مبین در ۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۱۳ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۳۲:
عشقت نه سرسریست که از سر به در شود ... مهرت نه عارضی است که جای دگر شود
عشق تـــو در درونم و مهر تو در دلم ... با شیر اندرون شد و با جــان به در شود
دردیست درد عشــق که اندر علاج او ... هر چند ســـعی بیش نمایی بتر شود
اول یکی منــم که درین شهر هر شبی ... فریاد مــن به گنبد افلاک بر شود
گر زانکه من سرشک فشانم به زنده رود ... کشت عراق جمله به یکباره ،تر شود
دی در میان زلف بدیدم رخ نگــــار ... بر هیئتی که ابر محیط قــمر شود
گفتم که ابتدا بکنم بوســه گفت نی ... بگذار تا که مـــاه ز عقرب به در شود
ای دل بیاد لعلش اگـــر باده می خوری ... مگذار هان که مدعیان را خبر شود
حــافظ سر از لحد بدر آرد بپای بوس ... گـر خاک او بپای شما پی سپر شود
مجید در ۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:
جناب آقای حسین گیلانی
احتمالا شما در تحقیقات خود در باره قران فهمی از اثر ارزشمند تفسیر المیزان نیز استفاده کرده اید. مفسّر عظیم الشأن قرآن حضرت علامه طباطبایی رضوان الله علیه در باره حضرت حافظ چنین می فرمایند: گفتار خواجه بر طبق حال است ای کاش کسی میتوانست غزلیات او را بر طبق حالات سلوکی تنظیم کند؛ چه کسی میتواند غزلیات حافظ را شرح کند؟ یا بعبارتی تنها کسی میتواند شعر حافظ را بفهمد که خود به درجات حافظ رسیده باشد. هیچگاه علامه طباطبایی کسی را در کمال شعر و عرفان هم ردیف حافظ نمیدانست.
منبع: goharemaerefat.ir
بهزاد علوی (باب) در ۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۳۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » از ازل نوشته [۳۴-۲۶] » رباعی ۳۱:
تا کی ز چراغِ مسجد و دودِ کُنِشْت
کُنِشْت واژه ای پارسی است یعنی کارنامه
کنِشْت ( همگون با بهشت و نوشت) Kenesht
واژه ای عبری است که در انگلیسی هم به همین
ترتیب استفاده میشود -- Kenesset
و بهتر است متوجه این نکته بوده و
به روش درست از آن استفاده کنیم
nabavar در ۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:
پوزشاز خطای قلم
فروگذاردن
نپوشانی
nabavar در ۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:
گرامی محمود
گر برقعی فرونگذاری بدین جمال
در شهر هر که کشته شود در ضمان توست
برقع = روبنده
فرو گداردن برقع به صورت = درین جا، پوشیدن صورت با روبنده
می گوید: گر روی خود را در حجاب نیاوری و نپوسانی مسئول تمام از دست رفتگانی هستی که با دیدن روی تو هلاک خواهند شد
غلوّ در وصف جمال معشوق است
Fatêh.A در ۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۲۰:
درودتان، تصاویر موجود در گنجینهی گنجور غنیمتی گرانبهاست که اگر نبودند معتقدان میآمدند و این داستان و اشعار را مصادره میفرمودند ...
عدنان العصفور در ۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۵۳ - زیارت امیر کبیر حضرت سید علی همدانی و ملا طاهر غنی کشمیری:
درست کنید
تا در ان گلشن صدایی دردمند
عدنان العصفور در ۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۵۳ - زیارت امیر کبیر حضرت سید علی همدانی و ملا طاهر غنی کشمیری:
تا در ان گلشن صدایی دردمند
پویان در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
چشمه جوشد اشک را زمزمه از بغذ گلوی
کوثر که دست به دست خاک ز چشمه سارش
ابترش عقیم سامان ست رم آلود خامش خوی
جهد دار پایم دشمنم هنوز هم چو تیغ بنم بش
همایون در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳۸:
غزل بسیار زیبای جلال دینی
خون دل ما بخورده ای، کنایه از برآوردن آرزوست
و دیدن ماه، که در فرهنگ جلالی بسیار رمز کلیدی است
هر بار خورشید حقیقت یک شکل و زیبایی خاصی دارد و سرنای عشق آهنگ تازه دیگر
روپوش از واژه های دیگری است که جلال دین بکار میبرد و در فلسفه امروزه همان واژه پدیدار است که شاخه های فلسفی گوناگون پدیدارشناسی را بوجود آورده است
آیین تازه جلال دین یک مکتب نیست که آموزش داده شود بلکه خود عشق است که با آشنایی با معنی ها پیدا میشود و با دوست گسترش می یابد و همواره نو میگردد، و اولین دوست خود جلال دین است
محمود پگاه در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:
لطفا بیت دوم را معنی کنید
گلابی ۳ در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴۰:
محمد تو چرا خدا و هوشیاری کنار هم و هم عرض هم گذاشتی؟
خدا خالق و سازندهی هوشیاری هست. خدا عالیتر از هوشیاری هست. هوشیاری از عقل هست و ذات ساحت ذات ربوبی نسبت به عقل کمال علوّ داره!!
و هرچند که عقل از ابعاد انسانست ولی ابعاد ذات انسان به حقیقت عقل که مبدأ هوشیاری هست، به پایان نمیرسه و ذات انسان عالیتر از عقل هست و انسان کامل، بالاتر از عقل رفته و رتبهی عقل را پشت سر گذاشته.
پس خدا هم عرض هوشیاری نیست و انسان هم امتداد هوشیاری نیست که نیست.
تزریق حس وجود یعنی چی؟ بیشتر بازی با کلمات به نظر میاد تا بیان مطلب ردهبالا!!!
مطالبی که گفتی، از ریشه لغرش بنیادی دارن
گلابی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴۰:
محمد جان!
عزیزم
چیچی میگی؟
خودت میفهمی چیچی گفتی؟
سرمون درد آوردی مرد!!
چرا ایقد پیچیدش میکنی؟
باید خیلی سادهتر ازی حرفا باشه
معنی دو دو تا چار تا رُ که با قواعد انتگرال توضیح نمیدن که!!!
آرش زهرالعسل در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶ - زندان زندگی:
مرحوم آقایمحسنعسگری که از دوستان قدیمی استادشهریار بودند نقل میکردن که استاد شهریار این شعر رو برای حضرتامامحسنمجتبی علیهالسلام سرودن و مباهات میکردن که بهترین غزلشون رو تقدیم آنحضرت کردند.
نظری در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:
دوستان عزیز لطفا قبل از تفسیر اشعار شاعران اهل عرفان و تصوف با مرام و نحوه تشرف و سیر و سلوک و منازل ان اشنا بشوید والا هم خود به خطا خواهید رفت و هم دیگران را ،، شعر سراسر مملو از مستی و اظهار عجز و بندگی نسبت به مرشد و ولی و شیخ دوره خود است و از اسعار هر شاعر میتوانید مرتبه عرفانی و سلوک او پی برد البته در موقع سرودن ان غزل چون بقول حضرت حافظ در این سیر هر دم جرس فریاد میدارد بربندید مهملها و سالک هردم در متزل و سیر است لطفا دهان خود را وفکر خود را از هم جنس بازی بشویید و به پاکان جهان هستی هر مزخرفی را نگویید
سیدمسعود در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۹:
به جناب شاهین
با سلام
اصلاح می کنم
مخاطب بنده جنابعالی بودید که اشتباها نوشتم شهریار
عباس مشرف رضوی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
من این مصراع را در نسخه ای به اینصورت دیده ام:
تا مدعیان هیچ نگویند جوان را
به
تا مدعیان خرده نگیرند جوان را
داود در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷ - در بیان آنک این غرور تنها آن هندو را نبود بلک هر آدمیی به چنین غرور مبتلاست در هر مرحلهای الا من عصم الله:
چند بیت اوایل شعر اشاره دارد به عدم تکبر وتواضع داشتن در رابطه با خلق وزحمت به خلق ندادن در خطبه متقین علی علیه السلام یکی از اوصاف پارسایان را بی تکلفی واسان گیری با خلق می داند. در سوره فرقان ایه 62 هم خداوند می فرماید:بندگان خدا بر زمین بی تکلف ومتواضعانه راه می روند.به خود وذیگران زحمت نمی دهندوسهل الامر هستند.
محسن در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » برق نگاه:
حتی خود شاعران بزرگ بر دواوین قدما و شاعران و نویسندگان پیشین حاشیه می نوشتند و یا با تغییر در صورت و معنی تضمینی از یک مطلب میسرودند . البته دخل و تصرف در متن و تحریف و آن را به جای اصل کتابت کردن صحیح و مجاز نیست .
بهزاد علوی (باب) در ۵ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰: