گنجور

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

احمد شاملو » رباعیات خیام » صبح است دمی با می گلرنگ زنیم

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

omid در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۲۴ نوشته:

صبح است، دمی با می گلرنگ زنیم،

 

وحید در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۵۵ نوشته:

در برخی نسخه ها آمده که:
در زلف نگار و دامن چنگ زنیم
بجای
در زلف دراز و دامن چنگ زنیم

 

روح الله عزیز در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۰۳ نوشته:

صبح است و دمی با می گلرنگ زنیم
وین شیشه ی نام و ننگ بر سنگ زنیم
خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح
که این صبح بسی دمد که ما دم نزنیم

 

حسین حسینی در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۶ نوشته:

جناب روح الله،
شما دو رباعی را با هم مخلوط کرده‌اید. دو مصرع آخر مربوط به رباعی زیر است که با رباعی بالا هم‌قافیه است:
تا دست به اتفاق بر هم نزنیم
پایی ز نشاط بر سر غم نزنیم
خیزیم و دمی زنیم پیش از دمِ صبح
کاین صبح بسی دمد که ما دَم نزنیم

 

علی سهرابی در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۳ نوشته:

صورت درست مصراع چهارم:
در زلف نگار و دامن چنگ زنیم

 

حسین در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۹ نوشته:

سلام . اولا عرض کنم بنده نه ادیب هستم و نه تخصصی در ادبیات دارم و حتما هم اشتباه میکنم اما به نظرم میاد منظور شاعر از این دوبیتی چیز دیگری باشد و از آنجا که اکثر عرفا و علما و اندیشمندان توصیه میکنند که آرزوهای بزرگ در سر بپرورانید چرا خیام میفرماید دست از عمل دراز خود باز کشیم ؟ اینجا به نظرم بجای امل باید عمل میبود که دست از کارهای تکراری بیهوده باید برداریم .... آیا اشتباه میکنم ؟

 

محمدامین در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۱ نوشته:

سلام و درود
روایت دیگر:
برخیز دمی تا می گلرنگ زنیم
وین شیشهٔ نام‌وننگ بر سنگ زنیم
دست از اَمَلِ درازِ خود باز کشیم
در زلفِ دراز و دامنِ چنگ زنیم

 

افشین فرهادیان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۶ نوشته:

به نظر میرسد صورت صحیح بیت دوم این باشد :
دست از امل دراز خود باز کشیم
در زلف ِ درازدامنِ چنگ زنیم

 

الهه صادقلو در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۴ نوشته:

 

" نام و ننگ "

 

صُبح هست  دَمی  بَر مِیِ گُلرنگ  زنیم

وین  شیشه یِ نام و ننگ  بَر سنگ  زنیم

 

دست از  اَمَلِ درازِ خود  باز کشیم

در زُلفِ نگار و  دامنِ چنگ  زنیم

 

- دَمی بَر زنیم : جرعه ای بنوشیم، انجام دهیم

- مِیِ گلرنگ : شرابِ سرخرنگ، کارهایی که باعث شادیِ دل و  پاکیِ روان می شود

- نام و ننگ : آبرو، حیثیت، اعتبار

- دست باز کشیم : ترک کنیم، رها کنیم

- اَمَلِ دراز: آرزوهای دور و دراز

- زُلفِ نِگار: مویِ معشوق

- دامنِ چَنگ: تارهای سازِ چَنگ به دامن تشبیه شده است

 

برداشت آزاد:

روزی نو دوباره به ما هدیه شده، بیا رنج و اندوه را از دل خود بیرون کنیم و بیخیالِ حفظِ آبرو و حیثیت که همچون تُنگِ شیشه ای ما را زندانی کرده، شویم!  بیا برایِ دلِ خودمان زندگی کنیم، نه دیگران! لحظاتِ حالِ خود را برای آرزوهایِ دور و دراز و بعضا دست نیافتنی تباه نکنیم و به شادمانی و سرخوشی که همانا حقیقت راستینِ وجودی ما هست رسیده و با  همنشینی  افراد سرخوش و سرزنده و همچنین کارهایِ شورانگیز حقیقت خود را کشف کنیم.

 

دی  پیرِ مِی فروش  که ذکرش  به خیر باد

گفتا:  شراب نوش و  غمِ دل  بِبَر ز یاد

 

گفتم:  به باد می دهدم باده  نام و ننگ

گفتا:  قبول کن سخن و  هرچه باد  باد

 

سود و زیان و مایه  چو خواهد شدن  زِ دست

از بهرِ این معامله  غمگین مباش و شاد

 

                  دیوان حافظ » غزل ۱۰۰

 

- دی: دیروز

- پیرِ مِی فروش: افراد بزرگ و خردمند نظیر حافظ، خیام و...  که با راهنمایی و پندهای خود شادی واقعی را به ما ارزانی می دارند

- ذکرش: یادِ او

- شراب نوش: شادمان زندگی کن

- به باد می دهدم باده نام و ننگ: این راستی و بی ریایی باعث نابودی آبرو و حیثیتِ من می شود (ولی در عوض باعث رهایی روح از قید و بندهای بیخود و بیهوده می شود و آن موقع هست که رشد و کمال آغاز می شود)

- قبول کن سخن: این پند و اندرز را بپذیر

- هرچه باد باد: نگران آینده  و نتیجه کار نباش

- مایه: سرمایه

- چو خواهد شدن زِ دست: وقتی قرار است که با مرگ همه چیزمان را از دست بدهیم

- معامله: پیشآمدهایِ خوب یا بدِ زندگی که روزانه برای ما رخ می دهد

 

احمد نیکو در ‫۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۰ نوشته:

تا دست به اتفاق برهم نزنیم
پایی ز نشاط بر سر غم نزنیم
خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح
کاین صبح بسی دمد که ما دم نزنیم

 

احمد نیکو در ‫۳ ماه قبل، جمعه ۱۴ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۴۷ نوشته:

متن رباعی بدین ‌وزن صحیح است 

صبح است، دمی بر می گلرنگ زنیم

وین شیشهٔ نام‌وننگ برسنگ زنیم

دست از اَمَلِ درازِ خود باز کشیم

در زلفِ نگار و دامنِ چنگ زنیم

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.