گنجور

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

احمد شاملو » رباعیات خیام » تا دست بر اتفاق بر هم نزنیم

گلهای تازه » شمارهٔ ‏۱۸۲ » (ابوعطا) (۱۳:۴۴ - ۱۵:۴۱) نوازندگان: گروه سازهای ملی به سرپرستی فرامرز پایورترانه سرا: خیام نیشابوری خواننده ترانه: شجریان، محمدرضا آهنگساز: فرامرز پایور مطلع شعر ترانه: تا دست به اتفاق بر هم نزنیم

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حسن در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۵۵ نوشته:

معنی این دو بیت خیلی منسجم و واضح نیست
مصرع سوم نوعی گسستی نسبت به دو مصرع قبلی داره. ممنون میشم اگر برداشت من اشتباهی راهنمایی کنید

 

محسن در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۴ نوشته:

به نظرم می رسد در اینجا دو گونه زندگی به تصویر کشیده شده ، یکی بازیچگی و انفعال و دیگری بازیگری و نشاط و فعالیت که اگر ما نقش خود را ایفا نکنیم مجال زندگی را از خود گرفته و بازیچه و ناظر و منفعلی بیش نیستیم به این ترتیب مصرع های ای شعر منسجم به نظر می‌رسد .

 

رسول در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۱ نوشته:

خیام بزرگوار دراین رباعی زیبا و بی نظیر ...به حقیقت زندگی و زندگی حقیقی اشاره کرده.... و برای تغییر و رسیدن به شراب ناب زندگی حقیقی... ادمها را فرا خوانده به همراهی و دست به دست هم دادن و با نشاط بر غمها چیره شدن...زیرا اول باید احساس خوشبختی کنی تا بعد بقیه ی چیزها بیاید و نه اینکه اول چیزها بیایند تا بعد احساس خوشبختی کنیم.... و بعد با اشاره به عمر ادمی.... می خواهد که پیش از دم صبح...سحر... زمان معاشقه با معشوق... که به هر حال هر کس رادمعشوقی هست... بعضی هم خالق را عاشقند... دمی زنیم با معشوق .... حال که عمری هست و صبحی.... که بعد مرگ ما... این صبحهای فراوان روزگار می دمد و ما نیستیم و دمی نمی زنیم.... گروه کامکارها به زیبایی این رباعی را اجرا نموده اند... پس... خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح...

 

سلیمان در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۸ نوشته:

چند وقتی هست که ذهنم درگیر این رباعی بود و با تغییر ناخودآگاه حس می کردم که اول رباعی با "گر" شروع می شه.
امشب دوباره داشتم تو "شب نیشابور" شجریان به این رباعی گوش می کردم و دیدم با "تا" شروع می شه و دستکم تو اینترنت شروع با "گر" رو پیدا نکردم.
اگه فرض کنیم رباعی با "گر/اگر" شروع می شده معنی رباعی واضح می شه: اگه کارهایی رو که تو بیت اول گفته شده هم انجام ندیم، دستکم "خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح...."
یه راه حل معنایی دیگه می تونی این باشه که فعل های بیت اول رو فرض کنیم که "بزنیم" بوده که باز هم مشکل معنی رو حل می کنه: این کارها رو انجام بدیم و "خیزیم و دمی زنیم..." قبل از این که "...بسی دمد که ما دم نزنیم."

 

گره گوار سامسا در ‫۱ سال قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۵ نوشته:

تا هنگامی که رقص و پایکوبی نکنیم
نمیتوانیم غم را لگدکوب کنیم
برخیزیم و نفسی بکشیم/صحبتی کنیم/می نوشیم /پیش از دمیدن صبح
که این صبح بسیار بدمد/برآید/که ما دم نزنیم/نفس نکشیم/خاموش باشیم/مرده باشیم

 

احمد نیکو در ‫۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۷ نوشته:

شب ها گذرد که دیده برهم نزنیم
با جام لبالب به سرغم نزنیم
خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح
کاین صبح بسی دمد که ما دم نزنیم

 

رایان در ‫۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۳ نوشته:

به نظرم معنی واضح است. درمصرع نخست چه با "تا" شروع شود چه با"گر"، خیام شرطی را مطرح میکند. در مصرع دوم ، چگونگی بر آورده شدن این شرط را بیان می کند و به ماجرا خاتمه می دهد، به این شکل: تا متحد و دست افشان و شاد نباشیم ، نمی توانیم با پای پر نشاط( پایکوبی و رقص و شادی) به سرکوبی غم ، اراده کنیم . به دیگر سخن:1-کسی نمیتواندبه تنهایی و در عزلت، ،،سرغم را بکوبد.
با خوشحالی و دست افشانی همگانی و پایکوبی و شادی جمعی است که می توان غم را سرکوب نمود.
بیت دوم نیز بر همان سنت خیامی (قدر زمان گذرا را دانستن ،) تاکید دارد که نیازی به توضیح نیست
شاد باشید

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.