آرا منتظری در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:
محمدرضا شجریان در اجرای دیگری با نی موسوی در شوشتری خوانده که به نظر بنده از باقی اجراها گیراتر است.که قابلیت انتخاب در بخش خوانندگان را ندارد.
من در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
توصیه میکنم کتاب گزیده غزلیات شمس آقای شمیسا را بخوانید در آنجا عقاید مولانا ذکر شده. و یک انسان خدا بوده انسان خدایی در بسیاری از مذاهب و ادیان و عرفان ها هست .
محمود عبادی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹:
آیا میشود که دوستان محترم اینقدر به دیوان خواجه تفال ( نه تفقد ) نفرمایند. حالا دکتر ترابی عذرش قبول.
محمود عبادی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
همانگونه که قبلا بیان کرده ام مطالب فوق صرفا استنباط شخصی ام ازاین غزل بسیار زیبای خواجه است کما اینکه دوستان هم بنا به مشرب خود برداشت های متفاوتی از آن کرده اند. لکن توجها به اینکه خواجه به حق یک مصلح اجتماعی است ودر سرتاسر دیوان ارجمند ش ریا وتزویروسالوس را به باد انتقاد گرفته است بعید نیست که حضرتش در این غزل یک هدف متعالی را مد نظر داشته است کما اینکه در جاهای دیگر منجمله در بیت های زیر که صرفا به عنوان نمونه ذکر میشود ازپست شدن طبایع مردم وازسفله پرورشدن خاک شیراز به تنگ آمده و فرموده است :
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست
زحمتی میکشم از مردم نادان که مپرس
و یا:
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
بنا براین میتوان نتیجه گرفت که خواجه در برخی از ابیات این غزل عملا ازمسلط شدن حکام خونریزبه شیراز که حتی پسربه پدرو برادر به برادر رحم نکرده و زندگی مردم عملا بازیچه صاحبان قدرت ونزدیکان به قدرت بوده است به خشم آمده و فریاد برداشته است کجاست مردی که از خویش برون آید و کاری بکند یعنی بساط شحنه گری وشحنه پرستی را بر چیند تا مگر ملک فراغتی میسرشود. آری
شهر خالی است ز عشا ق بود کزطرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند ؟
nabavar در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۳:
گرامی آرش
اگر بخوانیم :
کاش که جای آرمیدن، بودی
مصرع شکسته می شود و هم وزن با باقی رباعی نیست. و هم اینکه بیت از وزنِ رباعی خارج می شود.
ای کاش که جای آرمیدن، بودی
درست است.
nabavar در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ فایز » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۵:
گرامیان پارسا و مهبد
رخ تو آتش و زلف تو دود است
مرا زین سردمهریها چه سود است؟
چو فایز در بیابان تشنه جان داد
چه حاصل در صفاهان زندهرود است
فائز در جستجوی سود خویش است، به فکر خودش است که می گوید مرا از این سرد مهری ها سودی نیست چنانچه زاینده رود نیز برای منِ تشنه در بیابان بی فایده است
همان مرا مناسب تر است
آرش در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۳:
میتوان به این صورت هم خواند:
کاش که جای آرمیدن، بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
میشه برداشت کرد: ای کاش به جای اینکه آرام بگیری (رفتن از این دنیا) میبودی.
سامان در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
به دوستانی که معتقدن اشعار حافظ عرفانی نیست، یا به صورت آزاد اون رو به هر نحو تفشیر می کنن بد نیست به کتاب لمعات فخرالدین عراقی سری بزنید، خیلی از کلمات رو تفسیر نوشته مثل شاهد وشراب و رقیب و ... . حافظ و سعدی هم در سبک عراقی شعر میگفتند. به این شباهت و سبک شعری و کتاب لمعات بیشتری دقت کنید.
پارسا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ فایز » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۵:
بله موافقم..باید تورا میبود
محدثه فرقانی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳:
سلام. لطفا این اشکلات را رفع کنید:
1. در مصراع دوم «کاز» اشتباه است؛ «کز» درست است.
2. در بیت سوم علامت سوال باید حذف شود.
3. بهجای «می خور» باید « برخیز» نوشته شود.
با تشکر.
حبیب اله حاجی زاده در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۹۱:
اولین بیت این رباعی در دفتر سوم مثنوی ، در حکایت آن درویش که در کوه خلوت کرده بود آمده ،
بود درویشی به کهساری مقیم/ خلوت او را بود همخواب و ندیم
آزادبخت در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳:
در جواب انکه نامش دکتر مظلومی نژاد است
نوشته اید سعدی با عصبانیت و حسادت -
اخر در شعر و شااعری مولوی در کنار سعدی چیست که به او حسد کند و عصبانی شود ؟ تو درباره خداوند سخن سعدی شیرین زبان سخن میگویی درباره خداوند بوستان و گلستان میگویی درباره خداوند طیبات و بدایع سخن می گویی که شعر زیبایش را ملوانان چینی میخواندند و این حکایت چون داستان برساخته مجذوبان عرفانی نیست که راست و دروغش ندانیم بلکه ابن بطوطه مغربی بیتش را در چین شنیده و ثبت کرده بدون انکه بداند از کیست و شعرش را همزمان خودش در اندونزی بر سنگ قبر مردی اندونزیایی می بینیم در ان جهان که نه رسانه بود و نه هواپیما و خودرو که جهان را درنوردد مگر انکه سحن سعدی همراه باد بهار جهان را بوستان و گلستان کرده من گمان نمی کنم که ان شعر سعدی یک کاسه شوربا و دو تا نانت ارزوست در پاسخ مولوی باشد شاید پاسخ کسی بوده که شعر مولوی را میخوانده و مدعی بوده و یا شاید پاسخ شعر و سخن دیگری باشد از اصل - اما اگر در پاسخ مولوی باشد بر دامن کبریای خداوند سخن گردی نمی شیند بلکه استادی او می رساند که شعری در حد مولوی گفته در کلام ایزد بی چون که وحی مطلق است چون سخن با ابولهب میرود تبت یدا ابی لهب گوید و نه یا ارض ابلعی -
تا دل بمهرت داده ام در بحر فکر افتاده ام
چون در نماز استاده ام گویی بمحرابم دری
-
سرمست اگر در ایی عالم بهم بر اید
-گر برود به هر قدم در ره دیدنت سری
من نه حریف رفتنم از در تو به هر دری
-
-
غلامرضا امامی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۳:
با اندکی تغییر در رسم الخط و تأیید تصحیح آقای حسین در حاشیه
تا که بر گِرد سبزه لاله برُست
در گمان میفتد که چون رخ توست
نام روی تو میبرد لاله
ز آن دهان را به مشک و باده بشُست
جز به یاد رخ تو گل نشکُفت
بی مثال خطت بنفشه نرُست
سرو در خدمت قدت دامن
به کمر درزدست چابک و چُست
رخ و زلف تواش نشان دادند
در چمن هر که رنگ و بویی جُست
غنچه را از صبا گشایشهاست
ور چه ز او بود بستگیش نخُست
جان همیپرورد در آسایش
بادِ بیمار در هوای درُست
حرکتهای بادِ شیرینکار
کرد از خنده غنچه را دل سُست
عباس در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۰ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
بسم الله
مردان خدا اولیا و انبیاو رهروان راه حقیقت هستندکه در نظرشان افکار و اوهام و هرچه غیر از نام حق است ناچیز بوده و از بند اوهام وارسته اند .
در هرکجای عالم جلوه حضرت حق را می بینند . سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم الحق
فردوس در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۴ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۰ - وله ایضاً:
بیت سوم: درگه با فاصله باید نوشته شود. در گه
احسان آسیابان زاده در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶۵:
وای که فرشاد جمالی چقدر زیبا این شعر را در تصنیف، خونده دمش گرم...
nabavar در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲۳ - حکایت در این معنی:
گرامی یاس
کجا دست گیرد دعای وِیت
ویت = وی ترا
پروانه مهرسرشتان در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۹:
درود.
زخّار ، آشفته -پرجوش و خروش
Yas در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲۳ - حکایت در این معنی:
کجا دست گیرد دعای ویت
وَیت به چه معناست؟
محمد در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز: