گنجور

حاشیه‌ها

علی احمدی در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:

از سرِ کویِ تو هر کو به ملالت برود

نرود کارش و آخِر به خجالت برود

کسی که از سر کوی تو که کوی عاشقی است با دلتنگی  و خستگی برود و این کوی را رها کند کارش پیش نمی رود و آخر کار شرمسار و خجالت زده می شود .

این بیت مرا به یاد آن آیه قرآن که درباره یونس نبی است می اندازد .یونس وقتی از ایمان نیاوردن قوم خود ناامید شد با عصبانیت شهر را ترک کرد ولی در آخر در شکم ماهی قرار گرفت و از کارش پشیمان شد و از خداوند طلب کمک کرد .( و ذالنون اذ ذهب مغاضبا )

کاروانی که بُوَد بدرقه‌ اش حفظِ خدا

به تَجَمُّل بنشیند، به جَلالت برود

کاروانی که در مسیر عاشقی حرکت کند مورد عنایت خداوند است در هر منزلگاه با زیبایی و آراستگی فرود می آید و با شکوه دوباره به راهش ادامه می دهد 

سالک از نورِ هدایت بِبَرَد راه به دوست

که به جایی نرسد گر به ضَلالت برود

کسی که در راه عشق گام برمی دارد با امید به نوری که معشوق خودش روشن می کند راهش را برای رسیدن به هدف پیدا می کند و البته کسی که این نور را نادیده می گیرد در گمراهی است .

از نگاه حافظ نور می تواند نور باده باشد .او با می نوری در دلش می افتد و به مستی می رسد تا معشوق را درک کند .

کامِ خود آخرِ عمر از مِی و معشوق بگیر

حیفِ اوقات که یک سر به بطالت برود

تا آخر عمر آرزویت این باشد که با می به معشوق برسی و بهره ببری حیف است که اوقات زندگی ات به بطالت و بیهودگی به سر شود 

ای دلیلِ دلِ گم‌گشته! خدا را مددی

که غریب اَر نَبَرَد رَه، به دلالت برود

ای راهنمای این دل گمراه به خاطر خدا کمکی کن.این راهنما همان می است که نور می تاباند .همان امید رسیدن به معشوق .

در مصرع بعدی می گوید اگر نا آشنا باشی و در راه عاشقی گم شده باشی با راهنما راه را پیدا می کنی

حکمِ مستوری و مستی همه بر خاتِمَت است

کس ندانست که آخِر به چه حالت برود

مستوری در مقابل مستی است یعنی هشیاری به معنای رایج آن که بر اساس عقل صورت می پذیرد.مستور بر خلاف مست بر بسیاری از رفتارهایش پوشش می گذارد و مانع از بروز آنها می شود حال آنکه دلش می خواهد آن رفتارها را انجام دهد .به بیان امروزی بخشی از مغز مانع انجام رفتارهاست.مست این مهار مغزی را ندارد و آنچه می خواهد انجام می دهد .مستور شامل هر کسی می شود که رفتارهایی را به دلایلی انجام نمی دهد و از این حیث پیروان شریعت را هم در بر می گیرد .اهل شریعت رعایت تقوا را برای پرهیز از گناه مد نظر دارند و مستور محسوب می شوند .

حال این دو یعنی مستور و مست در پایان زندگی است که وضعیت آنها مشخص می شود و کسی از سرانجام کارش خبر ندارد و همه در عدم اطمینان به سر می بریم .اگر کسی از مستوران از جمله اهل تقوا بگوید ما سرانجام به خوشبختی می رسیم دروغ می گوید .

حافظ از چشمهٔ حکمت به کف آور جامی

بو که از لوحِ دلت نقشِ جهالت برود

یکی از هدفهای حافظ از طرح راه عاشقی این است که به حکمت برسد و از نادانی رها شود .اینکه چرخه های عاشقی را مرتب در طول زندگی تکرار کند و در هوای وصال معشوق باشد کار بیهوده ای نیست بلکه هدف از این کار و تجربه حدیث می و حدیث مطرب کسب حکمت و شناخت جهان است تا بتواند با اطمینان بیشتری به راهش در زندگی ادامه دهد .

حدیث مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو

که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را 

امیر اقبال مشهدی فراهانی در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۳۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۷ - ماندهٔ بابا:

سلام دوستان ، برخی از خوانندگان شعرهای مشابه دیگر شعرا قسمتی یا بیت به خاطر داشته اند اینجا اضافه نموده و منتسب به جناب وحشی کر ده اند ،در ابن سبک شعرای مشهوری همچون جناب میلی و خوارزمی و ... و شعرای گمنامی هم اشعار مشابه سروده اند ، چند شعر طنز هم هست که تجمیع همه آنها به نام وحشی کار درستی نیست ، 

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۱۱ در پاسخ به علی میراحمدی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۷:

این تعصب چیست در نفس بشر - مایه بس فتنه و آشوب و شَر

مایه کین است و پیکار و نفاق - سدّ ستواری به راه اتّفاق

از تعصّب فتنه ‏ها برخاسته ‏ست - جنگ‏های خونفشان آراسته‏ ست

هر کجا هر فتنه ‏ای آتش گشود - جز به تحریک تعصّب‏ها نبود


این تعصب بهر دین و مذهب است - یا برای کسب جاه و منصب است

یا رقابت در میان قوم هاست - کز تعصب راهشان سوی خطاست

بین اقوام و عشایر جنگها - رخ نماید با دگرگون رنگها

کُشت و کشتار اوفتد در بینشان - تا اداساز تعصب دِینشان

بس سر و دست اندرین آشوب ها - خُرد گردد از چماق و چوب ها

گه به نام مرزهای کشور است - کز تجاوزها نبردش در برست

گه به دستاویز اغراض دگر - خانمان‏ ها را کند زیر و زبر

زین تعصب ای بسا کس شد فدا - در ره یک اختلاف ناروا

گر نژادی باشد وگر مسلکی - هست بر اصل جهالت متکی

با تعصب ای بسا کز حرف مفت - در هیاهوی جدل چشمی نخفت

من نگویم یکسر از آن شو بری - بلکه گویم شو به تعدیلش جَری

در تعصب میل کن بر انعطاف - خویشتن را از تخاصم کن معاف

باش غیرتمند اما با خرد - کز خرد هر کار کرد اندر خورد

با عدالت باش و غیرتمند باش - تخم کین در مزرع غیرت مپاش

نه تعصب خوب و نه بی ‏ غیرتی - هست تعدیلش ز نیکو سیرتی

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۲۱ در پاسخ به علی میراحمدی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۷:

بسیار سخنانتان درسته
اگر بخواهم تنها فردی که توی کل گنجور مثل خودم حقجو باشد رو انتخاب کنم، بی شک شمایید

با آرزوی سلامتی.

یوسف شیردلپور در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۵:

بسیار عالی 

علی میراحمدی در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۹ در پاسخ به Ebra . دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۷:

دوست عزیز
بنده یک بار دیگر هم در گنجور بیان کردم؛ حافظ فردوسی خیام مولانا و دیگر شاعران محصولات جامعه ایرانی اسلامی هستند
نمی‌توانیم فردوسی را از بدنه جامعه ایرانی اسلامی جدا کنیم و به ناکجا آبادی در ایران باستان بفرستیم
ایران باستان تمدن بزرگی بوده است و فرهنگ ایران باستان، جزو میراث بزرگ ما ایرانیان است مثل فرهنگ اسلامی
اما فرهنگ ایران باستان توانایی به وجود آوردن شخص بزرگی مثل فردوسی را نداشته است به دلایل مختلف
اگر عده‌ای مسلمانی یا شیعه بودن فردوسی را انکار می‌کنند باید بدانند فردوسی محصول اسلام است از یک جهت و محصول ایران است از جهتی دیگر
اگر اسلام نبود فردوسی هم نبود

مشکل آنست که تحقیق نیست و تفکر نیست و به جایش تعصب است و بی منطقی

شما بروید همان اشعار اسدی طوسی را ببینید که برای امام زمان شعر سروده است 

اینها شاعران حماسه سرای ما هستند،شاعران ملی گرای ما هستند

دین دارند،فرهنگ دارند،علم دارند،شناخت دارند و حقیقت را تشخیص می‌دهند و درمیابند که ملی گرایی افراطی بیجا و نادرست است

 عده ای از آن طرف نمی‌فهمند یا نمی‌خواهند بفهمند!

این افراد متعصب شعر پارسی را دوست دارند ولی با دین میانه ای ندارند  و میبینند که فردوسی مدح پیغمبر و امام گفته و حافظ از قرآن سخن گفته و سعدی همینطور و اینست که از طرفی شعر اینها را می‌خوانند و دوست دارند و از طرفی برای آنکه دل خود را راضی کنند به تحریف واقعیت می‌پردازند و اعتقادات شاعر را به نفع خود مصادره می‌کنند!

سخن اینست که هر کس شعری میخواند ازین بزرگان( بخواهد یا نخواهد) از سویی بر سر سفره اسلام نشسته است

 

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۷ در پاسخ به برمک دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۱۴:

اولند این دلیل نمیشه. و اینکه شاید شما متوجه نشید. ولی آمار ها نشون میده در هر هزار بیت نزدیک 126 واژه عربی پیدا میشه. یعنی اگه با 60 هزار بیت برسی کنیم عدد بزرگی میده.

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۸ در پاسخ به رضا رحمتی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۷:

در تمامی نسخه های شاهنامه موجوده. و از این هم بگذریم در تمامی شاهنامه مسلمان بودن فردوسی مشخصه. و اینکه چرا روایت اسکندر در شاهنامه روایت اسلامیه؟ روایت زرتشتی آن نیست چرا؟ و در بیت های میانی(نوه فریدون(اسمش یادم نیست. فکر کنم نوذر. اسم حضرت عیسی میاد؟)). شما بی منطقید. فردوسی زنده بشه و بیاد جاز بزنه من مسلمانم هم قبول نمیکنید

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۸ در پاسخ به رهام دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۷:

در تمامی نسخه های شاهنامه موجوده. و از این هم بگذریم در تمامی شاهنامه مسلمان بودن فردوسی مشخصه. و اینکه چرا روایت اسکندر در شاهنامه روایت اسلامیه؟ روایت زرتشتی آن نیست چرا؟ و در بیت های میانی(نوه فریدون(اسمش یادم نیست. فکر کنم نوذر. اسم حضرت عیسی میاد؟)). شما بی منطقید. فردوسی زنده بشه و بیاد جاز بزنه من مسلمانم هم قبول نمیکنید

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۶ در پاسخ به علی میراحمدی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۷:

و اینکه در روایت اسکندر از روایت اسلامی اون استفاده کرده. ولی متاسفانه بعضی افراد به دلیل تعصب زیاد قبول نمیکنند. حتی اگر فردوسی زنده شود و جاز بزند من مسلمانم.
نمیتوانند باور کنند که بزرگ ترین شاعر ملیشان مسلمان است. کمتر از این هم نمیتوان انتظار داشت. وقتی هزاران بیت الحاقی که به اسلام توهین میکند را به پایش میزنند

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۰۴ در پاسخ به علی میراحمدی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

بسی حق

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۰۲ در پاسخ به فرهاد فراهانی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

بله. حق میگید

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۵۹ در پاسخ به همیرضا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

نه. اصلا پذیرفتی نیست. اون زمان همه سنی بودن. اگه قرار بود چیزی اضافه بشه سنی بوده. نه شیعه گری. و اینکه چرا بعضی روایت ها از روایت اسلامی استفاده کرده و نه زرتشتی یا غیره؟ مثلا روایت اسکندر. من سخن رو با تمام احترام نوشتم. هیچ دشمنی با هیچکس ندارم. پیرویِ حق ام. امیدوارم شما هم به حق برسید

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۵۷ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

سلام
در بخش بعد منظور از افسانه این نیست که واقعا افسانه نیست. شما باید به بیت های بعد از اون هم توجه کنید. در بیت های بعدی مشخص میشه که میگه یا اینها با عقل سازگارند یا اگرنه تو نیاز نیست واقعیشون بداری. فقط پندش رو بگیر. و اینکه در تمام شاهنامه مسلمان بودن فردوسی مشخصه. اگر مسلمان نیست پس چرا از روایت زرتشتی بعضی روایات استفاده نکرده و به جایش روایت اسلامی رو انتخاب کرده؟ مثلا اسکندر. با تمام احترام خواهش میکنم کمی تفکر کنید

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۵۱ در پاسخ به عرفان (خ‍ سرو) حیدری دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

اولند که وزنشون صحیحه. شما احتمالا از شاعری و اختیارات شاعری و غیره هیچی نمیدونی. و اینکه اینطور قافیه های در سراسر شاهنامه هست. و اینکه در هر هزار بیت فردوسی نزدیک 126 واژه عربی موجوده. که اگه با 60 هزار بیت حساب کنیم خیلی زیاد میشه. و اینکه در قدیمی ترین شاهنامه موجوده.

حرفی بود؟

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۴۹ در پاسخ به سورنا رضایی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

اولند که وزن و قافیه همش درسته. مشکلی نداره. و اینکه فردوسی از حمله اعراب گفته. چون حقیقت تاریخی هست. منم میگم. پس یعنی مسلمون نیستم؟ منطقی نیستید. و اینکه آخر شاهنامه حمله رو میگه اما بدون توهین(آخه جدیدا یه چندتا شعر معروف شده که الحاقیه که توهین هم توش هست). و اینکه کسی به حمله اعراب اشاره کنه یعنی مسلمان نیست؟. من الان اشاره کردم. یعنی مسلمان نیستم؟ منطقی نیستید. و اینکه دینش این بوده. و در قدیمی ترین شاهنامه ها هم این هست. و اینکه در روایت های مختلف به جای روایت های زرتشتی یک مورد از روایت اسلامی استفاده کرده. مثلا روایت اسکندر. التماس تفکر

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۴۳ در پاسخ به داریوش ابونصری دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

التماس تفکر دارم. اون بیت هایی که گفتی همش الحقالیه. در هیچ جای شاهنامه نیست. کلی جستجو کردم. هیچ جا نبود. و اینکه فردوسی شیعه. بوده. برای همین سلطان محمود بهش هیچی نداده. التماس تحقیق

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۳۹ در پاسخ به رامین مصطفوی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

در لینک مورد نظر هم داره میگه. جلالی مطلق گفته که فقط بخش های شیعی درستن. پس کل شعر درسته. اما توش دست کاری شده. و بیت های شیعی درسته. سایت رو باز کردم همین بود مظنور کلیش. پس چی میگی؟ خودتم سایتی رو میدی که حرف منو تایید میکنه. حتما سایت رو کامل ندیدی. به این خندم گرفته که یکی توی نظرات گفته : دیدین فردوسی مسلمان نیست!!! واقعا التماس تفکر میکنم. متن رو نمیخونن و نظر میدن

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۳۴ در پاسخ به فرهاد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

اصلا رسالت فردوسی سره نویسی نبوده. پس این همه عربی توی شاهنامه چیه؟ همش الحاقی؟ در قدیمی ترین شاهنامه ها هم هستند. باز هم الحاقی؟
اون زمان فردوسی کلا کلمات کمتری از عربی به فارسی راه یافته بود. برای همین کلمات عربی در شاهنامه کمه(که کم هم نیست. هر هزار بیت 126 تا. که در 60 هزار بیت زیاد میشه).
و اینکه مسلمانی و مخصوصا شیعه بودن فردوسی غیر قابل انکاره. در داستان هایش بعضی داستان ها رو روایت اسلامی اون ها رو نوشته. نه روایت زرتشتی. مثالش روایت اسکندر

Ebra . در ‫۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۲۸ در پاسخ به Mahdi Zare دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

حتی شما هم اشتباه میگی. خیلی بیشتر از 100. یعنی حدودا هر هزار بیت 126 تا واژه عربی وجود داره. حالا خودتون با 60 هزار بیت ضرب و تقسیم بکنید ببینید چقدر میشه

۱
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۵۷۲۷