رضا از کرمان در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۵۴ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۴ - بیان استمداد عارف از سرچشمهٔ حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمههای آبهای بیوفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمهها اعتماد کند در طلب چشمهٔ باقی دایم سست شود کاریز درون جان تو میباید کز عاریهها ترا دری نگشاید یک چشمهٔ آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آید:
آقا کوروش درود
وقتی که نور چشم وچشمداشت ودلخوشی تو مسایل مادی ودنیوی است وچشم تو به مادیات روشن میگردد پس راتبه یعنی حقوق ومزد این روشنایی ونور چشم تو هم چیزی جز درد های دنیوی نیست .
یعنی مایه اضطراب وپریشانی تو تعلق به این جهان مادی است
شاد باشی
برگ بی برگی در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۵۲ در پاسخ به باب 🪰 دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹:
درود بر شما، و سپاس از این تمثیلِ زیبا و بجا که از فردوسیِ بزرگ آوردید. و بیتِ دیگری از حافظ نیز مؤیدِ همین معناست:
مرحبا طایرِ فَرُّخ پِیِ فرخنده پیام
خیرِ مقدم، چه خبر؟ دوست کجا؟ راه کدام؟
یا آنجا که می فرماید:
"آبِ حیوان تیره گون شد خضرِ فَرُّخ پِی کجاست"
با تشکر از شما
کوروش در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۴ - بیان استمداد عارف از سرچشمهٔ حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمههای آبهای بیوفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمهها اعتماد کند در طلب چشمهٔ باقی دایم سست شود کاریز درون جان تو میباید کز عاریهها ترا دری نگشاید یک چشمهٔ آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آید:
چونک دریا بر وسایط رشک کرد
تشنه چون ماهی به ترک مشک کرد
یعنی چه ؟
کوروش در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۴ - بیان استمداد عارف از سرچشمهٔ حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمههای آبهای بیوفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمهها اعتماد کند در طلب چشمهٔ باقی دایم سست شود کاریز درون جان تو میباید کز عاریهها ترا دری نگشاید یک چشمهٔ آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آید:
زان لقب شد خاک را دار الغرور
کو کشد پا را سپس یوم العبور
تفسیر لطفا ؟
کوروش در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۴ - بیان استمداد عارف از سرچشمهٔ حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمههای آبهای بیوفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمهها اعتماد کند در طلب چشمهٔ باقی دایم سست شود کاریز درون جان تو میباید کز عاریهها ترا دری نگشاید یک چشمهٔ آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آید:
او بگفتی مر ترا وقت غمان
دور از تو رنج و ده که در میان
یعنی چه ؟
کوروش در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۰۶ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۴ - بیان استمداد عارف از سرچشمهٔ حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمههای آبهای بیوفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمهها اعتماد کند در طلب چشمهٔ باقی دایم سست شود کاریز درون جان تو میباید کز عاریهها ترا دری نگشاید یک چشمهٔ آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آید:
این حاشیه رو من نوشتم
چقدر چهار سال پیش ابله بودم 😂
کوروش در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۴ - بیان استمداد عارف از سرچشمهٔ حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمههای آبهای بیوفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمهها اعتماد کند در طلب چشمهٔ باقی دایم سست شود کاریز درون جان تو میباید کز عاریهها ترا دری نگشاید یک چشمهٔ آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آید:
قرةالعینت چو ز آب و گل بود
راتبهٔ این قره درد دل بود
یعنی چه ؟
کوروش در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۷۸:
مصرع پایانی یعنی چه ؟
کوروش در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۴۸ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - فی التوحید باری عز اسمه:
معرفت چه لایق هر ناکسست
کلکم فی ذاته حمقی بسست
یعنی چه ؟
بهرام خاراباف در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
#طنز_مولوی
ای تن!
چو سگ کاهل مشو
افتاده عوعو بس معو
#مولوی
علی اصغر نظارت در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ احمد برمکی » بیت:
سلام دوستان
وزن شعر به چه صورته؟
احمد خرمآبادیزاد در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۳۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵:
مصرع دوم بیت 3 در نسخه عبدالرسولی به شکل زیر است:
«دل به تو من دادم و گناه مرا بود» (به جای «دل به تو من دادهام گناه مرا بود»)
گفتنی است که ساختار شعر به گونهای است که گذشته نقلی در آن جایگاهی ندارد.
در ضمن، تنها با تلفظ «بود» بر وزن «سود»، کل غزل وزن و مفهوم روشنی خواهد داشت.
امیرحسین صدری در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۰:
سلام
منظور از مصرع ؛
" سر ما نگون شد اما ته پا نظر ندارد "
چیست ؟
شایان شریفی حداد در ۶ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواریها » شمارهٔ ۱۳ - مهر درخشنده:
بسیار زیبا
مهراد در ۶ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۰۰ در پاسخ به داود دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:
بسیار دریافته ی زیبایی بود مرا به اندیشه فرو برد
محمود حبیبی در ۶ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
احمد شاملو شاعر بزرگ معاصر در یک سخنرانی در آمریکا، یک بیت از این شعر سعدی را به سخره میگیره که:
گفتی «به غمم بنشین یا از سر جان برخیز»
فرمان برمت جانا، بنشینم و برخیزم
و حضار می خندند، علی رغم اینکه چند تایی از شاهکارهای احمد شاملو رو خیلی دوست دارم ، اما همین یک بیت شعر سعدی را با تمام نوشته ها و اشعار شاملو که در تمام طول عمرش منتشر کرده، عوض نمیکنم .
محسن عبدی در ۶ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او:
گواژه: طعنه، سرزنش
محسن عبدی در ۶ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او:
ماه نیازی: کنایه از عاشق است که نیازمند معشوق است و در برابر معشوق عرض نیاز می کند.
محسن عبدی در ۶ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او:
طیرگی: بدخویی، تندخلقی
رضا از کرمان در ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۰۲ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۴ - بیان استمداد عارف از سرچشمهٔ حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمههای آبهای بیوفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمهها اعتماد کند در طلب چشمهٔ باقی دایم سست شود کاریز درون جان تو میباید کز عاریهها ترا دری نگشاید یک چشمهٔ آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آید: