سیدعلی (رضا) ساقی در ۱۰ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۰ در پاسخ به زهرا گلشن دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:
ازلطف ومحبت شما سپاسگزارم🌹🙏
خسرو در ۱۰ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ نورعلیشاه » دیوان اشعار » غزلیات » بخش اول » شمارهٔ ۲۱۸:
شعری بسیار زیبا،توصیه میکنم با صدای استاد عالینژاد به این موسیقی و شعر گوش بنوازید
هادی مردی در ۱۰ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ رهی معیری » ترانهها و نغمهها » شمارهٔ ۲۰ - کاروان دشتی:
بنان با این شعری که خونده(اهنگ کاروان )حتی اگر در کارنامه اش همین یک کار باشه باز جز ۳تای اول مفاخر موسیقی ماست
استاد.میراحمدی در ۱۰ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:
این غزل شاهکاری است در نوع خود به ویژه این بیت
اما طبع ایرانیان به شعر بیدل عادت ندارد و بسیاری از این نعمت ادبی محروم هستند و جای دریغ دارد
البته شعر بیدل سخت خوان و دیریاب است
اما جای شکرش باقی است که هر کسی نمیتواند شرحش بدهد و پایش ببافد
این هم دورباش مبارکی است
یوسف شیردلپور در ۱۰ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:
درود ومهر بر همه عزیزان دل
در یکی از برنامه های گلها با اجرایی ماندگار توسط استاد غلامحسین بنان
یکی دوبیت توسط بانو خوش الحان و خوش صدا روشنک دکمه شده که فوق العاده است 🌾🌾🌹💮🤍🌹🌹💮💮🌹🌾🌾
استاد.میراحمدی در ۱۰ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:
صورت رحمان همان بی اختیار رحمت است
ازین مصراع میتوان فهمید که بیدل از پیروان ابن عربی بوده است
منتها شاعر در کمترین کلمات بیشترین سخنان را میگنجاند و اصلا شاعر باید چنین هنری داشته باشد
در واقع شعر هر شاعری آینه ذخیره فرهنگی علمی عرفانی او نیز هست
مثلاً خیام هیچ وقت نمیتواند چنین مصراعی بگوید چون اساسا چنین معرفتی ندارد و سرش جای دیگری گرم است
...
استاد.میراحمدی در ۱۰ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:
رحمت اندر رحمت است
ولی اگر دل تاریک شد و دیده بدبین:
زحمت اندر زحمت است
Naavine در ۱۰ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۴۷ در پاسخ به سیدعلی (رضا) ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
خیلی ممنون کامل تر این این پیدا نمیکردم
Naavine در ۱۰ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۳۶ در پاسخ به مهرداد واردی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
به نظرم تعلق داشتن بهخودیخود چیز بدی نیست؛ انسان بدون تعلق، انگار بخشی از معنای زندگیاش را از دست میدهد. بحث حافظ بیشتر میتواند درباره تعلقاتی باشد که انسان را اسیر ذهن و تعصب میکنند و از آزاداندیشی دورش میسازند، نه هر نوع تعلقی. مثلاً دوست داشتن وطن، زبان و فرهنگ با تعصب ملیگرایانه فرق دارد. چرا باید دوست داشتن وطن را کنار بگذاریم؟ مسئله این است که این تعلق تا کجا با حقیقتجویی و آزادی اندیشه سازگار میماند و از کجا به اسارت تبدیل میشود.
محسن مهدیزاده در ۱۰ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش شمسالدین محمد جوینی صاحب دیوان:
به راحتی نفسی ، رنج پایدار مجوی
شب شراب نیرزد به بامداد خمار
نام رمان بامداد خمار و شب سراب از این بیت سعدی گرفته شدهاند و چه سریال اقتباسی زیبایی از روی رمان بامداد خمار ساخته شده است .
میکروباز در ۱۰ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
شاید این تفسیر من کاملا غلط باشه ولی دوست دارم نظر اهل فن رو در این مورد بشنوم. تفسیر من از بیت آخر به عنوان شاه بیت غزل به این صورت هست :
اگه به صورت کل معنی غزل رو در نظر بگیریم حافظ به خاطر دغدغه خود پیش پیر مغان میره تا ازش کسب معرفت بکنه. در نهایت با پرسیدن یک سوال خام و نپخته، پیر مغان مشکل حافظ رو بهش گوشزد میکنه!
در بیت آخر حافظ از پیر مغان میپرسه که پیچ در پیچ بودن موی زیبا رویان به چه دلیل هست؟ پیر مغان جواب میده که هنوز درگیر عشق زمینی و ظواهر دنیا هستی. سلسله زلف بتان به زنجیری تشبیه شده که باعث به دام افتادن حافظ (یا شاید انسان) شده و به همین خاطر هنوز به کل اسرار الهی دست پیدا نکرده! با این بیت شاید حافظ کمی هم میخواد فروتنی هم به خرج بده.
امیرعباس غفاری شاد در ۱۰ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
خاقانی شروانی! الحق که سخندانی!
نبْوَد به سخنرانی، اشعار چنین خوشتر!
استاد.میراحمدی در ۱۰ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:
کاربر گنجور میگوید این غزل نمیتواند عرفانی باشد چون نمیتوان خدا را به خدا سپرد در بیت اول
این کژفهمی و کژ گویی از آنجا ناشی میشود که شخص نمیداند که ما وقتی معشوق عرفانی را آوردیم در عالم حس و محسوس کردیم میتوانیم همه خصوصیات معشوق محسوس را هم به او نسبت بدهیم!
میتوانیم او را در آغوش بگیریم
نگران سلامتش باشیم
رقیب را از بر او برانیم
و حتی او را به خدا بسپاریم
استاد.میراحمدی در ۱۰ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:
آیا عرفانی تر ازین بیت هم داریم ؟
محراب و دعا و سحرگه
کسی که میگوید عرفانی نیست هیچ از حافظ نمیفهمد!
دیگر شاعر بنده خدا چه بگوید ؟
عده ای فرق شعر آیینی مذهبی با غزل عرفانی را نمیدانند و حافظ هم شرح میدهند!
تاکید میکنم غزل عرفانی!
غزل را هم نمیشناسید
بروید ببینید غزل یعنی چه
به چه نوع شعری اساسا غزل میگویند
بعد بیایید حافظ شرح بدهید
استاد.میراحمدی در ۱۱ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۸:
«ای عدم نامی به دست آورده ای موجود باش»
استاد بیدل در عبارت «موجود باش»در انتهای مصراع اشاره شگفتی دارد به آیه« کن فیکون »در قرآن کریم
اما...اما
جهان بینی را ببینید
همان که در مورد رباعیات خیام گفتم
موجود بودن و موجود شدن خود غنیمتی است بزرگ و بیدل این را دریافته و خیام درنیافته است !
اینجا معرفت و عرفان است که چشم را باز میکند نه دانش
یک دنیا علم و معرفت و عرفان پشت همین یک مصراع خوابیده است
اینکه میگویم رباعیات خیامی از منظر فکری حرفی ندارد بخاطر اینهاست
سیدعلی (رضا) ساقی در ۱۱ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۱ در پاسخ به فردوس برین دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:
ازلطف ومحبت شما سپاسگزارم🌹🙏
سیدعلی (رضا) ساقی در ۱۱ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۱ در پاسخ به فردوس برین دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:
ازلطف ومحبت شما سپاسگزارم🌹🙏
استاد.میراحمدی در ۱۱ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۸:
میگوید خاموشی گرچه خوش است اما گفتگو هم عالمی دارد
باری،بسیاری استعدادهای آدمی در ارتباط با دیگر انسانهاست که رشد میکند و بارور میگردد
همچنان که آدمی در خلوت میتواند به درک دیگری از خویش برسد
احمد خرمآبادیزاد در ۱۱ روز قبل، یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:
در ترجمه بیت بسیار زیبای زیر:
«کی دهد دست این غرض یارب که همدستان شوند/خاطر مجموع ما، زلف پریشان شما»
کلارک (با همۀ توانایی، آگاهی و هوش سرشار)، بنا به دلایل فنی و شرایط روزگار، ترجمهای ضعیف از آن ارائه داده است. جا دارد که در اینجا ترجمهای نوین از این بیت آورده شود:
:O Lord! when doeth it happen that, associate these purposes
?Our state of mind peace, the dishevelled tress of Thine
سیدعلی (رضا) ساقی در ۱۰ روز قبل، دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۰ در پاسخ به سحر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵: