گنجور

حاشیه‌ها

مهرداد در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

با سلام خدمت تمامی دوستان ادب دوست
بنده اکثر نظرات دوستان عزیز را خواندم و بعضی از نظرات واقعا بنده رو متأثر کرد که چرا باید این مطالب در مورد حضرت حافظ و غزل زیبایشان بیان شود چون واقعا بعضی از مطالب بسیار کم لطفی نسبت به ایشان است
خدمت تمامی دوستان باید عرض کنم که چون سبک سرودن غزل در غزلیات حضرت حافظ سبک عراقی است و سرودن به سبک عراقی یعنی بکارگیری کلمات عاشقانه با درون مایه ای عارفانه
حضرت حافظ هم مانند همه ما انسان بوده است اما عارفی دلباخته و عاشقی سرسپرده
حال میتوان گفت چون به نوعی تمامی ما انسانها عشق مَجاز یا عشق زمینی یا عشق به انسانی دیگر را با روح و احساس خود لمس کرده ایم اصولا عرفا یا شعرایی همانند حضرت حافظ برای بیان عشق حقیقی خود و همچنین برای درک بهتر مخاطب دست به دامان کلمات یا جملاتی عاشقانه و مَجاز همانند زلف و رخ و نرگس و لب و ... شده اند زیرا به راستی که زبان الکن و قاصر از بیان احساس در عشق حقیقی ست
باید تأسف خورد که بعضی از دوستان غزلیات عارفانه ی حضرت حافظ را مَجاز میدانند و بر سر مذکر یا مؤنت بودن معشوقه ی مورد خطاب وی در این غزل بحث و مجادله میکنند
شخصی میگوید معشوقه وی مذکر بوده و دیگری میگوید خیر مونث است یا دیگری میگوید اگر خوشحال است چرا افسوس میخورد یا اگر افسوس میخورد دیگر خوشحالی معنا ندارد یا کسی دیگر میگوید اگر معشوقه حافظ خداوند است چرا گفته لب ، نرگس ، زلف مگر خداوند لب یا زلف یا نرگس عربده جو دارد
دوستان لطفا به معانی عارفانه کلمات و ابیات توجه کنید و ذوق در سرودن و خلق چنین اشعار عارفانه نابی را ربط زندگی شخصی و عشق و معشوقه زمینی او ندهید.عاشق از نظر حافظ انسانیست که می‌بیند و مست میشود و در نهایت قیام میکند و در راه رسیدن و تکامل قدم برمیدارد و معشوق ذات لایزال الهی ست که برای رسیدن به وصالش بهایی سنگین طلب میکند و عاشق باید خون جگرها بخورد و جفاها ببیند تا لایق حضور شود

علی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:

مصراع دوم این بیت سؤالی خونده میشه:
گداییِ در جانان به سلطنت مفروش
کسی ز سایه‌ی این در به آفتاب رود؟
تشبیه درگاه معشوق به سایه و سلطنت به آفتاب.
حافظ گدایی درگاه معشوق رو بر سلطنت و سایه‌ی درگاه معشوق رو بر آفتاب برتر دونسته، آیا کسی از سایه‌ی درگاه معشوق به آفتاب می‌رود؟ خیر(استفهام انکاری)

میلاد در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۹:

سلام به تمام عزیزان دل
من خیلی ادم ادبی نیستم و بجز مولانا تا به امروز معنی عشق رو دقیق تر و عاشقانه تر ندیدیم کسی بدونه
درباره این مطلب همجنسگرایی یا به قول ریس جمهور قبلی همجنس بازی هم کاری ندارم
ولی خود مولانا در جای دیگر جواب این مطلبو داده
شمس منو خدای من
از اشعار مولانا بنده شخصا برداشتم اینه که به قول قران خدا از روح خودش در کالبد انسان دمیده و ما بهش میگیم جان. و کالبد آدمی تا وقتی ارزندست که جان درش باشه
عشق مولانا به شمس با عشقش به خدای خودش هیچ تفاوتی نداره چون هر انسانی که جان دارد به گونه ای میشود تلقی کرد که از خدا دارد یا خود خدا را دارد یا بهتر بگم هر انسانی روی کره خاکی خداییست روی زمین و قابل عشق ورزیدن
دزد و قاتلو عارف و صوفی نداره
همه روح خدارا داریم که لایق عاشق بودن و عاشقش شدنه

حامد نوری در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

سلام بر دوستان ادیب و فرهیخته
چرا راه دوری می روید. یک بار گفتم ولی انگار نوشته ام را نخواندید. شاید هم دقیق نخواندید ،همانند شعر وحشی بافقی.
چرا اینقدر اصرار به همجنسگرایی شاعر دارید مگر از آبشخور صهیونیستها و بی بی سی ها تغذیه می کنید؟ چرا اینقدر در ترویج بی حرمتی یا فسق و فجور، که با دین ما منافات دارد ، تلاش می کنید؟
وحشی بافقی خودش در ابتدای شعر و در مرحله آغازین آن خواننده را راهنمایی می کنه که با چه کسی داره صحبت می کنه و مخاطب خودشو معرفی می کنه ولی عده ای نه از روی نادانی بلکه از روی عمد این مخاطب را به بیراهه می کشاند.
روز گاری من و دل ساکن کویی بودیم
دیگه از این واضح نمیشه مخاطب را مشخص کرد. آقایان ادیب الممالک، معنی این شعر این است که : من و دل روزگاری با هم در یک کوی زندگی می کردیم و متن جمله نشان می دهد که الان از همدیگر جدا شدیم و با یکدیگر نیستیم. او راه خود را می رود و دیگر به حرف من گوش نمی کند.
به خدا، به پیر، به پیغمبر ، اینو خود شاعر گفته شعر هم از خودشه، دیگه دنبال عاشق و معشوق مذکر و مونث نکردید.

سیاووش در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۲:

این شعر در تصنیفی به نام ماه تمام توسط خانم سپیده رئیس‌سادات در آلبوم چهارده قطعه برای بازپریدن خوانده شده است.

مهان در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

سلام،شاید دوستان ب بنده خرده گرفته و بیشتر از ان گفته مرا غلط بپندارند.از نظر من این غزل تفسیر سوره یوسف است.یادمان باشد خواجه با قران ارتبات مستقیم دارند.

صدرا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰۳:

درود .
تکرار قافیه در سبک هندی مهم نیست و بین شعرای این سبک معمول است.

دارائی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۱۳:

مصراع اول این گونه درست است:
تا جهان بود از سر آدم فراز. یعنی از زمانی که جهان وجود داشته است از زمان حضرت آدم (ع) به بعد...

پدرام شعبان‌زاده زیدهی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۵:

به نظر می رسد واژه "لا" در ابتدای بیت اول اضافه باشد

عزیزی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:

باسلام خدمت دوستان فرهبخته.در مورد بیت اخر همان کلمه دریا صحیح تر است.معنی ساده بیت اینست که اشک من حافظ اگرچه خیلی زیاد است ولی با دریای عشق قابل مقایسه نیست زیرا دریای عشق انقدر عمیق وبزرگ است که یک قطره ان برابر هفت دریای معمولی است.(مثل شب قدر که برابر با هزار سال معمولی است).ضمنا کلمه گریه در مصرع اول با دریا در مصرع دوم همخوانی دارد(هر دو اب هستند).اگر کلمه طوفان در مصرع دوم بگزاریم انموقع باید در مصرع اول کلمه داد وهوار بگزاریم که با طوفان همخوانی دارد

حسین پیرهادی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲۱:

یکی دخمه کردش ز سمّ ستور نوعی استعاره است
من فکر می کنم برای دفن سهراب از روشی که در قدیم برای مخفی ساختن گور اشخاصی که احتمال تعرض دشمنان و بدخواهان به گور و جنازه ایشان وجود داشت استفاده شده و آن روش این بود که جنازه را در دشت و بیابان دفن می کردند و سپس برای اینکه جای دفن و محل کنده شدن زمین مشخص نباشد با تعدادی اسب آنقدر روی گور می تاختند تا محل دفن زیر سم اسبها کوبیده شود و کاملا نامشخص شود

مهراب در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

در خرابات بگویید، که هشیار کجاست؟
هوشیار را بجویید
عیش بی یار مهیا نشود، یار کجاست؟
یار را بجویید

لیلا راد در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۶ - در بیماری فرزند و تاثر از درگذشت وی گوید:

معنی بیت آخر چی میشه؟

محمود زارعی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۴۷:

عاشق این رباعی هستم
بخاطرش سال 86 با یکی که بهش حس داشتم خداحافظی کردم

حمید هاشمی کهندانی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۸۸:

خوشبختانه در زبان فارسی اشارات مونث و مذکر معلوم نیستن. شاید بشه معنی رو کمی گسترش داد و گفت
اگر مطمئن باشیم که معنی سربدر ر فولک همدان به معنی بیرون از باغه
معشوقی که وفا نداشته باشه و مثل درختی که در زمین باغبان ریشه کرده، در زندگی باغبان عاشق تثبیت شده باشه ولی با بی توجهی و بی عنایتی عاشق رو بیازاره
باید تخم عشقش رو از دل بیرون کشید
بنده معتقدم از بیخ و از بن کندن درختی که در زمین باغبان ریشه داره یعنی از دل بیرون انداختن معشوق.

غلامحسین ستارپور در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷۶:

چهار بیت از این شعر را گروه روحتاف در کنسرتی به آوازه خوانی و نوازندگی استاد آرش شهریاری و سرکار خانم حوروش خلیلی به زیبائی تمام اجرا کردند

حسام‌الدین در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۹:

صائب نیز غزلی شگفت در استقبال از این غزل دارد با مطلع:
"اگر وطن به‌ مقام رضا توانی کرد
غبار حادثه را توتیا توانی کرد."

مجتبی حسینی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۸ - آگهی خسرو از مرگ بهرام چوبین:

با سلام
نهنگ آن به که در دریا ستیزد
کز آب خرد ماهی خرد خیزد

یعنی چه ؟

میلاد کیا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:

قطعا حافظ بعد از شنیدن اجرای این غزل توسط استاد شجریان قرین آرامش شده

گیلدا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲۴:

صائب به زیر چرخ فکندن بساط عیش
در رهگذار سیل، فراغت نشستن است
میشه معنیشو بگین لطفا

۱
۱۹۸۸
۱۹۸۹
۱۹۹۰
۱۹۹۱
۱۹۹۲
۵۷۳۱