گنجور

حاشیه‌ها

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۵۹ در پاسخ به محمدرضا موسوی مقدم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

خیر ، علیرضا افتخاری آوازخوان مکتب آوازی اصفهان و شاگرد تاج اصفهانی بوده است 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

واقعا مسخره بازی شده است به جز دو سه نفر ، هیچکدام از بقیه ، آشنایی اولیه با غزل خواجه را نداشتند ولی مسابقه ی  کودکانه ی خواننده شناسی راه انداخته اند 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۷ در پاسخ به سروش ‌ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

استاد شفیعی کدکنی آخوند بود که بعدا  استاددانشکده ادبیات شد صلاحیت اظهار نظر در باره ی موسیقی ندارد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۵ در پاسخ به میلاد فارسیش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

چیزی بلد نیستند جز قیاسات شیطانی بی ربط به غزل حافظ

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۵ در پاسخ به مهدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

لطفا راجع به غزل خواحه حرفی دارید بفرمایید وقت مردم را با قیاسات نامربوط  تلف نکنید

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۳ در پاسخ به رضا س دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

این جا مجله ی موسیقی نمی باشد اگر راجع به غزل حافظ حرفی ندارید وقت مردم را تلف نکنید

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۲ در پاسخ به عباسی - فسا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

در آواز هم صاحب سبک نبود مقلد بود

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۱ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

حقارت زایدالوصف شجریان زدگان ! ، تمام شدنی نیست شجریان خواننده خوشخوانی بود با تقلید از آثار دیگران ، خودش صاحب سبک نبود

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۹ در پاسخ به پدرام دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

ول کن بابا ، اگر راجع به غزل حرفی نداری ساکت باش چرا وقت مردم را هدر می دهی؟

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۷ در پاسخ به فرخ مردان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

خودشان را مسخره کرده اند راجع به غزل خواجه حرفی ندارند قیاسات ،،، در مورد خوانندگان می کنند

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۶ در پاسخ به پدرام دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

راجع به غزل بفرمایید قیاسات ... نکنید خواننده به خواجه چه ربطی دارد ؟

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۵ در پاسخ به دکتررضایی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

محمدرضا شجریان نبود خواجه اصلا غزل نمی گفت  شجریان زدگی! بیماری وخیم است

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۶ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۳ در پاسخ به آیمان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

خیلی نادرست گفته اید اینجا محل مناسبی برای قیاسات ... نمی باشد شجریان پرستی نکنید

برمک در ‫۱۷ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۵۱ در پاسخ به جهن یزداد دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۴۹:

پلنگ خون نشناسد به رگ‌در از خنجر
هژبر پی نشناسد به تن‌در از پیکان

برمک در ‫۱۷ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۴۹ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۴۹:

ستاکهای گل اکنون درخت وقواقست
ز زندواف براو صد هزار گونه زبان

برمک در ‫۱۷ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۴۷ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۲ - در تهنیت نوروز و مدح خواجه ابوالقاسم کثیر:

 

بر بید عندلیب زند باغ شهریار
برسرو زندواف زند تخت اردشیر

شتابان دویدند بر کوه قاف
چو بر شاخ گل بچه زندواف

گهی زندواف و چکاوک به هم
سراینده دستان همی زیر و بم

ستاکهای گل اکنون درخت وقواق است
ز زندواف برو صد هزار گونه زبان

زندواف زند خوان چون عاشق هجر آزمای
دوش بر گلبن همی تا روز ناله ی  زار کرد

تا بنالد زندواف دلشده وقت ربیع
هر شب اندر باغ و در بستان بگلبن زار زار 

فاخته بر سرو شاهرود بر آورد
زخمه فرو هشت زندواف به تنبور

الا تا به هنگام گل زندواف
بنالد ز شاخ گل و یاسمن

زندواف از شاخ گل مست میبهار
میدهد از دل نوا زیر و ستای

مرغ سرودش لری و کلهری
کبک بلوچی زند و زندواف

از آن شد نام شیواتیر در گیتی جهان گستر
 که آرش جان شیرین داد تا تیرش رسا گردد
 چه گلها گشت پرپر تا  نواخوان  زندواف آمد
چه خونها پهلبد خورده ست تا زیری ستا گردد

برمک در ‫۱۷ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۸:


تا کی روم از مهر تو شوریده به هر سوی؟
تا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کوی؟
صد نعره همی آیدم از هر بن مویی
خود در دل سنگین تو نگرفت سر موی
بر یاد بناگوش تو بر باد دهم جان
تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی
سرگشته چو چوگانم و در پای سمندت
می‌افتم و می‌گردم چون گوی به پهلوی

ای چهار بیت پارسی است . ناله و نئره(نعره معربش است) هردو پارسی است و ریشه اریایی داره 

برمک در ‫۱۷ روز قبل، سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۵۷ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۹۳ - در تحریض به حرکت هندو تسخیر کشمیر گوید:

پهنه =  چوگان.


گاهست  که یکباره به کشمیر خرامیم
 از دست بتان پهنه کنیم از سر بت گوی




چوگان را  پهنه نیز خوانند مگر درست انست که چوگان و بیل و کلند  را  دو بخش است
بنات النعش چون طبطاب سیمین
نهاده دسته زیر و پهنه از بر

دسته و پهنه ، چوبین بهرش  دسته  و آهنین بهرش پهنه خواننده.
سرودی هست که گوید: به ..ون پهنه دارد چوب دسته.

سینه کوه را نیز پهنه نامند همچنین  انسوی دو ران که  برابر و رودررو همست نیز پهنه خوانند

افسانه چراغی در ‫۱۷ روز قبل، دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ حنظلهٔ بادغیسی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱:

کی سپزگی کشیدمی ز رقیب گر بُدی یار، مهربان با من

سِپَزگی: غم و اندوه و رنج و درد

بزرگمهر در ‫۱۷ روز قبل، دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۰۱ در پاسخ به دکتر حافظ رهنورد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

اگر هم  یک معنای حمله کاروان باشد ، در این غزل و بیت معنای کاروان برای حافظ آوردن هیچ منظوری را به نظر نمیرسد برآورده کند.

۱
…
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
…
۵۸۲۶