مهدی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶:
چرا این بیت از اشعار مولانا به عمد حذف شده، حتی متذکر هم شده اند ولی شما بیت را اصافه نمیکنید؟!!!
مگه شما ی سایت بی طرف نیستید؟!
*ما ز قرآن مغز را برداشتیم........پوست را بهر خران بگذاشتیم*
تماشاگه راز در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۹:
بیت پنج را "حـافــظ" از این بیت "امیـر مـُعـزّی" :
تأثـیـر گرفته است .
امیر معزی » قصاید شمارهٔ 319
ای ساربان منزل مکن جز در دیار یار من
تا یک زمان زاری کنم بر رَبع وَ اطلال و دِمَن
رَبع از دلم پرخون کنم خاک دمن گلگون کنم
اطلال را جیحون کنم از آب چشم خویشتن
منبع
مجله یادگار شماره 9 قلم علامه قزوینی
امیر معزی
امیر ابوعبدالله محمد پسر عبدالملک مُعِزّی نیشابوری شاعری فارسی زبان بود. پدرش عبدالملک برهانی از شاعران دربار الب ارسلان بود و در اوایل سلطنت ملکشاه سلجوقی وفات یافت و محمد فرزندش، به جای او به خدمت سلطان ملکشاه درآمد و تخلص شعری خود معزی را از لقب سلطان که «معزالدین» بود، اقتباس کرد. معزی شاعر بزرگ دربار ملکشاه سلجوقی بود و از سوی این پادشاه لقب امیر گرفت. پس از مرگ ملکشاه، معزی به سلطان سنجر درٱمد. روایت شدهاست که روزی در شکارگاه تیر سلطان به سینه او خورد و او هر چند از زخم این تیر نمرد، اما مدتها تیر در سینهاش جای داشت و از آسیب آن رنج میبرد. معزی در سال 521 هجری قمری وفات یافت.
رفیعی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲۹:
اساتید عزیز....لطفا یه توضیحی در مورد معنا و مفهوم این شعر بدید...
سوزان در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:
حافظ عارفی رند است. در هاله ای زیبا از کنایه و سایر صنایع ادبی منظور اصلی خود را بیان می کند.بنده با نظر آقای مسعود کاملا موافقم. منظور حافظ منجی عالم است. که در این بیت کاملا مشهود است:
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن بر آید
خانم یا آقای مهری به نطرات و اعتقادات دیگران احترام بگذارید. کار سختی نیست
سلمک در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:
تصنیفی بر این شعر زیبا از سعدی توسط خانم ملوک ضرابی در جوانی اجرا شده ساخته ی اسماعیل خان مهرتاش و نسخه ی اجرای ستار به ان اجرا بسیار نزدیک است .
احمد محمود امپراطور امپراطور در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۴:
گرفته است حوادث جهاتِ امکان را
ز عافیت چه زمین و چه آسمان خالیست
حضرت بیدل
آواره در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۷:
اگر همین چند بیت رو بفهمیم بیشتر از کافیه!
برگ بی برگی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:
درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آرد
نهالِ دشمنی برکَن که رنجِ بیشمار آرد
بهاالدین مهاجری در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دهم در مناجات و ختم کتاب » بخش ۴ - حکایت:
بیت دهم مصرع دوم (خدایابه فضل خودت ) درسته
الف رسته در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ سنایی » طریق التحقیق » بخش ۷۷ - فصل فی ختم الکتاب:
در مقدمه گفته شده است که «برخی از محققین این مثنوی را به احمد بن حسن محمد نخجوانی (نخچوانی) نسبت دادهاند، اما مشهورتر آن است که این مثنوی از آن سنایی غزنوی است. »
ولی متن حاضر به استاد بیتهای 32 و 33 و 35 گواهی میدهد که کتاب از سنائی نیست و از نخجوانی است
32
در جهان زین سخن بدین آیین // کامل و نغز و شاهد و شیرین،
33
جز سنایی دگر نگفت کسی // اینچنین گوهری نسفت کسی
منظور دو بیت بالا این است که به غیر سنائی شاعر دیگری چنین سخنی نگفته است
و سپس نام خود شاعر را میآورد :
35 نخچوان راکه فخر هر طرفست // در جهانش بدین سخن شرفست
علی اکبریان در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۶:
ممنون از امید
عمار در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بینهایت:
اشاره دارد به بینهایت بودن عالم هستی و راه بینهایتی که انسان در پیش دارد. درک لایتناهی بودن مسیر، در حالت عادی میسور نیست ولی حافظ این را درک کرده و همین باعث وحشت و حیرانی و سر در گمی او شده. یکی از مراحلی که عارف طی میکند همین تردید و وحشت است که این وحشت، از جهل او به مسیر بی انتهای پیش روی اوست.
کسرا در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
1- در پیرامون بیت «مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی که فرشته ره ندارد به مکان آدمیت» باید توجه دوستان را به دفتر دستنویسی که در همین بخش ارائه شده، جلب کنم. در این سند این بیت چنین نوشته شده: «مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی که فرشته ره ندارد به دکان آدمیت».
2- در این سند دستنویس و قدیمی بیت سوم دیده نمی شود که همانا نشان از افزوده شدن این بیت به دستیاری کسان دیگری به جز استاد سخن، سعدی شیرازی است. بیت: « خور و خواب و خشم و شهوت ...
3- این سند دستنویس نشان میدهد که مصرع نخست از بیت آخر این غزل، بدانسان که یکی از دوستان اشاره داشته (خانم یا آقای صغیر) به صورت درج شده در گنجور نمی باشد بلکه بدین صورت است: به نصیحت آدمی شو نه به خویشتن که سعدی ....
فرهاد در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » گوزوم آیدین:
ترجمه اشعار زبان ترکی با این حد از فشردگی کلمات و اصطلاحات زبان ترکی تقریبا غیر ممکن است مگر اینکه ترجمه را رها کنیم و آن را به زبان فارسی تفسیر کنیم من به ترجمه بیت سوم اکتفا میکنم
چرخهای فلک را با اولین سنگی که به سمت آن رها کرده ام شکسته ام
و هنوز دامنم پر است از سنگهای دیگر که نگه داشته ام
nabavar در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
گرامی محمد حسین
کنند هر کسی از حضرتت تمنایی
خلاف همت من کز توام تو میباید
می گوید: هر کس که از تو خواهشی می کند، غیر از خود توست، برای آنست که حاجتی بر آوری تا به آرزویش برسد، ولی من حاجت و آرزویی ندارم جز وصال تو
محمود کلاهی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
با احترام به نظرات دوستان، بنده هم یک مطلبی را عرض می کنم:
در همان معنا روایتی از پیامبر هم هست: مُوتُوا قَبلَ اَن تَموتوا.
مرگ در اینجا به معنی مصطلح یا مجازی شاید نباشد. ببینید که یقین من به مرگ خودم، از روی روی قیاس است، یعنی من به خودم می گویم که میلیاردها انسان و حیوان قبل از من مرده اند پس من هم خواهم مرد. این یک قیاس است.
پس یقین من به مرگ مثلاً (6/999/999/999) از میان (هفت میلیارد) است و هنوز (یک درجه از آن هفت میلیارد درجه اش) را ندارم و این یک درجه مرا هوایی می کند و فکر و کارم حال به حال می شود و افکارم را تغییر می دهد و یقین کامل آن موقعی است که خودم هم بمیرم و همه شک ها و افکار از من کنار رود و عین الیقین شوم.
در این شعر و در آن روایت به گمان بنده، نظر همین است که قبل از این که به مرگ اجباری بمیرید آن یقین کامل را به دست بیاورید، علی (ع) در این مورد فرمود:
اگر پرده ها کنار برود هیچ چیزی به یقین من اضافه نخواهد شد.
امیرحسین ربیعی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱:
با عرض سلام و ادب
این شعر خیلی وزن سنگینی داره اگه کسی میتونه یک روخوانی از روش داخل سایت بگذاره.
باتشکر.
ایرج بهرامی فر در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۱۳ دربارهٔ هلالی جغتایی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:
با سلام
در مصراع سوم بایستی بدین گونه بخوانیم
زن ها رز کس وفا مجویید .....
هجای کوتاه در وازه زنهار ( مفعول)
با هجای کوتاه در واژه از کس ( مفاعیل)
ترکیب می شود و رکن اول مفعولن می شود شود
این از اختیارات شاعری هست
سلام در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:
به نظر بنده ساعد به جای دامن صحیحتر به نظر می رسد هم به لحاظ زیبایی واج آوایی و هم به لحاظ معنایی ...... در جواب دوستانی که فرموده بودند دست به دامن شدن رایج است و دست به ساعد شدن شنیده نشده است باید عرض کنم در سماع که صوفیان از خود بیخود می شوند دست در ساعد میچرخند و بخصوص اگر این رقص با ساقی باشد حتماً آنقدر از خود بیخود می شوند که رشته تسبیح خواهد گسست ..... استاد شجریان نیز در آواز اصفهان ساعد تلفظ می فرمایند.
تماشاگه راز در ۶ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۳۲۰: