گنجور

حاشیه‌ها

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۸:

گه گویم : کار ترا گیرم سست
خوش خوش مگر از تو دست بتوانم شست
چون عزم رهی شود درین کار درست
از جان باید گرفتن آغاز نخست

در دنیایی که بقول شما مولایائیان من ذهنی در همه فراگیرو فعال است ویا تقریبا همگان گمراهند وجایگاه خود در جهان آرامش و یگانگی الهی هرگز تجربه نکرده اند، پا گرفتن و ریشه زدن برای چنین چون همین شاعر، زاهدانی خود چون معجزه است. زاهد باید در شوره زار کنونی ریشه زند ودر جهان عاری از عشق و مهر الهی در دلها، عاشقی ،دیوانگی و عاشق دیوانه ای بیش نیاید مگر به حکمت و لطف و عاشقی اش.

امین.خ در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:

در جواب آقا ابی باید بگم که قبا در اون زمان برای اشاره به بالاپوش خانم ها هم به کار می رفته

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۵:

ای صبر ، از آن خدای بیداد پرست
کز وی همه بیداد جهان یکسره هست
نزدیک شوی ازین بلا نتوان رست
ای صبر وفادار ، هنوز این یک دست
که اول دست وخود هم آخرین دست
بهر عاشقان است

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۵:

ای صبر ، از آن خدای بیداد پرست
از وی همه بیداد جهان یکسره هست
نزدیک شدی ازین بلا نتوان رست
ای صبر وفادار ، هنوز این یک دست
که اول دست وخود هم آخرین دست

ali در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳۳:

کآب حیاتم خواندمت تو خویشتن کر ساختی

آرش در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۵:

برای بررسی بهتر این ابیات به این منابع رجوع کنید:
رسالۀ دکتری «پیتر ج.آون» (1978) رجوع کنید. این رساله تا کنون دو بار به فارسی ترجمه شده است:
1) شیطان در تصوف: تراژدی ابلیس در روان‌شناسی صوفیانه، مترجم: مرضیه سلیمانی، نشر علم
2) غمنامۀ ابلیس (ابلیس در روانشناسی صوفیان)، مترجم: پگاه خدیش، انتشارات روزنه
و مقالۀ «فریده داوودی‌مقدم» با عنوان «دیدگاه‌های سنایی درباره ابلیس»، پژوهش زبان و ادبیات فارسی، بهار و تابستان 1383 - شماره 2 ISC (11 صفحه - از 89 تا 99)

حیران در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۰:

آفرین بر بهار بیک برای خوانش زیبایش..

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:

یا رب بنما شاد تو روح انسان
هرچند که کرده خانه اش خود ویران
راز عشق دل خویش چون گشودن بتوان
عاشق توجهانی و دل خویش توان

رضا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - قصیدهٔ طلوعیه:

همه ی این ابیات رو میگه و توصیف فضا میکنه تا آخر برسه به دو بیت پایانی و مدح امیرالمومنین علی ع در میدان جنگ. دوستانی که میگن فقط شرح خورشیده پایان شعر رو نگاه بیاندازند.

فرهاد میم در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:

درود بر دوستداران علم و هنر،
بنظرم در شعر تنها یک اشتباه لغوی ست که هیچ نویسنده ای دور از خطا نیست، و متاسفانه این کلمه تمام دوستان رو بخودش مشغول کرده و از پی بردن به اصل قضیه دور کرده،
پیشنهاد میدم با تحمیل نظرات غیر منطقی خودتکن دیگران رو در لذت بردن از اشعار زیبای مولانا دور نکنید.

مهران امینی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:

بادرود به تمامی دوستداران گنجور من به تازگی کتابی تحت عنوان گام به گام با شاهنامه به چاپ رسانیده آم که امیدوارم مورد استفاده همگی واقع شود دراین کتاب من تمام ابیات را معنا کرده‌ام ‌و برای این کار زحمت زیادی کشیده ام امیدوار که بخوانید و از آن لذت ببریدواگر کاستی هست لطفا بنویسید با سپاس از همگی

محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۴ - از کفم رها:

استاد شجریان در بیت پنج ،به جای کلمه بس ، از کلمه دل استفاده کردند

محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۴ - از کفم رها:

استاد شجریان بیت پنجم به جای کلمه بس ، از کلمه دل استفاده کردند

رضا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:

بهتر بود به جای وزن پنج هجایی مستفعلتن نوشته‌می‌شد: مفعول فعل یا مستفعل فع.

برهان در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۳۶:

معنیش چیه؟

اردشیر در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:

گفتار دوستان و استادان را خواندم. برخی مانند استاد«م.زارع» فرموده‌اند که این شعر از خیام نباید باشد زیرا ایرادهایی دارد.
بنده نیز میخواهم همین را خدمت سروران و بانوان گرامی عرض کنم. بویژه یک ایراد اساسی در بیت دوم در واژۀ «میگرفتی» وجود دارد. چنین واژه‌ای اصلا درست نیست . طبق ادبیات 1000 سال پیش، باید گفته میشد «گرفتی» که یعنی «میگرفت». از دیدگاه دستور زبان نمیتوان هم «می» در آغاز فعل آورد و هم «ی» استمراری در پایان.
بزرگمرد دانشمند و ادیب والا مقامی چون خیام نیشابوری غیر ممکن است چنین اشتباهی کرده باشد.
این شعر باید در همین سدههای اخیر نوشته شده و به خیام منسوبش کرده باشند. مهمتر اینکه در نسخه های کهن این شعر وجود ندارد!

سپهر در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۷:

خطاب به اقا سعید
منظور کلی خیام در این رباعی مال اندوزی و طمع می باشد.

کتایون فرهادی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵۰:

داری دری پنهان صفت, شش در مجو و شش جهت
پنهان دری که هر شبی زان در همی‌بیرون پری
چون می‌پری بر پای تو رشته خیالی بسته‌اند
تا واکشندت صبحدم تا برنپری یک سری
بازآ به زندان رحم تا خلقتت کامل شدن
هست این جهان همچون رحم این جمله خون زان می‌خوری
این ابیات مولانا تجربه ی خروح از بدن هر شب هنگام خواب و بازگشت دوباره است که با اتصال ریسمان نقره ای صورت میگیرد
در درون ما دری پنهان صفت وجود دارد که ویژگی بارزش نامریی بودنش هست شبها از آن در خروج میکنید و در حالیکه به یک ریسمان نقره ای محکم اتصال داریم برمیگردیم
“شش در مجو و شش جهت” اشاره به : چپ و راست و پس و پیش و بالا و پایین است که در کل نماد “جهان مادی” است… یعنی در جهان مادی بدنبال در نگرد
خود می گوید دنبال “شش در” نگرد، چرا که از آن “یک در” هر شب از جهان مادی بیرون می روی و صبحدم همان ریسمان برمی گرداندت به
این جهان!!!!
باید که بازگردی به این جهان تا خلقت تو کامل شود درست مثل زمانی که در رحم مادر بودی و کامل شدی و پا به این جهان گذاشتی
....و علت خون دل خوردنت در این دنیا نیز همین است که .....خلقتت کامل شود و آماده رفتن به سرای بعدی شوی
در این بیت خون دل خوردن با استعاره از خون خوردن جنین در رحم به زیبایی بازگو شده است

بهرام در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

یک سوال برایم پیش آمد اگر کسی بتواند کمک کند باعث امتنان هست. سوال این است که چرا شیخ سعدی در یکی از مصراع ها گفته....تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم...وقتی که کسی قرار هست مننتظر بماند که سراپای وجوش چشم و گوش شود که از رفتن نمی گوید . بلکه از آمدن سخن‌می گوید...آیا این تناقض نیست؟ شاید به خاطر رعایت وزن شعر بوده...ممنون که جواب می دهید

شیما در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:

شاید هم درباره حضرت علی باشه

۱
۲۵۵۷
۲۵۵۸
۲۵۵۹
۲۵۶۰
۲۵۶۱
۵۷۲۹