گنجور

حاشیه‌ها

ساکت در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴:

بهت و حیرت از مختصات رباعیات خیام است و میتوان آن را به عنوان سنگ محکی برای تشخیص رباعیات اصیل از غیر اصیل به کار برد. در این رباعی این ویژگی در تمام مصرعها قابل مشاهده است و از اولین تا آخرین مصرع از ذات نهفته هستی و ناتوانی بشر از کشف راز آن سخن گفته شده است. تعبیر خیام در مصرع اول نشان میدهد که به اعتقاد او هستی نه از عدم (دیدگاه ادیان) بلکه از یک منبع و منشا نهفته و پوشیده به وجود آمده است و به همین دلیل تحقیق و کشف آن از توان بشر خارج است، بنابراین آنچه تا کنون گفته شده از سر سودا یعنی بر اساس وهم و گمان بوده و هیچ کس حق مطلب را ادا نکرده است. باید توجه کرد که بحث بر سر منظومه شمسی یا کره زمین نیست چرا که در این زمینه تحقیقات عینی و ملموس زیادی از سوی دانشمندان صورت گرفته است، بلکه بحث بر سر هستی و منبع و منشا آن است که جز اساطیر یا ادیان که مدعی شناخت آن هستند سخن محکم و استواری گفته نشده است.

فرهاد در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

درخت صنوبر مشخصات دیگری دارد !!

فرهاد در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

عجیب اینجاست که کسی که درخت صنوبر را هنوز نمیشناسد و ان را سوزنی شکل و مخروطی معرفی مینماید ، تفسیر شعر حافظ میکند !!!
یا للعجب !!!

فرهاد در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

عجیب اینجاست که کسی که هنوز درخت صنوبر را نشناخته و ان را سوزنی شکل و مخروطی معرفی مینماید ، تفسیر شعر حافظ میکند .
یاللعجب !!!

نسترن در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳:

بادرود فراوان و سپاس بی شمار به آقای رضا ساقی به خاطر تفسیر بی نهایت دقیق و ریز بینانه.با خواندن تفسیر شما این غزل بسیار دلنشین تر از قبل برای من شده.در پناه حق دوست عزیز

Vafa در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۱:

ای دریغ از عمر رفته

جهانگیر آزاد در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۷:

شعر فوق العاده ای از یک مرد بزرگ
درک این به تنهایی زندگی را غرق در عشق و شادی می کند
من مدتی هست در ارتباط باخویشتن دوستی مطالعه می کنم و هر قدم منو در شادی بیشتر فرو می برد برخی را در پست اینستاگرام خودم می گذارم.
Https:// www.instagram.com/jahangir.azad1848_self.love

دریا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:

دوم اینکه,چرا فِراقو موقع خوندن گفت فَراق؟اون فَراغه مجیدجان فَراغ

دریا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:

سلام.اول اینکه چرا اقایی ک اکثر شعرای گنجور رو میخونه صداش اینجوریه,زنونس صداش

پازشگر در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:

با سلام
شخصی فرموده‌اند که این چیزها از زمان صفویه پیدا شد و مولانا با شعر زیر سرزنش می‌کند 
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان زانکه بد مرگیست...
باید گفت که عزاداری و زنده نگهداشتن یاد عاشورا به توصیه اهل البیت بوده تا از این واقعه درس و عبرت گرفته شود
و این زنده نگه داشتن‌ها از زمان ائمه بوده و صفویه 300، 400 سال بعد از مولانا روی کار آمدند

مهدی یوسفی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۰ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

سلام و سپاس
لطفا ایرادهای تایپی و نگارشی رو اصلاح بفرمایید. همون طور که برخی از دوستان اشاره کرده اند. تثلیث درسته یا بجای باده خوران باید بگیم «باده خواران» تا وزن شعر درست بشه.
ممنونم

بابک چندم در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۸ - مطلع دوم:

@ سمیرا
" سمیرا" در اینجا نام مکانی است در راه مکه.
"خضر" پیامبری است که عمر جاودان بر روی زمین دارد، ولی از دیده ها نهان است.
"روح القدس" یا روح مقدس یکی از سه گانه در باور مسیحی است:
خدا، روح القدس، و عیسی مسیح که به باورشان تنها پسر خداست و نجات دهنده بشریت...
پَر روح القدس، نشانه از در پرواز بودن آن دارد سریعتر از آنکه افراد بتوانند او را ببینند، یعنی که خود روح القدس را نمی توان دید بلکه اگر پَرش افتاده باشد و آنرا دیدی می دانی که نشانی است دال بر وجودش...
"سدره" درخت سدر ، همچنین درختی است در آسمان هفتم...
"مغیلان" درختی است پر از خار...
می گوید:
در جستجوی خضر و پَر روح القدس، در سمیرا درخت سدره را در جایی که معمولاً درخت خار جای دارد به عنوان نشان و مدرکی از خدا دیده اند...
معانی دیگر سمیرا:
-زن گندم گون
-نام عمه شیرین

بابک چندم در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:

@ سیاوش بابکان
نه دوست عزیز چه دلگیری؟
و کدام کتاب دکتر خانلری؟

دکتر محمد ادیب نیا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست:

آری؛ دیدگاه عرفانی و ولایی داشتن و نگاه باطنی و معنوی داشتن به اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام، خصوصا اعتقاد به امامت و ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام از اختصاصات و ویژگی های بارز تشیع است. لذا بلا شک جناب مولوی و بسیاری از شارحان آثار ایشان از بزرگان شیعه محسوب می شوند مولوی اصل امامت و ولایت و مراتب بودن ولایت و داشتن نور ولایی در اشخاص و بهره مندی هر کسی از مشکات نور ولی الهی زنده و حاضر پنهان (مهدی علیه السلام) را در ابیاتی این چنین خلاصه کرده است؛
پس به هر دوری ولی ای قائم است
تا قیامت آزمایش دائم است
هر که را خوی نکو باشد برست
هر کسی کو شیشه‌دل باشد شکست
پس امام حی قایم آن ولیست
خواه از نسل عمر خواه از علیست
مهدی و هادی ویست ای راه‌ جو
هم نهان و هم نشسته پیش رو
او چو نورست و خرد جبریل اوست
وان ولیّ کم ازو قندیل اوست
وانک زین قندیل کم مشکات ماست
نور را در مرتبه ترتیب هاست
والحمد لله رب العالمین علی کل حال

نیما محتشم در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

ای کسی که نیش های زندگی رو تبدیل به نوش و شهدِ گوارا کردی و از طریق همون ابتلاها منو به سمت خودت کشوندی، هر کسی رو که "خود" (اشاره به منِ ذهنی یا همون فکرِ من) داره رو بی "خود" کن از اون خودِ نفسانیش رهاش بگردان؛ این رهایی در اینجا مترادف با درویشی گرفته میشه چرا که درویش چیزی نداره اول چیزی که میشه نداشت همون "من" هست، ینی غایتِ درویشی بی "من" بودنه ، حالا در مصرع دوم میفرمایند به اونکسی که خویش نداره (درویش) خویش بده این خویشِ مصرع دوم اشاره به ذات حق داره ینی میفرمایند به جای خویشی که درویش تسلیم تو کرده تو خودت رو بده "از خودت به او عرضه کن" اون دیگه خویش نداره، خودی در مرکز وجودش نیست همه تویی همه تبدیل شده پس برسون خودتو، خیلی لطیف هست شروع این شعر، و اینکه در این مختصر چطور اینهمه معناها رو میگنجانند بسیار تامل برانگیز.

نیما محتشم در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

در بیتهای پایانی جناب مولانا پند جالبی میدهند، "می مال پنهان گوش جان...." گوشِ جانت رو پنهانی بمال، ترکیب جالبیست و بدیع؛ گوشِ جان مالاندن اشاره به کار کردن روی خود داره، یعنی وقتی داری روی خودت کار میکنی و نفس رو شناسایی میکنی پنهان کن، در موردش صحبت نکن، خودتو عرضه نکن، ابراز نکن حتی خودت رو از خودت پنهان کن، یعنی وقتی خویشِ حقیقی رو شناسایی میکنی حتی از نفسِ خودت پنهان کن این شناسایی رو چه برسه که پیشِ دیگران بخوای لاف بزنی و از خالص شدنت بگی، می مال پنهان گوش جان، از طرف دیگه انگار روی سخنش با خداست که میگه گوش جان من رو بمال ینی تنبیه کن منو تا تو رو بیابم ولی این کار رو پنهانی انجام بده؛ در هر دو معنی زیبا و تامل برانگیز ......

ژاله در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را:

پس مابقی این بخش کجاست...؟
بیا تا جهان را به بد نسپریم به کوشش همه دست نیکی بریم
نباشد همی نیک وبد پایدار همان به که نیکی بود یادگار
همان گنج و دینار و کاخ بلند نخواهد بدن مر تورا سودمند
سخن ماند از تو همی یادگار سخن را چنین خوارمایه مدار
فریدون فرخ فرشته نبود زمشک و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکویی تو دادو دهش کن فریدون تویی
و .....

علی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۹۱:

منظور از قرلتی در بیت چهارم، قوریلتای یا همان مجلس مشورتی مغولان نیست؟؟

محمد باقر انصاری در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:

به نام خدای مدیر و مدبر
در کتاب "بدائع الزهور فی وقائع الدهور" تألیف محمد ابن احمد ابن ادریس حنفی آمده است که فرعون را دختری بود مبتلی به بیماری پیسی که پزشکان از معالجه او در مانده بودند. پزشکی طبابت کرده بود که.برای درمان او باید هر روز بدن خود را در آب رود نیل شستشو دهد.
فرعون دستور داده بود شقه ای از رود نیل را بدرون کاخ آورده و حوضچه ای درست کرده بودند تا شستشوی روزانه برای دختر آسان باشد.
روزی دختر دید صندوقچه ای را آب با خود آورد. آن را از آب گرفت و باز کرد دید نوزادی در آن است. وقتی او را لمس کرد تا بیرون آرود ناگهان بیماری پوستی او شفا یافت! فوراً طفل را به مادر خود آسیه نشان داد. آسیه او را نزد فرعون برد. و گفت این طفل را از آب گرفته برای خود نگاه داریم. فرعون گفت : ممکن است این همان دشمن من با شد. آسیه گفت اگر دشمنت بود می توانی أو را به قتل برسانی.
فقالت قرة عین لی و لک، لا تقتلوه. عسی ان ینفعنا او نتخذه ولداً (قرآن مجید: سوره قصص، آیه 9)

پریسا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

آسیب به معنی سایدن اینجا معنی میده که کاری با تکرار انجام شود .حالا شما به هر چیزی توجه کنی و با تکرار برخورد کنی این موصوع رشد میکند و جان میگیرد .گویی به قانون راز خواسته اشاره کنه .که شما به هر چیزی توجه کنی اون چیز رو دریافت میکنید و باعث بوجود آمدنش میشید

۱
۲۳۳۹
۲۳۴۰
۲۳۴۱
۲۳۴۲
۲۳۴۳
۵۵۳۰