گنجور

حاشیه‌ها

محمدرضا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

علامه طهرانی در نوشتاری دیگر: کتاب روح مجرد می نویسد:
مرحوم آقا سیّد ضیاء الدّین دُرّیّ یکی از وعّاظ و اهل منبر درجه اوّل طهران و استاد علوم معقول بودند؛ و اینک متجاوز از سی سال است که فوت کرده ‏اند. حقیر در پای منبر ایشان کراراً بوده ‏ام؛ مسلک حِکَمی و عرفانی در منبر داشت و بیانش جالب و منبرش محقّقانه بود. در شب سوّم ربیع الثّانی یک هزار و چهارصد و دوازده هجریّه قمریّه، أخ‏الزّوجه حقیر: حجّة الاسلام آقای حاج سیّد حسن معین شیرازی دامت‏ معالیه در بنده منزل در مشهد مقدّس بودند، و از ایشان خواب جالبی را نقل نمودند که ذکرش مقرون به لطف است:
معمولًا در طهران، هر واعظی را که برای یک دهه برای منبر رفتن در مجلسی دعوت می کردند، در شب آخر وی را برای همان دهه از سال دیگر نیز دعوت می ‏نمودند. در آخرین سالی که مرحوم دُرّی در قید حیات بود، یک شب از دهه محرّم (شب هشتم یا نهم) جوانی از ایشان قبل از منبر سوال می کند که: مراد از این شعر چیست؟:
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ چراکه وعده تو کردی و او بجا آورد (3)
مرحوم درّی می گوید: جواب این سوال را در بالای منبر می دهم تا برای همه قابل استفاده باشد. ایشان در فراز منبر از قضیّه نهی آدم أبو البشر از خوردن گندم و داستان نان جوین خوردن أمیر المؤمنین علیه السّلام را در تمام مدّت درازای عمر بیان می ‏نماید و حتّی اینکه آن حضرت در تمام مدّت عمر ابداً نان گندم نخورد و از نان جوین سیر نشد. (روایت نخوردن گندم در تمام عمر، اختصاص به رسول الله دارد که چون از أمیرالمؤمنین علیه السّلام می‏ پرسند که: عائشه روایت می کند که: رسول خدا در تمام عمر یک شکم نان گندم نخورد، حضرت می فرماید: عائشه دروغ می گوید؛ رسول خدا در تمام مدّت عمر نان گندم نخورد، و از نان جو یک شکم سیر نخورد- انتهی.البتّه شکّی نیست که أمیر المؤمنین علیه السّلام هم تأسّی به رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم دارد و نان گندم نخورده است، همان طور که از أخبار استفاده می‏شود؛ و امّا این غیر از مضمون روایت سابق است.)
و سپس می گوید: مراد از شیخ در این بیت، حضرت آدم علی نبیّنا و آله و علیه السّلام است‏ که وعده نخوردن از شجره گندم را در بهشت داد ولی به آن وفا نکرد و از امر خداوند سرپیچی نمود و گندم را تناول کرد. و مراد از پیر مغان حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام است که در تمام مدّت عمر نان گندم نخورد و وعده عدم تناول از شجره گندم را او ادا کرده و به اتمام رسانید.
این مجموع تفسیر این بیت بود که وی بر سر منبر شرح داد و منبرش را خاتمه داد.قبل از پایان سال، مرحوم درّی فوت می کند؛ و لهذا در سال بعد، در دهه محرّم در آن مجلس مَدعُوّی که باید حضور داشته باشد، نمی ‏تواند شرکت نماید. درست در سال بعد در دهه محرّم در همان شبی که این جوان سوال را از مرحوم درّی می کند، وی را در خواب می ‏بیند که: مرحوم درّی به نزد او آمد و گفت: ای جوان! تو در سال قبل در چنین شبی از من معنی این بیت را پرسیدی و من آن‏طور پاسخ گفتم. امّا چون بدین عالم آمده‏ ام، معنی آن، طور دیگری برای من منکشف شده است:
مراد از شیخ حضرت إبراهیم علیه السّلام است و مراد از پیر مغان حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام؛ و مراد از وعده، ذبح فرزند است که حضرت إبراهیم بدان امر خداوند وعده وفا داد، امّا حقیقت وفا را حضرت أباعبدالله الحسین علیه السّلام در کربلا به ذبح فرزندش حضرت علیّ أکبر علیه السّلام انجام داد.

سحر در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲۱:

در بیت اول مرا صد در دکان بودی درست هست ولی به اشتباه درد کان نوشته شده .د دوم باید به کان بچسبد

گویان در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۹:

کسی نمیدونه عاقبت عشق باختن چی میشه
اینکه بگوییم از اول عاشق نمیشدی که نمیشود
عشق که با تصمیم قبلی شکل نمیگیرد
که با منطق سرنوشت تطبیق دهیم

علیرضا_ابوالحسنی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۹ - حکایت اتابک تکله:

بنظرم تفاوت بین طریقت و عبادت نکته مورد اشاره سعدی نیست، حرف اصلی شاعر را باید دریافت، و در پی تفاوت نسخ هر چقدر باشیم از اصل مطلب شاید قافل شویم.

هاشم اقدامی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۰۴:

نشان اهل خدا عاشقیست با خود دار/ که در مشایخ شهر این نشان نمیبینم.....

علیرضا_ابوالحسنی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۷ - هم در این معنی:

در هر جامعه ای و مقدار های متفاوت می توان این موضوع را مشاهده کرد، حتما در این ابیات حکیملنه نباید منظور پادشاه باشد، می تواند منظور من "علیرضا" باشد که در خانه ی خود در زیر "خنک کننده" نشسته ام و خبر از حال در گرما مانندگان ندارم، باشد.

هاشم اقدامی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۸:

نشان اهل خدا عاشقیست با خود دار:
یک نیم رخت وَلستُ منکم ببعید
یک نیم دگر اِن عذابی لَشدید
بر گرد رُخت نوشته یُحیی و یُمیت
مَن ماتَ مِن العشق فقد ماتَ شهید

امید در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۱ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۸ - تمثیل در بیان ظهور خورشید حقیقت در آیینه کائنات:

درود بر دوستان
لطفا یک معنی از این شعر اگر کسی اطلاع دارد در حاشیه بنویسد

هادی فراست در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۴:

با پوزش از اینکه نتوانستم وسیلهٔ پنجره مربوط به معرّفی آهنگی که در آن از این شعر استفاده شده، اینجا درج میکنم که از این شعر در ترانهٔ «تازه بهار» ساختهٔ استاد محمّدرضا لطفی، با آواز آقای محمّد گلریز (برادر آقای گلپایگانی) و اجرای گروه شیدا استفاده شده.
در ضمن خوشحال میشوم راهنمایی کنید که از این پس چگونه میتوانم با استفاده از پنجره مربوط این کار را انجام دهم. وقتی نام آقای گلریز را در محل درج «نام خواننده» وارد کردم تنها گزینه‌ای که حاصل شد ورود رمز پایین پنجره بود و درج هیچ اطّلاعات
دیگری از قبیل نام ترانه و آهنگساز مقدور نبود!

نامدار در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش دوازدهم » بخش ۵ - الحکایه و التمثیل:

همچنین مصرع
چه می‌گویم عجب نیست از خدایی اشکال وزن دارد
شاید اینطور باشد:
چه می‌گویم عجب نی از خدایی
مفاعیلن مفاعیلن فعولن

هادی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۵:

این شعر از سنایی غزنوی است

هادی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۹۹:

این رباعی بایستی از احمد غزالی باشد

۸ در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:

بابک جان،
ببخشای ( جمله کامل)
در مصراع شرطی
فراکرد پایه و پیرو که روانشاد خانلری به جای شرط و جواب شرط برساخته است.
دیر زی شاد وسرفراز.

۸ در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:

بابک جان،
به گمان جمله مرکب با جمله ساده
اشتباه شده باشد
چراغ دلی جمله خبری ( وجه اخباری )
دان جمله امری(وجه امری )
و راه خانه کجاست .........
و مصراع که جمله مرکب شرطی است که "پیرو " و
" همکرد " دارد.
شاد زی !
با یا بی سیاه چشمان

امین کیخا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸:

سعید جان شما بزرگواری میکنی و مهربانی می پراکنی . لطف داری به من ممنونم

علیرضا_ابوالحسنی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۳ - گفتار اندر بخشایش بر ضعیفان:

نه بر حکم شرع آب خوردن خطاست
وگر خون به فتوی بریزی رواست
که را شرع فتوی دهد بر هلاک
الا تا نداری ز کشتنش باک
معنای مصرع به مصرع 3 بیت نخست:
مگر نه اینکه به حکم شرع آب خوردن خطا می شود(منظور ماه رمضان می باشد)
و اینکه می توانی به حکم شرع خون بریزی (جنگ و سنگ سار و ... موارد متعددی که در دین و به حکم حاکم و شرع می توان جان انسان را ستاند)
آنکس را که شرع به کشتنش فتوی می دهد
ای آنکه از کشتنش ترس و تردیدی نداری
و اگر که می دانی دارای خانواده و خویشی هم هست
گناهش را با اینکه فتوی چنین گفته ببخش
...

بابک چندم در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:

8 جان،
می توان گفت که سه جمله در این مصرع نهفته، یا سه جمله را از آن می توان استخراج کرد و امثالهم... ولی این مصرع سه جمله نیست!
جمله می باید که شروع و پایان، و همچنین مستقلاً مفهوم داشته و مشروح باشد، ولی داشتن فاعل و فعل لزوماً یک جمله را نمی سازد...
برای نمونه :
"حسن خوابید" یک جمله کامل است، ولی " حسن خوابید و ..." دیگر جمله نیست چراکه مفهوم مشخص نیست که بعد از آن چه شد؟ حسن خوابید و دیگر بیدار نشد؟ حسن خوابید و خوش خوابید؟ حسن خوابید و هتل را آتش برد؟ و...
در این مصرع "اگر" بخشی از بیان (جمله) است و نمی توان آنرا جدا کرده و گفت که الباقی بیان یک جمله (کامل) است.
برای بهتر روشن شدن مترادف " اگر"، چنانکه یا چنانچه را جایگزین کنیم:
"چنانچه که چراغ دلی"... دیگر مفهوم ندارد چرا که سر و ته ندارد، پس یک جمله ناقص است. جمله ناقص یا ناتمام هم که جمله به حساب نمی آید...
سرت شاد

نسرین در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

این شعر مبارزه با نفس یا کشتن نفس را قبل از مرگ طبیعی، به مثابه آزادی و آرامش روح و پیوستن به کلی بی پایان و بی مرگ برای من تداعی می کند. در این حال دنیا فارغ از همه چالش های زندگی ، سراسر خیر و زیبایی است

دکتر صحافیان در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:

زلفت هزار دل بیکی تاره مو ببست
راه هزار چاره گر از چارسو ببست
حافظ در ادامه حال خوش عشق، هزار دل را آونگ یک تار موی معشوق می بیند که هیچ راهی هم جز دل باختن ندارند.
بیت2: موهایش را باز کرد- ظاهرا دلهای بسته شده آزاد شدند اما- از بوی مشکین آن جان دادند و به آرزوی وصال نرسیدند(وصال با ذات خداوند ناممکن است و تنها می توان مشاهده تجلیات صفات کرد)
بیت3: به یک جلوه گری معشوق که مانند ماه نو ابرو نشان داد آشفته عشق شدم.پس از این جلوه گری پنهان شد( اشاره به قبض و بسط عارفانه)
بیت4:ساقی در پیاله چند شراب ریخت و بر روی ظرف شراب ( کدو) نقشهای گوناگون کشید.( نقشها ظاهر دنیا و شراب هدیه حال خوش است که از تجلیات گوناگون خدا می رسد)
بیت5:صراحی شراب چه راز پنهانی را آشکار کرد که خون خم شراب گلوگیرش شد- بر گردنش افتاد، خم جانش را در صراحی می ریزد و صراحی واسطه بین خم و پیاله است-
بیت6: مطرب - در این کشش معشوق و می- چه آهنگی نواخت که همگان در سماع محو او شدند- از ابراز وجد به مقام تحیر رسیدند
بیت 7:-با این اوصاف معشوق- هر که بدون عشق، دیدار ( حال خوش) بخواهد گویا به احرام کعبه بی وضو رفته است.
دکتر مهدی صحافیان
شرح کامل غزلیات و ظرح کامل 6 دفتر مثنوی در وبلاگ و کانال تلگرامی
آرامش و پرواز روح
arameshsahafian@

م.صبا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲ - او بود و او نبود:

اونیکه غم نداره شاعر نمیشه، جالب بود

۱
۲۵۵۱
۲۵۵۲
۲۵۵۳
۲۵۵۴
۲۵۵۵
۵۷۲۹