گنجور

حاشیه‌ها

بزرگمهر در ‫۱۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۴ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

در بیت اول رقیب میتواند حجابهای باشند که مانع راه سالک باشد. در غنچه بودن گل هم پنهان بودن روی گل از عاشقان راه اوست.

تفسیر شما هم میتواند برداشتی باشد ولی آنقدر مطلق نیست که  ....

علی میراحمدی در ‫۱۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۲۱ در پاسخ به Amir arta Habibi دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۶:

در شعر رودکی که سبک خراسانی است  معشوق همان است که شاعر میگوید و مثل شعر سبک عراقی خاصیت برداشت دو گانه یا چندگانه ندارد.

شاعر اغلب جنسیت معشوق را مشخص نمیکند ولی از آنجا که او مرد است معشوقه زن می‌تواند باشد مگر آنکه شاعر اشاره به پسر کرده باشد.

 

محمدامین شفیعی در ‫۱۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

دلم ربودهٔ لولی‌وَشیست شورانگیز

 

دروغ‌وَعده و قَتّال‌وَضع و رنگ‌آمیز

 

فرشته عشق نداند که چیست، قصه مخوان 

 

بِخواه جام و شرابی به خاکِ آدم ریز

 

پیاله بر کفنم بند، تا سحرگهِ حَشر

 

به مِی ز دل بِبَرَم هولِ روزِ رستاخیز

محمدامین شفیعی در ‫۱۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:

ﺷﻴﺨﻢ ﺑﻪ ﻃﻨﺰ ﮔﻔﺖ ﺣﺮام اﺳﺖ ﻣﻰ ﻣﺨﻮر

ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﮔﻮش ﺑﻪ ﻫﺮ ﺧﺮ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﻢ

 

این بیت رو حذف نکنید 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۵۹ در پاسخ به Aqil Qazi دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده:

درود بر شما

غزل با تصنیف متفاوت است

ممکن است یک غزل به صورت تصنیف یعنی آهنگسازی شده خوانده شود اما این اشعار از ابتدا برای تصنیف خواندن سروده شده است و وزن نظمی مانند غزل یا دیگر انواع شعر را ندارند.

این الفاظ در متن برخی از تصانیف عارف و شیدا، وجود دارد و مانند الفاظ «حبیبم، خدا و ...» در آوازها نیست. جزئی از خود تصنیف است

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۵۶ در پاسخ به ملیکا حی بر دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده:

از ابر کرم خطهٔ ری رشگ ختن شد

یعنی از ابر پر باران، سرزمین «ری» باعث رشک و حسادت چین شد، چین به ری، رشک و حسد می‌برد

سعید حبیب زاده در ‫۱۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱۸ - در اصل از آن عبدالمجید تبریزی شاعر پیشکسوت حافظ:

نه در برابر چشمی نه غایب از نظری 

نظری درست تر است به جای نظرم ، ممنون

Fateme Zandi در ‫۱۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۳۳ در پاسخ به هانيه سليمي دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۴:

درود و عرض ادب

ما کو ؟ ما کجا هستیم 

خداوند به هر طرفی که بخواهد ما را می اندازد 

خدا می گوید : تو در کفِ صنع ما هستی مثل ماکو (وسیله ای در چرخ خیاطی )هستی به هر طرف که بخواهیم می چرخانمیمت

یعنی در نزد حضرت حق باید تسلیم مطلق باشیم و چون و چرا نکنیم

سناتور سنتور در ‫۱۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۷۳ - در پند دادن و بند نهادن فرزند ارجمند که دست ادراک در فتراک اکتساب کمالات استوار دارد و پای میل در ذیل اجتناب از جهالات برقرار وفقه الله لما یحبه و یرضاه:

آئین مجردی نظر باختن است

دولت همه با مجردی ساختن است

زن خواستن ای جان برادر خود را

سر زیر به چاه دوزخ انداختن است

پوریای ولی

چو عیسی تا توانی خفت بی جفت

مده نقد تجرد را ز کف مف

ز دیده خواب راحت دور کردن

به از همخوابگی با حور کردن

عبدالرحمان جامی 

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

من گرفتم تو نگیر

چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر

من گرفتم تو نگیر

ایرج میرزا

ادیب نیشابوری عادت داشته که در حجره اش که محل درس او بوده یک هندوانه بخرد و حین تدریس‌ ‌، آن را می خورده است و البته مجرد هم بوده است. گویند به توصیه شاگردانش ، ضعیفه ای اختیار کرده و در همان روز اول دو هندوانه خریده. یکی برای خودش و یکی برای زنش.چون می خواسته دو هندوانه را بردارد موفق نشده و نهایتا با زحمت زیادی هندوانه ها را بر می دارد و به عوض اینکه به خانه بروند به مدرسه رفته و در مدرسه، کاغذ بخشیدن مدت آن زن را فرستاده و گفته که زنی که اینطور مایه زحمت است، طلاقش ، به. و در تمام عمر مجرد می ماند.

 

و یا مرحوم عصار که گفته است:

 

کسی که زن دارد مثل سگ زندگی می کند و مثل شاه می میرد و کسی که زن ندارد، مثل شاه زندگی می کند و مثل سگ می میرد.

 

همانطور که در نگاه به سیاست، انواع گوناگونی از گرایشات سیاسی را شاهد هستیم ، در سایر رویکردهای رفتاری انسان ها هم می توان انواع گوناگونی از رفتار را انتظار داشت.

 

بخشی از این تفاوت ها ، ممکن است ناشی از گرایشات ژنی بوده باشد و یا نوع تربیت افراد و حتی باورهای دینی آنان.

 

مثلا مولانا محمد خوافی اصلا زن نگرفته و گفته است:

 

سلسله ولادت از آدم علیه السلام به این ضعیف رسیده، می خواهم که یک سر سلسله در دست حضرت آدم باشد و سر دیگر آن در دست این ضعیف.

سناتور سنتور در ‫۱۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ ایرج میرزا » اشعار دیگر » شمارهٔ ۱ - من گرفتم تو نگیر:

آئین مجردی نظر باختن است

دولت همه با مجردی ساختن است

زن خواستن ای جان برادر خود را

سر زیر به چاه دوزخ انداختن است

پوریای ولی

مرد آزاده به گیتی نکند میل دو چیز

تا همه عمر وجودش به سلامت باشد

زن نخواهد اگرش دختر قیصر بدهند

وام نستاند اگر وعده قیامت باشد

ابن یمین فریومدی

چو عیسی تا توانی خفت بی جفت

مده نقد تجرد را ز کف مفت

ز دیده خواب راحت دور کردن

به از همخوابگی با حور کردن

عبدالرحمان جامی 

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

من گرفتم تو نگیر

چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر

من گرفتم تو نگیر

ایرج میرزا

آن مرد که زن گرفت دانا نبود

از غصه فراغتش همانا نبود

دارد به جهان خانه و زن نیست درو

نازم به خدا چرا توانا نبود؟

✏ «غالب دهلوی»

ادیب نیشابوری عادت داشته که در حجره اش که محل درس او بوده یک هندوانه بخرد و حین تدریس‌ ‌، آن را می خورده است و البته مجرد هم بوده است. گویند به توصیه شاگردانش ، ضعیفه ای اختیار کرده و در همان روز اول دو هندوانه خریده. یکی برای خودش و یکی برای زنش.چون می خواسته دو هندوانه را بردارد موفق نشده و نهایتا با زحمت زیادی هندوانه ها را بر می دارد و به عوض اینکه به خانه بروند به مدرسه رفته و در مدرسه، کاغذ بخشیدن مدت آن زن را فرستاده و گفته که زنی که اینطور مایه زحمت است، طلاقش ، به. و در تمام عمر مجرد می ماند.

و یا مرحوم عصار که گفته است:

کسی که زن دارد مثل سگ زندگی می کند و مثل شاه می میرد و کسی که زن ندارد، مثل شاه زندگی می کند و مثل سگ می میرد.

همانطور که در نگاه به سیاست، انواع گوناگونی از گرایشات سیاسی را شاهد هستیم ، در سایر رویکردهای رفتاری انسان ها هم می توان انواع گوناگونی از رفتار را انتظار داشت.

بخشی از این تفاوت ها ، ممکن است ناشی از گرایشات ژنی بوده باشد و یا نوع تربیت افراد و حتی باورهای دینی آنان.

مثلا مولانا محمد خوافی اصلا زن نگرفته و گفته است:

سلسله ولادت از آدم علیه السلام به این ضعیف رسیده، می خواهم که یک سر سلسله در دست حضرت آدم باشد و سر دیگر آن در دست این ضعیف.

Amir arta Habibi در ‫۱۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۸ - زمانه:

چرا حرف منفی ساز م بر سر فعل می آمده و ن نیامده در ادب کهن؟

شمس (ساقی) در ‫۱۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۸۷ - از زندان بالاهور که مولد اوست سخن گوید:

سلام.

مصراع اول بیت مطلع :

 

ای لاوهور ویحک بی من چگونه ای؟‌

بیت چهارم، مصراع اول :

ناگه عزیز فرزند از تو جدا شده ست‌

بیت پنجم مصراع اول :

بر پای تو دو بند گران است چون تنی؟

Amir arta Habibi در ‫۱۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۷:

اگر این چند بیت رودکی را بُعد شخصیت سنجی از ایشان کنیم پی می بریم بسیار وعده ها به او داده اند و همه طبل توخالی

Amir arta Habibi در ‫۱۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۶:

ببخشید معشوق در حالت کل در اشعار رودکی زمینی است؟ و اگر هست پسر یا امرد است یا زن؟

محمدامین شفیعی در ‫۱۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

سلام علیک و رحمت الله ، بعضی‌ها واقعا چطور به این نتیجه رسیدند که می‌توانند شعر عطار و یا دیگر شاعران بزرگ را تغییر دهند ؟! هرکس از اون ور اومده میگه فلان کلمه رو به جای فلان کلمه  بنویسید زیبا تره و بهتره و از این حرفا ! بنده خطاب به این جور آدمها میگم ؛ بهتر اون هست که شما دهنون رو ببندید .

علی میراحمدی در ‫۱۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۳۹ در پاسخ به Amir arta Habibi دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۳:

شراب را با عقیق مقایسه کرده 

شراب ،گوهر گداخته را ماند و عقیق گوهر سرد شده

Amir arta Habibi در ‫۱۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۵:

واژگان تازی در سروده هایش نادر و کمیاب هستن

سید عباس جلادتی در ‫۱۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۱۱ در پاسخ به کژدم دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۷:

همان غایت درست است. از غایت برگردیدن یعنی از شدت سرگیجه یا سرگشتگی

برمک در ‫۱۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۷ - حکایت توبه کردن ملک زادهٔ گنجه:

پدر بارها گفته بودش به غو
که پاکیزه گو باش و شایسته رو

سید عباس جلادتی در ‫۱۴ روز قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۲ در پاسخ به یکی (ودیگر هیچ) دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۷:

به نظرم معنی بیت اول را کاملا اشتباه متوجه شدید. 

هر که را گشت سر از غایت برگردیدن / ساکنان را همه سرگشته تواند دیدن

معنی این بیت آنستکه هر کس دچار سرگیجه و ضعف ادراک شود، از شدت سرگیجه ای که دارد ممکن است دیگران را که ساکن و آرام هستند در حال چرخش و گردش و حرکت ببیند. این معنی تا حدودی با معنی بیت دوم و دقیقا با معنی بیت سوم نیز همخوانی دارد و در آن ابیات نیز شاعر همین مفهوم را با مثال دیگری بیان کرده است.

در بیت سوم میفرماید:

هر که صفرا شودش غالب از شیرینی / تلخ گردد دهنش گاه شکر خاییدن

بدین معنی است که هر کس صفرا بر مزاج او غلبه کند شکر را نیز تلخ مزه می یابد 

مفهوم این ابیات از این غزل مولوی تا حد زیادی با مفهوم حکایت مذکور در مثنوی (فیل اندر خانه تاریک بود / عرضه را آورده بودندش هنود) قرابت دارد و حاکی از آنستکه اگر قوه شناخت کسی دچار نقص یا ضعف باشد نمی توان از وی انتظار شناخت درست و دقیق داشت. 

 

۱
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
۵۸۰۵