گنجور

حاشیه‌ها

مهرداد راد در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

بنده این بیت را چنین در یاد داشتم
زعقل اندیشه ها زاید که خاطر را بفرساید
گرت آسودگی باید برو مجنون شو ای عاقل
که اگر تصنیف خوانده شده از خواننده خوش صدا آقای تاج را گوش کنید. ایشان هم بدینسان خوانده اند.

رضا قاسمی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۸ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر » بخش ۳۴ - التمثّل فی صفة‌الانسان:

سلام
در بیشتر نسخ بیت
باش تا بیخ تو به آب رسد ...
در باب دوم و فصل القناعه آمده است.

عبدالرسول امیری در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۲ دربارهٔ باباطاهر » قصیده:

سلام
عرض ادب و ارادت
این شعر را سال شصت یا شصت و یک آقای ملک محمد مسعودی با کمانچه یکی از اساتید بختیاری ، اگه اشتباه نکنم،اقای طغیانی؟! خواندند و بسیار زیبا ،ای کاش اگه کسی دسترسی داره مدارس را اینجا لینک بده
ممنون از اهل ادب و سایت خوب شما

تابان در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۷ - مناجات:

سلام بر روفیای گرامی و دوستان
نظر شما در باره وحدت متعالی است و هر دو یا چند چیز که به وحدت نرسد در کمال نیست .اشاره به سوره توحید
شیطان هم در وحدانیت خدا میگنجد و برای امتحان و بیداری انسان ها
و به اذن خدا کار می کند.
فرعون و موسی هم در واقع در هنگام بی رنگی یکی هستند اشاره به مثنوی داستان فرعون و موسی
و داستانهای خانواده و سرگذشت ها همه تفسیر ذهن هستند و فی الواقع بی اثر. مولوی میفرماید ....چو فرموده‌‌ست حَقْ کَالصُّلْحُ خَیْر
رَها کُن ماجَرا را، ای یگانَه.....شنیدَسْتی که اَلْفُرقَهْ عَذاب؟
فِراقَش آتش آمد با زَبانَه
اصل کار عالم معناست که همگی یکی هستند.
تا در ذهن هستیم و روی زمین هستیم و با گردش آسیاب ذهن که همان اتفاقات و تفسیر آنهاست دچار شب و روز میشویم
اما پس از مهاجرت به عالم معنا و اسمانها می بینیم که خورشید همیشه می تابد و شب و روزی در کار نیست که این سفر منظور اصلی انسان از آمدن به این جهان می باشد.
از حد چو بشد دردم در عشق سفر کردم
یا رب چه سعادت‌ها که زین سفرم آمد.با تشکر

Mohammad Radmanesh در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۲۷:

بیت چهارم * ز * رضوان غافل است.

nabavar در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳:

گرامی ایمان
شکل ماه نو، خم ابروی او را، راستی
نیک می‌ماند، دریغا ماه نو پیوسته نیست
هلال ابروی یار به درستی مانند هلال ماه نو ست
اما حیف که دو ابروی او به هم پیوسته نیست
گویا ابروی یار اگر پیوسته بود بیشتر دوست می داشت

سعید در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:

سوال اینجاست که زاهد خلوت نشین به چه دلیل متحول شده و از سر پیمان برفته و به میخونه شده؟ جواب در بیت سومه که به نظر میاد باید بیت دوم باشه:
«شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب...»
نمیدونم در بقیه نسخ معتبر هم ترتیب ابیات به همین شکل اومده! از حافظ بعیده پراکنده گویی کرده باشه!

ایمان در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳:

سلام
بیت چهارم رو میشه تشریح کنید؟

محمدرضا منعمیان در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۶:

درود
در بیت دوش مرغی به صبح مینالید
اگر به معنی « در» بدهد معنی بیت چگونه میشود؟؟

شیخ خویی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶:

با سلام.
به نظر بنده، نگارش 'بی‌وفا' بجای "بیوفا" بهتر است.

شیخ خویی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵:

با سلام.
نگارش "ترا" به جای 'تو‌را' اشتباه است.
ضمنا ؛نگارش مذکور تَرا خوانده می‌شود که در معنی شعر اختلال پدید می‌آورد.
نگارش "ترا" در جستجوی موتور‌های جستجو نیز می‌تواند trend سایت را پایین بیاورد.
با سپاس.

Polestar در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۹:

املای صد در اصل با سین بوده و در بسیاری اشعار بزرگان هم با همین سین نوشته شده.
بعدها برای اینکه با سدّ به معنای حائل اشتباه نشود، با صاد نوشته شده

شاهرخ در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۹:

تو که یوسف نیستی یعقوب باش
همچو او با گریه و آشوب باش
بشنو این پند از حکیم غزنوی
تا بیابی در تن کهنه نوی
ناز را رویی بباید همچو ورد
چون نداری گرد بدخویی مگرد
زشت باشد روی نازیبا و ناز
سخت باشد چشم نابینا و درد
پیش یوسف نازش و خوبی مکن
جز نیاز و آه یعقوبی مکن
معنای زشت دراین غزل مفهوم باطنی دارد نه ظاهری .
اشاره به ادب بنده دارد نسبت به آفریدگار.
ادب بنده ، شناخت جایگاه خود است.
معرفت بر اینکه ، جایگاه بنده نیاز است و مقام خداوندگاری ناز.
غیر از این نازیبا و بی ادبی است.

رند مست در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

در دیوان حافظ به سعی سایه این شعر اینگونه آمده است.
سالها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد
بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی‌دیدش و از دور خدایا می‌کرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کو به تایید نظر حل معما می‌کرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست
وندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد
گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد
آنکه چون غنچه لبش راز حقیقت بنهفت
ورق خاطر ازین نکته محشا می‌کرد
آن همه شعبده‌ها عقل که می‌کرد آنجا
ساحری پیش عصا و ید بیضا می‌کرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم
گفت آن روز که این گنبد مینا می‌کرد
فیض روح‌القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می‌کرد
گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست
گفت حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد.
در پناه عشق

امیرحسین در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر:

شعر خیلی خوبیه داخل دین و زندگی دوازدهم هم هست.
مولوی خیلی راحت و ساده داره میگه که خداوند به انسان ویژگی اختیار رو داده که فقط مخصوص انسان نیست و آفریده های دیگه هم د حدو اندازه های دیگه اختیار دارن . مال انسان هم اینه که با مغ ش میتونه بدنش رو کنترل کنه و در اجسام دیگه تغییر ایجاد کنه و هرکاری که با بدنش انجام بده آزاده مثلا میتونه بره دزدی کنه که البته هرکاری نتیجه ای هم داره که به گردن انجام دهندشه مثلا اگه میوه بدزده صاحب باغ میاد اون رو تنبیه میکنه. اندیشه ، سخن ، انجام ، سرانجام ما فکر میکتیم یه کاری رو انجام میدیم و بلاخره یه نتیجه ای هم داره که این وسط سخن گفتن یه عمل ویژه و متفاوت بین انواع کارهاست که میشه اون رو هم تو مراتب اختیار و اراده جدا فرض کرد و چهار مرحلشون کرد.
خدایا کمک کن که درست از اختیاراتمون استفاده بکنیم.

مهیار در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:

سوای از مواردی که در مورد بلبل گفته شد،حکیم فردوسی یک حس تعلیل زیبا آورده است و آن این که می ‌فرماید : نه ،نه ،بلبل عاشق گل نیست. بلبل دارد از مرگ اسفندیار چنین ناله می‌کند.

ویانا در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

بسیااار زیبا و دلنشین

احمدآرام نژاد در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۳ - یاد یاران:

درود وعرض ادب
در مصرع"بوسیده گهت و سر گهی رو"واو عطف باید بین سر وگهی قرار گیرد

۱
۱۸۷۳
۱۸۷۴
۱۸۷۵
۱۸۷۶
۱۸۷۷
۵۷۳۱