گنجور

حاشیه‌ها

صدرا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:

ضمن درود به دوستان عزیز.
من خیلی تخصصی در تاریخ و ادبیات ندارم و نظری که میدم احتمالا ضعیف باشه. من فکر میکنم منظور مولوی در بیت دوم آنجایی که شش جهت را به کار برده ارکان استدلال عقلی هست.در هر استدلالی که استدلال درست و یقینی باشد باید مقدمات آن منتهی به مقدمات بدیهی بشوند و این بدیهیات شش نوع هستند:اولیات-مشاهدات-تجربیات-متواترات-فطریات-حدسیات
در واقع عقلیون معتقدند که فقط شش مبدا برای رسیدن به علم وجود دارد اما مولوی و عرفا میگویند که خیر به جز این راه ها هم وجود دارد یعنی راه حواس باطنی و شهود.
حدس میزنم منظور مولوی از شش جهت اینها بوده

سارا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۶۵:

روزگار امروزِ ملت ماست!
روزگارِ همه ی ادوارِ تاریخ ملت ماست...
آبان ماه 98

عین. ح در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۳:

زهر غم روزگار

عین. ح در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۹۱:

در بیت سوم «چون تیره شد اکنون» درست است

عین. ح در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۷۳:

در بیت اول «شود دهر عیال» درست است

عین. ح در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۷۲:

اندر خوبی ترا فزودست جمال
در قبضۀ آن کمان ابروی تو خال
از مشک ستاره‌ایست بر چرخ جلال
کز غالیه در دو طرف دارد دو هلال

معترض بنزینی. آبان۹۸ در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:

دو تا عراق داشته ایم آن هم نه از صد سال قبل که از هزار سال قبل و بیشتر. یکی عراق عرب بوده یعنی همین کشور فعلی عراق
و یکی عراق عجم یا ایالت جبال که از کرمانشاه و همدان تا قم و ری و اصفهان بوده
و هر دو را مجموعا عراقین می گفتند
شهر اراک نیز با اینکه دویست سال بیشتر نیست که درست شده و قلا سلطان آباد عراق بود و بعدا نامش اراک شد، سرزمینی بود در میان عراق عجم.
با توجه به اینکه حافظ می فرماید عراق را گرفتی و نوبت بغداد است مقصودش از عراق، قاعدتا عراق عجم است.

امید در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان:

درود به دوستاداران مولوی و سایت خوب گنجور
یادم هست چه در دوران مدرسه این شعر کامل در کتب درسی نبود و معنی و تعریف دیگری برای ما در رابطه با اشعار مولوی میگفتند. اما این داستان واقعا مهم و معنی واقعی و تلخی را داشت. ممنون از دوستانی که نظراتی را ارسال کردند و مفید واقع شد

.. در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۴:

درود امین کیخا جان
به گمان این کمترین، یگانگی معنای دقیق اخلاص باشد..

عین. ح در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۲۲:

در مصراع سوم «تنهات همی جویم» درست است.

.. در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۴:

عشق نی عاشق است و نی معشوق
نیست جز عشق و هیچ رویَش نیست..
ن.ت

عین. ح در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۱۷:

مصراع دوم: بدرّاند بوست

.. در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۸۲:

درود تارا جان
به گمان این کمترین، برای هم او که دلتان گواهی می‌دهد سروده شده‌است..

عین. ح در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۸:

به نظرم در مصراع اول «گویم» در اصل «می‌گویم» بوده است.

رضا س در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:

جناب مسیح بیت آخر عجیب نیست. عراق در اون زمان به نواحی مرکزی ایران مثل اصفهان و اراک گفته میشد و بعضی معتقدن که اراک اسم فارسی شده‌ی عراقه. چیزی که ما الان به نام عراق میشناسیم مربوط به صد سال اخیره. همونطور که چند کامنت بالاتر گفتم به نظر میرسه این بیت طعنه‌ای به امیرمبارزالدین باشه.

یزدانی فسا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱:

سلام علیکم
تصحیح استاد بزرگوارم جناب عباسی بجز یک مورد صحیح است
آن مورد که صحیح نمینماید:
وصفت کل ملیح کما یحب و یرضی =این دو فل یحب و یرضی باید بصورت مجهول خوانده شوند چون اگر بمعنی توجه شود مجهول معنا میدهند : هر ملیحی را آنگونه که به حب اوفتد و مورد پسند واقع شود وصف کردم.

سیروس شیرزادی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:

این سعر را استاد سبلانی برای آموزس آواز ماهور به هنرجویان استفاده می کند

سیروس شیرزادی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:

از دید بنده مصرع نخست اینگونه درست تر است:
به خدا اگر بمیرم که دست از تو بر بگیرم
اینگونه خطاب کردن با "اگر" بجای "مگر" هنوز در برجی زبانهای ایرانی (همانند زبان کردی) کاربرد دارد
اکر "که" نبود آنگاه برنگیرم درست بود

تارا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۸۲:

با سلام. از بزرگواران استدعا دارم اگر کسی اطلاع دارد که آیا این رباعی درباره شخصیت خاصی سروده شده است یا خیر، لطفا اعلام نظر بفرمائید.

حامد در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ قاآنی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶:

درود
گمان می برم منظور شوخ لکه ای قرمز باشد که بر بیاض (سپیدی)‌ گردن روشن او وجود دارد و شاعر آن را چوب خوش بوی صندل پیرامن‌(پیرامون)‌ او و شفقی که بجا مانده در صبح تشبیه می کند و در مصرع آخر کنایه می زند که خون مردم شاید باشد.
مطمئن نیستم اگر کسی معنی را دریافت به اشتراک بگذارد. سپاس

۱
۲۴۶۰
۲۴۶۱
۲۴۶۲
۲۴۶۳
۲۴۶۴
۵۷۳۰