گنجور

حاشیه‌ها

محمد باقر انصاری در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:

به نام خدای مدیر و مدبر
در کتاب "بدائع الزهور فی وقائع الدهور" تألیف محمد ابن احمد ابن ادریس حنفی آمده است که فرعون را دختری بود مبتلی به بیماری پیسی که پزشکان از معالجه او در مانده بودند. پزشکی طبابت کرده بود که.برای درمان او باید هر روز بدن خود را در آب رود نیل شستشو دهد.
فرعون دستور داده بود شقه ای از رود نیل را بدرون کاخ آورده و حوضچه ای درست کرده بودند تا شستشوی روزانه برای دختر آسان باشد.
روزی دختر دید صندوقچه ای را آب با خود آورد. آن را از آب گرفت و باز کرد دید نوزادی در آن است. وقتی او را لمس کرد تا بیرون آرود ناگهان بیماری پوستی او شفا یافت! فوراً طفل را به مادر خود آسیه نشان داد. آسیه او را نزد فرعون برد. و گفت این طفل را از آب گرفته برای خود نگاه داریم. فرعون گفت : ممکن است این همان دشمن من با شد. آسیه گفت اگر دشمنت بود می توانی أو را به قتل برسانی.
فقالت قرة عین لی و لک، لا تقتلوه. عسی ان ینفعنا او نتخذه ولداً (قرآن مجید: سوره قصص، آیه 9)

پریسا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

آسیب به معنی سایدن اینجا معنی میده که کاری با تکرار انجام شود .حالا شما به هر چیزی توجه کنی و با تکرار برخورد کنی این موصوع رشد میکند و جان میگیرد .گویی به قانون راز خواسته اشاره کنه .که شما به هر چیزی توجه کنی اون چیز رو دریافت میکنید و باعث بوجود آمدنش میشید

جانان در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:

از نیستان تا مرا ببریده اند ....

علیرضا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۱:

این غزل زیبا رو ، هنرمند خوبمان آقای روزبه نعمت الهی در آهنگ "عاشق دیوانه" خیلی زیبا اجرا کردن.
ولی من نتونستم این آهنگ رو در قسمت "معرفی آهنگ" بیارم. امیدوارم خود گنجور اینکارو انجام بده.

جواد در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:

کاش با صدای خود استاد شهریار این شعرو بزارین .اگه پیدا بشه عالی میشه.چون استاد اکثر شعراشو خودش دلکمه کرده
با سپاس

گویان در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۶:

عجیبه
سعدی چندین جا خودش را نقض میکنه
گربه مسکین شاید چنان کند اگر پر داشت
اما ایا میشه نتیجه گرفت که هر کس در هر
موقعیی هست حقش بوده؟
این باعث سواستفاده های زیادی میشه

امیر در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

در دهخدا ترکان پارسی گویی اومده بهتر است در کنار خوبان ترکان رو هم اضافه کنید ممنون از سایت گنجور

مصطفا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰۸:

ببنید قصد زاهد بود، عمامه داشتن و دستار داشتن وسط نیست بحث اینه که بزرگی به ظاهر نیست کسی که بزرگع از درون بزرگه، یک زاهد رو نمیشه با بزرگی عمامه اش سنجید، یا یه کنکوری زو با تعداد کتابش

گویان در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - پند و موعظه:

وقتی سعدی میگه عمرم را بر. باد دادم
من چی باید بگم

گویان در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - نصیحت:

خیام نتیجه بهتری گرفته
هر چند سعدی به زیبایی تصویر کرده
:دنیا به مراد رانده گیر، آخِر چه؟
وین نامهٔ عمر خوانده گیر، آخِر چه؟
گیرم که به کامِ دل بماندی صد سال،
صد سال دگر بمانده گیر، آخر چه؟

ساکت در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۹:

محور این رباعی کلمه شورستان به معنی نمکزار است، چرا که دیگر مصرعها نتیجه زیستن در چنین محیطی است، محیط خشک و بی ثمری که زندگی در آن جز غصه خوردن و در نهایت مردن حاصلی ندارد و هر چه زودتر از آن رها شدن نوعی خرمی و شادی به شمار میرود، بلکه آسوده کسی است که هرگز به این جهان نیامد. پوشیده نیست که خیام در این رباعی تصویر تاریکی از جهان پیش روی ما قرار داده و دست کم برای کسانی که در جوامع پیشرفته زندگی میکنند غیر قابل قبول است، ولی به دو دلیل میتوان به خیام برای سرودن این رباعی حق داد، نخست این که شاید در روزگار او زیستن براستی چنین تلخ و ناگوار بوده است و دیگر این که شاید اگر کسی نگاه ژرف و هوش شگرف خیام را داشته باشد در هر شرایطی که قرار بگیرد چنین تصویر هولناکی از جهان ترسیم خواهد کرد.

جانان در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵:

به به چقدرررر زیباس

کیارش در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

واقعا با خوندن این شعر تحت تأثیر قرار گرفته بودم هرچند قبلا ابیات *گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی* و *شمع را باید از این خانه به در بردن و کشتن تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی* در اپرای عروسکی سعدی آشنا شده بودم که محمد معتمدی با نوای دل انگیزش این ابیات رو به زیبایی تمام خوند. وقتی این شعر رو خوندم یاد داستان عاشقانه ای افتادم که برای خودم هم اتفاق افتاده بود.

فرهود در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۱:

سلام بر دوستان نادیده و دلدادگان ادبیات و معرفت.
از سرکار خانم سارا برای توضیح همراه با منبع بسیار متشکرم.
امیدوارم در کنار بحث‌های فنی و وزن و عروض (که تا جایی که به مکررگویی و اصرار کشیده نشود به جای خود ضروری و نیکوست)، در باب معانی گران‌سنگ و پنهان این شعر و سایر گنجینه‌های دیوان شمس هم رای‌زنی و هم‌افزایی داشته باشیم.
نور پاشیده بر راهتان باد!

ساکت در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۳:

این رباعی مانند بسیاری دیگر از رباعیات خیام به ارزش عمر اشاره کرده است و ما را دعوت میکند تا این فرصت کوتاه را به شادی بگذرانیم. شراب در مصرع اول اگر همان آب انگور نباشد کنایه از هر کاری است که با انجام دادن آن احساس سرخوشی و سبکبار شدن به انسان دست میدهد. از معانی تاب (در مصرع دوم) چین و شکن و پیچ و تاب خوردن است که در این صورت معنی بیت اول میتواند چنین باشد: از خواب برخیز و پیش از آن که زمانه تو را خمیده کند شرابی بنوش. یکی از معانی چرخ (در مصرع سوم) نیز زمانه و روزگار است که ستیز و دشمنی با ما وصف اوست. پس اکنون که ستیز و دشمنی چرخ را با خود دانستی، پیش از آن که به اندازه نوشیدن یک جرعه آب تو را مهلت ندهد برخیز و وقت خود را صرف کاری کن که از انجام دادن آن سرخوش و سبکبار شوی.

محسن در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:

باسلام
شاعر به زیبایی تمام در تمام ابیات با عشق از معشوق خود سخن گفته و در مصرع آخر فقط اسم رهایی از دوزخ رو آورده . پس بهتر نیست ابراز عشق که کاملا از تک تک کلمات به انسان القاء می شود را هم دید و تحسین نمود.
باتشکر

کاوش در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱:

با درود
بنده نه خود را صاحب نظر می دانم ونه اطلاع زیادی از تاریح ادبیات و دارم اما از مرور نظرات مختلف دوستان و عزیزان چنین نتیجه گیری نمودم که اولا همه بزرگواران صاحبدل و دارای طبعی لطیف هستند و نکته بعدی و مهم به نظر من این است که هر مطلب و سخنی با مفهوم زیبا و مفید و منطقی و عقلایی بیان شود فقط اهمیت و ارزش آن همان منطقی بودن و عقل گرایانه بودن آن است و زیاد نباید روی حاشیه ها بحث نمود در عین حال زیبایی ظاهری هم اهمیت دارد پس رباعی مذکور نیز که دوستان هرکس به فرا خور مطالعه خود شکل صحیح آن را به گونه ای بیان فرموده بودند چند مورد هم وزین تر و زیباتر بودند که یقینا قابل قبول تر هستند و در عین حال سند محکمی نیز در دست نداریم که کدام نسخه را صد در صد می توان به خیام بزرگ نسبت داد !!!
من که سعی میکنم بحث روی حاشیه نکنم و از مطالعه نسخه های زیبا در عین حال متفاوت لذت ببرم و صدالبته بیاموزم ودر زندگی به کار بندم
آرزوی سلامتی برای همه دوستان !!!

علی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۰۴ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۴:

دوستان این شعر از نظر قوافی مشکل دارد, اینکه شعر از شاعری کوچک یا بزرگ است این مشکل را حل نمیکند, کلمه ی من چهار بار به عنوان قافیه استفاده شده است, که تنها دو بار استفاده از آن ا را البته با اغماض میتوان قبول کرد...

سعید جعفری در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۴ (در میکده می‌کشم سبویی - باشد که بیابم از تو بویی):

نادرست: ساقی چه کنم به ساغر و جام مستم کن از می غم انجام
درست: ساقی چه کنم به ساغر و جام مستم کن ازین می غم انجام

شیر علی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:

همهٔ نظرات را خواندم و این همه مجادله در مورد بیت سوم.هیچکدام حتی ذره ای به حقیقت نزدیک نبود.بی شک این بیت از عطار است و به او نبسته اند.این بیت ربطی به تناسخ ندارد.این بیت نهایت شهود است و تفسیر نکردنش بهتر...

۱
۲۳۴۰
۲۳۴۱
۲۳۴۲
۲۳۴۳
۲۳۴۴
۵۵۳۰