گنجور

حاشیه‌ها

برگ بی برگی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان:

خواستم شرحی بر یکی دو بیت دیگر بنگارم که دیدم جناب آقای محمد امین مروتی بسیار جامع و کامل این داستان شگفت انگیز مثنوی را در بخش بعد تشریح و تفسیر نموده اند که خود کلاسی آمورشی در مکتب خانه مولانا میباشد و جای بسی امتنان و سپاسگزاری دارد . خدا را شکر که در عصر حاضر با چنین دانشمندانی هم عصر میباشیم . بزرگوارانی که این گنج مخفی را کشف نموده و به رایگان در اختیار آشفتگان جستجوگری چون ما قرار میدهند و بسیار نکوتر این باشد که ما پس از آموختن این درسها را مشق نموده و بکار بندیم به امید اینکه روزی به اصل خود زنده شویم . همان مقصدی که برای آن به این جهان پای گذاشته آیم.
موفق و در پناه حق باشید

سپهر سمیعی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۹ - داستانِ دقیقی شاعر:

با عرض سلام، به نظر بنده حقیر، کاربرد کلماتی که ریشه عربی دارند نمی تواند دلیلی بر این ادعا باشد که بیت آخر از حکیم فردوسی نیست. این ادعا را اساس افرادی مطرح می کنند که اصرار دارند در کلام محاوره ای امروز هم کلمات زیبایی که از ریشه عربی بوده و به گوش فارسی زبانان کاملا طبیعی هستن را حذف کنند. این دیدگاه ناشی از یک سوء تفاهم بزرگ است. به عقیده بنده حقیر، حکیم فردوسی هیچ پدر کشتگی با کلمات عربی نداشته. لیکن شاهنامه سراسر داستانهایی است که زمان آنها در ایران باستان و قبل از ظهور و گسترش اسلام و لسان عربی بوده است. این از نکات بسیار زیبا و عظمت شاهنامه فردوسی است که روایت خود را با زبانی بیان می کند که با زمان وقوع قصه ها تطابق دارد. درست همانطور که امروز اگر کسی داستانی یا نمایشنامه ای بنویسد که زمان وقوع آن دویست سال پیش یا قدیم تر بوده، استفاده از زبان و کلمات و اصطلاحات متداول امروز قطعا آسیب جدی به اعتبار چنین اثری وارد می کند. مثلا تصور بفرمایید داستانی درباره دوران قاجار بنویسیم و در آن از چنین ادبیاتی استفاده کنیم:
"یه روز مشیر الملک داشت واسه خودش تو خیابونا گلگشت میزد، بهو چشش افتاد به یه داف اسمی. به درشکه چیش گف بزن بقل یه دقیقه میخوام برم تو فاز این دافه..."
ملاجظه می فرمایید که زبان و شیوه بیان بکار رفته حس زمان قاجار را منتقل نمی کند. بنابراین استفاده از زبان و انتخاب دقیق کلمات یکی از جنبه های عظمت هنری شاهنامه فردوسی است.
به همین ترتیب، همانطور که استفاده از کلمات جدیدتر به فرم و ساختار هنری شاهنامه آسیب جدی وارد می کرد، استفاده از کلمات باستانی در محاورات امروزی هم اشتباه و حتی مضحک است. تصور بفرمایید اگر کسی امروز در انگلستان یا آمریکا یا استرالیا یا کانادا با زبانی که فی المثل شکسپیر بزرگ بکار می برده صحبت کند، نه تنها به سختی می تواند با مردم کوچه و خیابان در آن بلادات ارتباط برقرار کند، بلکه محتملا مورد تمسخر و تعجب انگلیسی زبانان امروز هم خواهد شد. فارسی هم از این قاعده مستثنی نیست.

ممص در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۶:

من عاشق مصرع اول بیت 5 شدم!!
...میاو!!

شهاب نیک در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۷:

درود بر استاد عشق و ادب سعدی
با توجه به اینکه حضرت اسرافیل که از رشتگان مقرب است و مامور دمیدن در صور و موکل روزی در روی زمین است سعدی این تناسب رو رعایت کرده که البته گوش به انعام بودن بسیار زیبا تر از چشم داشت است که خود مزید بر علت است.

رضا جلیلی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

درود فراوان
ببینید حافظ در وادی طلب داره عشق خودش و همه عالم را فریاد میزنه که برای دیدنش لحظه شماری میکنه و مقصودش از تشنه لب و داستانی که در شعر خود بیان می‌کند خودش میباشد عزیزان لطفا به مغز شعر دقت کنید خودتونو جای حافظ بزارید و شعرو از نو بخوانید و به عمق هسته شعر بروید.
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
حافظ میگه اگه مثل من با 14 روش قرائت قرآن و از بر حفظ باشی و با همون 14 روش بتوانی برای همه تفسیر کنی بازم فقط عشقت(خدا، انسان کامل) میتونه به فریاد دلت برسه نه چیز دیگه ای.

سنا در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دل‌آزار:

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم
جدی نگیر جون من. قربانت!

برگ بی برگی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان:

با سلام و عرض پوزش از این تاخیر بسیار طولانی در پاسخ به سروران گرامی جناب آقای میلاد کسانی و سرکار خانم زهرای گرامی.
جناب آقای کسانی ، دریای پهناور مثنوی حضرت مولانا دارای آنچنان ژرفایی میباشد که فصل الخطابی برای برداشت های ما متصور نیست و معنای ابیات آن همانند قرآن کریم در لایه های متعدد قرار داده شده است تا انسانها از هر لایه آن برداشتی داشته و درسی بیاموزند و خدمت خانم زهرای گرامی عرض کنم ضمن سپاس فراوان، این بنده کمترین خود را شایسته این بنده نوازی ندانسته و در حقیقت شاگردی مبتدی در مدرسه انسان سازی مولانا هستم و این اندک را نیز در برداشتهایم از این ابیات نورانی مدیون جناب آقای پرویز شهبازی و استفاده از آموزشهای اسناد گرانقدر استاد کریم زمانی میدانم . در صورت تمایل شما را به کانال تلگرام گنج حضور و همچنین مطالعه آثار استاد زمانی دعوت میکنم .
موفق و در پناه حق باشید
پیوند به وبگاه بیرونی

گویان در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دل‌آزار:

Woow
چه اشکهایی زیر این ترکیب بند ریخته شده
یک دوستی هم 7 سالگی عاشق شدند

مهدی ملک ثابت در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر سوم » بخش ۲۴ - حکایت آن ساقی که در مجلس نوشیروان گستاخی کرد و عفو کردن نوشیروان آن گستاخی را از وی:

قبل از جامی این داستان در حدیقه سنایی آمده است:
آن شنیدی که گفت نوشروان
مطبخی را به وقت خوردن نان...

احمد در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۳:

دانگک: دانه در گویش قدیم و زمان ساسانی مانند دیگر واژگانی که امروزه به ه ختم می‌شوند، «دانگ» بوده است و دانگک یعنی دانه کوچک. از این روست که جمع این گونه واژگان به صورت گان می‌آید همچون بچگان و فرشتگان.
درباره جیم کردن زلف اما بیتی از شاعر دیگری هست

تا بود قدّ نیکوان چو الف
تا بود زلف نیکوان چون جیم .
گویا منظور پیچ و خم زلف باشد، اگر کسی می داند و بگوید، سپاس گزار می‌شوم.

مازیار در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳:

نام پیشین بصره چه بوده است؟
نامهای جام جمشیدی در شعر فراهانی ، بصره نمی توانسته باشد، چون بصره در زمان خلیفه دوم مسلمین عمر به این نام و شهرت رسید.
باسپاس

قائم مقام در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸:

سلام و تشکر از زحمات بی دریغ و خدمات بی نظیر سایت گنجور
در بیت سی ام " اگر صد بار در روزی شیهد راه حق گردی
هم از گبران یکی باشی چو خود را در میان بینی"
واژه "شهید " به اشتباه "شیهد" نگاشته شده
سپاس

رضا س در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۹:

در بیت اول منظور از جوزا صورت فلکی جباره که به جوزا هم معروفه. نکته‌ی این بیت اینه که جوزا با طلوع خورشید غیرقابل دیدن میشه و به قول حافظ حمایلش رو زمین میذاره و تسلیم میشه. با توجه به اینکه از قول جوزا گفته شده که سوگند خورده که غلام شاهه و سحر هم سوگند خورده میشه اینطور برداشت کرد که شاه شجاع به خورشید تشبیه شده ولی سوگند جوزا دروغه چون در شب سوگندش رو فراموش میکنه و با غروب خورشید بازهم با تیروکمانش در آسمان ظاهر میشه.

Ali در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۵۳:

bar mazar saaeb...beit dovom een gooneh ast....sabaa asaa be gerd e sar

Ali در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۵۳:

bar mazar saaeb...beit dovom...saba asaa be gerd e sar

ها؟... در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر:

دوستان بنده تو دیوانی که از حضرت شهریار (ره) دارم بعد از بیت پنجم یک بیتی هست که اینجا وجود نداره:
زکوة قامت چون سرو ناز و زلف دوتا
بیا که پشت من از بار غم دوتا کردی
میخواستم بدونم اینجا اشتباهی جا افتاده یا همچین بیتی نیستش نسخه بنده ایرادی داره؟

سعید در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

هر چه در فهم تو آید آن بود مفهوم تو
توصیف بسیار زیادی از حقیقت روح یا جان و نفس آدمی که امروزه در روانشناسی بدان شخصیت گفته می شود. آنچه مسلم است در پس نقاب جسمانی انسان حقیقتی نهفته است. این مصرع توصیف حقیقت شخصیت انسانی است که شخصیت از جنس علم و آگاهی است و مجموعه همه فهم های انسان، حقیقت شخصیت می باشد

احسان در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

با درود و آرزوی روزگاری خوش
در مصرع "که بر چهرهٔ زلف دوتا می‌گذارد"، به نظر میرسد نوشتن حمزه اشتباه است و به صورت "که بر چهره، زلفِ دوتا می‌گذارد" درست باشد (هم ازدیدگاه وزن ابیات پیشین و هم از تظر معنا).

حسین در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۱:

با درود.
با توجه به گفته های آقای محمدعلی طاهری...
آن بر سر سبزه پا به خواری ننهی

۱
۲۵۰۱
۲۵۰۲
۲۵۰۳
۲۵۰۴
۲۵۰۵
۵۷۳۰