رهی رهگذر در ۱۵ روز قبل، جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۳:۴۱ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۷۳:
آقای سعادت، "چان" چیست و دراین بیت چه معنی را افاده می کند؟ به قافیه این غزل توجه فرمایید!
سناتور سنتور در ۱۵ روز قبل، جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۳:۱۵ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۳:
او عاشق دیگری و من عاشق او
پروانه صفت سوخته ای سوخته ای
ابوسعیدابوالخیر
عمریست که با او دل مسکین نگران است
ما در غم و او شادیِ جان دگران است
کمال خجندی
این قلب ترک خوردهٔ من بند به مو بود
من عاشق او بودم و او عاشق او بود
سید تقی سیدی
من در غم تو ، تو در هوای دگری
دلتنگ تو من تو دلگشای دگری
در مذهب عاشقان روا کی باشد
من دست تو بوسم و تو پای دگری
استاد نصرالله معین
من تو را دوست دارم ، تو دیگری را و دیگری
دیگری را و این گونه است که همه تنهاییم !
دکتر علی شریعتی
سناتور سنتور در ۱۵ روز قبل، جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۳:۱۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۲۵:
او عاشق دیگری و من عاشق او
پروانه صفت سوخته ای سوخته ای
ابوسعیدابوالخیر
عمریست که با او دل مسکین نگران است
ما در غم و او شادیِ جان دگران است
کمال خجندی
این قلب ترک خوردهٔ من بند به مو بود
من عاشق او بودم و او عاشق او بود
سید تقی سیدی
من در غم تو ، تو در هوای دگری
دلتنگ تو من تو دلگشای دگری
در مذهب عاشقان روا کی باشد
من دست تو بوسم و تو پای دگری
استاد نصرالله معین
من تو را دوست دارم ، تو دیگری را و دیگری
دیگری را و این گونه است که همه تنهاییم !
دکتر علی شریعتی
محمدجواد چیزفهم دانشمندیان در ۱۵ روز قبل، جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۰ - امتحان کردن خواجهٔ لقمان زیرکی لقمان را:
یکی از منسجم ترین قصه های مثنوی و یکی از بهترین بخشهای مثنوی معنوی.حیرت انگیز است
سناتور سنتور در ۱۵ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۹۴:
گوی سبقت هر که برد از دیگران مردست مرد
ورنه هر زالی است رستم ، چون شود میدان تهی
صائب تبریزی
گوی سبقت هر که از میدان برد مردست مرد
سهل باشد در بیابان اسب تنها تاختن
صائب تبریزی
سناتور سنتور در ۱۵ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۳۶:
گوی سبقت هر که برد از دیگران مردست مرد
ورنه هر زالی است رستم ، چون شود میدان تهی
صائب تبریزی
گوی سبقت هر که از میدان برد مردست مرد
سهل باشد در بیابان اسب تنها تاختن
صائب تبریزی
سناتور سنتور در ۱۵ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۷:
نه هر که تاخت بمیدان دلاوری داند
نه هر که سوخت در آتش سمندری داند
نه هر ستاره درخشید صاحب نظری
مهش شمارد و خورشید خاوری داند
صغیر اصفهانی
سناتور سنتور در ۱۵ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷۷:
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند
نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست
کلاهداری و آیینِ سروری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
حضرت حافظ
قدر مجموعهٔ گل ، مرغِ سَحَر داند و بس
که نه هر کو ورقی خواند ، معانی دانست
حضرت حافظ
نه هر که دل برد آئین دلبری داند
نه هر که سر دهد اسرار سروری داند
نه هرکه دم ز وفا زد کند وفاداری
نه هرکه کرد جفائی ستمگری داند
نه هر مهی که ز برج جمال طالع شد
چو آفتاب خطت ذره پروری داند
بغیر نور علی همچو حافظ شیراز
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
نورعلیشاه
عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داند
پری کجا روش آدمی گری داند؟
هلالی جغتایی
بر آن تتبع حافظ رواست ، چون عرفی
که دل بکاود و درد سخنوری داند
عرفی شیرازی
نه هرکه خواجه شود بنده پروری داند
نه هرکه گردنی افراخت سروری داند
کجا به مرکز حق راه می تواند برد
کسی که گردش افلاک سرسری داند
صائب تبریزی
سناتور سنتور در ۱۵ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند
نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست
کلاهداری و آیینِ سروری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
حضرت حافظ
قدر مجموعهٔ گل ، مرغِ سَحَر داند و بس
که نه هر کو ورقی خواند ، معانی دانست
حضرت حافظ
نه هر که دل برد آئین دلبری داند
نه هر که سر دهد اسرار سروری داند
نه هرکه دم ز وفا زد کند وفاداری
نه هرکه کرد جفائی ستمگری داند
نه هر مهی که ز برج جمال طالع شد
چو آفتاب خطت ذره پروری داند
بغیر نور علی همچو حافظ شیراز
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
نورعلیشاه
عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داند
پری کجا روش آدمی گری داند؟
هلالی جغتایی
بر آن تتبع حافظ رواست ، چون عرفی
که دل بکاود و درد سخنوری داند
عرفی شیرازی
سناتور سنتور در ۱۵ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۵۴ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۳:
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند
نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست
کلاهداری و آیینِ سروری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
حضرت حافظ
قدر مجموعهٔ گل ، مرغِ سَحَر داند و بس
که نه هر کو ورقی خواند ، معانی دانست
حضرت حافظ
نه هر که دل برد آئین دلبری داند
نه هر که سر دهد اسرار سروری داند
نه هرکه دم ز وفا زد کند وفاداری
نه هرکه کرد جفائی ستمگری داند
نه هر مهی که ز برج جمال طالع شد
چو آفتاب خطت ذره پروری داند
بغیر نور علی همچو حافظ شیراز
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
نورعلیشاه
عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داند
پری کجا روش آدمی گری داند؟
هلالی جغتایی
سناتور سنتور در ۱۵ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۵۱ دربارهٔ نورعلیشاه » دیوان اشعار » غزلیات » بخش اول » شمارهٔ ۱۲۲:
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند
نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست
کلاهداری و آیینِ سروری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
حضرت حافظ
قدر مجموعهٔ گل ، مرغِ سَحَر داند و بس
که نه هر کو ورقی خواند ، معانی دانست
حضرت حافظ
نه هر که دل برد آئین دلبری داند
نه هر که سر دهد اسرار سروری داند
نه هرکه دم ز وفا زد کند وفاداری
نه هرکه کرد جفائی ستمگری داند
نه هر مهی که ز برج جمال طالع شد
چو آفتاب خطت ذره پروری داند
بغیر نور علی همچو حافظ شیراز
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
نورعلیشاه
سناتور سنتور در ۱۵ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند
نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست
کلاهداری و آیینِ سروری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
حضرت حافظ
قدر مجموعهٔ گل ، مرغِ سَحَر داند و بس
که نه هر کو ورقی خواند ، معانی دانست
حضرت حافظ
نه هر که تاخت بمیدان دلاوری داند
نه هر که سوخت در آتش سمندری داند
نه هر ستاره درخشید صاحب نظری
مهش شمارد و خورشید خاوری داند
صغیر اصفهانی
امین ثامنی در ۱۵ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵۷:
یکی از اساتید می گفتند عقل و فطنت به معنای زیرکی و دانایی صحیح است و نه عقل و فطرت
علی میراحمدی در ۱۵ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
«گر نکته دان عشقی...»
شاعر خود در بیت اول آب پاکی را روی دست همگان ریخته و گفته آن کس میتواند چنین سخنی را درست بشنود و دریابد که نکته دان عشق باشد
باری...سخن حافظ چنین سخنی است که هر ملا لغتی یا دکترای دانشگاهی پی به آن نتواند برد
البته همانطور که هر جنس بنجلی بی خریدار هم نمیماند شرح بی مایه شعر حافظ هم خریدار خود را دارد!
اما جنس اصیل را دست فروش سر بازار ارائه نمیکند هر چند پیرامونش مشتری فراوان باشد!
سناتور سنتور در ۱۶ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۴:
بیطاعتِ حق ، بهشت و رضوان مطَلب
بیخاتمِ دین ، ملکِ سلیمان مطَلب
گر منزلتِ هر دو جهان میخواهی
آزارِ دلِ هیچ مسلمان مطَلب
#ابوسعید_ابوالخیر
بی طاعت دین بهشت رحمان مطلب
بی خاتم حق ملک سلیمان مطلب
چون عاقبت کار اجل خواهد بود
آزار دل هیچ مسلمان مطلب
#مولانا
از چرخِ فلک گردشِ یکسان مطلب
وز دورِ زمانه عدلِ سلطان مطلب
چون روزی پنج در جهان خواهی بود
آزارِ دلِ هیچ مسلمان مطلب
#ابوسعید_ابوالخیر
سناتور سنتور در ۱۶ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۴:
بیطاعتِ حق ، بهشت و رضوان مطَلب
بیخاتمِ دین ، ملکِ سلیمان مطَلب
گر منزلتِ هر دو جهان میخواهی
آزارِ دلِ هیچ مسلمان مطَلب
#ابوسعید_ابوالخیر
بی طاعت دین بهشت رحمان مطلب
بی خاتم حق ملک سلیمان مطلب
چون عاقبت کار اجل خواهد بود
آزار دل هیچ مسلمان مطلب
#مولانا
از چرخِ فلک گردشِ یکسان مطلب
وز دورِ زمانه عدلِ سلطان مطلب
چون روزی پنج در جهان خواهی بود
آزارِ دلِ هیچ مسلمان مطلب
#ابوسعید_ابوالخیر
سناتور سنتور در ۱۶ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۳:
بیطاعتِ حق ، بهشت و رضوان مطَلب
بیخاتمِ دین ، ملکِ سلیمان مطَلب
گر منزلتِ هر دو جهان میخواهی
آزارِ دلِ هیچ مسلمان مطَلب
#ابوسعید_ابوالخیر
بی طاعت دین بهشت رحمان مطلب
بی خاتم حق ملک سلیمان مطلب
چون عاقبت کار اجل خواهد بود
آزار دل هیچ مسلمان مطلب
#مولانا
از چرخِ فلک گردشِ یکسان مطلب
وز دورِ زمانه عدلِ سلطان مطلب
چون روزی پنج در جهان خواهی بود
آزارِ دلِ هیچ مسلمان مطلب
#ابوسعید_ابوالخیر
علی میراحمدی در ۱۶ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
ای صبا، ای پیک عاشقان ،پیام این عاشق را بدان معشوق برسان و بگو طرح محبت درانداختی و صلای «الست بربکم »در دادی و ما را از کتم عدم به عرصه وجود آوردی و گنج عشق خود در دل مانهادی
(چرا)جمعیت ما را پریشان ساختی و ما را از محفل وحدت به عالم کثرت انداختی و آواره بیابان دنیا کردی
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
علی میراحمدی در ۱۶ روز قبل، پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
باری.....آن دلبر یگانه که در اوج جمال و کمال است را چه حاجت به بود و نبود مُشتی گدایان و سیه رویان؛اما با چنین استغنایی نیز ما نه آنیم که ازین عشقبازی بازآییم که صلای عشق را اول بار او خود در داده و طرح محبت را او در انداخته و گنج عشق خود در دلها نهاده و چنین شوری در عالم افکنده است که هرکسی عربده ای این که مبین ،آن که مپرس...
Amir Mansoori در ۱۵ روز قبل، جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۵۴ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲: