گنجور

حاشیه‌ها

امیر در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:

صاحب دیوان ما گویی نمی‌داند حساب
کاندر این طغرا نشان حسبة لله نیست
فکر می‌کنم به محتسب طعنه می‌زند و می‌گوید گویی دیوان الهی بر خلاف دیوان حکومتی از حساب چیزی نمی‌داند. چون مثل دیوان حکومتی نشان «حسبه‌الله» در فرمان الهی نیست.
بیت بعدی هم تکمیل‌کننده‌ی این بیت است:
هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو
کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست
و در بیت بعد می‌گوید آن‌چه مانع ورود به آن درگاه می‌شود، نه یک محاسبه‌گر و دربان در آن درگاه، بلکه عدم یکرنگی و خودفروشی انسان است:
بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بود
خودفروشان را به کوی می فروشان راه نیست

محمد ضیا احمدی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۱۲:

مردم گزای بد ذات تر از مردم آزار است

جمشید پیمان در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:

وقتی حافظ می گوید؛ "پیرِ ما گفت ..."
جمشید پیمان، 12 ـ 08 ـ 2019
این غزل چندین نکته ی درخور توجه و اندیشیدن دارد. امّا آنچه این غزل را از دیگر غزل های حافظ متفاوت کرده ،این بیت است:
پیرما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد
شارحان و مفسران شعر های حافظ و حافظ شناسان برای معنی و توجیه و تفسیر این بیت فراوان گفته و نوشته اند. البته بیشتر کوشیده اند حافظ را از شائبه ی کفر گوئی و تعریض به خدا برهانند. من به اندازه شناخت و درکم از این بیت می کوشم راهی به دهی ببرم. نمی گویم سخن من تازه است و دیگران آنچه را می خواهم بگویم نگفته اند. باری، در آغاز ببینیم این بیت را چگونه می توان خواند:
خوانش نخست این است که حافظ تنها سخن " پیرما" را نقل می کند و خودش نسبت به ماهیت کلام پیر نه نقشی دارد و نه نظری:
پیرما گفت :" خطا بر قلم صنع نرفت، آفرین بر نظر پاکِ خطا پوشش باد "!
در این حالت ،ضمیر " ش" در " خطا پوش اش" به صانع یا پروردگار بر می گردد.
خوانش دوم این این است که حافظ در مصرع اول سخن "پیرما" را نقل می کند و در مصرع دوم نظر خودش را بیان می دارد. در این صورت ضمیر "ش" میتواند هم متعلق به "پیرما" باشد و هم به صانع یا خداوند:
پیر ما گفت :" خطا بر قلم صنع نرفت" ، افرین بر نظر پاکِ خطا پوش اش باد!

باید ببینیم حافظ به چه موضوعی نظر داشته است که به قول بسیاری ، باورش به وجود خطا در قلم صنع را در پرده ی ایهام و سخن چند پهلو و رندانه گفته است! آیا می خواسته بگوید قلم صننع هم در معرض خطا است یا مرتکب خطا شده است، بی آنکه مسؤلیت حکمش را در زمانه ی سلطه متشرعان متحجر و از بیم جانش،نپذیرد؟ و به همین دلیل دست به ترفند نقل قول زده است؟
به نظر من نمی تواند چنین باشد، زیرا حافظ در جاهای دیگر بی هر ملاحظه ای با صراحت و نه در پرده و رندانه، بی ترس از عواقب و عوارض پرخطر سخنش،خدا را خطا کار معرفی می کند . برای نمونه؛ می گوید:
" آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی"!
و یا در بیتی از غزلی دیگر چنین می سراید:
نیست امّید صلاحی ز فسادِ حافظ
این هم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد" .
در این بیت هم حافظ با قاطعیت و صراحت با این حکم خدا معارضه می کند که گفته است؛ هر انسانی بر فطرت اسلام زاده می شود!
مثال های فراوان در این مورد در شعر های حافظ هستند. چرا باید در این بیت مورد مناقشه؛ پیر ما گفت خطا ...، با زبان ایهام و در پرده و رندانه سخن گوید؟ پذیرفتن این امر هم بسیار بعید و دشوار است که حافظ زیر شرائط سیاسی و دینی حاکم زمانه اش که حتا اشعارش را جز خواص و معتمدانش، از دیگران پنهان می کرده است چرا باید یک جا با ترس و در جاهای دیگر بی محابا حرف دلش را حتا در تعریض به خدا بزند؟ این دوگانگی در رفتار قابل توجیه نیست!
موضوع دیگر خود " پیر ما " است! این پیر یا خود حافظ است که سخنش را برای غیر مستقیم گفتن و به آن وجه نقل قول دادن، از زبان او می گوید. یا بطور واقعی کسی بوده که حافظ او را پیر خودش می دانسته است.من به وجه نخست باور داررم. زیرا تاکنون بطور قطعی کسی به عنوان پیر حافظ شناخته نشده است، و در این مورد هر کسی رائی زده است! در هر دو صورت، اگر ادعای کسانی را بپذیریم که حافظ از بیم جانش سخن در پرده و رندانه و بویژه به نقل از " پیرماگ گفته است باید برای این مساله هم پاسخی بیابیم: " پیر ما" در اینجا اسم معرفه است. بنا براین اگر حافظ مورد مواخذه قرار می گرفت باید به اصطلاح امروزی ها این " پیر ما" را لو می داد! و این با منشی که حافظ در شعر هایش از خودش نشان داده است متباین می شود!
عقیده دارم حافظ در رابطه با کفر گوئی ـــ به اعتبار کفریات متعددش ـــ ظاهرن بیمی نداشته است. اما همیشه که کفر نمی گفته است؟ صدها برابر چند بیت کفرآمیزش، بیت های مبین اعتقاد و ایمانش به خدا ـــ با همه ی ویژگی های قرآنی اش ـــ سروده است. فکر می کنم این بیت جنجالی( دیگران جنجالی اش کرده اند!) یکی از همان بیت هائی است که در آن به ستایش خدای خودش پرداخته است. با این فرض،به نظر من در هر مصرع از این بیت به یکی از ویژگی های خاص الله یا صانع کل اشاره دارد: ویژگی نخست بَری بودن خدا از هر خطائی است. زیرا وجود هر خطائی ولو جرئی و کوچک موجب نقض صمدیت خدا می شود ، پس می گوید : " پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت"! اما در مصرع دوم اشاره به ستّار العیوبی خدا دارد که به قول سعدی : " پرده ی عصمت بندگان به خطای منکر ندرد"، بنا براین می گوید : " آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد" . در حقیقت ستایش می کند نظر پاک و خطا پوش خداوند را!
نکته دیگر اینگه بعضی پنداشته اند پیر در حالی که می دانسته خداوند مرتکب خظا می شود، با بزرگواری آن را ندیده می گیرد و عیب پوشی می کند. این برداشت چند اشکال دارد؛ اشکال اول اینکه پیر را در عمل آدمی ریا کار نشان می دهد، زیرا خطای خداوند هم عرض و هم ارز خطای یک انسان نیست که محدوده و تاثیر قابل گذشتی داشته باشد. من اگر به کسی اهانت کنم او می تواند با بزرگواری آن را نادیده بگیرد و کار زشت مرا از دیگران پنهان دارد و مرا ببخشد. اما اگر نسبت به او مرتکب جنایت شوم و مثلن یکی از نزدیکانش را بکشم آیا آن را پوشیده می دارد؟
در این کیهان بی حد و مرز که در نظر خدا پرستان اگر هر چیزی یک میلیاردم میلی متر از جای خودش جدا شود نظم کل هستی برهم می خورد، آیا خطای خدا قابل پوشیدن است ؟ آنهم کسی بپوشاند ـــ حافظ یا پیرش ـــ که چندین جای دیگر با صراحت گفته است؛ نه می شود پنهان کرد و نه می شود نادیده گرفت! اشکال دیگر این است که اگر در مصرع دوم این حافظ است که به نظر پاک خطاپوش پیرش آفرین می گوید، باید پرسید او بر چه مبنائی می دانسته که پیرش از باب خطا پوشی گفته است که خطا بر قلم صنع نرفت، نه بر اساس اعتقاد راسخش به بری بودن خدا از خطا؟
باری اگر حافظ را فقط منتقل کننده قول پیر در این بیت بدانیم می توان از مضمون بیت به این نظر هم رسید که : پیر اعتقاد دارد یکی از دلائل محکم برای بری بودن خدا از خطا، صفت خطا پوشی او است، پس افرین بر نظر پاک و خطا پوش اش باد!
نوشته را اینگونه تمام می کنم که نه قصد دفاع از حافظ را دارم و نه می خواهم اثبات کنم او کفر می گفته یا نمی گفته است.حافظ در شعر هایش هم کفر گفته است و هم خالصانه ابراز بندگی در برابر پروردگارش کرده است. و این بیت برای من نمونه ای از ابراز بندگی توام با ستایش حافظ در برابر خدایش است:
پیر ما گفت :" خظا بر قلم صنع نرفت ، آفرین بر نظر پاکِ خطا پوش اش باد"!
در هر حال، تنها حافظ است که بطور قطعی و صد در صدی می داند چرا و به چه منظوری این بیت را سروده است، و به قول معروف: چون نیست خواجه حافظ، معذور دار مارا !

کیانوش در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:

رفته بودم دو سه روزی به تماشای دگر
غافل از اینکه نباشد چو تو زیبای دگر

به امیدی که بیائی و غم از دل برود
دیده من نگرانست چو شب های دگر

از نگاه گنه آلود دلم بگریزد
تا فریبم ندهد چشم فریبای دگر

رشکم آید که صبا از تو تمتع گیرد
در گذرگاه و به خلوتگه و هر جای دگر

دوش رفتم به تماشای گلستان و بهار
سوسن از وصف تو می گفت به گلهای دگر

هر تمنّا ز دل غمزده ام رخت ببست
دارم از چشم تو امروز تمنای دگر

من که گشتم زنگاه تو چنین مست و خراب
باز هم مست ترم ساز به مینای دگر

تا تو با آن قد دلجو زده ای راه مرا
نزند راه مرا قامت رعنای دگر

این سری را که به پایت زده ای از سر خشم
نگذارم زجفاهای تو در پای دگر

تا جهان باشد و تو رهزن دلها باشیی
نکند وصف تو را زهره زهرای دگر

شاهین در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳۳:

اینکه مولوی می گوید ترکی نمیدانم، یک عبارت کلیشه ای است. این عبارت قبل از او نیز بکار رفته و نباید دلیل ترکی ندانی او بشماریم.
عبارتی که در بیت آخر بکار رفته «دکتر» نیست، «س.ک.ت.و.ر» هست که مصحح محترم محض رعایت ادب سین را به دال تبدیل کرده. همه ترکربانها می دانند که این حرف زشت در مفهوم «گم شو» به کار میرود.

مجتبی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰۴:

لا شیئ است. یعنی ناچیز است

ساکت در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۶:

در این رباعی به ارزش وقت به عنوان سرمایه زندگی اشاره شده است، چرا که برای انجام دادن هر کاری در این جهان به زمان احتیاج داریم و بدون زمان نمیتوان هیچ کاری انجام داد، از سوی دیگر زمان پیوسته در حرکت است و ما را با خود به پایان کار نزدیک میکند. اکنون که تنها سرمایه ما زمان است و از سوی دیگر نمیتوان آن را متوقف کرد نباید آن را حتی به اندازه یک نفس جز در شادمانی بگذرانیم و از اشتغال به دشمنی در این فرصت گذرا و غیر قابل تکرار خودداری کنیم.

حامد در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

بی شک حافظ بی نظیر است برای انکه وقتی حاشیه ها را خواندم ،حافظ شاعر همه هست و همه درست میگویند همه از باده ومعشوق که برای انسان ها چیز عجیبی نیست که بعضی ها دلخور میشوند واقعا ایا حافظ عشق و عاشقی نکرده ؟؟؟؟
یا از عرفا و عالم بالا بی شک حافظ عاشقی ها کرده
و این حافظ است که همچنان مرموز و دوست داشتنی است

کاظم در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۱۷:

تک بیت اول حذف شده است

بهنام در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۳:

هموار خواهی کرد گیتی را
گیتیست کی پذیرد همواری
اندر بلای سخت پدید آید
فر بزرگمردی و سالاری..
رودکی

علی رفیع در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۳:

هر دمی دو عید کنند اشاره دارد به کلام سعدی شیرین سخن که هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات....

علی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ قاآنی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:

گرچه قبول دارم که جناب قاآنی شاعر خوب و معتبریست ولی به نظر من از درج اشعاری با چنین کلماتی باید خودداری شود ، مساله تحریک و این حرفا را بزاریم کنار ولی در شأن سایت نیست و امکان فیلتر کردن هم هست با تشکر

ساکت در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲:

در رباعیات خیام دو بار کلمه رند به کار رفته است. یکی در همین رباعی و یکی در رباعی (رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین) که در آن رند کسی است که از تعلقات مادی و معنوی رسته و (نه حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین) وصف حال اوست، در حالی که در رباعی مورد بحث تصویری که از رند در ذهن نقش میبندد شخصی است دلسوخته که هر سحرگاه به ناله مشغول است. این ناله یا یک راز و نیاز عارفانه و یا یک استغفار زاهدانه خواهد بود که در هر دو صورت با رند در رباعی دیگر خیام که نه عارف است و نه زاهد در تناقض است.

افشین در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۵:

بهمن شریف عزیز سپاسگذارم ازت
داشتم این شعر را با صدای شما گوش می کردم برای یافتن معنی شعر اینجا آمدم دیدم خودت پیام گذاشتی. شور و نوایی با دکلمه های زیبایت برایم آفریدی. ممنونتم

بیگانه در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳۱:

وااای! شاااهکار! صائب عزیز قطعا مغفول واقع شده است، خیلی... این نابغه ی باشکوه...

محمد رضا در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:

با درود خدمت دوستان
من با نظر حسین و جناب کنجکاو موافقم چون منطقیه
باید به تاریخ شیراز در دوران حافظ مراجعه کنید

کامی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:

بعضی اصرار دارند چیزهای آسان و درست را دشوارتر کنند تا بگویند بیشتر از دیگران میفهمند.

شروین در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۹۲:

غمم غم مونسم غم حاصلم غم
شب و روزم غم و آه دلم غم
مگر اندوده اند از غم گِل من
که تا آخر غم و از اولم غم
زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

حیدر در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴۱:

سلام به همه دوستان اهل دل
ممنون میشم راهنماییم کنید که معنی بیت چهارم، چه بلا ستمکش...، چی میشه؟
باتشکر

۱
۲۵۶۷
۲۵۶۸
۲۵۶۹
۲۵۷۰
۲۵۷۱
۵۷۲۹