مصطفی صحرائی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
بیتهایی از این شعر زیبا رو خواننده ای اسمشو نمیدونم در اپرای مولوی ساخته بهروز غریب پور به زیبایی بصورت آواز اجرا شده
رضا در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:
حضرت خیام در جای دیگر می فرماید:
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخیز و بجام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه توست
فردا همه از خاک تو برخواهد رست
رضا در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:
با خواندن این شغر حضرت خیام، ناخواسته یاد یکی از اشعار باباطاهر را زنده می کند که می فرماید:
بهار آیو به صحرا و در و دشت
جوانی هم بهاری بود و بگذشت
سر قبر جوانان لاله رویه
دمی که گلرخان آیند به گلگشت
دکتر صحافیان در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:
هم نشینی با همراهان جان در حیاط بوستان حال خوش ماست.گل خوش وقت باشد، که مایه خوش وقتی شراب نوشان است( بوستان به خانقاه و گل به پیر می تواند تفسیر شود)
2- و صبا هر لحظه مشام جان ما را خوش می کند.حتما و حتما زلالی نفس های عاشقان وقت را خوش می کند.
3-هنوز گل شکوفا نشده( پیر ما را به بسط نرسانده) با ناز رفت ای بلبل عاشق ناله های نیاز سر بده که این ناله ها نیز خوشایند است.
4-باز بشارت بر بلبل که در این شوق عاشقانه ناله نیازِآمیز آگاهان حالت را خوش می کند.
5- در این جهان پر خواسته و تاریک حال خوش نیست تنها شیوه رندی و خوش بودن جانهای آزاد خوشایند است.
6-سوسن آزاد(سفید- دارای زبان دربرابر غنچه)در سکوت میگوید که در سراسر پهنه زمانی این جهان تنها سبکباران بی خواسته دل خوش دارند. 7- ای حافظ! راه حال خوش ترک جهان است( در دنیای جان و در جسم طریق عزت و کفایت) گمان نکن که حال دل دنیامداران خوب است.
آرامش و پرواز روح
arameshsahafian@اینستاگرام:drsahafian
بابک چندم در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۵:
@ سنا،
لوح، لوحه، و جمع آن الواح...
لوحه گِلی یا سنگی، و چوبی و پارچه ای -> آنچه که مسطح و پهن است و بر روی آن می نوشته اند.
در بیت پیشین شکل گوش محبوب را به "ج"، کاسه چشمش را به "ص" (مثلاً در صدا ولی با حذف "د" و "ا")، قامتش را به "ا" ( راست و بلند و کشیده) ابرو را به "ن" ( ولی وارونه) تشبیه کرده...
چرا؟ به دلیل آنکه در میان مسلمانانِ معتقد خط فقط یک هنر به حساب نمی آمده، که آنرا هنری مبارک و خدایی می شماردند... برای همین هم خط و خطاطی در ایران ارزش بسیار والایی داشته...
در این بیت می گوید که با زیبایهایی که از یار دیده (در بیت پیشین )، و در اینجا جان را به لوح تشبیه کرده که بر خود بسیار نوشته و معنی و نقش و نقوش دارد، و او توانسته این معانی جان یا روح را ( به لطف دیدن یار) ببیند و بخواند و بفهمد... و بعد هم وجود خود را به کشتی و کشتیبان تشبیه کرده که درون رود جیحون (نمادی از :عظمت، قدرت، همواره روان و در جریان، جلال و جمال و زیبایی، آسایش و آرامش و... ) روان است...
-------
شما پرسیدی که : این یعنی چه؟ یا به عبارتی معنی و مفهوم چیست؟
باید در نظر داشته باشی که امثال من و شما از طریق عقل خود معنی و مفهوم را می سنجیم و درک می کنیم، ولی عرفا (نه فقط مولوی که سعدی ، حافظ ووو...) از ناتوانی عقل در فهم عشق گفته اند.
این فهم خارج از عقل است یا به عبارتی حسی است، که امثال من و شما هم ممکن است تجربه ای از آنرا برای لحظه ای کرده باشیم، ولی بعد بر میگردیم و باز از طریق عقل خود سعی می کنیم که آنرا فهم کنیم... برخی هم پس از آن به خیالات می زنند ( به خصوص اگرکه شرایط و آمادگی خیالاتی شدن را داشته باشند)...برخی هم که عقلشان در این کند و کاو وا می ماند، چنین تجربه ای را خیال و هپروت و امثالهم به حساب می آورند...
باری
این از آن دسته بیاناتی است که در "مکاشفه" عارف آنرا تجربه کرده و به بیان آورده...
آرش در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰:
اندیشه خداپرستی (به هرشکل آن چه چند خدایی چه تک خدایی ) یک اندیشه کهنه به قدمت تاریخ است که هیچ تفاخری در آن نیست که برعکس از دل سیاه تاریخ برآمده زمانی که انسان در جهل غوطه ور بود و برای سوال های بیشمار خود بدنبال جوابی می گشت و از سر جهل فقط یک جواب داشت آن هم خالق، از چند خالقی شروع شد و تا یک خالقی هم آمد ولی اندیشه نو قرن معاصر بی خالقی است اندیشه ای که پروفسور استیون هاوکینگ به زیبای آن را شرح داد. به نظر من اندیشمندانی مثل خیام اگر در زمان ما می زیستند همچون دانشمندان به نام امروزی منکر وجود خدا میشدن آنها با بضاعت اندیشه آن زمان بدین زیبای شک کردند قطعا اگر این زمان بودن در کنار هاوکینگ بودند
آذرخش در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۱:
بیت چهارم باید “گفتا ز خویش بگذر اگر...”
باید باشد نه “گفتار خویش
با درود آذرخش
رحیم خورشیدی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۵:
سگی بگذار بمعنی زرنگی کردن را بگذارید این اصطلاح در زبانهای محلی هنوز مستعمل است به شخص زرنگ می گویند خیلی سگ است .با سپاس
دکتر حسنی شلمانی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۹ - حکایت اتابک تکله:
براساس منابع تاریخی مظفرالدین مشهور به تکله؛ پسر نصرتالدین هزار اسب؛ که پنجمین و مشهورترین پادشاه سلسله هزار اسپیان که نام سلسله ای کُرد تبار از اتابکان غرب ایران بود که از سال 649 تا 656 هجری حاکم کل غرب ایران بودهاست و مقر حکومتش در برهه ای از زمان شهر تخت زنگی بودهاست از این شهر روستای تخت زنگی در حوالی کامیاران هنوز باقی است و کردان زنگنه منسوب به تخته زنگ هستند
ترکان تکله (تکلی – تکلو ) در زمان شاه اسماعیل (اصلاً کرد نژاد) همان کردان تکله هزار اسپیان هستند ؟
حیران در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۲:
سلام
بیت آخر زبان درست است نه زیان لطفا اصلاح شود، با سپاس.
سید محسن در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۲:
وآن آتشی که رخت نخستین پدر بسوخت----درست است
سید محسن در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۱:
تکرار شده
سید محسن در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۱ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۸:
در املای اشعار (رهروان) ره روان نوشته شده---من جگر خواره....----درست است
سید محسن در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۵:
ز رهروان که....----کسی که در عقب رهروان بینا .....-----باشارات رهروان نرسد....------عقاب صیاد که....----درست است
سید محسن در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۴:
درین شور بختی.....------درست است
صدرا در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱۲:
صائبا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرد.
حقا که هر کس که اشعار صائب را نمیخواند زندگی نکرده است . خدای من چه شعر فوق العاده ای بود
سید محسن در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲:
اگر خواهی که بدستت....----چو دست مهر تو بر ورق دل نوشت خطی-----درست است
Ho nazer در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۸:
سلام
چرا حق مطاب را ادا نمیکنید
نه اینکه امانت دار هستید
چندین بار پیام را ارسال کردم و گویا متوجه نیستید
سید محسن در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰:
کم حلاجی چه زنی......درست است
هومان در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۹ - در نصیحت فرزند خود محمد نظامی: