پس درآمد زود بوتیمار پیش
گفت: ای مرغان من و تیمار خویش!
بر لب دریاست خوشتر جای من
نشنود هرگز کسی آوای من
از کمآزاری من هرگز دمی
کس نیازارد ز من در عالمی
بر لب دریا نشینم دردمند
دائماً اندوهگین و مستمند
زآرزوی آب، دل، پر خون کنم
چون دریغ آید، نجوشم، چون کنم
چون نیم من اهل دریا، ای عجب
بر لب دریا بمیرم خشکلب
گر چه دریا میزند صد گونه جوش
من نیارم کرد از او یک قطره نوش
گر ز دریا کم شود یک قطره آب
زآتش غیرت دلم گردد کباب
چون منی را عشق دریا بس بوَد
در سرم این شیوه سودا بس بوَد
جز غمِ دریا نخواهم این زمان
تاب سیمرغم نباشد الامان
آنک او را قطرهٔ آبست اصل
کی تواند یافت از سیمرغ وصل؟
هدهدش گفت: ای ز دریا بیخبر!
هست دریا پر نهنگ و جانور
گاه تلخ است آبْ او را، گاه شور
گاه آرام است او را، گاه زور
منقلب چیز است و ناپاینده هم
گه شونده، گاه بازآینده هم
بس بزرگان را که کَشتی کرد خرد
بس که در گرداب او افتاد و مرد
هرک چون غواص ره دارد در او
از غم جان دَم نگه دارد در او
ور زند در قعر دریا دَم کسی
مرده از بن با سر افتد چون خسی
از چنین کس کاو وفاداری نداشت
هیچ کس اومید دلداری نداشت
گر تو از دریا نیایی با کنار
غرقه گرداند تو را پایانِ کار
میزند او خود ز شوق دوست جوش
گاه در موج است و گاهی در خروش
او چو خود را مینیابد کام دل
تو نیابی هم از او آرام دل
هست دریا چشمهای از کوی او
تو چرا قانع شدی بی روی او؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: بوتیمار به مرغان میگوید که او در کنار دریا به سر میبرد و از این وضعیت خود ناراضی است، زیرا دریا پر از زیبایی و زندگی است اما او به خاطر شرایطش نمیتواند از آن بهرهمند شود. او از عشق به دریا صحبت میکند و میگوید که درد دلش از نبود آب و آرامش دریا پر شده است. هدهد، یکی از مرغان، به بوتیمار هشدار میدهد که دریا خطرات بسیاری دارد و ممکن است برای هرکسی که بدون درک از آن وارد شود، مشکلات ایجاد کند. او به بوتیمار یادآوری میکند که دریا تنها به خوشی و آرامش مربوط نمیشود و فراز و نشیبهای زیادی دارد که باید در نظر گرفته شود. در نهایت، هدهد به بوتیمار میگوید که او نمیتواند از دریا بهره ببرد مگر اینکه عاشق حقیقت و زیباییهای آن شود.
هوش مصنوعی: بوتیمار به سرعت وارد شد و گفت: ای پرندگان، من و مشکلات و دردهای خود را میگویم!
هوش مصنوعی: من در لبه دریا زندگی میکنم و اینجا برای من بهتر است، زیرا هیچکس صدای مرا نمیشنود.
هوش مصنوعی: هیچکس در هیچجا از کمخطر بودن من آسیب نمیبیند و من در جهانی هیچگونه آزار و ضرری برای کسی ندارم.
هوش مصنوعی: در کنار دریا نشستهام، در حالی که همواره غمگین و در درد هستم و نیازمند چیزهایی هستم.
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی آب، دلام را خونین میکنم؛ اما چون آب مرا نمیدهد، چگونه بتوانم نجوشم و زندگی نکنم؟
هوش مصنوعی: اگرچه من اهل دریا نیستم، اما جای شگفتی است که در کنار دریا خشکلب بمیرم.
هوش مصنوعی: هرچند دریا به شدت فوران میکند و با امواج مختلف میغلطد، اما من نمیتوانم حتی یک قطره از آن آب بنوشم.
هوش مصنوعی: اگر از دریا یک قطره آب هم کم شود، دل من به خاطر غیرت و غیرت خودم به شدت آتش میگیرد و میسوزد.
هوش مصنوعی: عشق واقعی و عمیق من به دریا باعث میشود که تمام وجودم به این حالت شگفتانگیز و پر شور مبتلا شود؛ یعنی این خصوصیات عاشقانه برای من کافی است و کافیتر از این آرزو ندارم.
هوش مصنوعی: من اکنون به جز غم دریا چیزی نمیخواهم و تاب تحمل محبت سیمرغ را ندارم، زیرا توان من در این وضعیت بسیار کم است.
هوش مصنوعی: او (سیمرغ) فقط مقدار کمی از آب را دارد، مگر چگونه میتواند هنگام وصال با سیمرغ (به معنی کمال و بینظیری) او را درک کند؟
هوش مصنوعی: هدهد به بوتیمار میگوید: ای کسی که از دریا بیخبر هستی، در دریا موجوداتی بزرگ و خطرناک مانند نهنگ و دیگر جانوران وجود دارد.
هوش مصنوعی: آب دریا گاهی تلخ و گاهی شور است؛ بعضی وقتها آرام و بعضی وقتها ناملایم و طغیانی است.
هوش مصنوعی: چیزها دچار تغییر و تحولاند و پایدار نیستند؛ گاهی از حالتی به حالت دیگر درمیآیند و گاهی هم به حالت قبلی خود بازمیگردند.
هوش مصنوعی: بسیاری از بزرگانی که با خرد و دانش خود به سوی مقاصدشان رفتند، در گرداب مشکلات و چالشها گرفتار شدند و جان خود را از دست دادند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در دریا (زندگی) راه و مسیری دارد، از ترس و غم جان، نفسش را نگه میدارد و مراقب است.
هوش مصنوعی: اگر کسی در عمق دریا بمیرد و سرش به زمین بیفتد، مانند یک تکه نخاله یا زباله خواهد بود.
هوش مصنوعی: از کسی که وفاداری ندارد، هیچکس نباید انتظار دلگرمی و دلداری داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر تو از دریا به کنار نیایی، به پایانِ کار و غرق شدن دچار خواهی شد.
هوش مصنوعی: او (شخصی که عشقش را میجود) به شوق دیدار دوست (عشق) به شدت در حال نوسان و دگرگونی است؛ گاهی در آرامش (موج) و گاهی در هیجان و اضطراب (خروش) به سر میبرد.
هوش مصنوعی: وقتی او (دوست یا محبوب) خود را نمییابد و از خود غافل است، تو نیز نمیتوانی به آرامش دل خود برسی.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این موضوع اشاره دارد که در زندگی، عشق و وصل به معشوق (که در این مورد معشوق به «او» اشاره دارد) به مانند دریا بزرگی است که منبع آن چشمهای کوچک در کوی معشوق است. پس چرا خود را به سطحی کمتر از آنچه میتوانی برسانی محدود کردهای و از ملاقات با معشوق فاصله گرفتهای؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.