
بهرام مشهور در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۱:
شعری را که گنجور نوشته اصل و درست است منتها دوستان باید دقت بیشتری بکنند . این یکی از موارد نادر در صنعت شعر پارسی است که از یک کلمه (پا) شاعر فاکتور گرفته ! در واقع خیام می بایستی از نظر دستور زبان درمصرع سوم بنویسد : پا پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی - که پای اول فعل امر است : پا - خور - بین - رو که برای تکمیل این افعال امر یک حرف اضافه ب یا به به ابتدای آن می افزایند ولی بدون این حرف اضافه نیز فعل درست است . پا یعنی بپا یعنی مواظب باش معنی این مصرع این است : بپا که پا بر سر سبزه به بی احترامی (خواری) نگذاری - چرا که این سبزه از خاک لاله رویی رسته است .
بهرام مشهور در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵:
درود فراوان به حمیدرضای نازنین و یک بنده خدای عزیز
یاسان در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - پند و موعظه:
ایمان عزیز بیتی که در اون برنامه ذکر کردید از هر منبعی که آورده شده اشتباه است و "به نقش" درست است و نه "بنفش" دلیل ساده آنکه پشت مار رنگهای مختلف میتواند داشت و شاعر در صورتی میتواند آن را علی الاطلاق بنفش بخواند که پشت همه مارها بنفش باشد و به این رنگ مشهور. اما دلیل این اشتباه تفاوت رسم الخط در نگارش امروز و گذشته است. چنان که "به نقش" را "بنقش" مینوشتند و اشتباه در خوانش یک نقطه به احتمال بسیار عامل این خطا بوده است. (چون دیگر ترکیبها همانند به نام یا بنام به معنی نام دار بودن)"به نقش" یا نقش دار بودن صفت غالب مارهاست و نزد مردم و در مثل هم صفت غالب و مشهوری برای مار است. از اینجا علت این تفاوت پیداست.
عاطفه در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:
سلام دوستان عزیز
میشه لطفا بگید تلفظ صحیح واژه 《مینکنی》 در مصرع دوم بیت اول چطور هست؟
با توجه ب اینکه باید با وزن شعر هماهنگ باشه
ارشک دادور در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:
کاوه دیلمی این غزل رابه تاسی ازاستادبنان دربزرگداشت استاد،بااستادی اجرانموده است که دراین راه محمدموسوی نیزایشان راهمراهی کرده اند....ازدوستان اگرکسی نشانی اینترنتی این برنامه راداردممنون خواهم شدلینک آنرادرج نماید
محمد ضیا احمدی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۳۶:
میگویند در زمان قدیم پادشاهان مستبد هیچگونه رحم و مروتی نداشتند و نصیحت پذیر نبودند لذا کسی جرئت نمیکرد مطلبی خلاف نظر شاه بیان کند / در این قطعه می بینیم سعدی توصیه بسیار تندی به شاه میکند و میگوید اگر رعایت ملت را نکنی هر به هر عنوان از مردم میگیری «زهر مار» برایت باشد واگر رعایت ملت را میکنی به اندازه مزد چوپان حق داری نه بیشتر.
محسن در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۷:
این رباعی به این صورت هم روایت شده
دردهرهرآنکه نیم نانی دارد یادرخورخویش آشیانی دارد
نی خادم کس بود نه مخدوم کسی گوشادبزی که خوش جهانی دارد
ساسان در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۱۲:
با درود
گمان می کنم ؛ در جمله ی " پیاده عاج چو عرضه شطرنج به سر میبرد فرزین میشود " ، عرصه درست باشد . چون با توجه به نوشته ، منظور گوینده این بوده که هنچنان که سرباز در شطرنج با گذر از زمین و رساندن خود به آن طرف ، پیشرفت نموده و تبدیل به وزیر می شود ، انسانی که به حج می رود نیز ، باید وارسته شود . نه این که از پیش ، بدتر شود
بنا بر این ، عَرضه به معنی ارائه کردن و عُرضه به معنی توانایی ، در این نوشته ، جایی ندارد .
سپاسگزارم
جلال سلامی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۴:
ابیات یارم به یک لا پیرهن، خوابیده زیر نسترن... نه از مرحوم مشیری و نه از فائز دشتستانی است!
بلکه از مرحوم تراب جهرمی است.
ساکت در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۵۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۴:
میلیاردها سال قبل از ما و بدون حضور ما زمین به وجود آمد و آهسته و پیوسته انواع و اقسام گیاهان و جانوران را در دامن خود پرورش داد و به وجود آورد، اکنون نیز اگر حادثهای کیهانی رخ ندهد، میلیاردها سال دیگر، بدون این که از ما نامی و نشانی بر جای مانده باشد به کار خود ادامه خواهد داد، پس همانگونه که بدون ما به وجود آمد، نبود ما نیز خللی در کار او به وجود نخواهد آورد.
علی شیرازی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
مهربانان
درود خداوند بر شما باد.
دوستان گرامی مطالبی در باره «گشتن» و «جستن » نوشته بودند.
چنانچه گشتن به تنهایی به کار برود به معنی جستجو کردن نیست بلکه بایستی با واژه «دنبال» همراه شود. دنبال چیزی گشتن= جستن است. در ضمن امروزه «جستن» بیشتر به معنی «یافتن» به کار میرود ولی در اشعار قدیم «جستن» به هیچ وجه معنی « یافتن» نمی دهد.
لذا «یافت می نشود، جسته ایم ما » صحیح است و نمیتوان از «گشته ایم» استفاده کرد.
مجیدبیدل در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۴۵ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۳۴ - در رفتن شیرین به کوه بیستون و گفتگوی او با فرهاد و بیان مقامات محبت:
کسی را نیست بحث از هیچ بابش ...لطفا اصلاح گردد
امیر در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:
بیت بعدی هم سه بیت قبل را تایید میکند و میگوید کاستی انسان موجب عدم وصال میشود و نه وجود دربان و محاسبهگر دیوان الهی در آن درگاه:
هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست
ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست
مهدی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۷: