گنجور

حاشیه‌ها

استاد میراحمدی در ‫۹ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:

بَزم‌گاهی دل‌نِشان، چون قصرِ ...

فرض کنید مصححی ده نسخه را برای تصحیح این غزل مقایسه می‌کند که هشت نسخه دل نشان و فقط دو نسخه دلنشین ضبط کرده اند

اینجا اگر مصحح با ذوق باشد «دلنشین»را انتخاب می‌کند حتی با وجود تعداد کمتر نسخه ها

زیرا دلنشین قافیه درونی دارد با برین در همین مصراع

مصراع با این ضبط بسیار زیباتر میشود

و خواننده امروزی این واژه را بهتر درک می‌کند 

این تصحیح ذوقی است که به معنا یا ارجاعات بیت هم ضربه نمیزند

مصحح باید اندک ذوقی هم در کار کند .

شخصا دوست ندارم در بزمگاهی که دل نشان است حضور داشته یا دلبری دل نشان داشته یا شعری دل نشان بخوانم

چون خیلی نچسب هستند

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۹ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰
        
یک آهِ سرد، نیم‌شبی از جگر برآ
سرکوبِ پَرفشانیِ چندین سحَر برآ

با نشئهٔ حلاوتِ دَرد، آشنا نه‌ای
چون نِی به ناله پیچ و سراپا شَکَر برآ

ای مدّعی‌، حریفیِ ما جوهرِ تو نیست
با تیغ تا طرَف نشَوی، بی‌جگر برآ

غیریّت، از نتایجِ طبعِ درشتِ تو ست
اجزایِ آب شُو، ز دلِ یکدگر برآ

افسردگی‌ تلافیِ جولان، چه همّت است
ای قطره، از محیط گذشتی گهر برآ

پروازِ بی‌نشانی از این دشت، مفت نیست
سعیِ غبار شُو، همه تن بال و پَر برآ

جسمِ فسرده، نیست حریفِ رسایی‌ات
بشکسته طرفِ دامنِ سنگ، ای شرر برآ

تا جان بَری، ز آفتِ بنیادِ زندگی
زین خانه، یک دُو دم ز نفَس پیشتر برآ

ناصافیِ دلَت،  غمِ اسباب می‌کِشد
آیینه صندلی کن و از دردِ سَر برآ

کَثرت‌، جنون معاملگی‌هایِ وحدت است
یک دانه کم شُو از خود و چندین ثمر برآ

کم نیستی ز شمع، در این عبرت‌انجمن
از خویش آنقدَر که ببالد نظر، برآ

بیدل، تمیزَت این‌قدَر افسونِ کُلفَت است
آیینه بشکن، از غمِ عیب و هنر برآ

بزرگمهر در ‫۹ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۲۳ در پاسخ به علی احمدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:

در بیت 

راهی بزن که آهی با ساز آن توان زد

شعری بخوان که با او رَطلِ گران توان زد

آه در مرکز مصرع اول و مرکز ثقل بیت است.

اغلب شارحان به سادگی از آن گذشته‌اند و به آن نپرداخته‌اند.

معنی آه چه میتواند باشد:

- بیانگر سوز درون: کنایه از دود یا آتش دل

- حسرت و دریغ: واکنشی به از دست رفتن یک فرصت، جوانی، یا دوری از یار

- آه مظلوم: ناله و آه ستمدیده دارای نیروی معنوی است که دامن ظالم  را میگیرد

پس باید در ادامه غزل دید درد شاعر چه بوده و چه میخواسته....

نآزنین در ‫۹ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:

وقتی میبینم میگن کاش مولانا حافظ... بود و شعرشو از زبان فلانی می‌شنید تعجب میکنم

معلومه که می‌شنون صرفا در حبس تن نیستند...

استاد میراحمدی در ‫۹ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۵:

جان‌ها ز دام زلف چو بر خاک ...

این بیت تصویر درام همان بیت« گره بگشود از گیسو »میباشد

مصحح یا شارح باید آنقدر بر دیوان مسلط باشد که نظایر ابیات را بداند

بداند که یک بیت چه نظایر دیگری در غزلیات دیگر دارد

استاد میراحمدی در ‫۹ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

نگارم دوش در مجلس، به عزمِ ...

گویا فقط قزوینی به جای گیسو ،ابرو ضبط کرده است که اشتباه فاحشی است و اشتباه بزرگی است در فهم شعر حافظ

چون این بیت با ضبط گیسو به معناهای فراوانی ارجاع می‌دهد 

پس نسخه قزوینی به هیچ وجه نمیتوانید منبع قرار بگیرد

یک غزل معروف را هم جا انداخته 

«مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید»

یک جا هم ضبط عجیبی دارد در بیت 

«بیدلی در همه احوال خدا با او بود...»

شگفتا که این تصحیح جز معتبرترین تصحیحهای حافظ هم هست!

بزرگمهر در ‫۹ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۰۴ در پاسخ به تورج رامان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:

حالا که کار به اینجا کشیده شده بد نیست به کلمه « کاو » هم که در پوکر  نقد جلوی هر بازیکن را میگویند، نظری داشته باشیم که هم‌آوا با داو است و کل موجودی ... همان که منظور حافظ در بیت است.

استاد میراحمدی در ‫۹ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۵۸ در پاسخ به دوستدار دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:

اما دلنشین و برین در مصراع قافیه داخلی دارد

«دلنشان »لطف کار را از بین می‌برد

بر فرض که« دلنشان» هویتی داشته در زمان خواجه

آیا شاعر نمیتوانسته «دلنشان» را برای خاطر قافیه داخلی به «دلنشین» تبدیل کند؟

شاید هم اینکار را کرده ولی مصحح آن را برگردانده است!

وقتی ضبط قزوینی در غزل گره بگشود از گیسو دچار چنین اشتباه فاحشی می‌شود چرا اینجا نشود؟

 

بزرگمهر در ‫۹ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۴۴ در پاسخ به سیدعلی ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:

برای بیت :

قدِّ خمیده ی ما سَهلت نماید اما
بر چشم دشمنان تیرازاین کمان توان زد

با توجه به بیانات بیتهای بعدی: که گفته شد حافظ با قدرت سخن و قلم خود، و اضافه میکنم مخاطبینی که برای این هنرهای خود دارد میتواند اگر چه پیر و فرتوت به نظر میرسد تیرهایی کار ساز با قلم و سخن خود بپراند که ....

استاد میراحمدی در ‫۹ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

نگارم دوش در مجلس، به عزمِ ...

در برخی انیمیشنها وقتی میخواهند فرایند عاشق شدن شخصیت مذکر به شخصیت مونث را در همان دیدار اول نشان دهند ابتدا تصویری غالبا اسلوموشن از معشوق نشان میدهند با چهره ای جذاب و موهایی موج‌دار و در هوا تاب داده و سپس تصویر کات میخورد به شخصیت عاشق که از دیدن چنین صحنه ای مبهوت شده است

چنین تصویری یعنی عشق در نگاه اول را حافظ چنین تصویر می‌کند و آن فیلمساز چنان

تمام سخن حافظ عشق در نگاه اول است 

عشقی که در نهاد آدمی است و حافظ منبع آن را در واقعه یا دیدار الست و ازل میداند

نکته دیگر:

بحث تصویر در شعر حافظ بسیار مهم است و شاید هیچ شعری به اندازه شعر حافظ تصویری نباشد

این بیت یک تصویر فوق العاده دارد از نگاری که با گیسوان باز در حال رقصیدن است در ظاهر

اما اگر ابرو ضبط شود رسما هیچ تصویری ندارد و از خاصیت می افتد

سخن یا ضبط یک مصحح کلام آخر نیست 

این ابیات دقایقی دارد که گاهی یک مصحح هم از آن غافل می‌شود . 

دکتر صحافیان در ‫۹ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۴:


اگر چه در کمند موهای زیبایش، گرفتار شدم و کارم فرو بسته است، اما پیوسته گشایش از مهربانی‌اش می‌جویم(گشاد: رها کردن تیر- بسط عرفانی- باز کردن کمند هنگام پرتاب شاید بتوان گفت تصویری از کمند خم اندر خم اراده شده است. شرح شوق، ۲۱۹۱)
۲- چهره سرخم را شادابی نینگار، که  چون جام شراب، انعکاس دل خونین  است(خانلری: عکس برون می‌دهد)
۳- نوازنده با پرده دل‌نواز موسیقی از خود بی‌خودم خواهد کرد، وای بر من اگر اجازه حضور در پیشگاه سلطان عشق نیابم.(بی‌خودی مقدمه‌ حضور است، اما باید تداوم داشته باشد)
۴- برای کسب لیاقت حضور، همه شب و هر شب از دلم پاسبانی می‌کنم، تا در پرده فکرم جز خیالش نباشد(تمرکز دائمی عاشق. ر‌.ک.چرا عشق ۸)
۵- من آن شاعر جادوگفتارم که با افسون سخن، شیرینی از قلمم می‌بارد(بیت اضافه در خانلری: به صد امید نهادیم درین بادیه پای/ ای دلیل دل گمگشته فرو مگذارم)
۶- چشمان طالع من با افسانه عشقش به خواب شیرین رفته است، تنها نسیم توجه او می‌تواند بیدارم کند.
۷- چون با تو در هیچ مسیری نمی‌توانم دیدار کنم، پیامم را به چه کسی دهم تا به معشوق رساند(و دیدار را خود رقم زند- خانلری: در گذر باد)
۸- مدعی دیشب می‌گفت: عشق حافظ همه ظاهری و ریایی است ولی من جز با خاک درگاهش انسی ندارم(تمرکز دائمی- خانلری: با که به رو در کارم: رویم در کار ساییده شدن خاک درگاه اوست)

پیوند به وبگاه بیرونی 

استاد میراحمدی در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

گره بگشود از گیسو و بر دلهای یاران زد

این گره گشودن از گیسو همزمان باعث گره زدن بر دلهای یاران شده است 

یعنی هر جا حُسنی هست عشق پدیدار می‌شود

یکی از لطفهای این بیت همین «عشق در لحظه »است

مصحح« ابرو ضبط کن» اینها را نفهمیده و مانند« رالف خرابکار» با پتک  فهم ناقص خویش به جان نقش و نگار این بیت افتاده است

استاد میراحمدی در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

گره بگشود از ابرو یا گره بگشود از گیسو 

اگر کسی (هر کسی) گره بگشود از ابرو ضبط کرده باشد هیچ از شعر خواجه درنیافته است !

  شارح یا مصحح چون اساسا نفهمیده منظور خواجه را یا نتوانسته معنای اصلی بیت را دریابد و تصور کرده سخن از رقص و پایکوبی است چنین ضبط کرده است

تصور کرده یک شخصی گوشه مجلس نشسته بوده و گره بر ابرو داشته و ناگهان برخاسته و شروع به رقصیدن کرده

ببینید ....

بحث تجلی الهی در عرفان بسیار مهم است 

اینجا از تجلی الهی در ازل سخن رفته است و تجلی هم هیچگاه قطع نمی‌شود 

اینجا اشاره ای هم هست به حدیث« کنت کنزا »که در عرفان اسلامی بسیار مورد نظر است

معنای عرفانی ساده 

این زلف بسته بود و دلها در این زلف بسته جمع بودند و آن نگار هنوز تجلی نکرده بود و عالم و عالمیان بوجود نیامده بودند

همه چیز در علم او بود

اما آن نگار تجلی کرد یعنی...

زلف خود را گشود و رقصید و زیبایی خود را نشان داد

و این تجلی باعث شد موجودات از علم او به عرصه امکان بیایند

به وجود بیایند 

انسان به عرصه وجود آمد و زیبایی آن نگار رقصنده را همه جا دید و عاشق شد 

عاشقی دچار فراق

اینست معنای گره بگشودن از گیسو و گره زدن بر دلهای یاران 

اصلا این زلف و گیسو خیلی جاها نماد عالم کثرت است 

گره گشودن از گیسو یعنی ظهور زیباییها و پیدا شدن کثرتها

نمود زیبایی در آینه های بی نهایت 

اگر گره بر ابرو بگیریم تمام این معناها از یکسو نابود میشود و از سوی دیگر آن تصویر شگفت رقص با گیسوی باز هم نابود میشود!

مصحح اگر ذره ای تصویر ظاهری بیت را هم درک کرده باشد گره بر ابرو ضبط نمیکند

«گره بر ابرو» بیت را نابود می‌کند

تورج توجی در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

شرح غزل ۱۹ بیت ۱و۲

مدرس تورج توجی

تورج توجی در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

شرح غزل ۱۸ بیت اول

شرح غزل ۱۸ بیت اول 

مدرس تورج توجی

دوستدار در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

در نسخه  زنده یادان قزوینی  و غنی.

گره بگشود از ابرو و بر دلهای یاران زد آمده است

 

و گره بر ابرو افکندن ، کردن ، زدن و هم بر روی  بر گره     مباد که گره به باد بزنیم!!

دوستدار در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۳:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:

زحمت افزا می شوم ،

در دیوان خواجه    دل نشین   نیافتم  دل نشان  آری 

بزم گاهی دل نشان چون قصر فردوس برین.              گلشنی پیرامنش چون روضه دارالسلام

دوستدار

دوستدار در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۳:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:

جناب میر احمدی دامت افاضاته.   اگر نظر رنجه فرمایید در فرهنگ دهخدا مانای دل نشان را خواهید یافت. مطبوع.  خوش آیند مقبول. آنگونه که سر کار می پسندید ای بسا کسان خواجه را به ضعف تالیف متهم کنند!

فراموش نفرمایید حافظ به زبان روزگار خویش میسروده است و هر آینه نه به زبان امروز که سخن ها به کردار بازی است.  تندرست و شادکام بوید.    دوستدار

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۲۹ در پاسخ به روفیا دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

روفیای گرامی

ناسلامتی ما در صفحۀ سعدی هستیم. سعدی زبان تصنعی گذشته را کنار گذاشت و سخنانی به روانی آب و شیرین‌تر از عسل برایمان به جا گذاشت.

آیا تصنعی نوشتن شایستۀ اینجاست؟

راحت و روان سخنتان را بنویسید.

تصنعی نوشتن دلیلی بر بهتر بودن سخن و نشان دانایی بیشتر نیست.

استاد میراحمدی در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » صد میدان » میدان هفتم صبرست:

صبر بر سه گونه است

صبر بر بلا 

صبر بر گناه

صبر بر طاعت

راه خدا چنین است 

ورنه با رقص و دَنس و رباب و شراب و کباب، کسی عارف نشده 

۱
…
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
…
۵۸۳۵