گنجور

حاشیه‌ها

علیرضا یحیایی در ‫۱۷ روز قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۵ - عصا بیار که وقت عصا و انبان بود:

بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل

این غم، که مراست کوه قافست، نه غم
این دل، که تراست، سنگ خاراست، نه دل

وحید ذوالقدری در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:

قلندرانِ حقیقت به نیم جو نخرند

قبایِ اطلس آن کس که از هنر عاریست

به به 

به به 

 

HRezaa در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۴۱ در پاسخ به کتایون فرهادی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را:

سپاس فراوان

HRezaa در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۱۷ در پاسخ به خرم روزگار دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را:

درود بر شما همزبان گرامی

 

درست است که در بحرالمیت به دلیل نمک زیاد کسی غرق نمیشود، ولی راه رفتن روی آب و غرق نشدن در آب دو مقوله متفاوت هستند

و هیییچ شباهتی به هم ندارند

 

لاله نیکوسرشت در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۸:

 با توجه به نکات ویراستاری که در متون ادبی و اشعار باید در نظر گرفته شود: پیشنهاد می‌کنم واژه‌های قدم‌گاه، دل‌شدگان و صبح‌گهی.  با نیم‌فاصله نوشته شود. 

HRezaa در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۴۹ در پاسخ به کتایون فرهادی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر:

درود بر شما

سپاس بیکران

یار در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - پند و موعظه:

واقعا این شعر بی نظیر -و نه کم نظیر- است.

خداوند شیخ اجل را رحمت کند و بیامرزدش. 

HRezaa در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۰۵ در پاسخ به مهدی کاظمی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر:

درود بر شما

و سپاس از راهنماییتان

HRezaa در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۵۶ در پاسخ به کتایون فرهادی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۳ - در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه:

درود بر شما

ممنون از زحماتتان

 

و سپاس فراوان جهت تفسیر بسیاااار زیبای دو بیت آخر

علی میراحمدی در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۴۷ در پاسخ به سوره صادقی دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۲ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار سوم:

نکته اول آنکه در چنین داستان‌هایی نبایست مانند رمان همیشه به دنبال دلایل منطقی بود.
شاعر بیشتر یک خط کلی داستانی را در نظر میگیرد و سپس سعی میکند آن خط کلی را با سراییدن اشعار پیش ببرد.
اما اگر بخواهیم بر موضوع  دلیلی بتراشیم  همین است که دیدند حال و احوال شیرین خراب تر از آن است که بتوان آن را تاثیر دیو و پری دانست که درین دو بیت به آن اشاره رفته است:
چو آن گل‌برگ‌رویان بر سر خاک
گل صد برگ را دیدند غم‌ناک

بدانستند کآن کار پری نیست
عجب کاری است کاری سرسری نیست

سوره صادقی در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۲ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار سوم:

من خط داستان رو در ابیات ۱۹ تا ۲۵ دقیق متوجه نمی‌شوم. چه می‌شود در این چند بیت که دوستان شیرین قانع می‌شوند که تاثیر دیو نیست و داستان بیخ دارد و راضی می شوند کمک کنند خسرو را پیدا کنند؟

سوره صادقی در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۲ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار سوم:

نسیمی خوش‌تر از باد بهشتی ...

اگر کسی معنی مصرع دوم را می‌داند لطفا توضیح دهد. آنچه می‌فهمم واضح نیست واقعاً.

سوره صادقی در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۲ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار سوم:

بساطی سبز چون جان خردمند هوایی معتدل چون مهر فرزند

هر دو تشبیه بیت تشبیه ملموس و مادی به ناملموس و مفهوم و غیرمادی است. درحالیکه عکسش در تشبیه رواج داره که باعث دقیق‌تر شدن تصور بشه. نظامی از خواننده‌ش می‌خواد انتزاعی فکر کنه. عالیست.

dmb در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ ابوالفرج رونی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۳ - ایضاً له:

انصاف بدان یمین و آن کللک مر ...

فک کنم اشتباه نگارشی وجود داره در بیت ۱۹

HRezaa در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۳۳ در پاسخ به مهدی کاظمی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۳ - در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه:

درود بر شما

 

زیبا بود

نیما در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۰۷:

حضرت سعدی ❤️

پیروز در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۶ در پاسخ به بهنام دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:

سلام و درود 

بنده علم آکادمیکی از عروض ندارم اما ریز کاری هارو میدو

بر این باورم که این وزنی که شما گفتی متونه باشه ولی بعضی چیز ها به صورت قرار دادی هست و وزن مفعول مفاعلن فعولن برگزیده شده 

مثلا مانند "مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن"

که به صورت "مستفعلن فعولن مسفعلن فعولن" هم گفته میشه

یا وزن رباعی که "مستفعل مستفعل مستفعل فع"

ولی بیشتر به صورت"مفعول مفاعیل مفاعیل فعل" گفته میشه

امید وارم تونسته باشم کمکی بکنم

با سپاس 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۱ در پاسخ به نیکی دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶:

زینِ همّت ، در رهِ سودایِ عشق
بر بُراقِ لامکان خواهم نهاد

ضیا احمدی در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۲:

با سلام و احترام خدمت آقای حسن‌وند

به‌نظر می‌رسد آنچه درباره‌ی تصحیح بیت پنجم فرمودید وارد نباشد. به‌جز دو سند که در گنجور آمده در نسخه‌ی چاپ انتشارات نشر طلوع با مقدمه و تصحیح آقای محمد عباسی نیز همین‌گونه که در گنجور آمده، چاپ شده است.

علی احمدی در ‫۱۷ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز الست

از من که مست معشوق شده ام انتظار انجام طاعت آنگونه که شما زاهدان می خواهید را نداشته باشید پیمان روز الست یعنی پیش از آفرینش را هم به من یاد آوری نکنید که من به گونه ای دیگر می نگرم و از همان روز به میخوارگی و ساقی گری مشهور شده ام .مرا به مصلحت اندیشی عقلانی هم دعوت نکنید که بخواهم مستی را کنار بگذارم . می دانید چرا؟

من همان دم که وضو ساختم از چشمهٔ عشق

چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست

چون همان موقع من تجلی معشوق را دیدم که چشمه ای بود و من با آب آن وضو گرفتم و با چهار تکبیر نماز میت بر هر آنچه شما انتظار دارید و آموخته اید خواندم و به کناری گذاشتم .

چرا حافظ از ابزارهای موجود برای مقابله استفاده می کند؟وضو ،تکبیر و... حتی در غزل های دیگر  نماز ، ماه صیام،شوق کعبه و... را به کار می گیرد . به نظرم او خواهان یک اصلاح جدید است تا تخریب . او اگر بخواهد تخریب کند مردم را از دست می دهد . مردمی که باید به آنها بیاموزد نه تنها در عصر خویش بلکه دردتمام اعصار.پس می گوید وضو ساختم در حالیکه می توانست بگوید من همان لحظه که نوشیدم از آن چشمه عشق . ولی گفت وضو ساختم یعنی آیین خودم را می خواهم تعریف کنم .

می بده تا دهمت آگهی از سر قضا

که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست

روی سخنش با مردم است و می گوید می خواهید بدانید آیین من چیست ؟به من می بدهید تا مست شوم .از آن نوع مستی که آگاهی و هشیاری فراتر می دهد و اسرار قضا را می توانم ببینم و در این صورت می توانم برایتان توصیف کنم که عاشق چه رویی و مست چه بویی شدم

کمر کوه کم است از کمر مور این جا

ناامید از در رحمت مشو ای باده‌پرست

کسی که‌ من عاشق او شده ام دریای رحمت است و ناامیدی در درگاه او معنا ندارد  تو هم ای که باده نوشیدی بدان که در این راه کمر کوه از کمر مور هم کمتر به نظر می آید و چالشها را می توان راحت پشت سر گذاشت.در این آیین نباید از معشوق نا امید شوی هرچند با چالشهایی مواجه گردی

 

 

به جز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد

زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست

 

اینجا جلوه معشوق را بیان می کند .یکی از مشکلات آموزه های زاهدان و عابدان این است که حضور خداوند را نمی بینند و عبادت آنان از نظر حافظ بی معناست و فرقی با بت پرستی نمی کند بت ها هم حضوری ندارند و خود را عرضه نمی کنند و سخن نمی گویند .از نظر حافظ خدایی شایسته عبادت است که حضور داشته باشد و با بنده سخن بگوید .نرگس مستانه معشوق جلوه معشوق است نه خود معشوق .جلوه ای که عاشق آن را درک می کند و حافظ جایگاه این حضور را سیار خوب و به جا می بیند و عجیب آن است که این چشمان معشوق مست است و حدیث می را به یاد می آورد .و البته آرزو می کند که این جلوه با آموزه های نادرست محو نشود و این ربطی به محو شدن خود معشوق ندارد 

جان فدای دهنش باد که در باغ نظر

چمن آرای جهان، خوشتر از این غنچه نبست

 

جلوه دوم معشوق در این دنیا دهان اوست که البته دو وجه دارد لب شکر خای و غنچه بسته  که در اینجا غنچه را آورده است .و نکته مهم این است که همه اینها در نظرگاه عاشق دیده می شود . در مصرع دوم اشکالی ندارد که غنچه متعلق به چمن آرای جهان باشد و البته اینطور بهتر هم می شود چون چمن آرای جهان هرچند بتواند غنچه های بسته دیگر را عرضه کند  هنری نکرده ولی اگر غنچه بسته خود را عرضه کند زیباست .غنچه بسته ای که به عاشق می گوید بیا و مرا ببوس.این غنچه اگر باز شود لب شکر خای است که خود حدیث مطرب را بیاد می آورد بگذریم.

 

حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد

یعنی از وصل تواش نیست به جز باد به دست

 و سرانجام کار را هم در این آیین مشخص می کند مثل حضرت سلیمان می شوی اما با این معنا که از وصال یار فقط باد را تصاحب می کنی و او پیوند میان یار و تو خواهد بود .

 

این غزل اساسنامه آیین حافظ و کاملا عرفانی است

 

۱
۱۹
۲۰
۲۱
۲۲
۲۳
۵۵۳۲