امیرحسین ربیعی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۷۲:
درود بر روان پاک جامی
چه سوزی داره این شعر😭😭😭
مهر بانو در ۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:
چقدر توی این غزل غم و بغض شهریار حس شدنیه
گلی اشرف مدرس در ۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۶:
درود بر همگی .منظور از مسحی به استناد لغت نامه ی دهخدا، پلاسی است که درویش بر آن می نشست یا می خوابید.
همیرضا در ۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۵۸ در پاسخ به محمدعلی افضل دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳:
رباعی یک وزن دارد و دوازده معادل که بر اساس اختیارات شاعری به دست میآیند.
وزنی که بر اساس اختیارات شاعری از وزن اصلی به دست آید وزن مستقلی محسوب نمیشود و حتی اگر تمام مصاریع شعر منطبق بر آن باشد میبایست وزن شعر را وزن مرجع منظور کنید. چون وزنیابی به دلیل محاسبهٔ آهنگ شعر و یافتن شعرهای همآهنگ انجام میشود و اگر بخواهید معادلها را وزن مستقل محسوب کنید کارکرد و کاربرد اصلی آن را مختل میکنید.
علی رفیعی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۴ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:
من فکر میکنم که در بیت دوم منظور این نبوده که قضا و قدر الهی این است که ما به هم نرسیم. با توجه به بیت قبل که گفته نمیتوان به عهد تو تکیه کرد، احتمالا منظور اینه که پس من هم به قول و قرارهای تو دل خوش نمی کنم و هرکاری میتوانم در به دست آوردن تو انجام میدهم. اینکه من برای طلب تو تلاش کنم قضا و قدر الهی است، پس از من نخواه که دست از این کار بردارم. ضمنا تو بیت بعدیم از رسیدن به معشوق میگه
محمدعلی افضل در ۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳:
بنظر من وزن این شعر مفعول مفاعلن مفاعیل فعل هستش.لطفا در این باره هم نظر بدید
جاوید sadeghj۲۰@gmail.com در ۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:
به نظر من در مصرع دیو بگریزد از آن قوم که قران خوانند، قوم قرآن خوان بر میگرده به زاهد در مصرع قبلی که بس قشری و کج فهم هستند دیو هم از آنان میگریزد . بعضی دوستان می گویند نخیر این برمیگرده به خود حافظ که قرآن میخوانده و اون دیو بگریزد نیز یعنی شیاطین از آدم قرآن خوان دور می شوند . نظر من اینه که این معنای دوم دور از ذهنه. چون زاهدان بیشتر به صورت روزمره قرآن میخوانند تا حافظ . حافظ به قول خودش ودیگران بنابر هوش و ذکاوت بالا فقط حافظ قرآن بوده ولی کارش قرآن خواندن نبوده و این از سایر اشعارش هم معلومه . اما زاهدان شب وروز به خو.اندن قرآن و دعا و مناجات مشغول بودند
جاوید sadeghj۲۰@gmail.com در ۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۹ در پاسخ به جفر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:
نه نتوانند درسته چون میگه کار هر کس نیست که هم در پرده باشه هم مستی و جلوه داشته باشه
رضا س در ۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۰:
بیت پنجم رو میشه هم به صورت پرسشی و هم خبری خوند:
بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار
چند و چند از پی کام دل دیوانه روم؟
تا کی گوش به دل دیوانهی خود بسپارم و از زلف یار محروم باشم؟ بعد از این دست خودم را به زلف یار که شبیه زنجیر است میبندم
اگه سوالی بخونیم دل دیوانه جنبهی منفی پیدا میکنه ولی مفهوم دیوانه معمولا در شعر حافظ جنبهی منفی نداره و این بیت به صورت خبری معنی بهتری داره:
بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار
چند و چند از پی کام دل دیوانه روم
بعد از این عقل را کنار میگذارم. به خواستهی دل دیوانهی خود گوش میدهم و دیگر دست خود را از زلف مثل زنجیر یار نمیکشم.
Arash Ahmadpour در ۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۱۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۴۲:
با سلام
خیام:
ترکیب طبایع چون بکام تو دمی است رو شاد بزی اگرچه برتو ستمی است با اهل خرد باش که اصل تن تو گردی و نسیمی و غباری و دمی است
مجتبی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۱۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۵۰:
سلام دوستان این شعر همین چهار مسرع هست؟ خیلی کوتاهه! اگر قبل و بعد داره لطفا کاملش رو بگذارید. سپاس از گردانندگان سایت گنجور.
مازیار در ۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۵:
در بیت سوم، مصرع دوم، «هم و هم» باید به صورت «هم وهم» آورده شود. در واقع بین «و» و واژه ی بعد از آن یعنی «هم» فاصله ای نباشد
محسن رضایی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:
سلام شعر خیلی قشنگ و بامعنایی یه
Mehrshad Mahmoodi در ۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » شمارهٔ ۲۷ - قبلۀ آمال:
شعری ناب و با آهنگسازی و صدای روح نواز استاد حبیب محبیان ...
حاجیان رَخت چو از مکه برند مدّتی در عَقَبِ سر نِگَرَند
تا به جایی که حرم در نظر است چشم حُجاج به دنبال سر است
معنای کلی این مثنوی ایرج میرزا اینگونه است که زمانی که حاجیان در حال بازگشت از مکه هستند ، مدت و زمانی به پشت سرشان در حال نگاه کردن می باشند که منظور اینجا ، همان کعبه می باشد ... و تا جایی که چشم ، کعبه را در نظر دارد ، چشم حاجیان به دنبال آن کوی می باشد ...
(که در این قسمت شعر اشاره به کوته فکری و کوته نظری حجاج رو دارد
که تنها خداوند را زمانی که در شهر مکه هستند
میتوانند ببینند در صورتی که خداوند را باید دل و بطنشان پیدا کنند و منزل گه خداوند در قلوب تک تک ماست و مختص به جا و مکانی نیست )
من هم از کوی تو گر بستم بار
باز با کوی تو دارم سر و کار
چشم دل سوی تو دارم شب و روز
چشم بر کوی تو دارم شب و روز
و در بیت بعدی مفهوم بدین صورت می باشد که ،،، گر چه من از کوی (معشوق) کول بارم را بسته ام ،، اما باز ... و تا ابد با تو دارم سر و کار
و چشم و دل من شب و روز و ابدی به سوی کوی توست و نه به صورتی که فقط ظاهری و در همان لحظه باشد ....
تو صنم قبله آمال منی
چون کنم صرف نظر مال منی !
روی رخشنده تو قبله ماست
مردم دیده ما قبله نماست
در این قسمت معنا بدین صورت است که
ای نگار و معبود من تو قبله آرزوی من هستی
و چگونه میتوانم چشم بر سوی تو ببندم چون که تو در بطن من وجود داری ...
و ای نگار و معشوق ما ،، روی درخشان و پاک تو قبله گاه عشاق است و مَردُمکِ چَشمِ ما که روی رخشنده تو را زیارت کرده است همیشه در جهت تو میچرخد
دو تشبیه زیبا در این بیت نوشته شده است که روی معبود را به قبله نما تشبیه کرده است ... ومردم همان مردمک چشم منظور می باشد که تشبیه شده عقربه قبله نما را دارا می باشد
و هزاران بار تعظیم بر فخر موسیقی ایران والامقام استاد حبیب محبیان
Mehrshad Mahmoodi در ۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
ای دیر بدست آمده بس زود برفتی
آتش زدی اندر من و چون دود برفتی ....
به آهنگسازی و تنظیم و صدای همیشه جاودان
و حق لوای استادِ استادان موسیقی تمامی پارسی زبانان ، حبیب محبیان خلق شد ... در آلبوم صِفر سال ۱۳۷۳ ،، با شعری بسیار بسیار زیبا و اثر بخش عالیجناب انوری ...
سپاسگزارم از سایت گنجور
علی ... در ۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:
درود
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن (وزن شعر میشه رمل مثمن مخبون اصلم نه رمل مثمن مخبون محذوف)
چرا ؟؟؟چون
فاعلن=محذوف می شود
فع لن=اصلم میشه می شود
فعلن=مخبون محذوف می شود
Mehrshad Mahmoodi در ۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:
با صدای اهورایی والامقام استاد حبیب محبیان
حضرت عطار را شناختم ...
عجب ... عجب شعر نابی
برون پرده گر مویی کنی اثبات شرک افتد
که من در پرده جز نامی ز مرد و زن نمیدانم ...
سپاسگزارم از سایت گنجور
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۸ در پاسخ به زکریا مقتدری دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۸ - زمانه:
بیت دوم را میتوان با بیت اول یعنی بیت قبلی اش هماهنگ کرد و معنی نمود که یعنی یکی از پندهایی که این روزگار و زمانه به من داده است این هست که به روز و روزگار خوش دیگران حسرت نخوری که چرا مثل آنان نیستی و غم نخوری که در همین حال که تو آن حسرت میکشی دیگران بسیاری نیز به همین زندگی ای که تو داری حسرت میخورند که چرا مانند تو این زندگی را ندارند ؛
شعر در کل از این میگوید که هر چیزی که از دید تو ناخوش و بد احوال است برایت برای دیگری یک آرزوست و شاید همین به ما گوشزد کند که به دیگری لطف بخشیم و خدای را بابت همه چیز شاکر باشیم و از اموال دنیاوی حرص و آز و غم توشه نبندیم حال این چه در زندگی و چه در هر اموری باید رعایت شود ...چه بسا رعایت این ها باعث شود که اندوه هر چند ذرهای کوچک ولی پاک گردد ...
فریبرز فرامرزی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۷ در پاسخ به جمشید پیمان دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۶:
کسی در این شعر به پذیرفتن وضع موجود توصیه نکرده، بلکه پیام این است که وضعیت موجود شما حاصل رفتار و اعمال خود شماست و لیاقت شما همین وضع موجود است، در واقع نکتهی اصلی این است که دیگران و زمین و زمان را بخاطر اوضاع بد خود سرزنش نکنید و آگاه باشید که خود شما مسئول شرایط فعلیتان هستید، و اگر میخواهید لایق شرایط بهتری باشید باید خودتان را تغییر بدهید.
افسانه چراغی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۱ - سرآغاز: