nabavar در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
گرامی محمد
به نظر می رسد خواننده بیت آخر را اشتباه می خواند
نیستی عطار مردِ او، که هر تر دامنی
گر به میدان لاشه تازد رخش رستم کی شود
خود را نالایق و تر دامن می خواند، به خود می گوید: که شایسته نیستی و در میدانی که او چون رخش رستم است تو همچو لاشه ای
سینا در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۱۳:
این شعر با اجرای استاد ناظری در کیش مهر بی نظیر شده
nabavar در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » در نعت رسول » در نعت رسول ص:
گرامی معصومه
چون به دعوت کرد شیطان را طلب
گشت شیطانش مسلمان زین سبب
کرد دعوت هم به اذن کردگار
جنیان را لیلة الجن آشکار
قدسیان را با رسل بنشاند نیز
جمله رایک شب به دعوت خواند نیز
دعوت حیوان چو کرد او آشکار
شاهدش بزغاله بود و سوسمار
در جستجوی چه هستی؟
خیال و موهومی بیش نیست
می گوید از جن، شیطان و قدسیان، همه را دعوت کرد، از حیوانات هم بز و سوسمار را،
داستانهایی که بیشتر برای خواباندن کودکان مناسب است
. دکتر شکوهی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۸۴ - قطعه:
واژه «شادیشاه» را جدا بنویسید: شادیشاه
هم چنین در لَخت زیر واژه «خورد» درست است:
به معده لقمه ای داد او نه در خور
که با واژة «کرد» همقافیه شود.
سپاس
برگ بی برگی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹:
اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک
از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک
حافظ شراب را در این بیت به هر دو معنای شراب معرفت و شراب چیزهای این جهانی گرفته است و میفرماید انسان اگر به می معرفت و خرد ایزدی دست یافت باید جرعه ای از آن دریافت های خود را به خاک (کنایه از اهل زمین ) و سایر انسانها داده و با گفتار یا کردار خود انسانهای دیگر را از این می بهره ای برساند . از بیت دوم و چهارم نیز چنین بر می آید که حافظ میفرماید اگر انسانی از شراب چیزهای این جهانی بهره میبرد و با این شراب مست و از خود بیخود میگردد نیز بهتر است به شکرانه این توانگری خود قدری نیز به انسانهای نیازمند کمک کند و خساست به خرج ندهد . مراد از گناه در مصرع دوم غیر مجاز بودن مست و سرخوش و دلبسته چیزهای این جهانی شدن میباشد و اگر چنین انسانی ، از بخشی از مال خود دل بریده و به مستمندان کمک کرده و نفعی از انباشته های خود به آنان برساند نباید باکی داشته باشد. یعنی نترسد از مال او کم نخواهد شد . به عبارتی دیگر آنرا قرض دادن به خدا فرض کند که خدا قول داده بر آنچه انفاق میکنند او بیفزاید .
برو به هر چه تو داری بخور دریغ مخور
که بیدریغ زند روزگار تیغ هلاک
در این بیت نیز هر دو شراب را مد نظر داشته و میفرماید اگر شخصی شراب معرفت را دریافت کرده باید آنرا بطور کامل بنوشد ، یعنی اینگونه نباشد که حقیقت معنا بر او آشکار شده باشد ولی به آن کمتر عمل کند که اگر چنین کند پس از آن دریغ و افسوس نصیب او خواهد شد . در مورد شراب چیزهای این جهانی نیز اگر انسان فقط اندوخته های مادی خود را زیاد کرده ولی به هنگام از آنها استفاده نکند آخرالامر افسوس خواهد خورد . در مصرع دوم به هر دو گروه میفرماید اگر چنین نکنید روزگار یا زندگی و خدا بدون افسوس و دریغ تیغ هلاک بر شما خواهد کشید و شما را هلاک خواهد کرد و پس از آنکه دست انسان از دنیا کوتاه شد نه جام شراب ایزدی ننوشیده و نه اموال گروه
دوم بکار نیامده و سودی بر آنها نخواهند داشت.
به خاک پای تو ای سرو نازپرور من
که روز واقعه پا وا مگیرم از سر خاک
سرو ناز پرور تمثیلی از خدا یا روزگار است . روز واقعه لحظه قیامت فردی انسان است که از خواب ذهن بیدار شده و درمی یابد شرابی که از چیزهای این جهانی می نوشیده همراه با درد سر و خون دل بوده است . پس قسم به خاک درگاه کبریایی تو که در آن روز (لحظه) سر و پا از آستانت بر نمی گیرم . یعنی تسلیم محض اراده تو ناز پرور یگانه هستم .
چه دوزخی چه بهشتی چه آدمی چه پری
به مذهب همه کفر طریقت است امساک
این بیت در ادامه بیت دوم بوده و میفرماید اگر دوزخی هستی یعنی از شراب چیزهای این جهانی طلب سعادتمندی میکردی ولی الان دوزخ یا درد نصیبت شده است ، یا اگر از شراب روحانی و معنوی بهره بردی و اکنون به آرامش و سعادت (بهشت) رسیدی و اگر مرد یا زن هستی درهمه این حالتها (مذاهب) امساک (درآنجا خست) کفر و پنهان نمودن راه است . یعنی همانگونه که در دو بیت نخست گفته شد از شراب خود دیگران را بهرمند ساز و راه حقیقت را به سایرین بنما . کاری که حافظ و بزرگان دیگر انجام داده و سبو سبو شراب معنوی را با غزلهای ناب خود در بین عاشقان توزیع میکنند .
مهندس فلکی راه دیر شش جهتی
چنان ببست که ره نیست زیر دیر مغاک
مهندس فلک یا یگانه مدیر و مدبر جهان میباشد ، شش جهت معروف یعنی بالا ، پایین ، شرق ، غرب ، شمال و جنوب که همگی نماد جهان فرم و ماده هستند ، (جهان معنا جهان بی جهتی ست). دیر مغاک تمثیلی از جهان معنا ست .پس حافظ میفرماید برپا کننده و مدبر این جهان و هستی به گونه ای جهان را طراحی نموده است که همه راههای مادی را برای رسیدن
به جهان معنا بسته است . در قدیم برای ورود غیرقانونی به قلعه ها نقب زده و از زیر زمین راه خود را به درون قلعه یا دیر باز می کردند . خدا یا معمار این جهان چنین راه هایی را که از طریق چیزهای مادی و برآمده از ذهن مانند ثروت ، شهرت و مقام، اعتبار ، باورهای تقلیدی مذهبی ، عبادت های ذهنی و هر چیز مادی دیگر بوده و انسان گمان میبرد از طریق این چیزها خوشبخت شده و به دیر مغاک راه خواهد یافت ، همه این راهها را بسته است و تنها یک راه وجود دارد که در بیت بعد آورده است
انسانی که برای رسیدن به نیک بختی شش جهت را بیازماید در انتها بهره ای جز درد و غم نخواهد برد .
فریب دختر رز طرفه میزند ره عقل
مباد تا به قیامت خراب طارم تاک
فریب دختر رز کنایه از شراب معرفت و خرد ایزدی ست که بسیار شگفت انگیز ره عقل را زده و انسان را از عقل جسمانی خود آزاد و رها میکند .عقلی که تنها افزودن به تعلقات دنیوی را خوب میداند و تا این عقل معاش و مصلحت اندیش که همواره نگران کم شدن چیزها ست ، از انسان زایل نشود انسان به دیر مغاک راه نخواهد یافت، پس حافظ میفرماید چنین شرابی که اینگونه شگفتی ساز بوده که عقل دنیوی انسان را محو و عقل خدا و زندگی را جایگزین آن میکند ، سزاوار جاودانگی و ابدیت است . طارم اعلی تمثیل ملکوت خدا یا فضای بینهایت یکتایی ست .
به راه میکده حافظ خوش از جهان رفتی
دعای اهل دلت باد مونس دل پاک
حافظ خود را مثال میزند که چه خوش و با نیک بختی و از راه میکده یا راه عشق (و نه راه شش جهت ) دل از جهان فرم و ماوه بریده و به دیر مغاک یا بینهایت خدا وارد شد ، پس دعای اهل دل که خواستار پیمودن راه حافظ هستند مونس و همراه دل پاک و زلال حافظ باد . اهل دل ،عاشقان راه میکده حافظ هستند که با بهره بردن از این شراب ناب و غزلیات زیبا به واقع و نه با لفاظی در راه او قدم میگذارند.
رضا محمودی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۱- سورة الفاتحة » النوبة الثانیة:
در عبارت
یعنی در هر چه در خواهند و باز خواهند بجای آزادیاند هر چه خواهند یابند و بهرچه پیوسند رسند
بپویند درست نیست ؟
از این جهت که در کیبورد هم س و ی کنار همدیگر هستند.
معصومه در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » در نعت رسول » در نعت رسول ص:
با سلام و تشکر
بفرمایید منظور از بیت زیر چیست
دعوت حیوان چو کرد او آشکار
شاهدش بزغاله بود و سوسمار
ممنون
رسول در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۱ - در مدح امیر ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین:
لطفاً
چنان دانی که هر کس را همی رو بوی بارآید
بشود:
چنان دانی که هرکس را همی زو بوی یار آید
محمد یگانه در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:
جناب «علی» که کلمه -روم- به جای -درم- را پیشنهاد فرمودید، شعر از نسخ قدیمی با درم نوشته شده است و در اینجا ترکیب -عقبی در- نوع دگرگون شدهی -اندرون عقبی- هست و از این رو نیازی به تغییر و اصلاح مصراع وجود ندارد.
توفیق همراه همیشگی شما باد
محمد در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
دوستان بیت آخر رو لطفا معنا کنید ....
دکتر صحافیان در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش هشتم » (۱۰) حکایت ابلیس:
بیان راز تسلیم در حکایات ابلیس1
حکایت ابلیس (مقاله 8 ص 135)
از ابلیس سوال شد که پس از ملعون شدن، چرا این لعنت را در جانت قرار دادی و چون گنجی پنهانش کردی. جواب داد:
چنین گفت او که لعنت تیر شاهست
ولی اول نظر بر جایگاهست
نظر باید در اول بر نشانه
که تا تیر از کمان گردد روانه
تو این ساعت از آن تیری خبردار
نظر گر چشم داری بر نظر دار
تایید شوق هدف تیر بودن درحکایت سلطان محمود و آرزوی بزرگان:
سلطان از بزرگان درگاه خواست که آرزویی بکنند.هر بزرگی شهر، ملک و منصبی در خواست کرد اما ایاز که خاص درگاه بود، آرزو کرد نشانه تیر شاه قرار گیرد.
به او گفتند: ای از خرد دور مانده چرا تن خود را نشانه تیر می خواهی؟! ایاز گفت شما ازین راز آگاه نیستید.شاه پیش از نشانه گیری چند بار نگاه می کند به هدف سپس تیر می اندازد و زخم پس از نگاه دشوار نیست.
شما آن زخم می بینید در راه
ولی من آن نظر می بینم از شاه
نکته: این تسلیم برخاسته از جباریت حق یا جبر عارفانه است. جبر در گمراهی، نقطه مقابل انتخابی بودن و موهبتی بودن هدایت است( در قسمتهای دیگر کانال، بزرگان عرفان اشعری و ...آمده است)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
محمدحسن سورانی surany.dr@gmail.com در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۳:
«هوس بستن» در اینجا به معنی تصمیم گرفتن است
هوس دوم به معنی هوا و هوس و میل به خواسته های درونی و نفس اماره
هوس آخر هم به معنی تصمیم است
معنی بیت:
تصمیم گرفتیم که از خواسته های دنیوی بگذریم. ای ملک الشعرای بهار، با این اراده حتما به جایی میرسی و موفق می شوی
ناهید قمری در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۷:
مصرع آخر معنیش چی میشه؟
محمد در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش ۹ - اظهار عشق کردن خسرو به شیرین:
همچنین در بیت چو شه دید آن چنان سوگند عهدی/ دگر در دل ننمود جهدی
به لحاظ وزنی یک افتادگی وجود دارد، شاید دگر در دلش ننمود عهدی درست باشد. باید با متن اصلی مطابقت دهید.
محمد در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش ۹ - اظهار عشق کردن خسرو به شیرین:
فاصله گذاری در مواردی نادرست است:
مه نو گر دگر جا دیدی امید
و
که تا روزی که
محمد در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش ۸ - رسیدن خسرو به شیرین در شکارگاه:
در اواخر این بخش آمده: پس آن که گفت با ضد گونه زاری، اما ظاهرا باید پس آنگه گفت صحیح باشد.
مسیح مسیحا در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴۰:
من این شعر رو به ترتیبی که در پایین درج کردم شنیدم البتهسند مکتوبی ندارم که درست یا غلط بودنش رو تصدیق کند
به شب نالم به شب شبگیر نالم
زدست بخت و چرخ پیر نالم
گهی نالم چو ببر تیر خورده
گهی چون شیر در زنجیر نالم
و این مصرع اخر ضربه شعر هست که با اشاره به
«شیر در زنجیر» اوج درد رو برای مخاطب به تصویر میکشه
جواد در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:
ببخشید منظورم هجای بلند بود
مثلا مصرع اول هجای اول بلنده
جواد در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:
چرا وزن شعر فعلاتن هست ولی خیلی از مصرع ها با هجای کوتاه شروع میشه؟؟؟؟؟
nabavar در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۷: