گنجور

حاشیه‌ها

محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵۳:

اشتباه چاپی بسیار دارد این گنجور
(هیچکس را در محعت شرم همچثبمی مباد) از این گونه تایپ نمودن علط خواننده را چنان آشفته می سازد که مپرس. درست بنویدسید تا دعا بدست آرید:
هیچ کس را درمحبت شرم هم چشمی مباد

احسان در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند:

کوچک تر از آن هستم که در این باب مطلبی عنوان کنم، اما هم در این شعر و هم در سایر اشعار مولای ما، مولانا عده ای در گیر میشوند که منظور مثلا حضرت محمد ص است یا علی ع است یا شمس تبریزی است و غیره، باید عرض کنم که اگر به وحدت وجود رسیده باشید دیگر چندگانگی نخواهید داشت، و انسان کامل که من از آن به آدم تعبیر میکنم، وجودی است پاک و آیینه تمام نما حضرت معشوق است. و با نگاه به آن حضرت حق مشاهده میشود، حال میخواهد طبیب باشد، شمس باشد صلاح الدین باشد ، حسام الدین باشد و.... کلا در اشعار مولانا خداوند متعال را مد نظر قرار دهید و دنبال اینکه منظور فلانی است و فلانی نباشید واین توحید حقیقی است.

همایون در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۴:

گیاهان هرکدام خوی خودرا و بوی خودرا دارند و پروانه ها و پرنده ها خوی گیاهان را میگیرند و میخوانند و می رخسند و زیبایی می آفرینند، حیوانات دیگری هم خوی خودرا با غذای خود بدست میاورند و به جفت گیری و زاد و ولد می پردازند، انسان خوی خود را با دوست می پرورد
خوی انسان همان فرهنگ اوست، شکوه و بزرگی اوست

همایون در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۴:

از غزل های میان دوره ای جلال دین، فرهنگ جلال دین زندگی با دوست و همنشینی با دوست است، او با دوست به اوج هستی میرود و پادشاه معنی و پیر مغان و ساقی همه مستان میشود
صلاح دین نیست و حسام دین یا ضیا حق هنوز دوست برگزیده او نشده است، جلال دین در این فرهنگ کار میکند اول دوست سپس زندگی و مستی و راز ورزی و نوروزی
دوست، ماه است وجلال دین ناهید عشق و آواز و رخس و نوا، شناگر دریای گوهرها و باز آسمان معنی های نوشونده، او استاد این فرهنگ است چون خود آن را بنیاد گذاشته است به خجستگی شمس اولین یار جانی و یکدانه معرفت رهایی و آزادگی

دکتر صحافیان در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:

اکنون که بوستان با نسیم بهشتی، جان می بخشد به جهان، همراه شراب شادی آفرین و معشوق حوروش خواهم بود.
گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز
که خیمه سایه ابرست و بزمگه لب کشت
چرا گدا لاف سلطنت نزند، زمانی که ابر چون خیمه سایه افکنده و دشت پر گل، بزمگاه شده است.
3- چمن، داستان اردیبهشت را حکایت می کند آنکه نسیه خرید و نقد را فروگزاشت-بهشت از هشتن، ایهام تناسب به بهشت نقد، حال خوش-عاقل(خانلری: عارف) نیست.
4- با شراب حال خوش دلت را آباد ساز که ویرانه سرای جهان تصمیم دارد از خاک پیکرمان خشت زند(ایهام: رفتن ما- اجساد و افکار و باورها-بقای دیگران است)
5- از دشمن( دنیا و ...) وفا طلب نکن که روشن کردن شمع صومعه زاهد از چراغ کنیسه یهودیان پرتوی نخواهد داد( یهودی و زاهد را در یک راستا قرار داده از جهت نرسیدن به حقیقت)
6- به سیاهی کردارم و مستی حال خوشم بیش ازین سرزنش نکن، چه کسی از فرجامین نوشته سرنوشت آگاه است؟!
7- بر پیکر بی جان حافظ حاضر شو، که با گناهان بسیار به بهشت می رود. ایهام:
-حافظ از تو بهره مند شود -بالعکس
-چون زاهدان نباش که به تشییع گناهکاران نمی روند
- رنجشی از حافظ اگر داری فراموش کن
-با گناه به بهشت رفتن= نیشخند زاهد
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

سیاوش در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳۶:

چو یوسفم تو نباشی مرا به مصر چه کار
چو رفت سایه سلطان ((حشم)) چه سود کند

همایون در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۵:

غزلی متفاوت از جلال دین در دوره خاصی از زندگی که نشانه صافی و صداقت همیشگی وجود اوست، که بیهوده لاف مستی و شکوه سروری و شادمانی نوروزی و پادشاهی سرزمین معنی سر نمی دهد. غزلی امیدوارانه در دل تاریکی ها و نومیدی، فاصله ای تا پیدا شدن حسام دین و آغاز مثنوی ماه نامه، و تابش ضیاء حق و خورشید شب نشینان، امید مه پرستان، غذای روح عاشقان، خنده گل شناسان

نوشین در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:

رنگ را چطور از چیزی که خود، رنگ است می‌توان پاک کرد؟

nabavar در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

گرامی سینا
ای کاش برفتادی برقع ز روی لیلی
تا مدعی نماندی مجنون مبتلا را
جواب شما را گرامی { حسین،1} چند حاشیه جلوتر داده اند
[مدعی کسی ست که بر مجنون طعنه می زند که :لیلی تحفه ای نیست که عاشقش شدی ، که چون روبنده بیاندازد سرزنش کنان خجل شوند از زیبایی لیلی.]

احمدآرام نژاد در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:

بادرود
مصراع دوم تعداد هجاها در تقطیع یکی بیشتر از مصراع اول بیت اول استبنظر می آید تو اضافه باشد

بی نشان در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۶:

گرچه نه به دریاییم دانه ی گوهریم آخر
گرچه نه به میدانیم در کر و فریم آخر
نکات و سوالاتی ساده و ابتدایی در حد فهم قاصر این کمترین پیرامون این شروع شعور آفرین :
این شروع با گرچه بیانگر کدام وجهه از نفس نفیس ولی خداست که با وجود تمکن در مراتب اعلای اعراف و اشعار آفاقی و انفسی از ادای حق و التزام به مقتضیات هر مرتبه و مقامی برای آن مرتبه غافل نیست و این آن است که چون او اگر بجویی به چراغ ها نیابی
معنایی تحت اللفظی :
اگرچه ما به دریا نیستیم اما دانه ی گوهر هستیم
همین ؟! آیا باید به همین اسناد خبری اکتفا کرد و به تبع فهم اولی از آن گذشت ؟!
نکاتی رویین و زبرین که خود بواطنی زیرین را حامل است :
اگرچه ( عدم جزمیت در هر امری و سیلان و صیرورت وجود ) لزومی ندارد به دنبال گوهر تنها در دریا گشت اگرچه اینکه در آنجا هم باشد و بدین امر شهره باشد را نیز رد نباید کرد ( مراتب دریاها و گوهرها )
توسع گستره ی ادراک تا بینهایت هر مدرکی در حد خویش ....؟!
آداب و رسوم و قواعد و برساخته های قراردادی تو را ره نزند که به عنوان مثال به دنبال چون کوهری در مقام رمزگان تنها در رمزگان دریا بگردی و بدان اکتفا کنی ..... گوهرانی هستند ورای دریاها و صاحب کر و فرانی خارج از تقید و تحدید میدان ها .... اللهم ارنی الاشیاء کما هی
و نکات بسیار و بیشمار دیگری که دست خواهد داد به شرط تانی و تفکر و موانست مدام ....

علی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:

وزن شعر فاعلاتن فعلاتن هست نه فعلاتن فعلاتن

ابوالفضل در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲:

گویا تلفظ صحیح در متون و گفتار اساتید تاریخ سَبَکتَکین (به سکون کاف اول)آمده است. سپاس

امین در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۴۶ - جان و تن:

سلام و احترام
در بیت شانزدهم (از سرش گر جه بسی خوناب ریخت)
چه به جای جه صحیح می‌باشد.

جواد در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ رهی معیری » رباعیها » افسونگر:

سلام
چطور وزن این شعل میشه مفعول و مفاعیل مفاعیل فعل
کسی میتونه تقطیعش رو برام بنویسه لطفا؟

همایون در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۹:

از غزل های ناب صلاح دینی
بسیار زیبا، فرح بخش، دل نشین، راه نما و شیرین
چرا حیرت و حیرانی خوب است و بر شگفتی و کنجکاوی برتری دارد؟ زیرا دیدار دوست را خندان و شیرین میکند و چشم را خاصیتی می بخشد که نادیدنی ها را و پرده پوش ها رامی بیند و جان را از هر محدودیتی رها میسازد
جلال دین هرچه بدست آورده است نتیجه هم نشینی با دوست های جانی بوده است و فرهنگ تازه ای به انسان عطا کرده است

علی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۴:

حسد چه میبری ای سست نظم بر حافظ
قبول خاطر و لطف سخن خداداست

محمدجواد در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۹:

سلام اگر کسی براش سوال شد که داستان قرص مه و اشتر و کرد چیه باید در دیوان شمس غزلی با مطلع " شنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانی " رو بخونه. این داستان پیش از مولانا بوده و به صورت مثل دراومده. در کتاب فصول از ابولفضل میبدی ( قرن 6 ) هم اومده. با تشکر از سبحان دوستم که بهم گفت.

Ebi در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۵۹ - دکان ریا:

شعر های پروین بدلیل همراهی با زمانه هیچ وقت از نو بودن وتازگی آنها کم نشده نخواهد شد پروین شاعری معاصر و پرافتخار کشور نمونه اینست که بین زن و مرد نه تنها فرقی نیست بلکه آنچه انسانها را متمایز میکند جنسیت انسان نیست بلکه دانایی و درک اوست

سیــنا --- در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

البته حدسم اشتباه بود وبه نظر نمی آید معنی اش دشوار باشد. اما معنی مصرع " تا مدعی نماندی مجنون مبتلا را" را درست متوجه نمیشوم.

۱
۱۹۹۲
۱۹۹۳
۱۹۹۴
۱۹۹۵
۱۹۹۶
۵۷۳۱