گنجور

حاشیه‌ها

سناتور سنتور در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۲۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹۱:

نیست یک نقطه بیکار درین صفحه خاک

ما درین غمکده یارب به چه کار آمده ایم

صائب تبریزی 

ز بیکاری نمی آیم به کار هیچ کس صائب

نمی دانم چه حکمت بود ایزد را در ایجادم

صائب تبریزی 

گر چه در دنیا مرا بی اختیار آورده اند

منفعل از خویش ، چون ناخوانده مهمان مانده ام

صائب تبریزی

صائب فضای چرخ مقام نشاط نیست

بیهوده پا به حلقهٔ ماتم گذاشتیم

صائب تبریزی 

خوش وقت رهروی که درین باغ چون نسیم

بی اختیار آمد و بی اختیار رفت

صائب تبریزی 

عقده ها داریم در دِل صائب از بی حاصلی

گرچه از آزادگی سروِ ریاضِ عالمیم

صائب تبریزی 

سناتور سنتور در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۲۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۶۵:

نیست یک نقطه بیکار درین صفحه خاک

ما درین غمکده یارب به چه کار آمده ایم

صائب تبریزی 

ز بیکاری نمی آیم به کار هیچ کس صائب

نمی دانم چه حکمت بود ایزد را در ایجادم

صائب تبریزی 

گر چه در دنیا مرا بی اختیار آورده اند

منفعل از خویش ، چون ناخوانده مهمان مانده ام

صائب تبریزی

صائب فضای چرخ مقام نشاط نیست

بیهوده پا به حلقهٔ ماتم گذاشتیم

صائب تبریزی 

خوش وقت رهروی که درین باغ چون نسیم

بی اختیار آمد و بی اختیار رفت

صائب تبریزی 

عقده ها داریم در دِل صائب از بی حاصلی

گرچه از آزادگی سروِ ریاضِ عالمیم

صائب تبریزی 

سناتور سنتور در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۱۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹۳:

مرا از غفلت خود بر سر این بیداد می‌آید

نباشد صید اگر غافل چه از صیاد می‌آید؟

به کوشش نیست دولت، پا به دامان توکل کش

که سرو از خاک بیرون با دل آزاد می‌آید

چنان شد عام در ایام ما ذوق گرفتاری

که صید وحشی از دنباله صیاد می‌آید

صائب تبریزی 

بخت و دولت به کاردانی نیست

جز به تأیید آسمانی نیست

سعدی جان

گویند بکوش تا بیابی

می کوشم و بخت یاورم نیست

سعدی جان

سعادت به بخشایش داورست

نه در چنگ و بازوی زور آورست

چو دولت نبخشد سپهر بلند

نیاید به مردانگی در کمند

سعدی جان 

بیچاره آدمی چه تواند به سعی و رنج

چون هرچه بودنیست قضا کردگار کرد

سعدی جان 

کار به تدبیر نیست، بخت به زور آوری

دولت و جاه آن سریست، تا که کند اختیار

سعدی جان 

چه زور آورد پنجهٔ جهد مرد

چو بازوی توفیق یاری نکرد؟

سعدی جان 

محمد علی آدم پیرا در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت سیزدهم: خطاب به دشمنان، مار نکن خودتو که نیش می زنه و رنج و عذاب میده.

زهر مار <بخاطر دشمنی با ناصبی ها آورده، از لحاظ معنایی خوبه ولی از جهت واژگانی بدلیل تنگنای قافیه جالب نیست.

معنی = ای ناصبی!!! همچون مار با من دشمنی نکن چرا که تو طاقت درد و رنج " علاقه و شیفتگی و محبت‌" من به علی ع (استعاره از زهر مار) و مدح ( مار) گفتن من را نداری و ‌{شنیدن مدح دربارهٔ امام ع را نداری}. 

محمد علی آدم پیرا در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت دوازدهم : مَحلْ<جایگاه معنوی حضرت ع

معنی =شما ها ( خطاب به دشمنان) هم اگر همچون من جایگاه والای معنوی امام آقا امیر المؤمنین ع را بدانید، نسبت به اعمال حضرت ع توجه می کنید تا از او تقلید نمایید( کنید). 

محمد علی آدم پیرا در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت یازدهم : خامش<کاربرد کهن واژهٔ خاموش.

ایرا<کاربرد کهن  <زیرا.

آگاه شدن از تار و پود<کنایه از تمام وجود و ویژگی ها.

معنی = شاعر خطاب به دشمنان اهل بیت ع می گوید: ای دشمنان!!! دهان ببندید!!! چرا که شما ها هیچ شناختی نسبت به وجود الهی آقا امیر المؤمنین ع ندارید. <بیت بعد<.... 

محمد علی آدم پیرا در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت دهم : شِعار {شَعْر<ریشه‌<مو} <به جامهٔ زیرین [می چسبه به بدن که دارای مو است] <مخفی، به چشم نمی آید.

دِثار <به جامه و لباسی که از رو می پوشند<به چشم می آید.

باطن و بیرون 

معنی =من به تبعیت از رفتار بیرونی و درونی آقا امیر المؤمنین ع دین و علم را برگزیدم{یعنی فریب کاری و ریا ندارم. ظاهر و باطنم اینه}. 

محمد علی آدم پیرا در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت نهم : پشت <کمر.

گران بودن <سنگین بودن.

معنی =منِ شاعر از این روی، مدح آقا امیر المؤمنین ع را می گویم که بسیار به او بدهکار هستم و از فضائل و علم نیک حضرت ع بسیار آموخته ام. 

محمد علی آدم پیرا در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت هشتم : معنی=من به چهار ویژگی نیک آقا امیر المؤمنین ع یعنی مردانگی و دلاوری، علم و دانش، تقوا و ایمان و بخشندگی حضرت افتخار می کنم. <چرا؟ <دلیل <بیت بعد. 

محمد علی آدم پیرا در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت هفتم : نگفتن یکی از هزار تا ‌<غیر قابل وصف(بیان کردن ویژگی های خوب) و مدح بودن<متضاد قدح

معنی =اگر فردی بخواهد مدح آقا امیر المؤمنین ع را در صد سال (زمان های طولانی) بیان کند، نمی تواند کوچک ترین اوصاف و ویژگی های والای حضرت ع را برشمارد.

محمد علی آدم پیرا در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت ششم : تبار<خویشتن و نزدیکان

معنی =علی ع جزو خویشان و نزدیکان پیامبر ص به شمار می آید و شیعیان و پیروان حق هم از نزدیکان و خویشان آقا امیر المؤمنین ع محسوب می شوند. 

محمد علی آدم پیرا در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت پنجم : حصار<استعاره از علاقه و محبت به علی ع

معنی=به این دلیل که دل پیروان آقا امیر المؤمنین علی ع یا اهل‌بیت بواسطهٔ وارد شدن به قلعهٔ محبت و علاقهٔ حضرت از شیطان دور شده است. 

محمد علی آدم پیرا در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت چهارم : معنی =بزرگی و افتخار و عزتمندی تنها شایستهٔ دوستداران اهل بیت علیهم السلام می باشد. چرا؟ <بیت بعد <دلیل. 

محمد علی آدم پیرا در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت سوم: بِچِن <کاربرد کهن واژهٔ بچین.

هین<شتافتن<شبه جمله.

شیعت(شیعه) <پیرو.

خسته کردن <مجروح کردن.

ناصبی <نَصَبَ(ریشه) <بلند کردن، برافراشتن= به گروهی که با علی و اهل بیت علیهم السلام دشمنی می کردند و دهان شکسته ها ناسزاگویان علنی پرچم مخالفت را با اهل بیت بر افراشتند.

بشتابید و گل را بچینید ای شیعیان!!! مجروح کنید دل ناصبی را با خار علی....

گُل=معنای واقعی و قاموسی مدنظر نیست.

مراد گُل محبت آقا امیر المؤمنین ع

معنای استعاری

طرفدار شدن یا برگزیدن علاقه و محبت در دل

هر گلی خاری داره {تناسب} <فرو کنید به دشمنان

معنی =ای طرفداران اهل بیت علیهم السلام بشتابید و گل محبت آقا امیر المؤمنین ع را برگزینید و با این کار خود آنها را مجروح کنید و خار گزیدن محبت آقا امیر المؤمنین ع را به دل دشمنانشان وارد کنید. 

محمد علی آدم پیرا در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۳۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت دوم: نگار <مطرح شد در بالا.

اسپرم{اسپرهم} (اسپرغم) <ریحان معطر و خوشبو که در کوه و بیابان وجود دارد.

بهار علی<بهار دل دوستدار علی <بیت اول

معنی =دلم بواسطهٔ محبت آقا امیر المؤمنین ع رنگارنگ و زیبا و مملوء از عطر خوش علم می باشد، آری؛ بتکدهٔ دل طرفداران علی ع آقا امیر المؤمنین ع باید چنین باشد. 

محمد علی آدم پیرا در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۳۲ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:

بیت اول :  بهار = معنای مشهور <فصل بهار

معنای شکوفه؛ بت <در بتکدهٔ چین <معنای درست.

نگار <بت.   نقش و نگار، رنگ، نگار<نگاشتن، نوشتن، نبشتن. (بت ها را در بتکده به کار می گرفتند)

بهار دل <اضافی تشبیهی

معنی =بتکدهٔ دل محبان آقا امیر المؤمنین ع همیشه از بت محبت به علی ع پُر می باشد. 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۱۱ در پاسخ به جوتیار دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۰۴:

شاعر مورد نظر شما حدود 800 سال بعد از ابوسعید زندگی می‌کرده.

چگونه ابوسعید سخن او را به نام خودش ثبت کرده؟

امین آب آذرسا در ‫۱۶ روز قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲۲:

هوش مصنوعی اشعار فارسی را تخیلی معنا می کرد، وای به حال اشعار عربی!

علی میراحمدی در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:

اکثر شارحان حافظ بر این باورند که این غزل در مرثیه یار از دست رفته ای است .

شاید اینگونه باشد 

ولی به نظر من ما نباید چنین نگاهی به غزلیات حافظ داشته باشیم و همیشه به دنبال شان سرایش غزل بگردیم 

مثلا وقتی میگوید :

آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی

ما نباید بگردیم دنبال اینکه آن نامه نویس چه کسی بوده است ! 

شاید مثلا بیتی در ذهن شاعر آمده است به یکبار و سپس شاعر اطراف آن بیت غزل سروده است یا آفرینش هنری کرده است

البته حافظ شعرساز نیست که اگر بود الان تعداد غزلیاتش چند برابر این بود اما منظور آنکه چنین احتمالاتی را نیز باید در نظر گرفت

 نظر شخصی من آنست که همین غزل هم رویی در عرفان دارد و اگر کسی بخواهد عرفانی برداشت کند راه میدهد 

فرهود در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۶:

ز فرط شادی وصلش به قطع جان ...

به قطع: حتما، قطعا

۱
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
۵۷۹۶