گنجور

 
انوری ابیوردی
 

قرطه بگشای و زمانی بنشین بیش مگوی

روی بنمای که امروز چنین دارد روی

در عذر و گره موی ببند و بگشای

که پذیرای گره شد تنم از مویه چو موی

ای شده پای دلم آبله در جستن تو

چون به دست آمدیم دل بنه و جست مجوی

سنگ عشق تو چو بشکست سبوی دل من

باز باید زدن آخر بهم این سنگ و سبوی

انوری پای نخواهد ز گل عشق تو شست

گر تو زو دست بشویی چه کنم دست بشوی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید حسین محمدی روشن در ‫۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۶ نوشته:

بسیار زیبا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.