با کاروان مصری چندین شکر نباشد
در لعبتان چینی زین خوبتر نباشد
این دلبری و شوخی از سرو و گل نیاید
وین شاهدی و شنگی در ماه و خور نباشد
گفتم به شیرمردی چشم از نظر بدوزم
با تیر چشم خوبان تقوا سپر نباشد
ما را نظر به خیرست از حسن ماهرویان
هر کو به شر کند میل او خود بشر نباشد
هر آدمی که بینی از سر عشق خالی
در پایه جمادست او جانور نباشد
الا گذر نباشد پیش تو اهل دل را
ور نه به هیچ تدبیر از تو گذر نباشد
هوشم نماند با کس اندیشهام تویی بس
جایی که حیرت آمد سمع و بصر نباشد
بر عندلیب عاشق گر بشکنی قفس را
از ذوق اندرونش پروای در نباشد
تو مست خواب نوشین تا بامداد و بر من
شبها رود که گویی هرگز سحر نباشد
دل میبرد به دعوی فریاد شوق سعدی
الا بهیمهای را کز دل خبر نباشد
تا آتشی نباشد در خرمنی نگیرد
طامات مدعی را چندین اثر نباشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از سعدی نشاندهنده عشق و زیباییهای بینظیری است که به توصیف آن پرداخته شده است. شاعر اشاره میکند که هیچ چیز نمیتواند به دلربایی و لطافت چهره محبوبش برسد و زیبایی او فراتر از هر چیز دیگری است. او همچنین میگوید که دیدن زیباییهای محبوبان، برای جان انسان خیر و برکت میآورد و کسانی که از عشق خالیاند، مانند جماد هستند و جانی ندارند. در نهایت، شاعر به مخاطبش میگوید که عشق و شوق به محبوب اکنون در وجود او شعلهور است و بدون این عشق، هیچ چیز ارزشمند نیست.
معنی: هیچ کاروان مصری که حامل قند است این قدر شکر با خود ندارد که در محبوب هست و در میان زیبارویان چینی زیباتر از او یافت نمیشود. / کاروان مصری: کاروانی که از مصر میآید و معمولاً در این کاروان شکر مصری وجود دارد و در آن زمانها قند و شکر مصر معروف بوده است؛ چنانکه سعدی در جای دیگر میفرماید: کاروان شکر از مصر به شیراز آید = اگر آن یار سفر کرده ما باز آید (کلیات، ص ۵۱۴) / هر متاعی از معدنی خیزد = شکر از مصر و سعدی از شیراز (کلیات، ص ۵۲۵) / لعبت: در لغت به معنی عروسک و پیکرنگاشته، از قدیم چینیان به نقاشی و صورتگری معروف بودهاند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هوش مصنوعی: این زیبایی و لطفی که در چهره محبوب دیده میشود، از گل و درختان نیست و این جذابیت و شادی که در چهره اوست، در هیچ ماه و خورشیدی یافت نمیشود.
معنی: با خود میگفتم با دلیری از نظارهٔ او چشم بپوشم اما وقتی تیر چشمان زیبارویان به جانب کسی روانه شود، پرهیزگاری سپری نیست که مانع از اصابت نگاه گردد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هوش مصنوعی: ما به خوبیها و نیکیها نظر داریم و از زیبایی چهرههای خوش رو آرامش میگیریم. هر کسی که میل به بدی داشته باشد، در واقع انسان کامل و واقعی نیست.
هوش مصنوعی: هر کسی که میبینی، اگر به عشق خالی باشد و روحی در وجودش نداشته باشد، در واقع به مانند یک جسم بیروح است و نمیتوان او را موجود زندهای دانست.
معنی: مگر اینکه عارفان از برابر تو گذر نکنند و چشمشان بر تو نیفتد، وگرنه با هیچ تدبیر و حیلهای نمیتوانند از تو چشم بپوشند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هوش مصنوعی: من دیگر با هیچ کس فکر نمیکنم، زیرا تمام اندیشههای من معطوف به توست. در جایی که حیرت و شگفتی وجود دارد، نه گوش شنیدنی باقی میماند و نه چشمی برای دیدن.
معنی: اگر قفس بلبل عاشق را بشکنی در اثر شیفتگی و ذوق درونش به گریختن از قفس نمیاندیشد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
معنی: تو در اثر خواب نوشین بامداد سرمست و شادی، در حالی که بر من شبهایی میگذرد که گویی سحری در پی ندارد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
معنی: فریاد اشتیاق سعدی با دعوی عشق مردم را به سوی عاشقی فرا میخواند و در این میان فقط چهارپایانی که از دل آگاهی ندارند، به این دعوی گوش فرانمیدهند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
معنی: گزافهگویی مدعیان عشق اثر چندانی ندارد؛ درست به همان صورتی که تا آتشی وجود نداشته باشد در خرمن اثر نمیگذارد و آن را نمیسوزاند. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد
در روی هر سپیدی، خالی سیاه دیدم
بالاتر از سیاهی، رنگی دگر نباشد
رنگ قبول مردان، سبز و سفید باشد
[...]
جان را به جای زلفت جای دگر نباشد
زین منزل خوش او را عزم سفر نباشد
جانا دلم ربودی گویی خبر ندارم
در زلف خود طلب کن زانجا به در نباشد
رویی و صد لطافت چشمی و جمله آفت
[...]
ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد
بی عمر زندگانی کس را بسر نباشد
وصف دهان شیرین می گویم و ندانم
در وصف او چه گویم کان مختصر نباشد
زلف ترا به هر سو باد افگند ازان رو
[...]
مردان این قدم را باید که سر نباشد
مرغان این چمن را باید که پر نباشد
آن سر کشد درین کو کز خود برون نهد پی
وان پا نهد درین ره کش بیم سر نباشد
در راه عشق نبود جز عشق رهنمائی
[...]
ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد
در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد
کی شبروان کویت آرند ره به سویت
عکسی ز شمع رویت، تا راهبر نباشد
ما با خیال رویت، منزل در آب دیده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.