گنجور

 
سعدی شیرازی
 

شبی یاد دارم که چشمم نخفت

شنیدم که پروانه با شمع گفت

که من عاشقم گر بسوزم رواست

تو را گریه و سوز باری چراست؟

بگفت ای هوادار مسکین من

برفت انگبین یار شیرین من

چو شیرینی از من به در می‌رود

چو فرهادم آتش به سر می‌رود

همی گفت و هر لحظه سیلاب درد

فرو می‌دویدش به رخسار زرد

که ای مدعی عشق کار تو نیست

که نه صبر داری نه یارای ایست

تو بگریزی از پیش یک شعله خام

من استاده‌ام تا بسوزم تمام

تو را آتش عشق اگر پر بسوخت

مرا بین که از پای تا سر بسوخت

همه شب در این گفت و گو بود شمع

به دیدار او وقت اصحاب، جمع

نرفته ز شب همچنان بهره‌ای

که ناگه بکشتش پریچهره‌ای

همی گفت و می‌رفت دودش به سر

که این است پایان عشق، ای پسر

اگر عاشقی خواهی آموختن

به کشتن فرج یابی از سوختن

مکن گریه بر گور مقتول دوست

برو خرمی کن که مقبول اوست

اگر عاشقی سر مشوی از مرض

چو سعدی فرو شوی دست از غرض

فدایی ندارد ز مقصود چنگ

و گر بر سرش تیر بارند و سنگ

به دریا مرو گفتمت زینهار

وگر می‌روی تن به طوفان سپار

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

صدیق تعریف » ماه بانو » تصنیف شبی یاد داری

برگ سبز » شمارهٔ ۲۲۷ » (شور) (۱۳:۰۱ - ۲۶:۵۸) نوازندگان: اصغر بهاری (‎کمانچه) ; عبدالوهاب شهیدی (‎بربط عود) خواننده آواز: عبدالوهاب شهیدی سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (مثنوی) مطلع شعر آواز: شبی یاد دارم که چشمم نخفت

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۴۷۶ » (دشتی) (۰۴:۲۱ - ۱۱:۴۳) نوازندگان: ارکستر گل‌هاترانه سرا: سعدی شیرازی خواننده ترانه: عهدیه آهنگساز: جواد معروفی مطلع شعر ترانه: شبی یاد دارم که چشمم نخفت (شبی یاد دارم) (شمع وپروانه)

محسن کرامتی » ۱۸۶ تصنیف قدیمی ۴ » شور ۹

محسن کرامتی » ۱۸۶ تصنیف قدیمی ۵ » بیات ترک ۱

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

بوستان سعدی به خط رکن‌الدین مسعود کاشانی مورخ ۱۰۳۹ هجری آگرهٔ هند » تصویر 134 بوستان به خط  بابا شاه بن سلطان علی مورخ ۹۸۹ هجری قمری » تصویر 170 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 460 نادر لنجانی - سعدی - شبی یاد دارم که چشمم نخفت

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Kazem در ‫۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۲۰:۳۷ نوشته:

این قطعه را شهرام ناظری به شیوه ای بسیار دل پذیر اجرا شده که با آهنگ معروف «ساقی نامه» توأم است. بعضی از شیفتگان موسیقی وزیری، آن را یکی از برگزیده ترین آهنگهای وی می دانند. تنوعات این قطعه در عبور از ماهور به بیات اصفهان زیباست. موسیقی در مقدمه و خاتمه شاد است.

 

shahram در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۲۳ نوشته:

این شعر مناسبی است برای خدا نگهداری به سبک هدایت

 

محسن زرگرنژاد در ‫۹ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۲۱ نوشته:

پیام شعر :
عشق یعنی پایداری و چشیدن رنج هجران تا آخرین ذره وجود(همچون ایستادگی شمع و که در فراق یارش, عسل, بجز مومی که شمع از آن ساخته شده از او باقی نمانده,تا به آخرین قطره اش می سوزد)
نه چون پروانه که به یکباره با خودکشی اش نشان میدهد که تحمل استقامت و صبر را در نه در فراق یار که در وصال یارش را هم ندارد.
و این وصف تفاوت مومن با عارف است

 

رسول در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۲۵ نوشته:

به دیدار او وقت اصحاب، جمع
سلام معنی این مصرع رو نمی فهمم ممنون می شم یکی توضیح بده

 

تاوتک در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۳۷ نوشته:

رسول جان وقت که یعنی زمان و زمان حال و جمع هم که اینجا یعنی فراهم آمدن .اما استاد سخن اینجا فرموده یاران به دیدار شمع وقتی خوش خاطری مجموع داشتند .خاطر مجموع هم میشود خاطر آسوده.امروزه هم در مکالمات روزمره میگوییم خیالت جمع یعنی خاطرت آسوده باشد

 

تاوتک در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۹ نوشته:

سر مشوی از مرض یعنی در پی درمان نباش خیلی زیباست

 

سعید در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۹ نوشته:

با این که این شعر در کتاب درسی بوده و بارها خواندیم ولی من 15 سال پس از پایان مدرسه به سراغش رفتم و اینبار تازه معنیش را دریافتم و بسیار لذت بردم. خیلی خیلی زیباست هم لفظش و هم معنیش. جا داره که خیلی درباره اش گفتگو بشه.
به نظر بنده در عین سادگی که مشخصه کار سعدی است، یک شاهکار در ادبیات پارسی است.
آنجا که گفت: من استاده ام تا بسوزم تمام، خیلی در من تاثیر کرد.

 

آناهیتا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۱۱ نوشته:

معنی فدایی ندارد ز مقصود چنگ چیه????

 

بینا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۵۶ نوشته:

"" "فدایی ندارد ز مقصود چنگ" یعنی از بسوی هدف رفتن دست نمی‌کشد.

 

امین زاده در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۶ نوشته:

زیباست عشق

 

NEMAT در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۸ نوشته:

الهی به مستان میخانه ات به عقل آفرینان دیوانه ات
به دردی کش لجهٔ کبریا که آمد به شأنش فرود انّما
به درّی که عرش است او را صدف به ساقی کوثر، به شاه نجف
الهی به آنان که در تو گمند نهان از دل و دیدهٔ مردمند
نگهدار این کشور از چشم بد بکش تو بد اقبال او تا ابد
رضی روز محشر علی ساقی است مکن ترک می تا نفس باقی است
................................ رضی الدین آرتیمانی

 

امیرعباس در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۹ نوشته:

"برفت انگبین یار شیرین من"
آیا معنی‌ این مصرع این است که قدما از صمغ انگبین شمع می‌ساختند؟
ممنون از راهنماییتان

 

نازیلا در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۱۴ نوشته:

سلام. لطفا برای بعضی از ابیات که خواندنشان مشکل است ازحرکه گذاری وعلایم دستوری استفاده نمایید.

 

نادر در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۰ نوشته:

من مصرع دوم بیت دوم رو به این شکل هم دیدم:
تو را گریه و سوز و زاری چراست؟

 

محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۳۱ نوشته:

به نظر کلمه انگبین در این مصرع معنای داشته باشد
با تشکر

 

ناشناس در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۰ نوشته:

امیر عباس ،
انگبین همان عسل است ، با موم جداشده از عسل شمع هم میتوان ساخت.

 

جی ۷ در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۲۹ نوشته:

محمد رضا شجریان این شعر رو خوانده در اوج زیبایی

 

رضا رحیم پور در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۴۴ نوشته:

با سلام من این شعر رو از دوران مدرسه یادمه این بیت گمونم جا افتاده یا ....
همی گفت و در روضه ها می چمید
کزان خار بر من چه گلها دمید

 

mosi در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۴ نوشته:

بیت 12 به این شکله
مکن گریه بر گور مقتول دوست برو خرمی کن که مقبول اوست

 

پیمان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۴۳ نوشته:

قسمتی از این شعر در آهنگ شمع و پروانه ی استاد شجریان از آلبوم بهار دلکش اومده و با اجرای ایشون واقعا زیباتر شده ولی نمیدونم چرا ناقصه و بعد از "مرا بین که از پای تا سر بسوخت" قطعه ی گرایلی اجرا میشه و بعدش هم پایان آهنگه!

 

سید محمد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۰۰ نوشته:

حالا که صحبت از استاد شجریان است
هادی خرسندی تلفنی با آقای شجریان ارتباط برقرار کرده است . هادی خرسندی اطمینان دادند که حال استاد آواز ایران خوب است و در آمریکا در حال سپری کردن دوران بهبودی.
این شاعر و طنزپرداز ایرانی در صفحه ی فیس بوک خود در این باره نوشته؛
امشب در گفتگوی تلفنی که با استاد شجریان داشتم گفت که آقا رایان هم برای همراهی با پدر، سرش را تیغ انداخته است. خانواده ی سه نفری شجریان در شهر زیبای ساکرامنتو در شمال کالیفرنیا زندگی میکنند و کتی خانم مثل یک بچه از شوهر هنرمندش مراقبت و پذیرایی میکند. (استاد خودش گفت)
شجریان گفت که خود را با کارهای منبت کاری و خراطی و ساختن ظریفه های چوبی مشغول کرده است. علی نصیری، رفیق شفیق، ابزار لازم را برای کارگاه کوچک استاد در کنج حیاطشان فراهم ساخته.
نصیری چندان شوخ طبع و در این راستا چندان جسور است که امشب تلفنی از من پرسید «تو سرت را نمیتراشی؟» و من به خاطر ارادتی که به او دارم جوابش را ندادم اما جریمه اش کردم که قلم و کاغذ بردارد و این چند بیت بالبداهه و سرضربی مرا بنویسد و به استاد شجریان برساند:
علی از من بگو با مرد آواز
که رودرواستی با او ندارم
به غمخواری شریک درد اویم
دریغا بهر او دارو ندارم
وگر خواهم که بفرستم انرژی
خودم آنقدرها نیرو ندارم
گر از طب قدیم امداد خواهم
به قرآن مجید زالو ندارم
وگر چون تو به همدردی برآیم
نزن طعنه علی جان، مو ندارم
فقط روی رفاقت میتوانم
برایش قطعه آوازی بخوانم!
،،
شوخی ” لیام “ با استاد هادی خرسندی
،،
علی جان گر که هادی ، جون نداره
برای درد او دارو نداره
به غمخواری شریک درد اویه
توی جیبش دو تا زالو نداره
میگه با اون همه مو روی کلّش
مثال کله ی من مو نداره
به ولله ِ چاخان کرده علی جان
کسی مانند او گیسو نداره
می ترسه ژستش از سکه بیفته
که اونوقت قوّت زانو نداره .
به این بهانه یادی هم از لیام عزیز شد

 

مرتضی در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۴۷ نوشته:

ره این است اگر خواهی آموختن
به کشتن فرج یابی از سوختن
راه رهایی از آتش عشق ایسادگی تا پایان عمر است راه رهایی از آتش عشق وصال نیست مرگ است.

 

۷ در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۴ نوشته:

با صدای محمدرضا شجریان: پیوند به وبگاه بیرونی
با صدای شیدا
آهنگ:مرتضی نی داود
پیوند به وبگاه بیرونی
زیبا خوانده

 

محمد در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۰۷ نوشته:

سبحان الله.خداوند رحمت کند ان بزرگوار.عجب شعر زیبایی گفت

 

بیژن در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۵ نوشته:

معنی این بیت چیه؟

چو شیرینی از من بدر می‌رود
چو فرهادم آتش به سر می‌رود

 

nabavar در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۶ نوشته:

بیژن جان
بگفت ای هوادار مسکین من
برفت انگبین یار شیرین من
چو شیرینی از من بدر می‌رود
چو فرهادم آتش به سر می‌رود
در قدیم دو جور شمع معمول بود ، یکی شمع شاهانه که از موم کندوی عسل درست می کردند ، دیگری از پیه حیوانات که بسیار بد بو بوده ، البته قبل ازین شمع های شیمیایی ، یا پارافینی . زمان سعدی شمع هااز موم کندو درست می شده .
می گوید : وقتی عسل را { یار و همدم مرا } از من { موم }جدا کرده اند از من شمع ساخته اند و آتش بر سرم نهاده اند
یعنی جدایی من از همدمم باعث سوختن من است
زنده باشی

 

امپرور در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۳ نوشته:

سلام
این بیت رو من تو یه نسخه معتبر اینجور دیدم:
اگر عاشقی خواهی آموختن
به کشتن فرج یابی از سوختن
ولی فکر کنم درست این باشه:
ره این است اگه خواهی آموختن
به کشتن فرج یابی از سوختن

 

امپرور در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۳ نوشته:

ببخشید "اگه" نه منظورم "اگر" بود:
ره این است اگر خواهی آموختن
به کشتن فرج یابی از سوختن

 

Elena در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۲۷ نوشته:

مکن گریه بر گور مقتول دوست
قل الحمدلله که مقبول اوست
ممنون میشم اگر دوستان بنویسند معنی این بیت را .

 

دل در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۹ نوشته:

قل الحمدالله که مقبول اوست
رو من تو یه کتاب چاپ قدیمی
برو خرمی کن که مقبول اوست
خوندم

 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۴۸ نوشته:

سلام
مکن گریه بر گور مقتول دوست
قل الحمدلله که مقبول اوست
برگور دوست که کشته شده گریه نکن (چون برایش سودی ندارد) بلکه برایش فاتحه بفرست که مورد قبول اوست و به دردش می خورد

 

عابد در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۵ نوشته:

شاید بتوان شهد وموم را به شمس ومولانا تشبیه نمود که مولانا در فراق شمه عمری سوخت سماع مرد وروشنایی داد انجا که می گوید
برفت انگبین جان شیرن من وو

 

عابد در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۲۹ نوشته:

شاید بتوان شهد وموم را به شمس ومولانا تشبیه نمود که مولانا در فراغ شمش عمری سوخت وایستاده سماع کرد ومانند شمع سوخت وروشنایی داد انجا که می گوید
برفت انگبین یارشیرن من وو

 

۷ در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۶ نوشته:

پیوند به وبگاه بیرونی
برای کسانی که به تفسیر علاقه دارند:
تفسیر این مخاطبه از زبان غلامحسین ابراهیمی دینانی

 

عسگری در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۴ نوشته:

به نظر می آید مصرع (چو فرهادم آتش به سر می رود) در بیت چهارم اشاره به داستانی دارد اگر می دانید چه داستانی، توضیح دهید.

 

محمد در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۰ نوشته:

ابتدا در پاسخ خانم آناهیتا (با عرض پوزش از خانم یا آقای بینا) در مورد معنی بیت “فدایی ندارد ز مقصود چنگ” عرض میشود: فدایی مترادف محافظ (بادی گارد) امروزیست. شیخ بزرگوار میفرماید محافظ با وجود اینکه مورد حمله با تیر و سنگ(امروزه گلوله) قرار گیرد هرگز ذست از همراهی و محافظت مطلوب خود برنمیدارد و تا پای جان ایستادگی میکند.
در مورد خوانش شعر که آقای محمدی تقبل زحمت فرمودند متاسفانه مصرع دوم بیت “مکن گریه بر گور مقتول دوست” اشتباه خوانده میشود.
در مصرع دوم “برو” مخفف “برای اوست” و “مقبول” میبایست به سکون ل خوانده شود. معنی مشخص است. شیخ بزرگوار میفرماید برای کسی که در راه معشوق جان داده ناراحت مباش- برای او شادی کن چرا که مقبول نظر معشوق (که میتواند خداوند باشد) قرار گرفته
با تشکر از شما و وب سایت گرانقدرتان

 

محبوبه در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۴ نوشته:

با تمام احترام ایشان شعر را بسیار بد میخواند. امیدوارم بعدها توسط شخصی ادیب، با مطالعه بیشتر و صدایی گرم بازخوانی شود.

 

محمد ضیا احمدی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۲ نوشته:

با سلام آیا ترجمه این شعر به زبان انگلیسی را دارید یا خیر

 

نعمت الله مختاری در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۲ نوشته:

با انکه حضرت سعدی در بحر متقارب کمتر سروده است ،بخصوص با مضامین ساقی نامه ای ولی دو مثنوی کوتاه این سخنور بزرگ،در بحر متقارب است و هردو مضامین عشق واقعی و عارفانه را دارند.یکی همین گفتگوی شمع و پروانه است،که گویای عشق راستین است که در تعاریف عارفانه بایدمداومت و ایستادگی را حتی به قیمت فنا داشته باشد ودیگری در سروده ایشان در توصیف فراموشی عشق در قحط سالی دمشق،که نهایتا از ظرافت کلام شیخ این بر داشت میشود که عشق واقعی دربلای سخت خودرا نشان میدهد که چگونه عشق انسان بانسان، توانگری را بیاد بینوا میاندازد.به دو شاه بیت از این دو مثنوی زیبا بسنده میکنم:
ترا اتش عشق اگر پر بسوخت. مرا بین که از پای تا سر بسوخت
و دیگری:
من از بینوایی نیم روی زرد. غم بینوایان رخم زرد کرد
جان کلام در این است که علیرغم ان همه مفاهیم عارفانه وقتی به نتیجه گیری کلام میرسد انرا بفهم خواننده وا نمی نهد و صراحتا و همه کس فهم انرا بیان میکند.

 

آرین زرتاری در ‫۱ سال قبل، دو شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۶ نوشته:

قمر الملوک وزیری برای اولین بار این شعر زیبا را خوانده است .

 

سفید در ‫۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۳۷ نوشته:

عالی است عالی...

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.